ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:حضرت موسی بن جعفر (ع) از پدرانش از حضرت امام حسین (ع) روایت میکند که یکی از روزها امیرالمومنین (ع) با گروهی از یاران خود نشسته و آنها را برای جنگ آماده میکرد ، در این هنگام پیرمردی که گرد و غبار سفر در چهره اش بود وارد شد.
امام علی

مرد مسافر پرسید : امیرالمومنین کجاست ؟
حضرت را به آن مرد نشان داد ، و او سلام کرد و بعد گفت : یا امیرالمومنین من از طرف شام می آیم و پیرمرد هستم ، شنیده ام در وجودت فضائل بسیاری هست ، و من گمان میکنم که به زودی کشته خواهی شد و اینک آنچه را خداوند به تو تعلیم داده به من تعلیم فرما.

حضرت علی (ع) فرمود : آری ای پیرمرد
هرکه دو روزش مساوی باشد در زندگی خود زیان دیده است ، و
هرکس کوشش خود را برای رسیدن به دنیا متمرکز کند از از ادبار دنیا حسرت خواهد خورد ، و


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.