چشم به راه

حسادت و سلامتی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... باید به مستندات مراجعه کرد. ای بسا بسیاری از سوء تفاهمات از همین جاها ریشه بگیرد. که حرف همدیگر را نمی فهمیم یا مهمتر آنکه بد می فهمیم.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع

بنظرم باید دقت و وسواسی هم اگر باید باشد در همین نقل قولها باید باشد . نباید برداشت خویش را از حرف دیگران عین حرف دیگران دانست و بدتر آنکه بهمین صورت هم به دیگران منتقل کنیم و بدترین آن این است که شنونده این نقل را عین سخن صاحب سخن بیانگارد و مبنای داوری خویش بخواهد قرار دهد . و خدا میداند در اثر همین عدم تعهد در نقل قولها و بی توجهی, سرهایی بر سر دار رفته باشد ...

... هر چیز را هر جا و نزد هر کس نباید گفت . لب ببند گرچه فصاحت داد دست . اصولا زبان را برای آن عرصه ها نساختند و قدم در آن وادی ها نباید گذاشت . بقول آن مرد:
زین سبب من تیغ کردم در غلاف
تا که کژ خوانـــی نخواند بر خلاف


یک جاهایی تیغ را باید در غلاف کرد. چرا ؟! چون ؛ تیغ را از بریدن نبود حیاء ! همین قدر بپذیرد و از من قبول کنید و بس هست دیگر !
آخر بعضی جاها شاید حتی بزیان دوستان هم تمام بشود .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:بعضی از فضلاء نوشته اند که در تاریخ بیست و چهارم ماه رمضان سال یکهزار و یکصد و بیست و ام المومنین ام سلمه (رض)چهار هجری یکی از صلحاء امامیه با شخصی که از مولوی های عامه بود در خصوص ذمّ خلفاء ثلاثه (بوبکر و عمر و عثمان) مناظره نمودند.

صالح امامیه آنچه را که سند از اخبار و آثار در ذمّ آنها ذکر میکرد آن مولوی در سند آنها مناقشه میکرد و میگفت این اخبار صحیح نیست چرا که تعصب وادار کرده اینها را نوشته اند. تا بالاخره کار باینجا رسید که آن مولوی گفت تا دلیلی از قرآن مجید در مذمت آنها اقامه ننمایی هرگز من ترا تصدیق نخواهم کرد!

عجیب آنست که این طائفه هر موقع که در براهین عقلی و حتی نقلی هم کم آورده از ازمنه قدیم هم متوسل به این مساله میشدند که پس باید از قرآن سندی آیه ای بیاوری تا من بپذیرم ! و معمولا این روحیه را عنودان و جحودان با حقائق در پیش میگیرند و خدا وقتی بخواهد احدی یا جمعی را رسوا کند آنها را به چنین جایگاهی میراند که از کتاب وی مدرک بخواهند و خدای تعالی هم که دانای ازلی و ابدی است و بنحوی در کتاب خویش آیات را منظم نموده است که تنها آنهایی که دل بیماری ندارند راه یابند نه هر کسی که با لجاجت و از سر عناد با حقیقت نخواهد که دیده بروی حق باز کند بتواند هدایت یابد و بهمین دلیل کتاب خدا ضمن هادی بودن مضل هم میباشد البته برای همین طائفه !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... بشنو از نی چون حکایت میکند...

اینکه چرا آغاز مثنوی با " نی " شد عللی دارد که مهمترین همه خود ( نی ) میباشد.

نی افشاکننده راز درون ( نی زن ) است .
دیگر اینکه نی از خود خالیست و زبان ندارد و آنچه از وی شنیده از خود ( نی ) نیست بلکه از آن نی زنست .

منصور بد آن خواجه که در راه خدا
از بنیه تن جامه جان کرد جدا
منصور کجا گفت ( انا ) حق میگفت
منصور کجا بود خدا بود خدا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی

ای نسخهٔ نامهٔ الهی که توئی
وی آینهٔ جمال شاهی که توئی

بیرون ز تو نیست هرچه در عالم هست
در خود بطلب هر آنچه خواهی که توئی


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر

عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر
آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر

هر که جز عاشقان ماهی بی‌آب دان
مرده و پژمرده است گر چه بود او وزیر


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تلخ سخنها

آن تلخ سخنها که چنان دل شکن است
انصاف بده چه لایق آن دهن است

شیرین لب او تلخ نگفتی هرگز
این بی‌نمکی ز شور بختی منست


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شعر مولوی

مرا عقیق تو باید شکر چه سود کند
مرا جمال تو باید قمر چه سود کند

چو مست چشم تو نبود شراب را چه طرب
چو همرهم تو نباشی سفر چه سود کند


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مولای انس و جان در نگاه مولوی
ساری(گاهنوشتهای محمود زارع):از جلال الدین محمد (مولوی) پرسیدند که چه میگویی در شان حضرت امیرالمومنین و امام المتقین و یعسوب الدین و سیدالوصیین الشهاب الثاقب غالب کل غالب و مطلوب کل طالب اسدالله الغالب علی بن ابیطالب ؟!

علی (ع)

گفت : اگر از قولش میپرسی « انما امره اذا ارادالله شیئا ان یقول کن فیکون »
اگر از فعلش میپرسی « کل یوم هو فی شان »
و اگر از صفاتش میپرسی « ذولجلال ولااکرام »
و اگر از اثارش میطلبی « عالم الغیب والشهاده و هو الرحمن الرحیم »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری(گاهنوشتهای محمود زارع )  چگونه از این حال میتوانم سخن گفت؟ با كلمات كه دلالان آلوده این بازارند و وسایل نقلیه ای كه میان تولید و مصرف درآمد و شدند؟ جز این قاصدان گنگ ، چاره ای ندارم!
ساری,گاهنوشته های محمود زارع


امروز را دستم بقلم نمیرود.

پنجه هام بحال خود نیستند. بفرمان  من نیستند،

بیهوده میكوشم آرامشان كنم، رامشان كنم، یكباره چنان غافلگیر شده اند كه هنوز گیجند، هنوز هم گیجم!

نمیتوانم ساعت ها خودم را پشت میز كارم بنشانم و هی بگویم بنویس،

كلمات چنان شتابزده و سراسیمه در فضای خیالم چرخ میزنند، شنا میكنند برقص آمده اند كه هیچكدام دم بدست نمیدهند.

گریبان هیچكدام از صبح تا حال كه شش بعداز ظهر است بچنگم نیامده است.

حالا میفهمم كه چرا شمس عمری بی تابی میكرد و یك جمله حرف نتوانست بزند، یك بیت شعر نتوانست بسراید. نمیشود،

برای گفتن ، نوشتن و سرودن باید در سطح مولوی ماند، اگر به مرز شمس قدم گذاشتی دیگر در اختیار خود نیستی ( عجب ادعائی ؟! )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نان مردم مقدمتر است از هر چیز دیگر

آدمی اول حریص نان بود
زآنكه قوت نان ستون جان بود
چون بنادر گشت مستغنی زنان
طالب نام است و مدح شاعران

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در دانشكده كه بودم ؛ درسی بنام « سازمان و مدیریت » سه واحدی داشتیم كه یكی از مراجع درسی آن كتابی بهمین عنوان بود. مدرس ما در بخشی از این درس – احتمالا برگرفته از همان كتاب – سلسله مراتب نیازهای انسان را بر مبنای نظریه فردی بنام « مزلو » توضیح میداد كه بصورت یك هرمی ترسیم شده بود و نیازهائی مانند : ایمنی و تامین؛ خودشكوفائی ؛ احترام؛ اجتماعی؛ نیازهای اساسی و فیزیولوژیكی  ..... را در آن هرم به ترتیب خاصی الویت بندی كرده بود كه گویا نیازهای فیزیولوژیكی مثل خوراك و پوشاك و مسكن و امثالهم الویت دارترین نیازهای انسانی در آن هرم ذكر شده است و قس علیهذا.
بحث جالبی است ؛ بهرحال تحقیق و نظریه ای درخور توجه میباشد. بویژه ؛ اصل موضوع  این نظریه جدای از آنكه ما به صحت و درستی درجه بندی آنها كاری داشته باشیم؛ از اهمیت بالائی برخوردار می باشد .


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گویا تا دیگران نگفتند كه چكاره ایم و چه داریم ؛ باورمان نمیشود!!!   
  چرا باید نسبت به مفاخر علمی و ادبی و فرهنگی ایران اینهمه بی توجهی شود؟!!
     بنام آنکه فرمود ... فتبارک الله احسن الخالقین...
دیگران باید بما بگویند که ؛ " چه داریم " ؟!!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مدتی قبل که مطلبی تحت عنوان « زندگی بی تناسب با فهم » را نوشته بودم , و در آن نوشته بود که از چشمه سار زلال مکتب مولانا قطراتی را چشیده بودم ؛ خوشبختانه در ادامه نظراتی که بعضی از آشنایان مطرح فرمودند ؛ اینبار یکی از اینان بمن فرمود: فلانی! با شعر که نمیتوان زندگی کرد! نمیتوان دیندار شد و... ! در آن محفل ایستاده نتوانستم چیزی برایش بگویم و حداقل از محبتی که ابراز داشتند , تقدیری بعمل آورم. بقول امروزیها ؛ جو متناسب نبود. از طرفی او فرموده بود و گذر کرد... اما در اینجا غنیمتی شد تا در این باره توضیحاتی را عرض کنم. لذا بی مقدمه و ضمن تقدیر از تمام عزیزانی که این بنده را مورد لطف خویش قرار داده و آنقدر ما را قابل دانسته که مطالب ما را بخوانند و نظراتی را مطرح و ایضا نصایحی از سر شفقت و دلسوزی برای دین و دنیای ما بفرمایند؛ میرویم سر اصل مطلب , که « چرا مولوی ؟! »

از جهات عدیده ای مولوی برای ما اهمیت دارد : نخست آنکه ایرانی است و باعث افتخار ما ایرانیان. این موضوع را در شرایطی میگویم که گویندگان و نویسندگان ترکیه , صرفا بدلایلی مجهول و خودبافته با تلاش و حرص و ولع خاصی او را از اهالی ترکیه میخوانند و عجب آنکه کمتر حساسیتی از جانب اهالی ادب و فرهنگ ما در باره این موضوع , مصروف میشود تا این خلیج ؛ که چه عرض کنم ؛ بل دریای معرفت همیشه ایرانی را در نقشه تاریخ ادب و فرهنگ ؛ خلیج ترک , معرفی نکنند!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات !
پست و مست
اما بعد، یکی از برادران دینی معنای این دو بیت مثنوی معنوی حضرت مولوی العزیز را که :

چون که بی ‏رنگی اسیر رنگ شد
موسی ‏ای با موسی ‏ای در جنگ شد‏
چون به بی ‏رنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی‏‏


ازاین فقیر حقیر، محمد لاهیجی نور بخشی التماس نمود، که آنچه زبان وقت املا نماید، در قید کتابت در آورده شود تا رفع شبهه طالبان صادق گردد.

بدان و صلک الله الی مراتب المشاهدات العیانیه، که ذات احدیت، به اعتبار انتفای اسماء و صفات، مقدس و معرا از جمع قیود و نسبت و اضافات است و این مرتبه را احدیت صرفه می‏نامند و بی ‏رنگی اشارات بدین معناست، چه در این مرتبه از قید و رنگ تقید بالکل مبرر است؛
و چون از آن مقام احدیت به مرتبه واحدیت که منشاء اسماء و صفات و نسب است، تنزل نمود، مقید به قیود و تعینات نسب اسمائی گشت؛
و هر چند از مرتبه اسماء و صفات به مراتب افعال و آثار تنزل می‏فرماید، تقید بیشتر می‏گردد و متلبس به لباس قیود تعینات بیشتر می‏گردد،
و اسیر رنگ شدن اشارات به این معناست؛ چه به رنگ جمیع مراتب تعینات و کثرات، اوست که برآمده و ظاهر شده است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

تعداد بازدید از این مطلب :
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...ما اگر حتی این فرض نادرست مطروحه از سوی آل سعود را بپذیریم ( پذیرش فرض غیر صحیح تحریک حوثی های یمن ) باز نمیتوان عکس العمل آل سعود را حاوی کمترین تدبیری دانست . 

ساری,گاهنوشته های محمود زارع (آل سعود)

یعنی حتی با پذیرش این فرض شاذّ که آتش را مثلا آنطوریکه خودشان دوست دارند تبلیغ کنند و آن اینکه حوثی های یمن محرک کار بوده و ابتداء به تحریک کرده و خاری را در میان افکندند که آل سعود بر خود وظیفه (!) دانسته آن خار را در آورد ؛ باز میتوان گفت ؛ آل سعود برای دفع آن خار ( بر فرض محال ) اگر کمی از عقل بهره میداشت و عاقل بود , با تدبیر برای حل ماجرا وارد میدان میشد و شیوه عاقلانه ای را در پیش میگرفت که نگرفتند ... و بدترین راه را انتخاب کرده اند که نه تنها مشکلی از خودشان را حل نخواهند کرد بلکه تتمه آبرویی را هم که در اینجا و آنجا در بین بعضی از اعراب داشتند برده و زخم و جراحت کار را عمیقتر و کهنه تر کرده که میماند و همچنان دردش تا ازپا انداختن این خاندان مفت خور و بی تدبیر پایدار خواهد ماند ! بقول مولوی خراسانی همیشه پارسی ما :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(باد بهار)
از پیامبرخدا (ص) نقل شد که آنحضرت فرموده اند:
« باد بهار را غنیمت شمارید،پس همان كاری كه با درختان می كند، با بدن های شما نیز همان كار را می نماید. و از باد پاییز بپرهیزید، پس همان كاری كه با درختان می كند بر بدن های شما نیز همان تأثیر را دارد.» (1)


از حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام نیز وارد شده که :
« از باد در اول آن بپرهیزید(فصل پاییز) ولی در آخر، آن را احساس نمایید (فصل بهار).
پس باد همان تأثیری كه بر درختان دارد، در بدن ها نیز همان تأثیر را بر جای می گذارد.
باد در آغاز آن،باعث زرد شدن و ریزش برگ درختان می گردد، اما در آخر، باعث رویش و شكوفه دادن درختان می گردد.» (2)

جناب مولوی هم بر اساس همین روایت بود که چنین سرود:
گفت پیغامبر با اصحاب کبار
تن مــپوشــانیــد از باد بهــار
آنچه با برگ درختان می کند
با تن و جان شما آن می کند



---------------------
(1) .
" اغتنموا برد الرّبیع فانّه یعمل بابدانكم كما یعمل باشجاركم و اجتنبوا برد الخریف فانّه یعمل بابدانكم كما یعمل باشجاركم. "
(2) . إتّقوا البرد فی أوله ، و تلقّوه فی آخره ، فإنه یعمل فی الأبدان كعمله فی الأشجار ، أوله یحرق ، و آخره یورق.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای دل چه اندیشیده ای در عذر آن تقصیرها
.
ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا

زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا

زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری , گاهنوشتهای محمود زارع:حرم مولانا , کراخاتون ... روایت کرد که روزی ...مولانا در قلب زمستان با حضرت شمس تبریزی , در خلوتی نشسته بودند , و مولانا بر زانوی شمس الدین تکیه کرده , من از شکاف در خلوت , گوش هوش , فاسوی ایشان نهاده بودم , تا :                  
- چه اسرار می گویند , و در میانه , چه حال می رود؟
 ... حضرت مولانا بخدمت شمس الدین , اشارت کرد که :
- نماز بگزاریم , امامتی کن ! شمس الدین فرمود که :
- با وجود شما کسی را امامتی نرسد !
مولانا امامی کرد ...
( افلاکی 3 /14 )

[ مولانا ] گفت :
- علمای ظاهر , واقف اخبار رسولند , و  حضرت مولانا شمس الدین , واقف اسرار رسولند ... و من مظهر انوار رسولم .
( افلاکی 4 /2 و نیز سپهسالار 182 )

[ در بازگشت شمس به قونیه ] حضرت خداوندگار ( مولوی ) ...بیش از اول به ...شمس الدین ... در آمیخت , و اخلاص بیش از حد , برغایت فرمود. و شب و روز , به صحبت یکدیگر مستغرق می بودند.
( سپهسالار 133 - 132 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان احوالات شمس تبریزی و سخنان و مرام و مسلکش و رابطه اش با مولویساری , گاهنوشته های محمود زارع
ساری , گاهنوشته های محمود زارع : نقل است که یک نوبت [ شمس ] مدت یکسال در ..... دمشق , اقامت فرمود. در هفته ای , کمابیش , یک نوبت از حجره , بیرون آمدی و در دکان رواسی ( کله پاچه فروشی ) , رفتی , و " دو پول " داده , از آب سر ( کله ) بی چربی خریدی , و تناول فرمودی , و تا مدت یکهفته بدان قناعت کردی .
تا مدت یکسال , برین وجه معامله فرمود. طباخ چون مدت ها برین سیاق دید , دانست ایشان از اهل ریاضت اند و این زحمت به اختیار خود , قبول کرده اند .
و نوبتی دیگر , چون حاضر آمدند , طباخ , کاسه ای پر ترید و چربش کرد و دو نان پاکیزه به خدمتشان نهاد.حضرت ایشان را معلوم گشت که بر معامله ای ایشان , وقوف یافته اند . فی الحال , کاسه را به بهانه ی آنکه دست می شویم , فرو نهاده بیرون رفت . و .... از شهر رفت .
( سپهسالار 124 - 123 و همچنین به تلخیص افلاکی 4 /25)

[ سلطان ولد در جستجوی شمس ] چون به دمشق رسید , اصحاب را اشارت فرمود تا در هر طرف آثار ایشان ( شمس ) را طلب دارند و آن گنج را در هر کنج , بجویند. بعد از چند روز , آن عالم حقایق را , در گوشه ای یافتند که مستغرق ... گشته بود. و هیچ کس را , از اهل آن بلاد , بر معامله ی ایشان وقوف نبود.
( سپهسالار 131 )


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

از یکی اندیشه کآید در درون  ساری , گاهنوشته های محمود زارع
صد جهان گردد بیک دم سرنگون
(مولوی)


پس

بیزارم از آن کهنه خدایی که تو داری
هر لحظه مرا تازه خدای دگرستی
(حافظ)





توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

این جهان كوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
فعل تو كان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت
پس تو را هر غم كه پیش آید ز درد
بر كسی تهمت منه، بر خویش گرد
فعل تست این غصه های دم به دم
این بود معنای قَد جَفٌَ القَلَم !
" مولانا "


ساری,گاهنوشته های محمود زارع
www.mzare.ir


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:برادری که بر اثر حسن ظن خویش درخواستهایی داشت که البته توضیحاتی برایش نگاشته و ارسال داشتم اما با تاکید بایست بگویم که محمود نیز در گیر و در پنجه دیو نفس گرفتار است و گاه همانند پیامبران غم امت و ملت خورد و گاه همچون خودخواهان دیگران نادیده گیرد و خلاصه سرما و گرمای درونی این بنده نیز آنقدر زیاد است که تمام آرزوی محمود بر سنگینی کفه سپیدی بر سیاهی است و لذا ؛

گاهی چو ملائکم
          سر بندگی است !
گه چو حیوان ؛
          بخواب و خور و زندگی است !
گاهم ؛
         چو بهائم , سر درندگی است !
سبحان الله ,
          این چه پراکندگی است ؟!!
این سگ نافرمان نفس ؛ نفس اماره ؛

که بقول عطار :
          این دیدم عجب , بر حسب حال ,
کین " سگ نفسم " , همی هفتاد سال ,
          گور کندن دید و ,
                            یکساعت نمرد ,
یک دمم , فرمان یک اطاعت نبرد ؟!!





ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ای دل چه اندیشیده‌ای در عذر آن تقصیرها
زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا
زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم
زان سوی او چندان نعم زین سوی تو چندین خطا
زین سوی تو چندین حسد چندین خیال و ظن بد
زان سوی او چندان کشش چندان چشش چندان عطا
چندین چشش از بهر چه تا جان تلخت خوش شود
چندین کشش از بهر چه تا دررسی در اولیا
از بد پشیمان می‌شوی الله گویان می‌شوی
آن دم تو را او می‌کشد تا وارهاند مر تو را
از جرم ترسان می‌شوی وز چاره پرسان می‌شوی
آن لحظه ترساننده را با خود نمی‌بینی چرا
گر چشم تو بربست او چون مهره‌ای در دست او
گاهی بغلطاند چنین گاهی ببازد در هوا


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از خداوند ولی‌التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی
( )
از خدا جوییم توفیق ادب .........
بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد .   
بلک آتش در همه آفاق زد.......
مایده از آسمان در می‌رسید ....
بی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنید

درمیان قوم موسی چند کس ....
بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس...
منقطع شد خوان و نان از آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان....

باز عیسی چون شفاعت کرد حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبق..
باز گستاخان ادب بگذاشتند .....
چون گدایان زله‌ها برداشتند......

لابه کرده عیسی ایشان را که این
دایمست و کم نگردد از زمین.....
بدگمانی کردن و حرص‌آوری......
کفر باشد پیش خوان مهتری.....

زان گدارویان نادیده ز آز............
آن در رحمت بریشان شد فراز....
ابر بر ناید پی منع زکات ...........      امام صادق(ع) :بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث میگذارند ،
وز زنا افتد وبا اندر جهات..........
            ادب است نه مال ، زیرا مال از بین میرود و ادب باقی می ماند.
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم .             کافی جلد 8 ص150 حدیث 132
آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم
هر که بی‌باکی کند در راه دوست       رسول خدا(ص):فرزندان خود را احترام کنید و آنان را نیکو ادب کنید،
ره‌زن مردان شد و نامرد اوست..
             تا آمرزیده شوید. جامع الاخبار ص393 ، مکارم اخلاق ص222
از ادب بر نور گشتست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد ملک..         امام على(ع):شما به كسب ادب ، نیازمندترید تا به كسب سیم و زر.
بد ز گستاخی کسوف آفتاب ....            غرر الحكم:ح 3835 ،عیون الحكم والمواعظ :ص 173ح 3609           
شد عزازیلی ز جرات رد باب.....

        " مولانا . دفتر اول "



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ظواهر و صورتها در عین اینکه برای انسانهای دارای غرض، فریب دهنده اند؛ ولی غالبا بیان کننده حالات روحی و درونی انسانهاست. جدای از چند استثناء میتوان گفت که ( از کوزه همان تراود که در اوست) .
عجب خلقتی دارد خدا!
رنگ رخسار نشان از سر ضمیر دارد !

       مثنوی دفتر سوم
( جلال الدین محمد مولوی )

حرف قرآن را بدان که ظاهریست     زیر ظاهر باطنی بس قاهریست
زیر آن باطن یکی بطن سوم         که درو گردد خردها جمله گم
بطن چارم از نبی خود کس ندید    جز خدای بی‌نظیر بی‌ندید
تو ز قرآن ای پسر ظاهر مبین        دیو آدم را نبیند جز که طین
ظاهر قرآن چو شخص آدمیست     که نقوشش ظاهر و جانش خفیست
مرد را صد سال عم و خال او         یک سر مویی نبیند حال او




توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو