در فرازهائی چند از روایاتی که از رسول اکرم (ص) و امامان اهلبیت (ع) رسیده، از دو تن شورشگر به عنوان های« اصهب » و « ابقع »  گفتگو شده که به برخی از آنها اشاره می کنیم :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1530) اذا هلک علج بالشام... فاذا قام العلج الاصهب و عسر علیه القلب، لم یلبت حتی یقتل. فهناك الملک الی الترك .. و یحل بالشام الغلاء، و نکثر الوقائع، و تقوم الحرب علی قدم و ساق .

« هنگامی که کافری در شام به هلاکت برسد، اصهب کافر قیام می کند و تسخیر مرکز (شام) بر او سخت میشود و طولی نمی کشد که او نیز کشته می شود و حکومت به اتراك می رسد و در شام گرانی پدید آید و رویدادها پشت سر هم روی می دهد و در هر قدمی جنگ برپا می شود.» [1]

در اینجا منظور از مرکز همان دمشق است که « اصهب کافر »  در آنجا هلاك می شود [ 2] و آن هنگامی است که یهود از استیلا بر شام ناتوان می شود و رهبرشان در آنجا و یا در اثنای جنگ با آنها کشته می گردد. آنگاه حکومت ظاهری به بیگانگانی می رسد که کشورهای عربی و اسلامی را به ضعف می کشند و منابع زیرزمینی و ثروت های روی زمین آنها را به یغما می برند.

امیرمؤمنان (ع) در این باره می فرماید:
1531) فان کان کذلک، اقبلت علیهم فتن لاقبل لهم بها!. الا و ان اولها الهجری، و العطر فی، والرقطی، وآخرها السفیانی و الشامی .

« چون این حوادث روی دهد، فتنه هائی بر آنها روی می دهد که هرگز یارای مقابله با آنرا ندارند، آگاه باشید که سرآغاز آنها فتنه های هجری، عطرفی، رقطی، و آخر آنها فتنه های سفیانی و شامی است.» [3]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.