سفیان میگوید: آمدم خدمت حسن بن على علیهما السلام بعد از آنکه از کوفه بمدینه مراجعت کرده بود.بحضرت عرض کردم : اى ساری , گاهنوشته های محمود زارعذلیل کننده مؤمنین، ( چرا با معاویه صلح کردى ) یکى از استدلالهائى که ازآنحضرت در جواب من فرمود این بود که فرمود:

شنیدم على علیه السلام از قول رسول خدا صلى الله علیه وآله مى فرمود:
چند شب و روزى نمی گذرد که این امت بدور مردى اجتماع میکنند که دهانه روده مستقیم , مقعد و گلویش گشاد است ؛ میخورد ولى سیر نمیشود , آن معاویه خواهد بود، پس من دانستم که امرخدا واقع شدنى است، ( لذا ) ترسیدم که بین من و او خونهائى ریخته شود، بخدا قسم من خوشحال نیستم که خدا را در صورتى ملاقات کنم که خون مسلمانى بنا حق ریخته شود.

ابو نعیم حدیث اجتماع امت را بدور معاویه از رسول خدا صلى الله علیه وآله به طریق روایت کرده است.
اگر کسى اشکال کند و بگوید: على علیه السلام هم مثل امام حسن علیه السلام میدانست که بالاخره مردم دور معاویه را خواهند گرفت پس براى چه آنحضرت با معاویه (لع) جنگ کرد وآن همه خونها در بین آنها ریخته شد؟!

جواب، چند وجه است،

اول : اینکه مولاى ما على علیه السلام مامور بود که با سه دسته جنگ کند:
1) ناکثین که طلحه و زبیر وعائشه باشند.
2) قاسطین که معاویه باشد.
3) مارقین که اهل نهروان - - -
باشند، پس آن حضرت ماموریت خود را انجام داد.

دوم : وقتى که مولاى ما على علیه السلام خبر داد که سلطنت بمعاویه و بنى امیه خواهد رسید از آنحضرت پرسیده شد، پس چرا شما با معاویه جنگ میکنى درصورتیکه میدانى سلطنت باو منتهى میشود؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.