تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر میبدی

چشم به راه

النوبة الاولى
مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245﴾
كیست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نیكویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست كه [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى‏ آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید (245)
کونوا مع الصادقین
قوله تعالى:
مَنْ ذَا الَذِی یُقْرِضُ اللَهَ كیست آنك خداى را وامى دهد؟
قَرْضاً حَسَناً وامى نیكو
فَیُضاعِفَهُ لَهُ تا وى را آن وام توى بر توى كند
أَضْعافاً كَثِیرَةً تویهاى فراوان
وَ اللَهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ و اللَه میگیرد روزى، بر كس كس تنگ مى كند، و میگشاید روزى، بر كس كس فراخ میكند،
وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ و با وى خواهند گردانید شما را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ الآیة...
بزبان اشارت محافظت اندر نماز آنست كه چون بنده بحضرت نماز در آید، بهیبت درآید، و چون بیرون شود بتعظیم بیرون شود، و تا در نماز باشد به نعت ادب بود، تن بر ظاهر خدمت داشته و دل در حقائق وصلت بسته، و سر با روح مناجات آرام گرفته، المصلى یناجى ربه.
ان الله بصیر بالعباد

بو بكر شبلى رحمة اللَه گفت اگر مرا مخیر كنند میان آنك در نماز شوم یا در بهشت شوم، آن بهشت براین نماز اختیار نكنم، كه آن بهشت اگر چند ناز و نعمت است، این نماز راز ولى نعمت است، آن نزهت گاه آب و گل است و این تماشاگاه جان و دل است، آن مرغ بریان است در روضه رضوان، و ابن روح و ریحان در بستان جانان.

تماشا را یكى بخرام در بستان آن جانان ببین در زیر پاى خویش جان افشان آن جانان مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم از هیچ مقام آن نشان نداد كه از نماز داد بآنچه گفت: " جعلت قرّة عینى فى الصلاة " روشنایى چشم من از میان نواختها و نیكوئیها مشغولى بوى است و راز دارى با وى.

اینك دل من تو در میانش بنگر
تا هست بجز تو هیچ مقصود دگر؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ اى واظبوا على الصّلوات المكتوبة بمواقیتها، و حدودها و جمیع ما یجب فیها من حقوقها
میگوید: بپاى دارید نمازهاى فریضه، و حقوق و حدود آن بشناسید، و بوقت خویش بجاى ارید. و آن پنج نماز است به پنج وقت، .....
و اوقات این نماز پنچ گانه مختلف است و بیان آن هم در قرآن است و هم در سنت قال اللَه تعالى: فَسُبْحانَ اللَهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًا وَ حِینَ تُظْهِرُونَ حین تمسون وقت نماز شام و خفتن است و حین تصبحون وقت نماز بامداد، و عَشِیًا نماز دیگر و حِینَ تُظْهِرُونَ نماز پیشین.
نیرنگ در قرآن
جاى دیگر گفت فسبّح بحمد ربك قبل طلوع الشمس. وقت نماز بامداد است، و قبل غروبها، نماز دیگر، و من آناء اللیل نماز شام و خفتن و اطراف النهار نماز پیشین. این بیان اوقات نمازست از كتاب خداى عز و جل
اما از جهت سنت آنست كه ابن عباس روایت كرد از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم قال " امّنى جبرئیل عند باب البیت، فصلّى بى الظهر حین زالت الشمس و الفى ء مثل الشراك، و صلى بى العصر، حین كان كل شى ء بقدر ظلّه، و صلى المغرب حین افطر الصائم، و صلّى العشاء حین غاب الشفق، و صلى الصبح، حین حرم الطعام والشراب على الصائم، و صلى الظهر فى الیوم الثانى، حین كان كل شی ء بقدر ظلّه، وقت العصر بالامس، و صلى العصر حین صار ظل كل شی ء مثله، و صلى المغرب للوقت الاول، لم یؤخرها عنه، و صلى العشاء حین ذهب ثلث اللیل، و صلى الصبح حین اسفر، ثم التفت الى فقال یا محمد: هذا وقت الانبیاء قبلك و الوقت ما بین هذا الوقتین

معنى محافظت بپاى داشتن این نمازهاست باین وقتهاى معین و حقوق آن بتمامى بجاى آوردن. مصطفى گفت: كسى كه در نماز تأخیر افكند و حقوق آن بجاى نیارد او را منافق نام كرد،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ الآیة...
اصل جناح از جنوح است، معنى جنوح میل است. جنح اى مال و جنح نام پاره ایست از شب، و هر جا كه لا جُناحَ گفت معنى آنست كه بر آن كس از نام كژى چیزى نیست و بر وى بزه مندى نیست.
قرآن

مفسران گفتند این آیت بدان آمد كه چون مصطفى تهدید داد و بترسانید ایشان را كه طلاق بسیار گویند و زن بسیار خواهند، بآنچه گفت : " ان اللَه یبغض كل مطلاق ذواق " و گفت " ابغض الحلال الى اللَه الطلاق " و گفت " ما بال قوم یلعبون بحدود اللَه یقولون طلقتك راجعتك " مسلمانان چون این تهدید شنیدند، گمان بردند كه هر آن كس كه زن خود را طلاق دهد بزه كار شود و تنگیى عظیم بر دل ایشان آمد.

