چشم به راه

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای جان من ! عشاقْ دیگرند و گروه عالم دیگرند. نتوان گفت که عالم عاشق نیست؛ تا عالم عاشق نباشد علمش حاصل نشود. هر که هست بی عشق نیست.

آیین درویشی

عشاق انواعند:
یکی عاشق تکلیم،
دوم عاشق تفـــرید و
سیم عاشق تسلیم.

عاشق تکلیم مثل عندلیب است که به حضور مشاهده معشوق، غلغله شوق و نوای ذوق به صد هزار زبان و صفت بیان می‏کند اما نفی و فنا در ذات و اوصاف معشوق نمی‏گردد، هر چند که مستی عشق او به کمال است، اما چون از سر هستی روی به خود دارد به وصال خاص که محض یگانگی است نمی‏آمیزد. این را عشق فاضل محفوظ گویند که همیشه در مقام دویی صاحب فرح میباشد.

چو بلبل روی گل بیند زبانش در فغان آید


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

أَنَا المُشتاق اءِلَی المُدبِرین

تقصیر ذلیخا

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ای جان من! چون چنین است، پس چندین چیست؟ آری! چندین برای دردمندی است و دردمندی برای مستمندی است و مستمندی برای خداوندی است و خداوندی برای بندگی و بندگی برای دانندگی و دانندگی برای پایندگی است.

یعنی خدایی و بندگی و دویی و جدایی، برای دیدن و دانستن است و دانستن برای گفتن و شنودن راست؛ و الا نه خود به خود بی خود بود، چون با خود آمد بدین صفت خود را به خود نمود. آری! عروس حسن در پرده معشوقی در جلوه‏ گری آمد و به تجلیات گوناگون متجلی شد یعنی خود را به شکل جهان نمود و این فرق‏های تجلی اوست و تجلیات او را نهایت نیست.

هر عاشقی از او عبارتی دیگر بگوید و هر عارفی از او نشان دیگر جوید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای جان من ! شب عاشق روز است ؛ به دیدن چهره معشوق صبح خود را فدا می‏سازد و در ظهور محبوب محو می‏شود. سیاهی هجر بیداری گل از داغ وداع شبنمدر روشنایی وصال ناچیز می‏گردد؛ اما درد و سوز او اصلا نمی‏رود؛ زیرا داغدار ازلی است.

مراد آن روز و شب عبارت از فرح و حزن است ؛ یعنی شاه عشق چون در بحر بی نهایتی غوطه می‏ خورد و در آن عمیق بی پایان غایب می ‏گردد و عالم را تاریک می‏سازد و در قعر بی نشان چندان می‏رود که آفتاب مقصود به دست می‏ آرد، باز از عمیق حزن سر به عالم فرح می‏کشد و مهر رخش به اوج ظهور طلوع می‏کند و جهان را منوّر می‏ گرداند.

پس شب که هست حزن اوست و روز فرح او؛ یعنی گاه رخ می‏ نماید و گاه زلف می ‏آراید ؛ اما از این دفتر ابتر عالم خراب ‏تر است و از آن لقا که عین بقاست حرف فنا از جریده جهان نهان است، تا یکی که سرور عاشقان است در وقت نالش محبوب بی‏نیاز از سر ناز چه لطف می‏فرماید؛ یعنی :
ای محمد صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم! تو از ما قرار می ‏جویی و ما از تو بی قراری می ‏خواهیم. هم از اینجاست که گاهی به دریای وحدت در قعر وصلت کُلّ مَن عَلَیها فَانٍ (سوره الرحمن (55) آیه 26.) مستغرق بودی و عندلیب روحش ترانه لِی مَعَ اللهِ وَقتٌ (جامع الاسرار، ص 27.) می‏نواختی و گاه موج غیرت به ساحل فراقش باز آوردی قُل اءنَّما أَنا بَشَرٌ مِّثلُکُم (سوره کهف (18) آیه 110 و سوره فصلت (41) آیه 6.) زدی، آن زمان ناله یا لَیتَ رَبِّ مُحَمَّداً لم یَخلُق محمّداً صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم (شرح شطحیات، ص 170.) بر داشتی؛ گاه در عشق، سرمه ما زاغَ البَصَرُ و ما طَغَی (سوره نجم (53) آیه 17.) در دیده کشیدی و گاه طعنه اغیار به پیمانه جوهر جانش رسیدی؛ گاه بر تخت قَابَ قَوسَینِ (سوره نجم (53) آیه 9.) نشستی و گاه به در خانه بیوه ‏زنان گشتی.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic