ساری

روزگاری افسرده بودم ...
کنون ... من هم بو برده ام ... رها شده ام اینک ...
ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِینَ
آفرین باد بر خدا كه بهترین آفرینندگان است "مومنون / 14
"
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:... اگر از نشاط زیستن افتادی و  دلتنگ دیدار آدمیزاده شدی ؛ اگر از چهره های نقابدار بیزار شده و راستی را تشنه ای ... و اگر از دیو و دد ملولی و انسانت آرزوست و اگر ... اگر ... بهتر است بتماشای سیمای بچه های معصوم نگاه کنی تا شاید نشانی از انسان و آدمیزاده اصل و اورجینال بیابی و ...نه انسانهای قالبی و کپی دیگران و از خود بیزار و متنفر و... پس با هم بدیدار زندگی و زیارت معصومیت و تماشای زیبایی برویم ...

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (بچه ها)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

          ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:اینروزها رسم شده است که گهگاهی مردم اعتراض میکنند که چرا همه اش از مرگ حرف زده میشود ، حتی وزیر ارشاد گفته بود که ( نقل بمضمون ) : دین را نبایستی از شادی و خوشحالی تهی کرد و بایستی اعتراف کرد که تاکنون کمتر به امر شادی پرداخته شده است. و نیز مدتی قبل یک خواننده ای گویا اعتراض کرده بود که چرا صدا و سیما در قرائت قرآن کریم همیشه آیات جهنم و ... را میخواند ! شاید راست باشد اما من میگویم کسی که دنیا را خوب بشناسد و بهتر از آن آخرت را ؛ احتمالا کمتر می خندد و بیشتر شاید بگرید. منتها باید باین نکته ظریف توجه کرد که مرز بین دغدغه های شخصی و عرفانی فردی را و رابطه آن با مسائل اجتماعی را بایستی بنیکی تمیز داد و این دو مبحث را خلط و آمیزش نا موزون نداد ... بهر حال خدا عرفان همه ما را توسعه بیشتری دهد !

محمود زارع + حاج اکبر دوستدار
                                                                   
                                     4 بامداد 19/12/1378                                  
مازندران . ساری  
 محمود زارع




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... ادامه از قسمت قبلی(پنجم) گاهنوشتهای محمود زارع : ...مشخصه ظاهری دیگر ؛ نسبت قطر كمر به باسن در زن میباشد كه 7/0 باشد. یعنی قطر كمر تقسیم بر قطر باسن ؛ ضربدر صد مساوی با 7/0 باشد.
تحقیقات موید آن است كه زنانی كه این نسبت در آنان حدود 7/0 باشد ؛ بیشترین جذابیت را دارند. میزان كمتر از آن نشاندهنده نابالغی و عدم آمادگی برای تولید مثل؛ و نیز با افزایش سن و انباشت چربی در باسن، این نسبت به بیشتر از 7/0 ی میشود كه این خود به ضمیر ناخودآگاه مرد پیام میدهد كه این زن احتمالا بارور نیست.
اغلب مردها؛ آگاهانه نمیدانند چرا به چنین زنانی جذب نمیشوند. مگر اینكه مطالعه كرده باشند؛ همه چیز اتوماتیك بوسیله نفر و هورمونها انجام میشود؟ توجه شود! چاقی یا لاغری زن برای مرد خیلی مهم نیست بلكه نسبت قطر دو بخشی كه یادآور شدیم مهم است، نه میزان قطر هریك! و این نسبت در یك دختر جوان چاق میتواند با یك دختر جوان لاغر برابر باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... ادامه این مطلب از قسمت قبلی ( چهارم ) از گاهنوشتهای محمود زارع :....بررسی های آنتروپولوژیك Antropologic  و بیولوژیك Biulogic و سایكولوژیك Cicologic شامل مجموعه های قبلی ( چندین صفحه مقال بالا )در مورد عشق بوده است. سوال اساسی قبلی كه باتمام و آغاز آن رسیده بودیم این بود كه ؛ چه عواملی موجب میشود كه ما عاشق و دلبسته فردی خاص میشویم؟! لازمه تحقق عشق واقعی ؛ منحصر بفرد بودن معشوق است. عشق كلاسیك Clasic از اینرو قبل از ازدواج بوقوع می پیوندد و...! در جوامع مردسالار تا حدودی مثل جامعه خودمان ؛ دختران انتخاب میشوند. حق انتخاب كمتری به نسبت پسران دارند؛ چیزی كه پیش می آید بعد از نكاح، حداكثر وابستگی مادی و عاطفی است. و با تعریف ما از عشق سازگار نیست.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... ادامه از قبل ( شماره سوم ) گاهنوشتهای محمود زارع:    مارك گولستون روانشناس دانشگاه ایالتی كالفرنیا در LA در مورد ترشح اندروفینها و... میگوید : " عشق خام ، یعنی ، وقتی شما احساسی كه طرف مقابل در شما ایجاد میكند را دوست بدارید، نه خود او را، ولی ؛ عشق پخته و متكامل ؛ یعنی خود فرد را آنگونه كه هست دوست بدارید " .

     در این شعر فروغ فرخزاد ، آنچه گولستون عشق خام نامیده است ، بخوبی تصویر شده است:

     اگر بسویت اینچنین دویده ام          و به عشق عاشقم نه بر وصال تو

     به ظلمت شبان بی فروغ من         خیال عشق، خوشتر از خیال تو!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... از ادامه قسمت دوم گاهنوشتهای محمود زارع: ....خوب این آقایان هم بند كرده اند به حرفهائی از آنجور حرفها و حرپها؛ به این تغییر و تحولات كاری ندارند. فارسی را یا همان پارسی را  كه پاس ( فاس ) بدارید كافی ( كاپی )  است. اینقدر دگر اندیش و غیر خودی و دشمن هست كه وقت نمی كنیم به اینها كه ف را پ میكنند، بفردازیم، حالا شاید " بفردا" زیم.

     شما فعلا ( پعلا ) از این ف ف های من ناراحت نشید، پدری از این پ یا ف دربیارم كه تازه آخرش متوجه خواهید شد و می پهمید كه جریان " پ " چیست؟ منتظر باشید!

     حتی اگر این ف ف ها به فیس و افاده هم رسید، صبر كنید، تا من یه چند خطی پدر آمریكا و اروپا و اسرائیل و... را در بیاورم تا بموقع ماجرای ف را برایتان تپسیر كنمو شرح نمایم. پعلاوه در خماری و خلسه و خیال بمانید، تجربه بد نیست، عالمی دارد. خوب عالمی است تجربه! همچنان در حال آنیم. لابد میدانید كه تجربه غالبا نامی است كه ما بر روی اشتباهاتتمان می گذاریم!! بله همچنان در حال آنیم و درآنیم... در اشتباه غرقه ایم...آقا...!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ادامه از قسمت اول گاهنوشتهای محمود زارع:حالا من كه ترهاتی به مخیله ام خطور كرده است، پرانتزی باز كرده و بگویم كه عجیب رابطه ای وجود دارد بین حرفی بمانند " پ " مثل پیمانكار ، پول ، پارتی ، پرروئی ، پشتی ، پارو، پیمانه ، پری ، پر زوری ، پرخوری، پیمانه پر ، و پ و پ  كه دارم به ته ته پ ته می افتم كه در همین جمله گنگ البته فوق العاده مفهوم و رسا هم بنگاهی ، شاه كلید حرف این جمله همین حرف " پ " هست و گرنه همه اش میشود، تتت ، كه سكته است و بی معنی!

     من هم فكر میكنم شاعرم. ولی بیشتر شاعر نثر نویس؛ نظم اصلا مال انسانهای نظامی است؟؟!!! شاعر از همه تر دامن تر است و آبدار مثل هلوی پوست كنده و همانطوریكه  بعرضیدم تردامن تر. پس شاعر نثر نویس در واقع شاعر واقعی است؟!!

     از این چرندیات در لابلای مطالب ؛ بدلیل اینكه از قوه تخیل شاعرانه ام؟! استمداد ( كه چه عرض شود…) هر دم آید به مباركبادم… كه اگر من نروم او به طلب می آید، اصلا خود من شده ام تخیل و یك پارچه شاعر كامل پر و پیمانه. خواهم شعرید! منتظر بمانید در خماری! راستی خماری هم عجیب رابطه ای با تخیل و شاعری دارد. ولی انصافا اگر شعراء هیچ كاری نكرده باشند بجز همین صدور یك فقره محصول لطیف و آبدار و گرانقدری بنام عشق؛ شیدائی ، برای هر چند جدشان تا آخر دنیا بس كه بالای بس بود درست مثل بست بالای بست و هی بست یالای بست و…شكر … !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هوالمحبوب
عشق ؟ ! یا غریزه حیوانی !!
           آیا عشق تنها در داستانها بصورت نابش جلوه گر است؟!
           عده ای عشق را از روی علائم آن میخواهند بشناسند؛ گفتند :
·        لطافتی ماندگار در روح و رفتار
·        اعتقاد عمیق به اینكه تمام خوبیها در معشوق جمع میباشد.
·        اطمینان به اینكه احدی تا حال چنین شیفتگی نسبت به مخلوق دیگر را تجربه نكرده است.

            تضاد را در عشق ، طرح و معتقدند ، مانند :
·        عشق ؛ نشاط و شادمانی در عین عذاب و شكنجه است.
·        عشق آزادی است و در عین حال بردگی.
·        عشق زهری است و تریاق.
·        عشق درد است و درمان
            شعراء هم كه " بنیاد جهان را بر عشق استوار می بینند! "

     یكی نوشت كه میخواهد عشق را توصیف كند(؟!) نه بصورت احساسی و ادبی و... مدعی است  بر اساس نظریات جامعه شناسی ، بیوشیمی ، روانشناسی به تحلیل عقلانی (؟!) آنهم در نقطه مقابل  عقل (؟!!!) در فرهنگ شرقی ، یعنی عشق ، می پردازد!

     قصدم از این مقال درج نظریات مربوطه و تحلیل مختصر از آن می باشد.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها