تبلیغات
ساری - مطالب ابر معرفت

ساری

مباحثی در حوزه عرفان و معرفت
ساری,گاه نوشته های محمود زارع:این مجموعه مباحثی را که بر عهده ام قرار دادند در واقع در ادامه جلسات یکدهه قبل دوستانه ما بود ( آنموقع جلساتی پیرامون بحرالمعارف داشتیم ) که البته بیش از نصف از آن دوستان دیگه رفتند برای خودشان و بیشترشان پدربزرگ شدند و بعضی هاشان هم گرفتار زندگی و بانک اقساط دیرکرد که متاسفانه زندگی آنها را میرود که بهم بریزد و خداوند ان شاء الله دست ربا و رباخواران را از این مردم خوب کوتاه بگرداند دیگه ما اینقدر اینجا و آنجا گفتیم و هشدار دادیم و ... دیگر زبانمان مو درآورده است. گفتیم که جلوی تعدی بانکها را از مردم بگیرید دهها سال است که متوجه این خطر بودیم و تذکر هم دادیم و داد و فریاد هم کردیم و اما گوشی بدهکار نیست.... خوب کاش آنها هم فراغت بیشتری داشتند تا از محضرشان استفاده میکردیم. جلسات بسیار خوبی بود که داشتیم و هر چی که الآن هستیم تا حدود زیادی محصول همان هم نفسی ها و همنشینی ها بود و هست !

ز دیگ پختگان ناید صدایی
خوب عرض شود که اگر خدا بخواهد ما در این چند جلسه قصد داریم با همدیگر برویم در دل مطالب عرفانی بقصد غواصی ! غوص یعنی فرو رفتن برای پیدا کردن گوهر برعکس خوض که فرو رفتن برای عیب یابی است ... و کنا نخوض مع الخائضین ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

انسان از چیزی یا كسی پاسداری می‏كند یا انتظار آن را می‏كشد كه او را بشناسد و نسبت به او معرفت داشته باشد. اگر شناخت و معرفت، صحیح و شایسته باشد انتظار نیز واقعی خواهد بود. از این جهت انسان در عصر غیبت یا منتظر واقعی است یا گرفتار جاهلیت و عدم شناخت و معرفت صحیح؛ زیرا:

امام زمان (عج)

1 _در بسیاری از روایات آمده است زمین از حجت خدا خالی نخواهد ماند:
« إنّ الله جلّ و عزّ أجلّ و أعظم من أن یترك الأرض بغیْر إمامٍ عادلٍ»[13].
حتی در برخی روایات آمده است: اگر زمین از حجت الهی خالی گردد زمین اهلش را فرو خواهد برد:
« لو بقیت الأرض بغیر إمامٍ لَساخَتْ»[14]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند... و او را بدینگونه سیر نمایند.


بعد از 70 سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه آتش پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، آتش پرست سه قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.
سگ نگهبان خانه آتش پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شرط هفتم: تسلیم و رضا دادن به حکم حق تعالی‏
کونوا مع الصادقین
تفویض و توکل هم از این باب است در سراء و ضراء و شدت و رخا در میان قبض و بسط و خوف و رجا و انس و هیبت؛ و چون این باب کمال گیرد، تجلی روان شود و از آن معرفت زاید و از معرفت، محبت و مودت زاید و از مودت، محو و اثبات و فنا و بقا زاید و از این، یقین و تمکین زاید و شکوک نفسانی به یکبار برخیزد.


شرط هفتم: تسلیم و رضا دادن به حکم حق تعالی‏

تفویض و توکل هم از این باب است در سراء و ضراء و شدت و رخا در میان قبض و بسط و خوف و رجا و انس و هیبت؛ و چون این باب کمال گیرد، تجلی روان شود و از آن معرفت زاید و از معرفت، محبت و مودت زاید و از مودت، محو و اثبات و فنا و بقا زاید و از این، یقین و تمکین زاید و شکوک نفسانی به یکبار برخیزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شرط سوم: خلوت دائم و عزلت از خلق.

لا اکراه فی الدین

در این معنا سیزده معنا و بیشتر فایده است:
فایده اول: نگهداشت دیده از نظر به شهوت.
فایده دوم: نگهداشت پای از رفتن به حرام.
فایده سوم: نگهداشت دست از گرفتن و ستدن به حرام.
فایده چهارم: نگهداشتن گوش از شنیدن حرام.
فایده پنجــم: سگ نفس در بند (نمودن) و حبس کردن.
فایده ششم: چون حواس ظاهر بسته شود، حواس باطن که درهای غیبت است، گشوده شود.
فایده هفتــم: از آزار خلق دور شدن.
فایده هشتم: سلامت گزیدن، که: السلامه فی العزله(مجموعه ورام، ج‏2، ص‏119).
فایده نهـــــم: به روحانیان تشبیه کردن، که خلق ایشان را نبینند.
فایده دهــــم: جمعیت دل حاصل کردن.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

...سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنفُسِهِمْ
بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیم و بِهِ نَستَعِین‏


فصل: در حقیقة الحقایق‏
حق موجودی است که ذات او اقتضای وجود او می‏کند، یعنی وجود او از غیر نیست و واجب الوجود است؛ و وجود ممکن که نیست؛ ذات او مقتضی وجود و عدم نیست، که اگر مقتضی وجود بودی ذات او واجب بودی نه ممکن و اگر مقتضی عدم بودی ذات او ممتنع بودی نه ممکن؛ و ممکن دلیل است بر وجوب وجود واجب الوجود؛ پس عالم که ممکن است دلیل است بر واجب، و واجب مدلولِ این دلیل است که عالم است؛ و دلیل که عالم است بر دو نوع است :

عالم کبیر و آن هیئت سماوات عُلی‏ و ملکوت اَعلی است تا تحت الثری؛ و عالم اصغر و او احسن انواع عوالم کلیه است آن صورت انسانیه [ است ] چنان که حق تعالی فرموده :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
رب اعن و یسر

وَلَقَدْ یَسَّرْنَا الْقُرْآنَ

سپاس مر خداوندی را که خلق را از عدم به وجود آورد، و بعضی خلق بر بعضی تفضیل کرد، و آدم و آدمی زاد را بر بسی خلقان فضل داد؛ فقال عز من قاتل:
و فضلنهم علی کثیر ممن خلقنا تفضیلا « و آنها را بر بسیارى از آفریده ‏هاى خود برترى آشكار دادیم » (سوره اسراء (17) آیه‏70.).

و خلافت در زمین بر آدم و آدمی زاد ارزانی داشت؛ فقال:

انی جاعل فی الارض خلیفه  « من در زمین خلیفه ای می آفرینم » (سوره بقره (2) آیه 30.)
و قال: جعلکم خلائف الارض و رفع بعضکم فوق بعض درجت « شما را در زمین جانشین [یكدیگر] قرار داد و بعضى از شما را بر برخى دیگر به درجاتى برترى داد »  (سوره انعام (6) آیه 165.)و این مشتی ضعیفان را اهلیت خطاب و کلام خود داد و به زبان ایشان خواندن میسر گردانید؛ فقال:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...انا الذى ارد المنافقین من حوض رسول الله صلى الله علیه وآله . انا باب فتح الله لعباده ، من دخله كان آمنا، و من خرج منه كان كافرا. انا الذى بیدى مفاتیح الجنان ، و مقالید النیران . انا الذى جهد الجبابرة باطفاء نور الله (كذا، و الصواب : نوره) و ادحاض حجته ، فابى الله لا ان یتم نوره و ولایته . اعطى الله نبیه نهر الكوثر و اعطانى نهر الحیاة . انا مع رسول الله صلى الله علیه وآله فى الارض ، فعرفنى الله ما یشاء، و منعنى مایشاء. انا قائم فى ظلمة خضر حیث لا روح تتحرك و لا نفس تتنفس غیرى . انا علم صامت ، انا قائم فى ظلمة خضر حیث لا روح تتحرك و لا نفس تتنفس غیرى . انا علم صامت ، و محمد علم ناطق . انا القرون الاولى . انا صاحب القرن . انا جاوزت موسى (كذا، والصواب : بموسى) فى البحر و اغرقت فرعون . انا عذاب یوم الظلة . انا الذى اعلم هماهم البهایم و منطق الطیر. انا آیات الله و حجج الله و امین الله . انا احیى و امیت ، و انا اخلق و ارزق . انا آیات الله و حجج الله و امین الله . انا احیى و امیت ، و انا اخلق و ارزق . انا السمیع العلیم . انا البصیر. انا الذى اجوز السماوات السبع و الارضین السبع فى طرفة العین . انا الاولى . انا الثانیة . انا ذوالقرنین ، كما قال رسول الله صلى الله علیه وآله : انك ذوالقرنین هذه الامة . (بحار ج 39، ص 41. و ذوقرنى صحیح است)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
من آنم كه منافقان را از حوض رسول خدا صلى الله علیه و آله دور مى سازم .
من درى هستم كه خداوند به روى بندگانش گشوده ، هر كه از آن وارد شود ایمن باشد و هر كه از آنبیرون شود كافر است .
من آنم كه كلیدهاى بهشت و دوزخ به دست من است ،
من آنم كه جباران كوشیدند تا نور خدا را (كه من باشم ) خاموش و حجت او راباطل سازند ولى خداوند نخواست جز این كه نور و ولایتش را كامل سازد.
خداوند به پیامبرش نهر كوثر را عطا نمود و به من نهر حیات را.
من در زمین با رسول خدا صلى الله علیه و آله بودم ، خداوند آن چه خواست به من شناساند و آن چه خواست از من دریغ داشت .
من در تاریكى خضر ایستاده بودم آن جا كه جز من نه روحى مى جنبید و نه جانى نفس مى زد.
من علم خاموشم و محمد صلى الله علیه و آله علم گویا.
من قرون اولیه ام .
من صاحب قرن (زمان ، یاشاخ ذوالقرنین ) هستم .
من موسى را از دریا عبور داده و فرعون را غرق ساختم .
من عذاب روز ظله ام (ابرى كه بر سر قوم شعیب سایه افكند و سپس بارانى از آتش بر آنان بارید).
من آنم كه همیشه چهارپایان و زبان پرندگان را میدانم .
من آیات و حجت ها و امین خدایم .
من مى میرانم و زنده مى كنم و مى آفرینم و روزى مى دهم .
منم شنوا و دانا، منم بصیر،
من آنم كه آسمانهاى هفتگانه و زمینهاى هفتگانه را در یك چشم بهم زدن مى پیمایم .
منم اولى ، منم دومى ،
منم ذوالقرنین چنان كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: همانا تو ذوالقرنین این امت مى باشى .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:... اگر به لطف الهى فهمیدى آن چه مذكور شد از معنى ، این حدیث را مى فهمى كه : من بیناى اویم ، و به من سخن مى گوید. و از اینجا معلوم شد كه این مخصوص مقربان است ، و معنى باطلى كه ایشان مى گویند در خس و خاشاك مى باشد، و اگر خداى تعالى توفیق دهد از آن چه مذكور شد معنى تخلقوا باخلاق الله را مى توان فهمید، و تشبیهى كه بعضى كرده اند بلا تشبیه از بابت آهنى مى شود كه در میان آتشى سرخ كرده اند و گمان مى كنى كه آن آتش است ، اما آتش نیست ، به رنگ آتش برآمده است .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

رنگ آهن محو رنگ آتش است
ز آتشى مى لافد و آتش وش است
چون به سرخى گشت همچون زركان
پس انا النار است لافش بى زبان
شد ز رنگ و طبع آتش محتشم
گوید او من آتشم من آتشم
صبغة الله هست خم رنگ هو
پیسه ها یك رنگ گردد اندر او

(مثنوى دفتر دوم ، ص 35. پیسه : چیز رنگارنگ)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (83): (وصف امام از زبان امیرالمومنین علیه السلام )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و مما یدل على ما ذكر ما رواه فى الغوالى عن ابى جعفر علیهما السلام ، انه قال : كما لا تقدر على صفة الله لا تقدر على صفتنا، و كما لا تقدر على صفتنا لا تقدر على صفة المومن . (عوالى اللئالى ج 1، ص 436. كافى ج 2، ص 180: لایقدر)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و از جمله چیزهایى كه برمطالب مذكور دلالت دارد روایتى است كه در غوالى از امام باقر علیه السلام آورده كه :
فرمود: همان گونه كه بر وصف خدا قادر نیستى بر وصف ما نیز قادر نمى باشى ، و همان گونه كه بر وصف ما قادر نیستى بر وصف مومن نیز قادر نمى باشى .

و ما رواه فى المشارق عن طارق بن شهاب ، عن امیرالمومنین علیه السلام انه قال : یا طارق ، الامام كلمة الله ، و حجة الله ، و وجه الله ، و نور الله ، و حجاب الله ، و آیة الله ، یختاره الله و یجعل فیه ما یشاء، و یوجب له بذلك الطاعة ، و ولاه على جمیع خلقه ، فهو ولیه فى سماواته و ارضه ، اخذ له بذلك العهد على جمیع عباده ، فمن تقدم علیه كفر بالله من فوق عرشه ، فهو یفعل مایشاء، و اذا شاء الله شاء، و یكتب على عضده : وتمت كلمة ربك صدقا و عدلا. (انعام ، 115.) فهو الصدق و العدل ، و ینصب له عمود من نور من الارض الى السماء یسرى فیه اعمال العباد، و یلبس الهیبة ، و یعلم الضمیر، و یطلع على الغیب ، و یعطى التصرف على الاطلاق ، و یرى ما بین المغرب و المشرق ، و لایخفى علیه شى ء من عالم (الملك و) الملكوت ، و یعطى منطق الطیر عند ولایته .


فصل (84): (خطبه البیان و اصول توجیه آن )
و از جمله اخبارى كه دلالت بر این معنى دارد خطبة البیان است ، و از جهت فهم این خطبه شریفه ، قطع نظر از آن چه ذكر شد مقدمه اى مقرر مى شود.

