تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر وقایع

چشم به راه

از میان اشک ها خندیده می آید کسی
خـواب بیداری ما را دیده می آید کسی


انتظار بسر خواهد آمد 1
.
وَمَا كَانَ عَطَاء رَبِّكَ مَحْظُورًا
 و عطاى پروردگارت منع نشده است
"اسرا/ 20"

یکی گفت : راز راه ؛ رفتن است
راز رودخانه هم , پل
و راز آسمان ؛ ستاره است
راز خاك هم گل ... و ...
من هم میگویم ؛ راز نشانه های در حال وقوع را ... ( تا بعد ... ) ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:حکایت شده در بادیه و بیابانی مردی بود که با همسرش در زیر خیمه ای زندگی میکردند . این زن و شوهر از مال دنیا یک الاغ داشتند که با آن آب می آوردند و بعنوان سقایی از آن استفاده میکردند و یک خروسی داشتند که آنان را برای نماز صبح بیدار میکرد و یک سگی داشتند که آنها را در بیابان از گزند جانوران حفظ مینمود.
شبی روباهی آمد و خروس آنان را گرفت و خورد. شوهر که مرد صالحی بود گفت امید که خیر باشد !
سپس گرگی آمد شکم الاغ را درید و کشت . مرد گفت امید آنکه
خیر باشد.
شبی دیگر بسگ آنان صدمه ای رسید و مرد . مرد گفت امید آنکه خیر باشد.
بعد از روزهایی اوضاع و احوال دگرگون گشت و تمام مردمی که در اطراف آنان زندگی میکردند بدست راهزنان افتادند و عده ای کشته شدند و بقیه اسیر گشتند .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها