الهى !
دانى بچه شادم ؟! بآنكه نه بخویشتن بتو افتادم. تو خواستى نه من خواستم ، دوست بر بالین دیدم چون از خواب برخاستم.
الهى

اتانی هواها قلب ان اعرف الهوی
فصادف قلبا فارغا فتمكّنا

موسى (ع) بطلب آتش میشد كه اصطنا یافت. او بى خبر بود كه آفتاب دولت برو تافت.
محمد (ص) در خواب بود كه مبشّر آمد كه: بیا تا مرا بینى. من خریدار توام. تو بى من چند نشینى؟!
نه موسى (ع) بگفتار طمع داشته بود، و نه محمد (ص) بدیدار. پس یافت درغفلت است جزین مپندار.
 
الهى!
بهاء عزّت تو جاى اشارت نگذاشت ،
جلال وحدانیّت تو راه اضافت برداشت ،
تا گم كرد رهى هر چه در دست داشت ،
و ناچیز گشت هر چه رهى پنداشت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.