تبلیغات
ساری - مطالب ابر مصطفى (ص)

ساری

یَسْأَلُونَكَ مَاذَا أُحِلَّ لَهُمْ قُلْ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّیِّبَاتُ وَمَا عَلَّمْتُم مِّنَ الْجَوَارِحِ مُكَلِّبِینَ تُعَلِّمُونَهُنَّ مِمَّا عَلَّمَكُمُ اللّهُ فَكُلُواْ مِمَّا أَمْسَكْنَ عَلَیْكُمْ وَاذْكُرُواْ اسْمَ اللّهِ عَلَیْهِ وَاتَّقُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ سَرِیعُ الْحِسَابِ ﴿4﴾
از تو مى ‏پرسند چه چیزى براى آنان حلال شده است بگو چیزهاى پاكیزه براى شما حلال گردیده و [نیز صید] حیوانات شكارگر كه شما بعنوان مربیان سگهاى شكارى از آنچه خدایتان آموخته به آنها تعلیم داده‏ اید [براى شما حلال شده است] پس از آنچه آنها براى شما گرفته و نگاه داشته‏ اند بخورید و نام خدا را بر آن ببرید و پرواى خدا بدارید كه خدا زودشمار است (4)
علی (ع)
النوبة الاولى
قوله تعالى:
یَسْئَلُونَكَ میپرسند ترا،
ما ذا أُحِلَ لَهُمْ كه چه چیز ایشان را حلال و گشاده كردند از صید،
قل بگوى
أُحِلَ لَكُمُ الطَیِباتُ حلال كردند شما را پاكها،
وَ ما عَلَمْتُمْ و خوردن صید آن سبع كه صید كردن در وى آموخته اید،
مِنَ الْجَوارِحِ ازین ددان و پرندگان شكارى،
مُكَلِبِینَ در آن حال كه مى درآموزید و آموخته فرا صید میگذارید،
تُعَلِمُونَهُنَ در آن ددان مى آموزید،
مِمَا عَلَمَكُمُ اللَهُ از آنچه اللَه در شما آموخت،
فَكُلُوا مِمَا أَمْسَكْنَ عَلَیْكُمْ میخورید از آنچه شما را صید كنند،
وَ اذْكُرُوا اسْمَ اللَهِ عَلَیْهِ و خداى را نام برید چون آن را فرا صید گذارید،
وَ اتَقُوا اللَهَ و از خشم و عذاب خداى پرهیزید،
إِنَ اللَهَ سَرِیعُ الْحِسابِ (4) اللَه آسان توان است زود شمار.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ قَوْلِهِمْ إِنَا قَتَلْنَا الْمَسِیحَ عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ
ایشان عیسى را مسیحا میخواندند.
عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ، سخن اینجا تمام شد، پس بر سبیل مدح گفت: رَسُولَ اللَهِ، وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ عیسى كه رسول خداست او را نكشته اند و بردار نكرده اند.
قرآن کریم

وَ لكِنْ شُبِهَ لَهُمْ اى القى شبه عیسى على غیره، حتّى ظنّوا لمّا راوه انّه المسیح.
و سبب آن بود كه چون عیسى آن دعا كرد، تا اللَه صورت ایشان صورت خوكان كرد، جهودان بترسیدند از دعاء وى، همه بهم آمدند و اتّفاق كردند، و او را در خانه اى محبوس كردند، تا وى را بكشند. یك قول آنست كه عیسى اصحاب خود را گفت: كیست كه رضا دهد تا شبه من بر وى افكنند، و او را بكشند، یا بردار كنند، و آن گه در بهشت شود؟
یكى از حواریان گفت: من بدین رضا دادم، و خود را فداء تو كردم. اللَه تعالى ماننده صورت عیسى بر وى افكند، تا او را بردار كردند، و عیسى را بر آسمان برد.

قول دیگر آنست كه: مردى از آن جهودان نام وى ططیانوس، در پیش وى رفت بقصد قتل وى. اللَه تعالى عیسى را از روزن خانه بآسمان برد، و شبه عیسى بر آن مرد افكند. جهودان در شدند، و وى را دیدند بصورت عیسى، و او را بكشتند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مصطفى (ص) گفت " و اتّقوا فراسة المؤمن فانّه ینظر بنور اللَه "
این دیده سرّ چون پدید آید چون دیده سر بود ....
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و در تحقیق فراست اولیا روایت كنند كه امیر المؤمنین على (ع) روزى قدم در ركاب مركب میكرد تا بغزاة شود، مردى منجّم بیامد، و ركاب او گرفت، گفت: یا على! امروز بحكم نجوم در طالع تو نگاه كردم و ترا روى رفتن نیست، كه ترا نصرت نخواهد بود.

على (ع) گوید: دور، اى مرد از بر مركب من.
حیدر كرار بدان قدم در ركاب كرده است تا چون تویى ركاب او گیرد، و باز گرداند، دور باش از بر من كه اندیشه سینه من كم از آن اثر نكند كه خورشید در فلك.

اگر فلك را از بهر كارى در گردش آورده اند، ما را نیز هم از بهر كارى در روش آورده اند.

كسى را كه دقیقت او حقیقت بود، و ثوانى او سبع مثانى بود، و اصطرلاب او دل او بود، اندیشه وى كم از رأى تو بود!

من بدین حرف خواهم شد، و جز امروز حرب نخواهم كرد، كه مرا بفراست باطن معلوم شدست كه ازین لشكر من نه كشته شود. واللَه كه ده نبود و از لشكر دشمن نه بجهند. واللَه كه ده نجهند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً الآیة
ربّ العالمین، خداوند جهانیان، و دارنده همگان، بخشاینده مهربان، درین آیت بر رهیگان توبت عرضه میكند، و در عفو امید میدهد، و تشدیدها كه گفته است همه را درمان میسازد، هم بیگانه را از بیگانگى مى باز خواند، هم عاصى را از معصیت، و همه را بكرم خود امید میدهد:

قرآن کریم

بیگانه را میگوید: إِنْ یَنْتَهُوا یُغْفَرْ لَهُمْ ما قَدْ سَلَفَ اگر از كفر باز آیند، و اسلام بجان و دل درپذیرند، در گذشته با ایشان هیچ خطاب نكنم، فانّ الاسلام یهدم ما قبله، و

عاصى را میگوید: ثُمَ یَسْتَغْفِرِ اللَهَ یَجِدِ اللَهَ غَفُوراً
چندان دارد كه عذرى بر زبان آرد، و پشیمانى در دل آرد، پس بجاى هر بدى نیكى بنویسم: فَأُوْلئِكَ یُبَدِلُ اللَهُ سَیِئاتِهِمْ حَسَناتٍ. كریم است آن خداوندى كه پیوسته بندگان را با خود میخواند، و خود را بر ایشان عرضه میكند، و لطف مینماید، و عیب میپوشد،و عطا میباراند، و از بار میكاهد، و در برّ میفزاید. اینهمه بآن میكند تا مگر آزرم دارند، و اجابت كنند، و بهره ور شوند، و نیك خدایى وى دریابند، و از نیك خدایى وى آنست كه بنده را توفیق دهد، تا دریابد، و بنماید تا ببیند، و بر خواند تا بیاید.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... و اصول آداب صحبت در معاملت با حق آنست كه:

