هرم بن حیان گفت: به نزد اویس قرنى رفتم.
پس، مرا گفت: براى چه اینجا آمدى؟
گفتم: آمده ام تا با تو انس گیرم.
اویس گفت: کسى را نمى شناسم که خدایش را بشناسد و به دیگرى انس گیرد.

زن بدزبان

ابو ربیع زاهد، داوود طایى را گفت: مرا پندى ده!
گفت: از دنیا روزه گیر! و افطارت را براى آخرت بگذار و از مردم چنان بگریز! که از شیر مى گریزى.

صاحب حالى گفته است: اکنون، روزگار خاموشى ست و هنگام گوشه گیرى، و باید با یاد خداوند همیشه جاوید بسر برد.

فضیل گفت: هر گاه کسى بر من بگذرد و مرا سلام نکند، من سپاسگزار اویم، زیرا، سلام، خود نوعى از منت است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.