چشم به راه

... لطفها فرمود و بذل ها بی دریغ
بگذار بگوید
اما
تیر تعنّت در کمان ملامت بارها از سوی کسانی که بخیرشان امید میرفت، بر ما بارید ؛ حکیم که جای خود دارد ...

گر از مضایقه جودت و فتوت لب فرو بندم و نگویم ؛ این بسختی بتوان از خاطر زدود که دستی هم بر سبیل دوستی برنخاست که گرهی اگر بود؛ وا کنند !

گرچه ادیبان گفتند که تعنّت یعنی خواری و مشقت کسی را خواستن؛ و مضایقه را بخالت و گرفته گیری و عدم همراهی معنی کرده اند
لیک این بنده تا اینجا پیش نخواهم رفت که باور نتوانم کرد !

اما
بر ما بسی کمان ملامت کشیده‌اند

ما هم بسان کسان بسیار از این جمع محتشم ؛ بر طریق تربیت ؛ بلطف حضرت رب الارباب
ساکن در لحظه ها نیستیم ؛
هر لحظه همانند زندگان در تغییریم و اینک اینجا ایستاده ایم که هستیم
نه انتظاری و نه هم شکوه ای دیگر ...

بسیار شده که هم اینان را
از عمق وجود دعا کرده ام !
گرچه آنان گفتند
برو زین سپس سر خویش گیر !

پیر مغان ز شکوه ما گر ملول شد
گو باده صاف کن که
به عذر ایستاده‌ایم !

محمود (بهمن 98)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چند نفر از این نردبان سازان را میشناسید ؟!!

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات