بسم الله الرحمن الرحیم
روایتی تلخ اما واقعی از سرنوشت زنان
......... بای ذنب قتلت .........
خداوند منتغم میباشد .
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:با یک حرارت خاصی آیه فوق در کتاب عظیم نقل شده است. گرچه عمق جنایت اعراب بدوی بحدی است که قدرت باور بشری حتی در نزد خوش باورترین انسانها نیز در مواجهه با اصل خبر لنگ میشود اما بایستی ریشه های وجود این کنش را در جامعه مورد نظر به جستجو نشست. در یکی از نقل ها آورده اند که ( 1 )
نعمان بن منذر – پادشاه حیره – سالی بر قبیله بنی تمیم خشم گرفت و برادر خود – دیان بن منذر – را بجنگ آنان فرستاد؛ سپاه دیان تعداد زیادی از زنان و دختران قبیله را اسیر نموده و با غنائم بین خود تقسیم کردند؛ بعد از چندی مردان قبیله که فرار کرده بودند برگشته و شعرائی که در میان آنها بودند در این باره شعرها سرودند و اظهار ندامت کردند؛ لذا عده ای از اهل قبیله به عذرخواهی نزد نعمان رفته و از او درخواست زنان و دختران خود را کرده و از تقصیرات خود معذرت خواستند. ملک نعمان بر آنان رحم آورد و حکم کرد هر زن اسیری که میل دارد به شوهرش یا پدرش مسترد شود نزد آنها باز گردد و هر زنیکه خواست بماند ؛ باشد. اغلب زنان و دختران ماندن با دشمنان و قاتلین شوهران و برادران و پدران خود را برفتن نزد شوهران و پدر و مادر و برادر و فرزندان خود ترجیح دادند و از آن جمله دختر – قیس بن عاصم – قیس یکی از بزرگان نامی عرب بود که ماندن نزد رفیق قوی گردن تازه نفسش را برفتن نزد پدر و مادر ترجیح داد.(2)


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.