داود (ع) زبور خواندى، هر گه كه بآیتى رسیدى كه در آن ذكر گناهكاران بودى گفتى: اللّهمّ لا تغفر للخطّائین! ملكا بر گنه كاران رحمت مكن، و تقدیر انگشت تهدید در وى میگزید كه: اى داود! باش تا ترا كار افتد، آن گه ازین گفته استغفار كنى! پس چون آن واقعه بیفتاد، و آن تیر تقدیر در حلق او نشست در خاك ندم مى غلطید و میگفت : ربّ اغفر لى !
بهشت و جهنم
و تقدیر میگفت: اى داود نه تو میگفتى كه گنه كاران را میامرز؟
گفت: بار خدایا ندانسته بودم. هنوز بكر بودم. مقرع سهام قدر نگشته بودم.
بار خدایا! از آن گفت توبه میكنم. تو آن كن كه سزاى آنى. تو احوال بندگان به دانى. مطّلع بر سرّ ایشانى. عزیز و سلطانى. كریم و مهربانى.

از مهربانى وى نكته اى بشنو، بنگر درین آیت، و تأمّل كن درین حالت، كه شهادت چهار گواه عدول در ثبوت فاحشه معتبر كرد، بر وجهى و تحقیقى كه اقامت بیّنت بر آن صفت دشخوار صورت بندد. این همه از آن كرد تا آن فاحشه بر بنده درست نشود، و او را فضیحت نرسد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.