ساری

النوبة الاولى
استدراج
قوله تعالى: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ خداى را است نامهاى نیكو فَادْعُوهُ بِها خوانید او را بآن وَ ذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ و گذارید ایشان را كه كژ میروند در نامهاى او سَیُجْزَوْنَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (180) آرى پاداش دهند ایشان را بسزاى آنچه میكردند.

وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ و از آفریده ما گروهى است یَهْدُونَ بِالْحَقِّ كه راه نمایند بحق وَ بِهِ یَعْدِلُونَ (181) و داد میكنند بآن.

وَ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا و ایشان كه بدروغ فرا داشتند سخنان ما سَنَسْتَدْرِجُهُمْ بر ایشان درآییم ببى راه كردن و كین كشیدن پاره پاره بى ‏شتاب مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ (182) از آنجایى كه ندانند.

وَ أُمْلِی لَهُمْ و درنگ دهم ایشان را إِنَّ كَیْدِی مَتِینٌ (183) كه ساز من درواخ است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:پیر زالی را که عمری بر در خلق بتکدّی بود و از پی خلق بتعدّی
از هر خسی ملتمس کرم و از هر خاری متمنّی درم
مسافر را بدرقه پو و مجاور را صدقه جو
بدین نهج روزی خورد تا مرد !

شبی یکی از اقطابش بخواب دید و از ماجرای آخرتش باز پرسید
گفت چون روح مرا بملاء اعلاء بردند ندایی شنیدم که " چه آوردی ؟! "
عرض کردم بار خدایا ! " هذا مما تضحک علیه التکلی "
یعنی این از آن چیزهائیست که می خندد بر او حتی زن بچه مرده !
من عمری بدریوزه گذراندم و به هر در که رفتم گفتند برو خدا بدهاد !
اینک چه بایدم که تو هم میگویی: چه آورده ای ؟!!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِیرٍ وَ لا نَذِیرٍ یعنى لئلا تقولوا.
محمد را كه بشما فرستادیم بآن فرستادیم تا فردا نگوئید كه بما هیچ بشیر و نذیر نیامد. آن گه مصطفى (ص) بشما آمد، هم بشیر است و هم نذیر، بشیر بالجنّة نذیر من النار، بشیر بالمؤمنین و نذیر للجاحدین.

محمد (ص)

مصطفى (ص) را در قرآن بیست نام است، بده فائده در دو قرین یكدیگر،
دو نام تصریح است و آن را اسم علم گویند، و هو محمد و احمد،
یقول اللَه تعالى: مُحَمَدٌ رَسُولُ اللَهِ، یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ.

و دو نام تعظیم است، و هو الرسول و النبى،
یقول اللَه تعالى: یا أَیُهَا النَبِیُ، یا أَیُهَا الرَسُولُ.

و دو نام شفقت است و مهربانى، و هو الرؤف و الرحیم،
لقوله تعالى: بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ.

و دو نام است بشارت و نذارت را، و هو البشیر و النذیر،
لقوله تعالى: إِنَا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِ بَشِیراً وَ نَذِیراً.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بررسى شبهات - تناقضات در قرآن - حسین طوسى
پیش گفتار - هدف و انگیزه طرح اشكالات، تناقضات در قرآن

این حقیقت در مباحث «اعجاز قرآن» روشن شده است كه یكى از معجزه هاى قرآن مسئله «عدم اختلاف و تضاد در آیات آن» مى باشد و همین معجزه یكى از دلایل صدقرآن بعثت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) مى باشد و این كه این كتاب فقط از سوى خداوند نازل شده است و سراسر آن تضاد و اختلاف مشاهده نمى شود زیرا شرایط نزول قرآن و شرایط وجودى آورنده قرآن (یعنى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)) به طورى مختلف و متفاوت بوده است كه اگر از سوى خداوند متعال نبود بطور حتم بین آیات و مطالب آن اختلاف و تناقض و تضادهاى بسیارى وجود داشت. جالب این كه خود قرآن كریم به این حقیقت و اعجاز در آیه 83 سوره نساء اشاره نموده است: «اگر (قرآن) از سوى غیر خدا بوده است اختلاف فراوانى در آن مى یافتید» (... وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِ اللّهِ لَوَجَدُوا فِیهِ اخْتِلافاً كَثِیراً).

