تنى از ابدال گفته است که:
در بلاد مغرب، گذرم به پزشکى افتاد، که بیمارانى، نزد او بودند. و براى آنان شیوه درمانشان مى گفت.

پیامبر متواضع

پس، پیش رفتم و گفتم:
- خدا بر تو ببخشاید بیمارى مرا درمان کن! ساعتى در چهره من نگریست و گفت:

ریشه هاى فقر و برگ صبر و هلیله فروتنى را بگیر!
و در ظرف یقین جمع کن! و آب خوف بر آن ریز! و آتش اندوه در زیر آن بیفروز!
سپس آن را در صافى مراقبه بپالاى! و در جام خرسندى ریز!
و با شراب توکل بیامیز و با دست صدق آن را بخور و با کاسه استغفار آن را بیاشام


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.