خداوندا

علم در هر معاملت بكار دارى، و شریعت را بزرگ دارى، و بگزارد فرمانها از تمنّیها پرهیز كنى، و سنّت و اهل آن گرامى دارى، و از بدعت و اهل آن بپرهیزى، و از جاى تهمت و گمان برخیزى، و در پرستش خداى جلّ جلاله، از وساوس و عادات ریا و جهل و كاهلى دور باشى، و از خویشتن آرایى بتعبّد بر خلاف سنّت پرهیز كنى، و نوافل كردارها پوشیده دارى، و اللَه را بر غفلت نام نبرى، و هزل در جدّ نیامیزى، و شریعت و دین ببازى ندارى، و بر گفتار و رفتار و دیدار و خوردن و خفتن و حركت و سكون ورع كارفرمایى، و بهیچ وقت از خویشتن راضى نباشى، ور چه بر صدق و صفا روزگار گذارى، بلكه پیوسته از خود ناخشنود باشى، و توبت در همه حال بر خود واجب دانى.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَذِینَ قِیلَ لَهُمْ كُفُوا أَیْدِیَكُمْ الآیة
بر ذوق ارباب حكمت و سالكان راه حقیقت از روى اشارت میگوید:
كُفُوا أَیْدِیَكُمْ، اى اخرجوا ایدیكم عن اموركم، و كلوها الى معبودكم.
خویشتن را از كارها بیرون آرید، و یكسر شغلها بمولى سپارید، و باو بازگذارید،

قرآن کریم

كه اوست سازنده كار بندگان، مدبّر و مقدّر كارران،
و نگهبان، بسر برنده شغل ایشان بى ایشان،
دل دهنده تائبان، و پذیرنده عذر خواهان.

چند كه منّت است او را بر بندگان:
از اوّل بنده را رایگان بیافریند، چون در ظهور آرد، از آب و باد و آتش نگه دارد.
بسمع و بصر، بفطنت و حكمت بیاراید، ایمان و معرفت بر وى نگه دارد.
پس آن گه چون دست بمخلوقى بردارد، خطاب آید كه:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

... دست از مخلوق فرو دار، و بخالق بردار،
كه خداوند با وفا اوست، دهنده عطا و پوشنده خطا اوست، در مهربانى و كریمى بی همتا اوست.

دنیا
 
و گفته اند: كُفُوا أَیْدِیَكُمْ، معنى آنست كه:
دست از دنیا باز دارید، و در شهوات بر خود فرو بندید، و مال و جاه دنیا براندازید،
آنچه حرام است لعنت است، و آنچه حلالست محنت است، و آنچه افزونى است عقوبتست.
...
این دنیا ملعون است، سراى بینوایى و بیدولتى، طبل میان تهى، و بساط فرومایگى.

ربّ العزّة تا دنیا را بیافرید در آن ننگرسته، و آن را لعنت كرده، و دشمن داشته،
و هر چه در آن، بلعنت كرده مگر سه چیز:
ذكر خداوند جلّ جلاله، كه در دنیا است و نه از دنیا است.
دیگر مرد عالم كه مسلمانان را چون روشن چراغ و بر دل شیطان داغ است.
سیوم كسى كه جوینده علم است، و در راه دانش اندر منزل طلب است.
...
چون ازین سه درگذشت، زینهار گرد دنیا مگرد، كه روى معرفت سیاه كند، و جامه عصمت چاك گرداند.
خبر ندارى كه این دنیاى دنى دیرست تا بر مثال عروسى آراسته،
بر طارم نشسته، و از شبكه شكّ بیرون مینگرد، و با تو میگوید:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

أَیْنَما تَكُونُوا یُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ
حكایت كنند از جوانمردى كه هر گه كه این آیت برخواندى گفتى:
آه از مرگ نفس! آه از مرگ دل! آه آه از مرگ جان!
اگر درین بمانم مرا چه توان؟ و درد را چه درمان؟
چون حال اینست و كار چنین، بى كسا كه منم، بى سر و سامان،

قرآن , مرگ
خداوندا!
هم تو مگر سامان كنى، راهم بخود آسان كنى
درد مرا درمان كنى، زان مرهم احسان تو!


او كه نفسش میرد از دنیا درماند،
او كه دلش میرد از عقبى درماند،
او كه جانش میرد از مولى درماند،

او كه نفسش مرد از اهل و ولد جدا ماند،
او كه دلش مرد از انس و طرب باز ماند،
او كه جانش مرد از خداى صمد درماند.