بیان مطلب: افكار و روحیه ى انسان در شرایط مختلف زمانى و مكانى متغیر و به همین دلیل از حوادث خارجى تاثیرپذیر است و به عبارت دیگر شرائط مختلف خارجى كه روز به روز دگرگون مى شود گاه پى صلح و زمانى جنگ گاه پیروزى و موقعیت شكست و خلاصه حالات غنى و احتیاج و قوه و ضعف و دوره هاى ضعف علمى و فكرى و مراحل رشد و تكامل و تجربه امورى روز به روز عقیده او را دگرگون مى نماید و از دانشمند كه كتاب مى نویسد و چنانچه چند سال این تألیف طول بكشد مشاهده مى كنیم عقیده ى مؤلف اول كتاب با عقیده او در آخر كتاب اختلاف پیدا كرده است و متفاوت مى باشد و از سوى سوم افرادى كه در حوادث و كوران بزرگ سیاسى اجتماعى و مذهبى سیر مى كنند. آن هم حوادث بزرگ كه زمینه ساز یك انقلاب بزرگ فكرى و اعتقادى و اجتماعى همه جانبه را پایه ریزى مى كند نمى تواند در مدت یك زمان طولانى گفتارشان یكسان باشد. بویژه اگر درس نخوانده و عامى باشد و آن هم با توجه به تأثیرپذیرى از یك محیط عقب افتاده جاهلیت كه پیامبر چهل ساله در آن محیط پرورش یافته و به مكتب نرفته و درس نخوانده است و مدت نزول قرآن در 23 سال در شرائط متضاد بود كه در بالا بیان شده است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:ابوحامد محمد غزالی (سال ۴۵۰ هجری قمری در توس از اعمال خراسان ) از اکابر علمای اخلاق ابوحامد محمد غزالیمیباشد . سخنی از وی در یکی از آثارش دیدم که در عین سادگی استدلال ؛ بسیار جالب است. گفته بود :

چرا در دنیا در باب رزق , اعتماد بر کرم خدا نمی دهی , که دست از کسب و کار بداری و بگویی « خدا کریم است , مرا بی کسب رزق خواهد داد » حال کار خود را در آخرت حواله کرم خدا میکنی و می گویی « خدا کریم است , مرا بی عمل می بخشد »

مگر گمان تو آنست که بمردن تو , خدای تو متغیّر می شود و از صفت بی کرمی که در دنیا دارد به صفت کرم داری خواهد شد در آخرت ؛ بهمین جهت در دنیا اعتماد بر کرم او نمی دهی و در آخرت می دهی ؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لِلَهِ ما فِی السَماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ نه بدان گفت كه تو دل بدان بندى و بدان مشغول شوى، لكن تا دل در آفریدگار آن بندى و صانع را بینى ...
کریم

همانست كه گفت  أَ وَ لَمْ یَنْظُرُوا فِی مَلَكُوتِ السَماواتِ وَ الْأَرْضِ، قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ
باز اهل خصوص را منزلت برتر نهاد، از نظر عبرت با نظر فكرت خواند، و از صنع با فكرت گردانید گفت: أَ فَلا یَتَدَبَرُونَ الْقُرْآنَ باز مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم را از درجه خصوص برگذرانید و بحقیقت افراد راه داد و در نقطه جمع فرو آورد، تا نظر وى از صنع و صفت برتر آمد، با وى گفت " أَ لَمْ تَرَ إِلى رَبِكَ " ...

اول منزل آگاهانست ،
دوم رتبت آشنایان ،
سوم درجه دوستان و نزدیكان .
آگاهى حال مزدور است ،
آشنایى صفت مهمانست ،
دوستى نشان نزدیكانست ،

مزدوران را مزد است، و مهمانان را نزل، و نزدیكان را راز ،
مزد مزدور در خور مزدور است،
و نزل مهمان در خور میزبان است،
و او كه نزدیك است خود غرقه عیانست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:خوب ها طلایند و از طلا بالاتر
اگر چهار تا از همین خوب ها باشند و بمانند محترم ...  
بسیاری نه وحشی میشوند و نه متجاوز و نه اعدامی ...
اینان در محیط خویش نورافشانی میکنند
و بسیاری از نور وجودشان استفاده میکنند ...


ساری , گاهنوشته های محمود زارع



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها