اگرچه علی بن ابی طالب (علیه السلام) به کوفه قدم گذاشت و مذهب تشیع را سامان داد، اما این پیروان آن حضرت بودند که بر گردش جمع شدند و حرم مطهرش را حرمت نهادند و جغرافیای تشیع را سامان بخشیدند. این مشی تشیع بود که هر کجا قدمی یا قلمی از امام یا امام زاده خود می‌یافتند، در اطرافش حلقه می‌زدند و آن مکان را مقدس می‌داشتند. شیعه را از این حیث «حرجی نبود که با مشاهده سادات علوی و مقابر اشرف فاطمی، از خلوص اعتقاد، سرها در عنان آسمان کشیده دارد و زر و جواهر قیمتی و قنادیل مکلّل و منوّر و خادمان مُشهّر و مودّب، آراسته دارد، اقتداءً به کعبه خدا و روضه مصطفی.» (کتاب الفیض، شیخ عبدالجلیل رازی، ص631)
امام موسی صدر
حرمت نهادن شیعیان به آستان امامان و امامزادگان تنها به آنان منحصر نشد و این احترام به شاگردان و درس آموزان آن بزرگان نیز تعلق گرفت. عبارات کوتاهی از میرزای شیرازی کافی بود تا قلیان‌ها شکسته شود و صاحبان قدرت به زانو در آیند. وعظ‌ها و خطابه‌های آیت‌الله‌العظمی «سید محسن حکیم» بر منبر بسنده می‌کرد تا در مقابل خفقان رژیم بعث عراق، بر شمار طلاب شیعی افزوده شود. مرجعی دیگر؛ امام خمینی انقلابی بزرگ در ایران سامان داد و نظام سیاسی‌اش را رهبری کرد.

اعلام حرکتی عمومی از سوی آیت‌الله العظمی سید علی سیستانی کفایت می‌کرد تا هزاران نفر از شیعیان با ایشان همراه شوند و کلید حرم امیر‌المومنین(علیه السلام) را به مرجعیت شیعه تحویل دهند و فتنه نجف فروکش کند. همچنین در گذشته، آیت‌الله سید موسی صدر کافی بود تا قدم به وادی لبنان گذارد و تشیع علوی را رونقی دوباره بخشد. قبض و بسط جغرافیای شیعه به سر انگشتان مرجعیت و روحانیت سپرده شده بود تا در جوار حریم امامان بنشینند و نه با شمشیر و حیله‌های سیاست که با تعلیم عبادت، منظومه جغرافیای شیعه را سامان دهند. آنان یعنی مراجع شیعه اغلب از سه ناحیه برخاستند؛ عراق، ایران و جبل عامل.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.