ساری,گاه نوشته های محمود زارع:روزی به ناصرالدین شاه قاجار خبر دادند که در شهر مرد شیّاد و کلاهبرداری پیدا شده که گوش آدمهای زیرک را می برّد با این قرار وضع آدمهای ساده لوح که معلوم است !

گوش بر

شاه از شنیدن این خبر بسیار عصبانی شد و فوری دستور داد که او را دستگیر و بحضورش بیاورند .
یک ساعت بعد مرد شیاد دستگیر شده و ببارگاه آوردند . شاه تا چشمش به قیافه وی افتاد با فریاد گفت قبل از آنکه ترا حبس کنم بگو ببینم که چطور گوش مردم را می برّی ؟!

مرد شیّاد قیافه معصومانه ای گرفت و گفت :
خدمت آن مقام معزّز عرض میشود که تنها با گفتن و تعریف کردن نمیتوانم عمل نمایم . چون برای انفصال امرتان باید ابزار و ادوات که همان چاقوی گوش بری بنده میباشد را ببینید تا از جریان کار و نحوه گوش بری ام اطلاع پیدا کنید !
شاه گفت ( منظورتان امتثال امرمان هست ) شیّاد گفت من گوش برم نه ادیب اما در باطنش گفت همون انفصال امرتان هست ! ! شاه گفت : چاقو و ابزار کارت کجاست بیرون بیار ببینم ؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.