تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر نویسندگی

چشم به راه

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: اگر خود خواهیها نباشد، رشد و تکامل و توفیقات نیز بیشتر محمود زارع 90خواهد شد. مثلا، خودم یافته هائی در ذهن دارم که میترسم آنها را بنویسم. البته توجیهاتی برای خود و شما دارم. ولی اصل مطلب را که بیطرفانه ( کاری سخت ) بررسی میکنم مشاهده می کنم که چیزی جز خودخواهی نیست . که میترسم بنویسم و بعدها غلط از آب در آید و شمایان مرا مسخره کنید و بخندید و قضاوت نادرستی بنمائید. ولی یکی از توجیهات این است که چون تصور بر کج  فهمی خواننده میرود، برای حفظ شان و آبروی خود ، نمی نویسم. در صورتی که ، این یک توجیه برای... میباشد. از خدای سبحانه تعالی عاجزانه تقاضای توفیق و غلبه بر خودخواهیهای خویش را داریم. گرچه نام این کتاب را خطور گذاشتم و طبیعتا خوانندگان بایستی انتظار مطالب ارائه شده از روی تحقیق علمی را از آن نداشته باشندو صرفا هر آنچه که بلا فاصله بذهن میرسد را باید بنویسم ولی در اکثر اوقات احتیاطات زیادی میکنم و تمام آنچه که بذهن خطور میکند را نمینویسم. هنوز بر حب نفس غلبه نیافتم. راستی آیا لازم است هر آنچه که در ذهن خطور میکند را نوشت؟ اصلا هدفم نیز این نبود. نوعی تحمیل میتوان نامید. چه چیز را ، کار نویسندگی ، خطابه و... را ، شما را مجبور میکنند که هر آنچه خودشان رسیده اند را بخوانید، اینطور نیست؟ ! کمی باید تعدیل کرد... - محمود زارع سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384  ساری



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یک حرفهایی گاهی میزنم,گاهی دل گپ هایی برام پیش می آید قبلا دفترچه و بعدها سررسید و حالا وبلاگی دارم و یادداشت میکنم اما هرچه جلوتر می آئیم به مکانی که این نوشته ها را برای حفاظت,آرشیو,نگهداری اعتماد میکنم بیشتر ظنین میشوم مثلا یک موقع این سایت را فیلتر کنند و یا کلا خود سایت از دسترس خارج شود چی میشه؟ معلوم نیست تجدد همیشه بهتر باشدو اما
آدمها دو رو دارند ، یک رویشان به ماست و یک روی دیگرشان بخودشان !
به بعضی ها بعضی چیزها نمی آید . مثل مدیریت به ... !
گاهی شما را مخاطب قرار میدهند و در حال صحبت کردن هستند ولی در پس این هیبت ظاهر و شکل ظاهر کار ، حس میکنی که گوینده در واقع ترا بهانه یا وسیله قرار داده است و دارد برای دیگری حرف میزند ، اینرا آدم گاهی در چشم های مجریان بعضی از برنامه های تلویزیونی و در پس دیدگان مجریان حس میکنی . او دارد دیگری را ارضاء میکند ، فرضا رئیس خودش را . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که اگر در خارج از تلویزیون هم این رفتارها هنجار شود...
تک درخت بید مجنون در صحرائی غریب در غربت ایستاده است . نمیدانم بید مجنون من ... آیا شته ها در جانش چه میکنند... امان از رسوخ شته های ملوث در بدنه و تارو پود تک درخت بید مجنون من !
گاهی موقع به نوشتن ظنین میشوم !
محمود زارع   www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها