ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... مهر زنان واجب است از چیزهایى باشد كه مرد مسلمان آن را در تملّك دارد؛ خواه موجود یا قرض یا منفعت باشد. مقدار آن هم مربوط به زن و شوهر است كه بر آن تراضى داشته باشند. زیاد باشد یا اندك ، در صورتى كه كمى آن ، آن را از مالیت ساقط نكند؛ مانند یك دانه گندم . بله مستحب است كه در كثرت ، از پانصد درهم تجاوز نكند.

     عمر بن خطاب تصمیم گرفت كه از زیاده روى در مهرها جلوگیرى به عمل آورد تا امر ازدواج - كه تكثیر نسل بر پایه آن استوار است - تسهیل شود و جوانان از ارتكاب حرام مصون گردند؛ چون پیغمبر اكرم - صلّى اللّه علیه وآله - فرموده بود: ((هر كس ازدواج كند، یك سوم دین خود را نگاه داشته است )).

زنان وهابی در عربستان

به همین منظور، عمر خطاب روزى در منبر ایستاد وگفت :
به من خبر نرسد كه مهر زنى از میزان مهر زنان پیغمبر بالاتر رفته باشد؛ چون در غیر این صورت ، زیادى را بر مى گردانم .

زنى برخاست و گفت : چنین حقى را خدا به تو نداده است . خداوند مى فرماید:
((اگر خواستید زنى را رها كرده و به جاى او زنى دیگر بگیرید و مال بسیارى را مهر او كرده اید، البته نباید چیزى از مهر او باز گیرید. آیا به وسیله تهمت زدن به زن ، مهر او را مى گیرید؟ و این گناهى بزرگ و زشتى این كار، آشكار است و چگونه مهر آنان را خواهید گرفت در صورتى كه هر كس به حقّ رسیده (مرد به لذت و آسایش و زن به نفقه و مهر خود) در همچنین زنان ، مهر را در مقابل عقد زوجیّت و عهد محكم حقّ از شما گرفته اند))([1]) .

با شنیدن این آیه و سخن آن زن ، عمر از حكم خود برگشت و گفت : آیا تعجّب نمى كنید از پیشوایى كه اشتباه كرد و زنى كه راه صواب پیمود، و مبارزه كرد با پیشواى شما و بر او پیروز شد؟!([2]) .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.