زنى كه به افتادن دیگرى از روى مركب خندید
ساری , گاهنوشته های محمود زارع (تمسخر)
مرحوم حجه الاسلام آقاى سید حسین فاطمى از والد ماجد خود مرحوم آقا سید اسحاق نقل مى كند كه ایشان فرمود:

زمان تشرف به كربلا براى زیارتى ، یك دسته زنان اهل یزد به زیارت مى رفتند، و یك خانم مجلله محترمه با نوكر به زیارت مى رفت . این خانم بر الاغ بندرى داراى پالان قجرى و تنبلى (سوار) بود.

اتفاق افتاد و یكى از زنان یزدى دست الاغش در سوراخى رفت . آن زن از الاغ افتاد. خانم مجلله خندید. الاغ خانم دستش در سوراخى (و) آن زن از الاغ افتاد. پاى خانم در ركاب ماند. الاغ جو خورده مست راه بیابان را گرفت به دویدن (و) خانم را بر زمین مى كشید. به زحمت فوق العاده الاغ را گرفتند. خانم بعد از برهنگى بدن و خلاصى از این ورطه گفت :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.