تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر هادی

چشم به راه

النوبة الاولى
استدراج
قوله تعالى: وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ خداى را است نامهاى نیكو فَادْعُوهُ بِها خوانید او را بآن وَ ذَرُوا الَّذِینَ یُلْحِدُونَ فِی أَسْمائِهِ و گذارید ایشان را كه كژ میروند در نامهاى او سَیُجْزَوْنَ ما كانُوا یَعْمَلُونَ (180) آرى پاداش دهند ایشان را بسزاى آنچه میكردند.

وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ و از آفریده ما گروهى است یَهْدُونَ بِالْحَقِّ كه راه نمایند بحق وَ بِهِ یَعْدِلُونَ (181) و داد میكنند بآن.

وَ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا و ایشان كه بدروغ فرا داشتند سخنان ما سَنَسْتَدْرِجُهُمْ بر ایشان درآییم ببى راه كردن و كین كشیدن پاره پاره بى ‏شتاب مِنْ حَیْثُ لا یَعْلَمُونَ (182) از آنجایى كه ندانند.

وَ أُمْلِی لَهُمْ و درنگ دهم ایشان را إِنَّ كَیْدِی مَتِینٌ (183) كه ساز من درواخ است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

أَنْ تَقُولُوا ما جاءَنا مِنْ بَشِیرٍ وَ لا نَذِیرٍ یعنى لئلا تقولوا.
محمد را كه بشما فرستادیم بآن فرستادیم تا فردا نگوئید كه بما هیچ بشیر و نذیر نیامد. آن گه مصطفى (ص) بشما آمد، هم بشیر است و هم نذیر، بشیر بالجنّة نذیر من النار، بشیر بالمؤمنین و نذیر للجاحدین.

محمد (ص)

مصطفى (ص) را در قرآن بیست نام است، بده فائده در دو قرین یكدیگر،
دو نام تصریح است و آن را اسم علم گویند، و هو محمد و احمد،
یقول اللَه تعالى: مُحَمَدٌ رَسُولُ اللَهِ، یَأْتِی مِنْ بَعْدِی اسْمُهُ أَحْمَدُ.

و دو نام تعظیم است، و هو الرسول و النبى،
یقول اللَه تعالى: یا أَیُهَا النَبِیُ، یا أَیُهَا الرَسُولُ.

و دو نام شفقت است و مهربانى، و هو الرؤف و الرحیم،
لقوله تعالى: بِالْمُؤْمِنِینَ رَؤُفٌ رَحِیمٌ.

و دو نام است بشارت و نذارت را، و هو البشیر و النذیر،
لقوله تعالى: إِنَا أَرْسَلْناكَ بِالْحَقِ بَشِیراً وَ نَذِیراً.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پس آنگه خراب خرابه نشین ، جغد ، در بیان عذر خویش جهد كرد كه :


در خرابی جای می سازم به رنج
زانكه باشد در خرابه جای گنج

عشق گنجم در خرابی ره نمود            
سوی گنجم جز خرابی ره نبود

متمنی گنج در خرابه ها چه آرزوی لقای سیمرغ؟!

من نیم در عشق او مردانه ای
عشق گنجم باید و ویرانه ای

پایان كار جغد ولو با حصول مرادش یعنی یافتن گنج ، دستمایه پاسخ هدهد شد و گفت :
باید بهلی و بروی  ولو به آرزویت هم برسی!


ادامه مطلب...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... نمونه های زیادی را در تاریخ قیامها و... سراغ خواهید داشت یك نمونه جالبش ، یك سرباز پیامبر(ص) كه برای نرفتن به جهاد با رومیان بهانه و عذر آورده بود كه شنیده ام دختران رومی زیبارویند و من در تقوی خویش بیم دارم ... و خواست او را معذور دارد!!