پس دلهاى عزیزان و صادقان كه از نهیب این سخن و سیاست این حال خون گشت، كه آیا در ازل براى ما چه رفته؟ و در ابد كار ما چون آمده؟


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَا لِیُطاعَ بِإِذْنِ اللَهِ
از اوّل ورد تا آخر همه اشارت است ببزرگوارى منزلت مصطفى (ص) نزدیك حق جلّ جلاله، و خلعتى است از خلعتهاى كرامت كه اللَه تعالى بوى داد، كه واسطه از میان برداشت، و حكم وى با حكم خود برابر كرد، تا چنان كه رضا دادن بقضاء حق جلّ جلاله سبب یقین موحّدانست، رضا دادن بحكم رسول (ص) سبب ایمان مؤمنان است.

قرآن کریم
تا جهانیان بدانند كه طاعت داشت رسول طاعت داشت حق است، و نافرمانى رسول نافرمانى حق است، و قول رسول وحى حق است، و بیان رسول راه حق است، و فعل رسول حجّت حق است، و شریعت رسول ملّت حق است، و حكم رسول دین حق است، و متابعت رسول دوستى حق است.

چنان كه گفت: جلّ جلاله: فَاتَبِعُونِی یُحْبِبْكُمُ اللَهُ،

گفت: اى سیّد سادات، و اى مهمتر كائنات، و اى نقطه دائره حادثات، بندگانم را بگو: اگر خواهید كه اللَه شما را بدوستى خود راه دهد، و ببندگى بپسندد، بر پى ما روید كه رسول اوئیم، و كمر متابعت ما بر میان بندید، و حكم ما بى معارضت بجان و دل قبول كنید، تن فرا داده، و گردن نهاده، و خویشتن را در آن حكم بیفكنده، و هیچ حرجى و تنگى بخود راه نداده،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

إِنَ اللَهَ یَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُوا الْأَماناتِ إِلى أَهْلِها
خداوند مهربان، كریم راست دان، كارساز بندگان جلّ جلاله، و عظم شأنه، و عزّ سلطانه میفرماید درین آیت بندگان خود را باداء امانت، میگوید:
امانتها بذمّت خویش باز رسانید بأهل خویش، یعنى در آن تصرّف مكنید، و از خیانت بپرهیزید، كه بعد از ایمان و معرفت بنده را صفتى بزرگتر از امانت نیست، و بعد از كفر صفتى زشتتر از خیانت نیست.

 قرآن کریم

طاعت بنده از امانت رود، و معصیت از خیانت بود. خیانت مایه فساد است، و سر همه بى دولتى، و قاعده نافرمانى.
و امانت ركن دین است، كمال توحید، و صفت پیغامبران و فریشتگان.
...
ربّ العالمین گوش آدمى گشاده آفرید، بى بند، اگر خواهد و گر نه گوش بشنود، و دل بداند، لا جرم او را در شنیدن و دانستن بدل مواخذت نیست، كه بنده را در آن اختیار نیست.
امّا چشم و زبان هر دو با بند آفرید است، تواند كه نانگرستنى ننگرد، و ناگفتنى نگوید، و شرط امانت در دیدار و گفتار بجاى آرد، و امانت اللَه درین هر دو بگذارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: فَكَیْفَ إِذا جِئْنا مِنْ كُلِ أُمَةٍ بِشَهِیدٍ

خدا

بدان كه در عالم قیامت و میدان رستاخیز و مجمع سیاست و هیبت، بندگان خداى را كارهاى عظیم در پیش است، و مقامهاى مختلف :
اوّل مقام دهشت و حیرت.
دوم مقام سؤال و اظهار حجّت، و درخواست شهادت و بیّنت.
سیوم مقام حساب و مناقشت.
چهارم مقام تمیز و مفاصلت.

مقام اوّل را گفت: یَوْمَ یَقُومُ النَاسُ لِرَبِ الْعالَمِینَ.
دوم را گفت: فَكَیْفَ إِذاجِئْنا مِنْ كُلِ أُمَةٍ بِشَهِیدٍ
سیوم را گفت: وَ نَضَعُ الْمَوازِینَ الْقِسْطَ لِیَوْمِ الْقِیامَةِ.
چهارم را گفت: فَرِیقٌ فِی الْجَنَةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَعِیرِ.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امّا على (ع) و ابن عباس و ابن جبیر و ابن زید و مجاهد و جماعتى میگویند كه: إِلَا عابِرِی سَبِیلٍ معنى آنست كه:الّا ان تكونوا مسافرین، و لا تجدون الماء فتیمّموا، و بقول اینان صلاة عین نماز است، نه جاى نماز، و در آن حذف مضاف نیست. میگوید در حال جنابت نماز مكنید، تا آن گه كه غسل كنید، مگر كه مسافران باشید، و آب نیابید، تیمّم كنید در آن حال، و نماز كنید كه روا است.

قرآن کریم

حَتَى تَغْتَسِلُوا یعنى: من الجنابة. و غسلهاى واجب چهاراند: غسل جنابت، و غسل حیض، و غسل نفاس، و غسل دادن مرده.
بعد از این چهار غسلها همه مسنون است و آن دوازده اند: غسل آدینه، و غسل هر دو عید، و غسل آفتاب و ماه گرفتن، و غسل استسقا، و غسل كافر كه مسلمان شود، و غسل دیوانه كه باهوش آید، و غسل كردن از شستن مرده، و غسل احرام، و غسل در مكّه رفتن، و غسل وقوف، و غسل رمى، و غسل طواف.
و فرض غسل آنست كه همه تن بشوید، و آب بأصل مویها برساند، و نیّت رفع جنابت كند. ....


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ اللَاتِی تَخافُونَ نُشُوزَهُنَ اللّاتى جمع الّتى است، و اللّائى و اللّاء و اللّواتى و اللّوات همچنین. وَ اللَاتِی تَخافُونَ اى تعلمون نشوزهنّ.
قرآن

نشوز زن آنست كه عصیان نماید شوهر خویش را، و طاعت دارى نكند. چون امارات نشوز بر زن ظاهر گشت بر شوهر وى است كه نخست او را پند دهد، و بخداى عزّ و جلّ بترساند، و آنچه شرع او را فرموده از طاعت دارى شوهر بر وى خواند، و با وى گوید: اتّقى اللَه و ارجعى الى فراشى. اگر بوعظ مجرّد از عصیان باطاعت دارى نیاید هجرت باید جست از وى، هم در كلام و هم در جامه خواب. امّا هجرت در كلام بیش از سه روز روا نباشد، كه مصطفى (ص) گفت: لا یحلّ لمسلم أن یهجر اخاه فوق ثلاثة ایّام .

و هجرت در فراش آنست كه ابن عباس گفت: لا تضاجعها فى فراشك. پس اگر بهجرت كار بر نیاید، زخم كردن رواست، زخمى كه نه بر مقتل بود، و نه بر روى، و نه از جاى بخیزانند، و به قال النّبیّ (ص) اتّقوا اللَه فى النّساء فانّكم اخذتموهنّ بكتاب اللَه، و استحللتم فروجهنّ بكلمة اللَه، و انّ لكم علیهن أن لا یوطئن فراشكم احدا تكرهونه، فان فعلن ذلك فاضربوهنّ ضربا غیر مبرح وقال (ص)  " علّق السّوط حیث یراه اهل البیت"


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

و بدان كه حرمت رضاع بدو شرط ثابت شود:
یكى آنست كه چون شیر خورد این طفل، وى را كم از دو سال بود، یا دو سال. اگر بیش بود رضاع را اثرى نبود، كه مصطفى (ص) گفت " لا رضاع بعد الحولین "
دیگر شرط آنست كه هیچ رضعت كم نخورد، بحكم خبر ...، قالت: كان فیما انزل من القرآن عشر رضعات یحرمن، ثمّ نسخ بخمس معلومات.
قرآن

وَ أُمَهاتُ نِسائِكُمْ و مادران زنان شما بر شما حرامند. این تحریم بنفس عقد حاصل شود، اگر بزن خویش رسید یا نرسید، دخول افتاد یا نیفتاد، بعد از عقد نكاح مادر زن حرام است، حرامى مؤبد، تا آن حدّ كه اگر دختركى طفله بزنى بخواهد، و عقد نكاح بندد، پس وى را طلاق دهد، پس آن گه زنى اجنبیّه آن طفله را شیر دهد، آن اجنبیه بر وى حرام گشت، از بهر آنكه مادر دخترى است كه آن دختر روزى زن وى بود بنكاحى صحیح.

وَ رَبائِبُكُمُ اللَاتِی فِی حُجُورِكُمْ مِنْ نِسائِكُمُ اللَاتِی دَخَلْتُمْ بِهِنَ و دختران زنان شما بر شما حرام اند، یعنى پس از آنكه بمادران ایشان رسیدید، و دخول كردید. اگر مردى زنى بخواهد و دخول كند، آن گه آن زن را طلاق دهد، پس بعد از طلاق، این زن دخترى طفله را شیر دهد، آن دختر برین مرد حرام شود، از بهر آنكه دختر زنى است كه روزى زن این مرد بود و بوى رسیده. امّا اگر بوى نرسیده باشد، و او را طلاق دهد، یا بمیرد، دختر وى بزنى تواند كرد، كه ربّ العالمین گفت: فَإِنْ لَمْ تَكُونُوا دَخَلْتُمْ بِهِنَ فَلا جُناحَ عَلَیْكُمْ اى فى نكاح بناتهنّ، و به قال النّبیّ (ص) اذا نكح الرّجل المرأة فلا یحلّ له أن یتزوّج بأمّها، دخل بالبنت او لم یدخل. و اذا تزوّج الأمّ و لم یدخل بها، ثمّ طلّقها، فان شاء تزوّج البنت.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَی ءٍ مِنْهُ نَفْساً ؛ نفس اینجا دلست، و نفسا منصوبست بر قطع، و معناه: ان طابت نفوسهنّ لكم عن شى ء من الصّداق فوهبن لكم، فَكُلُوهُ اى فخذوه و اقبلوه هَنِیئاً لا اثم فیه، مَرِیئاً لا داء فیه هنیئا فى الدّنیا لا یقضى به علیكم سلطان مریئا فى الآخرة لا یؤاخذكم اللَه به.
قرآن ؛ توکل

هنى ء و مرى ء دو نام است طعامى را كه منهضم بود، عاقبت آن پسندیده بى غایلة، و مرى ء تابع هنى ء است، مرى ء نگویند مگر با هنى ء، و هنى ء گویند بى مرى ء....

و قال على بن ابى طالب (ع) اذا اشتكى احدكم شیئا فلیسأل امرأته ثلاثة دراهم من صداقها. و یشتر به عسلا، و لیشربه بماء السّماء، فیجمع اللَه له الهنی ء و المرى ء و الشّفاء و الماء المبارك.