بدان كه آدمى نسخه اى مجموعه و كتابى است جامع ، و جوامع قوابل كلیه است . و حق تعالى مشاهده اسماء و صفات خود در انسان كامل مى كند، پس انسان متصف به این صفات كامله سزاوار مرتبه خلافت حق است ، و اوست مظهر اسم اعظم ، بلكه اوست اسم اعظم ، چنانچه در حدیث خیبرى و غیره گذشت . (در نسخه ها: سنن الحلال من الحرام . فهو...) و انسان كامل موصوف است به صفات كامله اى كه حق تعالى موصوف است به آن صفات غیر از وجوب ذاتى و غنا، چنان چه حدیث تخلقوا باخلاق الله ، دلالت بر این معنى دارد. اى عزیز!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (58): (فضیلت علم معرفت و درجات آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:فقد تحقق مما اسلفنا ان علم المعرفة هو العلم بالله عز و جل و هو نورر من انوار ذى الجلال ، و خصلة من اشراف الخصال ، اكرم الله به قلوب طابیه ، و خص به اهل ولایته و اهل محبته ، و فضله على سایر العلوم ، و اكثر الناس عن شرفه غافلون و بلطایفه جاهلون و عن عظیم خطره ساهون ، و عن غوامض معانیه لاهون ، و لایدرك هذه المعانى الا اصحاب القلوب . و هذا العلم اساس العلوم ، كما قال سید العارفین علیه السلام : العلم نقطة كثرها الجاهلون .( عوالى اللئالى ج 4، ص 129.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
از آن چه در گذشته گفتیم محقق شد كه علم معرفت علم به خداى بزرگ (خداشناسى ) است ، و آن نورى از انوار ذى الجلال و خصلتى از شریفترین خصلتهاست ، كه خداوند دلهاى طالبان خود را بدان گرامى داشته ، اهل ولایت و دوستان خویش را بدان مخصوص گردانیده ، و این علم را بر سایر علوم برترى بخشیده است ، و بیشتر مردم ازشرافت آن غافل ، به لطایف آن جاهل ، از ارزش بزرگ آن بى خبر، و از معانى غامض و پیچیده آن بى اطلاعند، و این معانى را جز صاحبدلان درنیابند. و این علم اساس سایر علوم است ، چنان كه سرور عارفان علیه السلام فرموده : علم یك نقطه است ، جاهلان انبوهش كرده اند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (3-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و حكى انه كانت لرابعة البصریة سلة معلقة فى بیتها، فكلما ارادت الطعام ضربت بیدها لتلك السلة فوجدت فیها الطعام الذى شاءت .

و حكایت است كه : رابعه بصریه زنبیلى داشت كه در اتاقش آویزان بود، هرگاه طعام مى خواست با دست به آن زنبیل مى زد و هر غذائى كه مى خواست در آن مى یافت .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و قال الحسن (البصرى ): خرج سلمان الفارسى من المداین و معه ضیف ، فاذا بظباء فى الصحراء و طیور یطیرون فى السماء، فقال سلمان : لیاتینى ظباء و طیر منكن سمینان ، فقد جاءنى ضیف احب اكرامه . فجاء كلاهما، فقال الرجل : سبحان الله ، و قد سخرلكم الطیر فى الهواء! فقال : اتعجب من هذا؟ هل رایت عبدا اطاع الله فعصاه الله تعالى ؟!


و حسن بصرى گوید: سلمان فارسى به همراه میهمانى از مدائن خارج شد، ناگاه به آهوانى رسید كه در صحرا مى گشتند و پرندگانى در آسمان پرواز مى كردند، سلمان گفت : از میان شما چند آهو و چند پرنده چاق و چله نزد من آید كه مرا میهمانى رسیده و دوست دارم از او پذیرائى كنم . هر دو آمدند، آن مرد گفت : سبحان الله ! پرنده در آسمان مسخر شماست ؟ سلمان گفت : از این در شگفتى ؟ آیا دیده اى بنده اى از خدا اطاعت كند و خداى متعال از او نافرمانى نماید؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (2-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
( اقسام معرفت )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اذا تقرر ذلك ، فاعلم ان المعرفة على ضربین : معرفة حق ، و هى الایمان ، و ضدها النكرة . و معرفة تحقیق ، و هى القرب و الانبساط الذى ضدها البعد. و هذه معرفة اصفیاء الله و احبائه الذین یعبدونه على بساط فردانیته .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس از بیان مطالب گذشته ، بدان كه معرفت دو گونه است :
1 - معرفت حق كه همان ایمان است و ضد آن عدم شناسایى است .
2 - معرفت تحقیق كه قرب و انبساط است و ضد آن بعد و دورى است . و این معرفت برگزیدگان و دوستان خداست كه او را بر بساط یگانگى او مى پرستند.

قیل : العارفون صم وبكم و عمى . و معناه ان من عرف الله حق معرفته قل كلامه و اسماعه و نظره فى غیره ذات الله سبحانه ، و فنى عن رویة الاعمال ، و صار متحیرا مع الاتصال و مفتقرا الیه فى جمیع الاحوال ، و منقطعا عن الحال الى ولى الحال ، قائما بالامور بحقایقها لا بالحسبان ، فانه راس الخسران و به زلت عن منازل الصدیقین اقدامهم .

و گفته شده : عارفان كر و لال و كورند. و معنایش این است كه آن كس كه خدا را آن گونه كه باید، شناخت ، سخن و شنیدن و نگاهش در غیر ذات خداى سبحان كاهش مى یابد، و از نظر به اعمال فانى میگردد، و در عین اتصال متحیر گشته و در تمام احوال به او نیازمند مى گردد، و از حال به سوى ولى حال دل بندد، و به حقایق امور قیام مى كند نه به پندار و خیال ، كه آن راس زیان است و بدان سبب قدمهاشان از منازل صدیقان مى لغزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (1-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:چون دانستى كه مقصود اصلى از ایجاد انسان علم به معرفت اسماء و صفات و افعال الهى است ، پس چاره اى از ذكر رسوم معرفت و بعضى از امور كه موجب تشویق طالب است نمى باشد.

اى عزیز! بدان كه : لا شى ء فى خزانة الله سبحانه اعلى و اعظم و اعز من المعرفة حتى قیل فى تعریفها: هى حیاة القلب بالمحیى ، كما قال الله تعالى : او من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس كم مثله - (انعام ، 122.) الایة ، و كقوله تعالى : لنجیینه حیوة طیبة ، (نحل ، 97.) یعنى به تحقیق معرفته . و قال تعالى فى وصف قلب الكافر: اموات غیر احیاء و ما یشعرون .( نحل ، 21.) و لذا قیل : علیكم بالقلوب فاصفوها، فانها مواضع نظره و مواطن سره . .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

...چیزى در خزانه خداى سبحان برتر و بزرگتر و گران تر از معرفت نیست ، تا آن جا كه در تعریف آن گفته اند: معرفت ، حیات دل توسط احیا كننده است ، چنان كه خداى متعال فرموده : آیا كسى كه مرده بود پس او را زنده ساخته و براى او نورى قرار دادیم كه با آن در میان مردم راه مى رود مانند كسى است كه ... و نیز مانند آیه : همانا او را به حیاتى پاكیزه حیات بخشیم یعنى به تحقق معرفت او. و خداى متعال در وصف كافر فرموده : مردگانى هستند غیر مستعد براى حیات و نمى دانند كه .... از این رو گفته اند: به دلها بپردازید و آن ها را صاف و صیقلى كنید كه دلها محل نظر و جایگاه راز اویند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (52): (توضیحى دیگر درباره حجب )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! اهل معرفت مى گویند كه حق تعالى عالم آخرت را كه عالم ارواح است از نور خلق كرد، و زبده ارواح روح انسان را قرار داد. و عالم دنیا را خلق نمود كه آن عالم اجسام است ، و زبده اجسام جسم انسان را قرار داد.و همچنان كه عالم اجسام را حجاب از براى عالم ارواح قرار داد، صفات اجسام نیز حاجب است از نور صفات روح انسانى ، و هر دو عالم كه دنیا و آخرت باشند به ظلمات و انوارشان حجابند از نور صفات الوهیت . و حدیث نبوى صلى الله علیه و اله كه : الدنیا حرام على اهل الاخرة - الحدیث ،( جامع الصغیر ج 2، ص 16: دنیا حرام است بر اهل آخرت) اشارتى به این دارد كه گفته اند: اطرح الخلق تجد الحق ، و اطرح الدعوى تجد المعنى . و من سكن قلبه الى شى ء فلیس من الله فى شى ء. و من لم یكن بالله انیسا فى جمیع الاحوال كان جلیس الشیطان فى جمیع الافعال . و من كان من الله قریبا صار عما دونه غریبا.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

....خلق را رها كن تا حق را بیابى ، و دعوى را رها كن تا معنا بیابى . و هركس قلبش به چیزى آرام گیرد بهره اى از خدا ندارد، و هر كه در همه احوال انیس با خدا نباشد در تمام افعال جلیس شیطان خواهد بود. و هر كه به خدا نزدیك و آشنا باشد از غیر خدا غریب و بیگانه خواهد شد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:مرز حکمت و فلسفه:سر یا حکمت ؛ هم مرز یکدیگرند اما نه مانند هم و هم معنی هم با این وصف , گویا ! میگویند که :
سرٌ این کار چیست ؟ یا فلسفه این کار چه بوده است ؟! یا این کار چه حکمتی داشته است ؟!
اما میگویند , بهتر آن بود که چنین نگویند و مرز هر کدام را ترسیم کنند !
استحکام حکمت را با وضوح کثیر خیره کننده سرً و همچنین با برهان فلسفه تفاوتهائیست از زمین تا میانه های آسمان ! ...

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
پیشتر هم گفته بودیم که :

من همیشه بدنبال حکمت بوده ام و حکمت متعالی تر از فلسفه است و باید از خدا خواست این نعمت را .
چون و چرا کار فلسفه است و اما کار حکمت بالاتر از چون و چراست ... نمیگویم عشق ... , نه ؛ چیز دیگری است حکمت !  کاریست کارستان ! امری است خلل ناپذیر و بنائیست مستحکم ...
برگی از دفتر خطورات بابا محمود بهار 90
www.mzare.ir
 ( تنظیم برای وب م.کنعانی)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رساله اضافی در بیان فقر و زهد و توکّل و محبت خدای
بسم اللّه الرحمن الرحیم
الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتقّین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه، خیر خلقه، و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیز بن محمّد النسفی- که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در فقر و زهد و توکل و محبت خدای رسالهئی جمع کنید. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. «انه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
در بیان فقر و مراتب فقرا
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که فقر عبارت از بی چیزی است و فقیر کسی را میگویند که او را از دنیاوی هیچ چیزی نباشد.
ای درویش! بی چیزی نعمت عظیم است، و توانگری محنت عظیم است، امّا مردم نمیدانند که درویشی نعمت است، از درویشی میگریزند، و درتوانگری میآویزند. و باین سبب در دنیا در بلاها و فتنه ها می افتند، و در آخرت بعذاب های گوناگون گرفتار میشوند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

                          بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از بوالحسن خرقانی بگویم
          [ .....هر کس که در این سرای درآید نانش دهید و از ایمانش مپرسید ، چه آنکس که بدرگاه باری تعالی به جان ارزد ، بر خوان ابوالحسن به نان ارزد!
          عالم بامداد برخیزد و طلب علم کند و زاهد طلب زیادتی زهد کند و ابوالحسن دربند آن بود که سروری بدل برادری رساند!
          اگر به ترکستان تا به در شام کسی را خاری در انگشت شود آن از آن نیست . همچنین از ترک تا شام کسی را قدم در سنگ آید زیان آن مراست و اگر اندوهی در دلی است آن دل از آن من است!
          کاشکی بدل همه خلق ، من بمردمی تا خلق را مرگ نبایستی دید ... کاشکی حساب همه خلق با من بکردی تا خلق را به قیامت حساب نبایستی دید!
          کاشکی عقوبت همه خلق مرا کردی تا ایشان را دوزخ نبایستی دید ، بهترین چیزها دلی است که در وی هیچ بدی نباشد!
          اگر سروری بگوید و به آن حق را خواهد بهتر از آن بود که قرآن خواند و بدان حق را نخواهد . هر چه برای خدا کنی اخلاص است و هر چه برای خلق کنی ریا ؛ هر که عاشق شد خدای را یافت و هر که خدای را یافت خود را فراموش کرد ...... ]
ساری گاهنوشتهای محمود زارع



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ نهم در بیان بلوغ و حرّیت
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السّلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطّاهرین.
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقرا، عزیزبن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در بلوغ و حرّیت رساله ئی جمع کنید و بیان کنید که بلوغ و حریّت چیست. درخواست ایشان را اجابت کردم و از خدای تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد. «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان معنی بلوغ و حریّت
بدان- اعزّک اللّه فی الدارین- که هر چیزی که در عالم موجود است نهایتی و غایتی دارد. نهایت هر چیز بلوغ است، و غایت هر چیز حرّیت است. و این سخن ترا جز بمثالی معلوم نشود. بدان که میوه چون بر درخت تمام شود و بنهایت خود رسد، عرب گوید که میوه بالغ گشت. و چون میوه بعد از بلوغ از درخت جدا شود، و پیوند ازدرخت جدا کند عرب گوید که میوه حرّ گشت.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسالۀ هفتم در بیان عشق

بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه ربّ العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصّلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین!
امّا بعد، چنین گوید اضعف ضعفاء و خادم فقراء عزیزبن محمّد النسفی که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره درخواست کردند که میباید که در عشق رساله ئی، جمع کنید، و بیان کنید که محبّت چیست، و عشق چیست، و مراتب عشق چندست.درخواست ایشان را اجابت کردم، و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم، تا از خطا و زلل نگاه دارد «و انّه علی ما یشاء قدیر وبالاجابة جدیر».

در بیان میل و ارادت و محبت و عشق
بدان- أعزّک اللّه فی الدارین- که ذاکران چهار مرتبه دارند: بعضی در مرتبۀ میل اند، و بعضی در مرتبۀ ارادت اند، و بعضی در مرتبۀ محبّت اند، و بعضی در مرتبۀ عشق اند. و از اهل تصوّف هر که را عروج افتاد، درمرتبه چهارم افتاد و تا ذاکر بمرتبۀ چهارم نرسید، روح او را عروج میسّر نشود. و ما این هرچهار مرتبه را بشرح تقریر کنیم، تا سالکان ذاکر بدانند که هر یک در کدام مرتبه‌اند.
مرتبۀ اوّل آن است که ذاکر بصورت در خلوتخانه باشد، و بزبان ذکر میگوید، وبدل در بازار بود و میخرد و میفروشد. و این ذکر را اثر کمتر بود. امّا از فائده خالی نباشد.
مرتبۀ دویم آن است که ذاکر ذکر میگوید. و دل وی غایب میشود، و او بتکلّف دل خود را حاضر میگرداند، و بیشتر ذاکران درین مرتبه باشند که دل خود رابتکلّف حاضر گردانند.
مرتبۀ سوّم آن است که ذکر بر دل مستولی شودو همگی دل را فرو گیرد. و ذاکر نتواند که ذکر نگوید؛ و اگر خواهد که ساعتی بکار بیرونی که ضروری باشد مشغول شود، بتکلّف تواند مشغول شد، چنانکه در مرتبۀ دوّم بتکلّف دل خود را حاضر میگرداند در مرتبۀ سوّم دل خود را بکار بیرونی مشغول گرداند. و این مقام قربست، و از ذاکران کم باین مقام رسند. و این سخن را کس فهم کند که وقتی محبوبی داشته باشد. از جهت آنکه محبّ همیشه ذکر محبوب خود کند، و بی ذکر محبوب خود نتواند بود: همه روز خواهد که با دیگران مدح محبوب خود گوید، یا دیگران پیش وی مدح محبوب وی کنند. و اگر خواهد که بسخنی دیگر یا بکاری دیگر مشغول شود، بتکلّف مشغول تواند شدن.
مرتبۀ چهارم آن است که مذکور بر دل مستولی شود. چنانکه در مرتبۀ سیم ذکر بر دل مستولی بود، در مرتبۀ چهارم مذکور بر دل مستولی شود و فرق بسیار است میان آنکه نام معشوق بر دل مستولی باشد با آنکه معشوق بر دل مستولی شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:هر کس در تکلم قسم یاد کند البته یا دروغگوست یا بی بهره از ادب . قسم یاد کردن علامت دروغگوئیست ولی در تجارت و صحبت ابنای وطن ما جزو اعظم گفتگو قسم است .
عوام و خواص مبتلای این ناخوشی است . خواص بسر خود یا جان فرزند خود یا بمرگ یک یاز حضار قسم میخورد و عوام بخدا و رسول و ائمه . خانه جهالت خراب شود چه میتوان کرد ؟
باید سوخت و ساخت تا آفتاب معرفت از افق غیرمترقبه طلوع نماید و پرتو خود را بعموم بیفکند و از آن میان ما نیز از این معایب وحشت افزا باصلاح آئیم.
www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پیشترها , آنموقعی که لب تاب نداشتم و سروکارم بیشتر با کتاب و کاغذ و دفتر و قلم بود هر موقع که جوانه ای در ذهن و ضمیرم سر میزد قلم برداشته و مینوشتم اما بعد از اعتیاد به رایانه دیگر خیلی کم می نویسم . بخصوص که با این اوضاع اینترنت و قطع و وصل شدن آن و اعصاب خرد که در پس نوشتن چند صفحه ای یکدفعه می بینی که کل مطلبت سوخت و رفت هوا و مجبوری دوباره نویسی کنی. یا شاید سایتی را بسهولت آب خوردن فیلتر کنند و هزاران گرفتاری دیگر باعث شده که حوصله نوشتن هم از آدمی سلب میشود و جای آن دارد که واقعا به دست اندرکاران سانسورچی در حوزه نت توصیه شود که عوارض دراز مدت اینهمه ولخرجی در فیلتر کردن را بفهمند .

نمی گوییم که توهین ها و بددهنی ها را نادیده بگیرید اما بصرف چند خط انتقاد اینهمه کم تحملی بضرر رشد فکری و فرهنگی اجتماع ما بدل میشود و در درازمدت ما تبدیل به جیره خوار اجانب خواهیم شد . مطمئن نباشید که وقتی قلمهایی مثل این بنده را ضیق کردید جوانها می آیند میروند کتب مصباح یزدی را میخوانند ! اصلا و ابدا اینهمه خوش خیالی بسرتان نزند که جدای از اینکه بسمت ایشان نخواهند رفت اصلا بعدالت و معرفت هم توهین میشود که افکار و ایده های فرد خاصی را بخواهیم تبلیغ کنیم . حالا از این مقدمه بگدریم من در سال 86 این مطالب را در وبلاگی در بلاگفا قرار میدادم که متاسفانه علیرضا شیرازی بلاگ مرا با بی ادبی تمام بسته است بصرف آنکه انتقاد کردم چرا بدون اجازه قالب وبلاگ مرا تغییر دادی و تمام امکانات آنها را که از آمارگیری و نظرسنجی و لینکها و ... بود حذف کردی ؟ این تاجر دنیای وب با بی ادبی تمام و زیرپاگذاشتن تمامی اصول حرفه ای آنرا مسدود کرده ولی من از تمامی مطالبم بمحض نوشتن کپی گرفته و نگه میدارم و بهمین جها از آن تاریخ به میهن بلاگ هجرت کردم که علیرغم کم و کاستی های اینجا در مقایسه با بلاگفا انصافا سایت بهتری استو مدیریت مودبتری دارد. این هم یک نمونه از آن مطالب گهکاهی که جوششی بوده و برای دل خود می نوشتم اما بتوصیه فرزندم فاطی خانم مفید تشخیص داده شده و لذا آنها را در این پایگاه قرار داده و می دهیم


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

استفاده ابزاری از...
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:نمیدانم کجا خواندم و که بود ولی احتمالا میگویند : روزی یکی از عرفاء - شاید بایزید بسطامی بود درست نمیدانم- در مسیری میگذشت. در گوشه ای دید یکی بر در مسجد نشسته با صوت حزینی هم قرآن میخواند تا مردم را به رقت آورده و در کاسه او پولی بریزند.( گدائی) . بایزید از کنارش بدون اینکه التفاتی نماید بگذشت. در چند قدم آنطرفتر در سر چهارسوقی ، تار زنی را دید که داشت تار مینواخت و بوسیله آن میخواست که مردم در کاسه او پولی برای امرار معاش بریزند. عارف نامی، ایستاد و التفات ویژه ای و هبه مالی قابل ملاحظه ای هم به تارزن داد.
مریدان ( شاید با تعجب) علت جویا شدند! بایزید در پاسخ گفت :
اولی را با دومی تفاوت بسیار است و بود. و ادامه داد که :
اگر شما گرسنه و محتاج باشید و نانی هم در بالای رف(طاقچه) ای بلند باشد بطوریکه دستتان بآن نان نرسد تا سد جوع کنید ، برای دست یابی به نان چه میکنید؟


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:« آقای‌ دكتر علی‌ شریعتمداری‌ استاد گرانمایه‌ فلسفه‌ كشورمان‌ كه‌ گرایش‌ به‌ تجربه‌گرایی‌ مخصوصاً به‌ آراء راسل‌ دارند و در میان‌ گرایشهای‌ فلسفی‌ اسلامی‌ با حكمت‌ متعالیه‌، قدری‌ موضع‌ مخالفت‌ دارند، روایت‌ جالب‌ بگو مگوی‌ نیوتن‌ و انیشتین‌ را در كتاب‌ فلسسفه‌ خود ذكر كرده‌ است‌. خواننده‌ عزیز توجه‌ دارد كه‌ تفاوت‌ عصر این‌ دو، حدود 400 سال‌ بوده‌ و بنابراین‌، این‌ بگو مگو، واقعی‌ نیست‌ و به‌ عبارت‌ دیگر، بازسازی‌ شده‌ است‌. این‌ بگو مگو نشان‌ می‌دهد كه‌ گزاره‌های‌ علمی‌ همچنان‌ در اتهام‌ غیر حقیقی‌ بودن‌، گرفتارند.»

نیوتون‌ : قوانین‌ ثابت‌ روابط‌ علت‌ و معلول‌ را تعیین‌ می‌كنند.
انشتین‌ : قوانین‌ علمی‌ توصیفهای‌ احتمالات‌ آماری‌ هستند كه‌ به‌ وسیله‌ی‌ انسان‌ تهیه‌ شده‌اند.
نیوتون‌ : ماده‌ و قانون‌ وجودی‌ عینی‌، قابل‌ كشف‌ و مجزا از مشاهده‌ كننده‌ دارند،
انشتین‌ : همه‌ی‌ امور حسی‌ وابسته‌ به‌ مشاهده‌ كننده‌ هستند و باید بالنسبه‌ به‌ او مورد تفسیر قرار گیرند.
نیوتون‌ : ماده‌ از ذرات‌ مجزا یا نامربوط‌ تركیب‌ شده‌ است‌.
انشتین‌ : ماده‌ امواج‌ انرژی‌ است‌.
نیوتون‌ : جرم‌ مطلق‌ است‌.
انشتین‌ : جرم‌ نسبت‌ به‌ سرعت‌ و مشاهده‌ كننده‌ تغییر می‌كند.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها