النوبة الثانیة
قوله تعالى: الطَلاقُ مَرَتانِ الآیة...
حكم طلاق در روزگار جاهلیت و در ابتداء اسلام پیش از نزول این آیت آن بود كه هر آن كس كه زن خویش را طلاق دادى اگر یكى و بیشتر، طلاق را حصرى و حدى نبود، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة، .... و در آن حال این آیت آمد و حدّ طلاق پیدا شد و به باز آمد.
آه

گفتند یا رسول اللَه الطَلاقُ مَرَتانِ و این الثالثة؟ این دو طلاق است كه گفت ذكر سیم كجاست؟ گفت: فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ این تسریح نام سدیگر طلاق است. و نامهاى طلاق در قرآن سه است: طلاق و فراق و سراح " طلقوهن و فارقوهن و سرحوهن "
 
معنى آیت آنست كه طلاق كه بوى رجعت توان كرد دو است، بعد از آن دو طلاق امساك است با خود گرفتن بلفظ مراجعت، أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ یا گسیل كردن بآنك فرو گذارد تا عدت بسر آید و بینونت حاصل شود، پس چون عدت بسر آمد و بینونت حاصل شد و خواهد كه وى را با خود گیرد بلفظ مراجعت كار بر نیاید. كه نكاح تازه باید كرد. اما اگر این دو طلاق گفت و پیش از آنك عدّت بسر آید یا نه كه بعد از آنك عدت بسر آید و نكاح تازه كند وى را طلاق سوّم دهد بینونت كبرى حاصل شود. و تا آن زن بنكاح بشوهرى دیگر نرسد بهیچ وجه وى را با خود نتواند گرفت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.