بدین معنى رب العالمین گفت: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ نه چنانست كه شما گمان مى برید كه بهر حال كه طلاق دهید، بزه كار شوید، نیست بر شما تنگیى و بزه كاره اى، چون ایشان را طلاق دهید بوقت حاجت و بر وجه مندوب. و باشد كه خود فراق به بود از امساك، چون سازگارى و مهربانى نبود، و ذلك فى قوله فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ پس گفت: ما لَمْ تَمَسُوهُنَ معنى آنست كه تا آن گه كه زن را نپاسیده باشید ما لم تماسوهن " تا آن وقت كه با آن زن هام پوست نبوده باشید "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ كَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿233﴾
شیر مادر

و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را تكمیل كند و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شایسته بر عهده پدر است هیچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‏شود هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند] و مانند همین [احكام] بر عهده وارث [نیز] هست پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صوابدید یكدیگر كودك را [زودتر] از شیر بازگیرند گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهى نیست به شرط آنكه چیزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفته ‏اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا كنید و بدانید كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست
(233)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: الطَلاقُ مَرَتانِ الآیة...
حكم طلاق در روزگار جاهلیت و در ابتداء اسلام پیش از نزول این آیت آن بود كه هر آن كس كه زن خویش را طلاق دادى اگر یكى و بیشتر، طلاق را حصرى و حدى نبود، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة، .... و در آن حال این آیت آمد و حدّ طلاق پیدا شد و به باز آمد.
آه

گفتند یا رسول اللَه الطَلاقُ مَرَتانِ و این الثالثة؟ این دو طلاق است كه گفت ذكر سیم كجاست؟ گفت: فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ این تسریح نام سدیگر طلاق است. و نامهاى طلاق در قرآن سه است: طلاق و فراق و سراح " طلقوهن و فارقوهن و سرحوهن "
 
معنى آیت آنست كه طلاق كه بوى رجعت توان كرد دو است، بعد از آن دو طلاق امساك است با خود گرفتن بلفظ مراجعت، أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ یا گسیل كردن بآنك فرو گذارد تا عدت بسر آید و بینونت حاصل شود، پس چون عدت بسر آمد و بینونت حاصل شد و خواهد كه وى را با خود گیرد بلفظ مراجعت كار بر نیاید. كه نكاح تازه باید كرد. اما اگر این دو طلاق گفت و پیش از آنك عدّت بسر آید یا نه كه بعد از آنك عدت بسر آید و نكاح تازه كند وى را طلاق سوّم دهد بینونت كبرى حاصل شود. و تا آن زن بنكاح بشوهرى دیگر نرسد بهیچ وجه وى را با خود نتواند گرفت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَوْلُهُ الآیة...
این در شأن مردى آمد از قریش، ازین منافقى، نیكوسخنى، بد فعلى، كه منظرى شیرین داشت و سخنى نرم و زبانى خوش اما كافر دل بود، و سوگند خوار و سخت خصومت و بد سیرت. آمد بر مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم و سوگند یاد كرد كه من ترا دوست دارم و بر دین توام. و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم او را بدین بنواخت و نزدیك خود كرد، و سخنش خوش آمد. گویند كه اخنس بن شریق بود و گویند كه ثعلبه بود.
الله

وَ یُشْهِدُ اللَهَ عَلى ما فِی قَلْبِهِ و آن گه خداى را مر گواه گرفتى كه آنچه میگویم راست است و دروغ بود و یُشْهِدُ اللَهَ خوانده اند بفتح یا و رفع هاء اللَه و معنى آنست كه خداى گواه است پنهان بد او در دل او.
وَ هُوَ أَلَدُ الْخِصامِ قال شدید القسوة فى معصیة اللَه، جدل بالباطل، عالم اللسان، جاهل للعلم، یتكلم بالحكمة و یعمل بالخطیئة. قال النبى : " انّ ابغض الرجال الى اللَه الالدّ الخصم "

وَ إِذا تَوَلَى سَعى فِی الْأَرْضِ الآیة...
دو معنى گفته اند این را، یكى آنست كه چون بر گردد از تو این منافق در زمین تباه كارى كند، كه جایى بگذشت و كشت زارى را دید، و آتش در آن زد، و چهار پاى را بكشت.
معنى دیگر آنست كه این منافق چون والى شود و او را ولایتى و عملى بود بیداد كند و فساد جوید تا اللَه تعالى بشومى وى باران باز گیرد، تا چهار پایان نیست شوند و كشت زار خشك گردد و تباه شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة...
...معنى حدیث آنست كه خداوند بزرگوار كردگار نامبردار بآدم صفى وحى فرستاد، كه اى آدم منم خداوند جهان و جهانیان، آفریدگار همگان، پادشاه كامران، منم خداوند بكة، نشینندگان در آن همسایگان منند، و زوّار آن وفد من اند، و مهمانان من اند، و در پناه من اند، باهل آسمان و زمین آبادان دارم و بزرگ گردانم این بقعه، تا از هر سویى و هر قطرى جوك جوك مى آیند مویهاشان از هم بر كرده، و رویها گرد گرفته از رنج راه، تكبیر گویان و لبیك زنان، روى بدان صحراى مبارك نهاده، و بخون قربان زمین آن رنگین كرده،
مناجات موسی

اى آدم! هر كه این خانه را زیارت كند، و در آن مخلص بود، وى مهمان منست، و از كسان منست، و از نزدیكان بمن است. سزاى جلال من آنست كه وى را گرامى كنم، و با تحفه رحمت و عطاء مغفرت باز گردانم،

اى آدم! در فرزندان تو پیغامبریست نام وى ابراهیم، خلیل من و گزیده من، بدست وى بنیاد این خانه بر آرم، و عمارت فرمایم، و شرف آن پیدا كنم، و سقایه آن پدید آرم، و حرم آن را نشان كنم، و پرستش خود در آن وى را بیاموزم. پس از وى جهانیان را فرا عمارت آن دارم، و توقیر و تعظیم آن در دلشان نهم، تا نوبت به محمد عربى رسد، خاتم پیغامبران، و چراغ زمین و آسمان، مولد و منشأ وى گردانم، مهبط وحى منزل كرامت وى كنم، سقایة و نقابة و ولایت آن بدست وى مقرر كنم، وانگه مؤمنانرا از اطراف عالم عشق آن در دل نهم، تا سر و پاى برهنه، ضیاع و اسباب بگذاشته، جان بر كف دست نهاده، مویها از هم بر كرده، رویها گرد گرفته، همى روند و گرد آن خانه طواف میكنند، و از ما آمرزش میخواهند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ فرض در قرآن بر چهار وجه است:
بمعنى بیان چنانك اللَه گفت: قَدْ فَرَضَ اللَهُ لَكُمْ تَحِلَةَ أَیْمانِكُمْ یعنى قد بین لكم كفارة ایمانكم، جاى دیگر گفت سُورَةٌ أَنْزَلْناها وَ فَرَضْناها یعنى و بینّاها.
لیس البر ان تولوا

وجه دوم فرض بمعنى احلّ و ذلك فى قوله: ما كانَ عَلَى النَبِیِ مِنْ حَرَجٍ فِیما فَرَضَ اللَهُ لَهُ اى احلّ اللَه له.
وجه سیم فرض بمعنى انزل و ذلك فى قوله: إِنَ الَذِی فَرَضَ عَلَیْكَ الْقُرْآنَ اى انزله.
وجه چهارم فرض بمعنى اوجب و ذلك فى قوله: فَنِصْفُ ما فَرَضْتُمْ اى اوجبتم على انفسكم،

جاى دیگر گفت: قَدْ عَلِمْنا ما فَرَضْناعَلَیْهِم اى اوجبنا علیهم و كذلك قوله تعالى فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَ الْحَجَ اى اوجب فیهن الحج فاحرم به. میگوید: هر كه درین ماهها حج بر خود فریضه گرداند، یعنى باحرام و تلبیه، و احرام آن باشد كه چون بمیقات رسد غسل كند، آن گه از ارى سپید در بندد، و ردائى سپید بر افكند، و نعلین در پوشد، و بوى خوش بكار دارد، و دو ركعت نماز كند. آن گه در دل نیت حج كند، و حقیقت احرام این نیّت است، پس اگر راكب باشد بر نشیند، و چون اشتر برخیزد و رفتن را راست بیستد، تلبیه كند و گوید لبّیك اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، ان الحمد و النعمة لك، و الملك، لا شریك لك " و ازین جمله خود احرام فریضه است آن دیگر همه سنن و هیأت است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها