تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر معشوقه

چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بنام حق و بنام خالق و بنام آفریننده و بنام یحیی و بنام یمیت. بنام آنکه ایجاد میکند و خلق و نوآفرینی و اعظم هنرمندان هستی آفرین.
عشق

نوآفرینی, خلق و ابتکار ,ایجاد و تقلید نکردن,ترجمه نکردن و عشق ورزیدن؛عشق ورزیدن خلق میکند؛ می آفریند ؛ خدا خودش اول عاشق بود ؛اگر نبود خلق نمیکرد.

هستی بر عشق استوار است. عشق است و بود و خواهد بود. باید دست بر آستان عشق بلند کرد. بی عشق بی هستی ؛بی عشق بی خلق ؛ بی عشق بی آفرینش؛

آیا ما هم عاشقیم؟! وقتی عشق فرمان میدهد محال سر تسلیم فرود می آورد.آنروزها با خواندن این کویریات عاشق تنهای کویر؛شریعتی همخون و همدر عزیز خود عشق میکردم. او هم احتمالا با خواندن آن از یک عاشق دیگری؛خود عشق میکرد و می نوشت و می نوشید.

گاهی ترجمه نیز خلق است. گاه نقل نیز انتخاب است و انتخاب خود هنر بزرگ خلق کردن است . خلق گزینشها. گاه غذایت را پخته اند. همه چیز آماده است . ابتکار و آفرینش و خلق تو تنها انتخاب است. انتخابی احسن و عشقی .

خدا میداند تمامی محرکها؛زیر سر عشق است و بر محور عشق و عاشقان بی گناهند! البته جای خود دارد که :


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:معشوقه های زمینی ارضاء كننده نیستند. تمام نیازهای بشر را پاسخ نمیدهند و نمیتوانند. مرا راضی نمیكنند . هر چه گذشت تشنه تر بودم . میخواستم و نمیدانستم كه بدنبال سرابم! بهانه ها . نارضایتی ها و.... همه بیانگر دروغین بودن معشوقه های زمینی اند! وجودم چیز دیگری را میخواست .....

معشوقه میهمان داریم و معشوقه میزبان ! از فرط با میزبان بودن ندیدیمش و بدنبال معشوقه میهمان بودیم و میهمان هم چند روزه است! هر از گاهی شاید در خانه دیگری مهمان شود. میزبان سرمایه مان است. با این سرمایه كسبی نكردیم . ضریب تورم هم ضرر دیگری برای عدم استفاده . هزینه فرصتهای از دست رفته هم ضرر عدم النفع . وای خدایااین چه كوری در عین داشتن چشمهای درشت باندازه چشمهای گوساله بود؟! دو تا دو تا برایم شد شش تا ! عشق بینش میخواهد و شجاعت!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... ادامه از قبل ( شماره سوم ) گاهنوشتهای محمود زارع:    مارك گولستون روانشناس دانشگاه ایالتی كالفرنیا در LA در مورد ترشح اندروفینها و... میگوید : " عشق خام ، یعنی ، وقتی شما احساسی كه طرف مقابل در شما ایجاد میكند را دوست بدارید، نه خود او را، ولی ؛ عشق پخته و متكامل ؛ یعنی خود فرد را آنگونه كه هست دوست بدارید " .

     در این شعر فروغ فرخزاد ، آنچه گولستون عشق خام نامیده است ، بخوبی تصویر شده است:

     اگر بسویت اینچنین دویده ام          و به عشق عاشقم نه بر وصال تو

     به ظلمت شبان بی فروغ من         خیال عشق، خوشتر از خیال تو!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... از ادامه قسمت دوم گاهنوشتهای محمود زارع: ....خوب این آقایان هم بند كرده اند به حرفهائی از آنجور حرفها و حرپها؛ به این تغییر و تحولات كاری ندارند. فارسی را یا همان پارسی را  كه پاس ( فاس ) بدارید كافی ( كاپی )  است. اینقدر دگر اندیش و غیر خودی و دشمن هست كه وقت نمی كنیم به اینها كه ف را پ میكنند، بفردازیم، حالا شاید " بفردا" زیم.

     شما فعلا ( پعلا ) از این ف ف های من ناراحت نشید، پدری از این پ یا ف دربیارم كه تازه آخرش متوجه خواهید شد و می پهمید كه جریان " پ " چیست؟ منتظر باشید!

     حتی اگر این ف ف ها به فیس و افاده هم رسید، صبر كنید، تا من یه چند خطی پدر آمریكا و اروپا و اسرائیل و... را در بیاورم تا بموقع ماجرای ف را برایتان تپسیر كنمو شرح نمایم. پعلاوه در خماری و خلسه و خیال بمانید، تجربه بد نیست، عالمی دارد. خوب عالمی است تجربه! همچنان در حال آنیم. لابد میدانید كه تجربه غالبا نامی است كه ما بر روی اشتباهاتتمان می گذاریم!! بله همچنان در حال آنیم و درآنیم... در اشتباه غرقه ایم...آقا...!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ادامه از قسمت اول گاهنوشتهای محمود زارع:حالا من كه ترهاتی به مخیله ام خطور كرده است، پرانتزی باز كرده و بگویم كه عجیب رابطه ای وجود دارد بین حرفی بمانند " پ " مثل پیمانكار ، پول ، پارتی ، پرروئی ، پشتی ، پارو، پیمانه ، پری ، پر زوری ، پرخوری، پیمانه پر ، و پ و پ  كه دارم به ته ته پ ته می افتم كه در همین جمله گنگ البته فوق العاده مفهوم و رسا هم بنگاهی ، شاه كلید حرف این جمله همین حرف " پ " هست و گرنه همه اش میشود، تتت ، كه سكته است و بی معنی!

     من هم فكر میكنم شاعرم. ولی بیشتر شاعر نثر نویس؛ نظم اصلا مال انسانهای نظامی است؟؟!!! شاعر از همه تر دامن تر است و آبدار مثل هلوی پوست كنده و همانطوریكه  بعرضیدم تردامن تر. پس شاعر نثر نویس در واقع شاعر واقعی است؟!!

     از این چرندیات در لابلای مطالب ؛ بدلیل اینكه از قوه تخیل شاعرانه ام؟! استمداد ( كه چه عرض شود…) هر دم آید به مباركبادم… كه اگر من نروم او به طلب می آید، اصلا خود من شده ام تخیل و یك پارچه شاعر كامل پر و پیمانه. خواهم شعرید! منتظر بمانید در خماری! راستی خماری هم عجیب رابطه ای با تخیل و شاعری دارد. ولی انصافا اگر شعراء هیچ كاری نكرده باشند بجز همین صدور یك فقره محصول لطیف و آبدار و گرانقدری بنام عشق؛ شیدائی ، برای هر چند جدشان تا آخر دنیا بس كه بالای بس بود درست مثل بست بالای بست و هی بست یالای بست و…شكر … !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

هوالمحبوب
عشق ؟ ! یا غریزه حیوانی !!
           آیا عشق تنها در داستانها بصورت نابش جلوه گر است؟!
           عده ای عشق را از روی علائم آن میخواهند بشناسند؛ گفتند :
·        لطافتی ماندگار در روح و رفتار
·        اعتقاد عمیق به اینكه تمام خوبیها در معشوق جمع میباشد.
·        اطمینان به اینكه احدی تا حال چنین شیفتگی نسبت به مخلوق دیگر را تجربه نكرده است.

            تضاد را در عشق ، طرح و معتقدند ، مانند :
·        عشق ؛ نشاط و شادمانی در عین عذاب و شكنجه است.
·        عشق آزادی است و در عین حال بردگی.
·        عشق زهری است و تریاق.
·        عشق درد است و درمان
            شعراء هم كه " بنیاد جهان را بر عشق استوار می بینند! "

     یكی نوشت كه میخواهد عشق را توصیف كند(؟!) نه بصورت احساسی و ادبی و... مدعی است  بر اساس نظریات جامعه شناسی ، بیوشیمی ، روانشناسی به تحلیل عقلانی (؟!) آنهم در نقطه مقابل  عقل (؟!!!) در فرهنگ شرقی ، یعنی عشق ، می پردازد!

     قصدم از این مقال درج نظریات مربوطه و تحلیل مختصر از آن می باشد.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

معشوقه ها

     بنوشته ساری ( گاهنوشتهای محمود زارع) معشوقه های زمینی ارضاء كننده نیستند. تمام نیازهای بشر را پاسخ نمیدهند و نمیتوانند. مرا راضی نمیكنند . هر چه گذشت تشنه تر بودم . میخواستم و نمیدانستم كه بدنبال سرابم! بهانه ها . نارضایتی ها و.... همه بیانگر دروغین بودن معشوقه های زمینی اند! وجودم چیز دیگری را میخواست .....

     معشوقه میهمان داریم و معشوقه میزبان ! از فرط با میزبان بودن ندیدیمش و بدنبال معشوقه میهمان بودیم و میهمان هم چند روزه است! هر از گاهی شاید در خانه دیگری مهمان شود. میزبان سرمایه مان است. با این سرمایه كسبی نكردیم .



ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها