ساری,گاهنوشته های محمود زارع:ثم فى المصباح : و تفسیر التقوى ترك ما (لیس ) باخذه باس حذرا عما به یاس ، و هو فى الحقیقة طاعة (بلاعصیان ) و ذكر بلاساری , گاهنوشته های محمود زارع لسان ، و علم بلا جهل ، مقبول غیر مردود.( مصباح الشریعة باب 82 و 54.)

سپس در مصباح الشریعه (دردنباله مطلب فوق آمده است ):
و تفسیر تقوا این است كه تقوا، ترك كردن چیزى است كه گرفتنش اشكال ندارد به خاطر پرهیز از چیزى كه گرفتنش مورد اشكال است . و آن در واقع طاعت (بى گناه )، و ذكر بى زبان ، و علم بى جهل ، و عمل مقبول بدون رد است .

و قال صلى الله علیه و آله : الناجى من اتقى الله فى الاخذ و الاعطاء، و اعتصم بحبل الورع ، و الناس فى هاتین الخصلتین خاص وعام . فالخاص ینظر فى دقیق الورع ، فلایتناول حتى یتیقن انه حلال ، و اذا اشكل علیه تناول عند الضرورة . و العام ینظر فى الظاهر، فما لم یجده و لم یعلمه غصبا و لا سرقه تناول و قال : لاباس ، هو لى حلال . و الامین فى ذلك من یاخذ بحكم الله ، و ینفق فى رضائه .( مصباح الشریعة باب 82 و 54.)

و رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:
اهل نجات كسى است كه در گرفتن و دادن ، تقواى الهى را در نظر گیرد، و به ریسمان ورع چنگ زند.
و مردم دراین دو خصلت (گرفتن و دادن ) دو دسته اند: خاص و عام .
گروه خاص را ریزه كاریهاى ورع مى نگرد، پس چیزى را نمى گیرد تا به حلال بودنش یقین حاصل كند، و اگر تشخیص آن بر او مشكل شد تنها به وقت ضرورت از آن بر مى گیرد.
و گروه عام به ظاهر مى نگرد، پس هرچه را كه نیافت و ندانست كه غصبى و دزدى است بر مى گیرد و گوید: مانعى ندارد، براى من حلال است . و در این مورد، شخص امین كسى است كه به حكم خدا بگیرد، و در راه رضاى او خرج كند.

و علامة التقوى انه اذا تمكنت الانوار فى السر نطقت الجوارح بالبر و فى الحقیقة تقوى مركب از سه چیز است : یكى خوف ، و دیگر اجتناب از معاصى ، سیم : طلب قربت .

و نشانه تقوا این است كه هر گاه انوار در سر و باطن جایگزین شد، اعضا و جوارح به بر و نیكى زبان گشایند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.