     طوطی گفت : در بین طیور من خضر ایشانم؛ خضر بمفهوم سبزی و چون طوطی خویش را سبزپوش میدانست و برای كفایت راه خویش از نوشیدن جرعه ای از چشمه آب بقاء كه خضر نوشید برای خود سخن گفت و عذر خویش در تاب نیاوردی محضر سیمرغ بگفت.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ظرافت دیگر بعد از ضرورت تعیین رهبری؛ صفات مشخصه و وجه امتیاز این رهبر است كه عطار با برشمردن چندین مشخصه از زبان هدهد در این خصوص می فهماند كه رهبری در جامعه اولا متناسب با اهداف كلی جامعه و ثانیا دارای مشخصات و اختصاصات ( تخصص ها بمفهوم عام ) و ثالثا سوابق و تجربیات و كارآزمودگی و امتحان دادگی را داشته باشد، را باید حائز باشد. از جمله این مشخصات كه هد هد میگوید :

1- قاصد و همدم بودن سلیمان
2- پیك غیبی بودن
3- حامل كتاب و نامه سلیمان
4- نیاز سلیمان به هدهد بواسطه این امتیازات
5- مجرب در سیر و سفر و عالم و عالم دیدگی او.

     بعد از رهبری شرط پیروزی از زبان رهبر چنین بازگفته میشود : .....خود را از ننگ خودبینی نجات داده و جان بر سر رسیدن بمطلوب بگذارید...


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله



ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در تاریخ ادبیات و عرفان ما این عنوان ( هفت شهر عشق ) بیشتر با نام شیخ فریدالدین عطار همراه است. وی یك منظومه شیوا و دلپذیر كه در واقع با بن مایه های عرفانی و معنوی عجین شده است بنام " هفت شهر عشق " خلق و بیادگار گذارده است. در این اثر سیر بشر خاكی را از ابتداء تا انتهای مسیر سلوك بزبان نظم بتصویر میكشد و در این سیر و سلوك مراحل هفتگانه ای را تشریح مینماید. این مراحل را بیشتر با واژه " منازل " كه پرمعنی تر است در ادبیات عرفانی ایران زمین شناسانده اند. واژه هائی مانند : مرحله ؛ منزل ؛ وادی و... همردیف همین معانی هستند.


     این منظومه یك مثنوی است كه با استفاده از تمثیل مرغان و طیور ، منازل مختلف و هفتگانه سلوك الی الله را بصورت داستانی تشریح و تبیین نموده است. هدف سالك رسیدن به معشوق كه به سیمرغ تعبیر شده است میباشد. در این راه مرغان ، هدهد را رهبر راه پر پیچ و تاب خود می نمایند، چونكه میدانسته اند كه ؛


                                        طی این مرحله بی همرهی خضر مكن
                                        ظلمات است بترس از  خطر    گمراهی


 رهبر ( در طی مسیر سلوك ) در ادبیات عرفانی ما بعنوان پیر ، مرشد ، خضر راه ، قافله سالار ، جلودار، میر و... تعبیر و نامگذاری شده است. در این تمثیلات كه مرغان برای رسیدن به سیمرغ ، انجمنی تشكیل داده اند، پیر، مرشد ، راهنما هدهد است.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
امام , ماموم و نسلها
( جریان دو طرفه هر گونه تعامل اجتماعی ؛ ضرورت پایه ای نتیجه گرایی )


امامان (ع) الگویند؛ اما همه مردم ماموم نیستند!!
     در قرآن کریم , حضرت باری تعالی , پیامبران را الگو و اسوه حسنه معرفی فرموده است. چونان که گوئی اینان مدل و نمونه و پرچمی هستند که دیگران با « نگاه » به آنها و با « بصیرت » نسبت به آنها« راه » را می یابند و در « مسیر درست » راهی میشوند.             
امام زمان (عج)

     الگوها , چون الگویند, لزوما و قطعا قابلیتهائی را دارند < یا گرفته اند > که دیگران بدلائل مختلفی از آن بی بهره اند و یا حداقل اینکه کم بهره اند..

     البته این بی بهره گی و یا کم بهره گی دیگران , احتمالا بایستی متناسب با زمان و کیفیت وجودی آدمیزاده تبیین گردد که : همگان فرصت نداشته اند و یا شاید آنکه به آنها فرصت داده نشده است! و یا فرصت ندارند که از جهت < راه یابی > بی نیاز از اسوه باشند.
     در واقع فلسفه نبوت , سوای از مساله اتمام حجت , فلسفه لطف باری است , نه لزوما و صرفا ضروری خلقت و استحقاق مخلوقات!
ما نبودیم و تقاضامان نبود
لطف تو ناگفته ما میشنود
     اصلا فلسفه وجودی خلقت نیز بنا بر قاعده لطف باری تعالی میباشد نه استحقاق مخلوق! لذا ما طلبکار خدا نیستیم!



ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها