ساری,گاهنوشته های محمود زارع:حکایت آن سگ تازی را شنیده اید که از او پرسیدند چرا روباه را نگرفتی؟ گفت من برای نان صاحب خود می دویدم اما او برای جان خویش می دوید !
نزاع سرمایه داری و سوسیالیزم در دنیای امروز مبتنی بر این اصل ساده است . تا وقتی نان صاحب سگ با نان و جان خود سگ یکی نشود البته کار دنیا دست روباها خواهد بود که برای جان خود می دوند ! و بر سگها مباهات میکنند که به گردشان هم نخواهند رسید . اما روزی که سگ صاحب نان خود شد و جانش متعلق بخودش گردید مطمئن باشید اگر از روباه تندتر نرود از او عقب نخواهد افتاد .( هفت شهر عشق اویسی)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.