و گفته اند كه: این آیت دلیلست كه طعام جوانمردان و سخاوتیان گوارنده و سودمند بود، و خورنده را نوش، كه مى گوید ایشان چون طعام نهند بخوشدلى و طیب نفس نهند، پس خورنده را هَنِیئاً مَرِیئاً گفت و طعام بخیلان بخلاف این بود، ناگوار و ناسازگار، كه ایشان آنچه دهند بتكلّف دهند، نه بطیب نفس، پس آن درد باشد نه درمان.
مصطفى (ص) از اینجا گفت : طعام السخىّ دواء و طعام البخیل داء .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ وَمَن یَنقَلِبْ عَلَىَ عَقِبَیْهِ فَلَن یَضُرَّ اللّهَ شَیْئًا وَسَیَجْزِی اللّهُ الشَّاكِرِینَ ﴿144﴾
و محمد جز فرستاده ‏اى كه پیش از او [هم] پیامبرانى [آمده و] گذشتند نیست آیا اگر او بمیرد یا كشته شود از عقیده خود برمى‏گردید و هر كس از عقیده خود بازگردد هرگز هیچ زیانى به خدا نمى‏رساند و به زودى خداوند سپاسگزاران را پاداش مى‏دهد (144)
قرآن
النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ ما مُحَمَدٌ إِلَا رَسُولٌ و نیست محمد (ص) مگر فرستاده اى از مردمان،
قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُسُلُ پیش ازو فرستادگان فراوان گذشتند،
أَ فَإِنْ ماتَ أَوْ قُتِلَ اگر او بمرد یا بكشتند،
انْقَلَبْتُمْ عَلى أَعْقابِكُمْ شما باز میگردید به پس باز،
وَ مَنْ یَنْقَلِبْ عَلى عَقِبَیْهِ و هر كه باز گردد بر دو عقب خویش،
فَلَنْ یَضُرَ اللَهَ شَیْئاً نگزاید خداى را هیچ چیز،
وَسَیَجْزِی اللَهُ الشَاكِرِینَ ( 144 ) و آرى پاداش دهد خداى سپاسداران را.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَسَارِعُواْ إِلَى مَغْفِرَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِینَ ﴿133﴾
و براى نیل به آمرزشى از پروردگار خود و بهشتى كه پهنایش [به قدر] آسمانها و زمین است [و] براى پرهیزگاران آماده شده است بشتابید (133)
النوبة الاولى
قوله تعالى:
وَ سارِعُوا بر یكدیگر بشتابید،
إِلى مَغْفِرَةٍ بآمرزشى،
مِنْ رَبِكُمْ از خداوند شما،
وَ جَنَةٍ و بهشتى،
عَرْضُهَا السَماواتُ وَ الْأَرْضُ كه فراخى آن چند هفت آسمان و (هفت) زمین است.
أُعِدَتْ ساخته گشت،
لِلْمُتَقِینَ ( 133) مر پرهیزگاران را.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مَثَلُ مَا یُنفِقُونَ فِی هِذِهِ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا كَمَثَلِ رِیحٍ فِیهَا صِرٌّ أَصَابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُواْ أَنفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَمَا ظَلَمَهُمُ اللّهُ وَلَكِنْ أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ ﴿117﴾
مثل آنچه [آنان] در زندگى این دنیا [در راه دشمنى با پیامبر] خرج مى‏كنند همانند بادى است كه در آن سرماى سختى است كه به كشتزار قومى كه بر خود ستم نموده ‏اند بوزد و آن را تباه سازد و خدا به آنان ستم نكرده بلكه آنان خود بر خویشتن ستم كرده ‏اند (117)
قرآن
النوبة الاولى
قوله تعالى:
مثَلُ ما یُنْفِقُون مثل آنچه نفقت میكنند،
فی هذِهِ الْحَیاةِ الدُنْیا درین زندگانى این جهان،
کمَثَلِ رِیح چون مثل بادى است،
فیها صِرٌ در آن باد سرماى سخت بود،
اصابَتْ حَرْثَ قَوْم كه رسد ناگاه بكشته زار گروهى،
ظلَمُوا أَنْفُسَهُم كه ستم كردند بر خویشتن (و مستحق عقوبت گشتند)،
فأَهْلَكَتْه تا آن بر ایشان تباه كرد،
ما ظَلَمَهُمُ اللَه و ستم نكرد اللَه بر ایشان
ولكِنْ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُون ( 117 ) و لكن ایشان بر خویشتن ستم میكنند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


النوبة الثانیة
قوله تعالى: إِنَ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَهِ كَمَثَلِ آدَمَ
سبب نزول این آیت آنست كه: ترسایان نجران، سید و عاقب و اسقف و اصحاب ایشان آمدند بر مصطفى (ص) و گفتند ما لك تشتم صاحبنا چه بودست ترا كه صاحب ما را ناسزا مى گویى، یعنى عیسى (ع) رسول گفت: آن چه ناسزاست كه من وى را گفتم؟
أَهْلَ البیت

گفتند: مى گویى كه وى بنده است.
گفت: " اجل هو عبد اللَه و رسوله و كلمته القاها الى مریم العذراء البتول" ایشان چون این سخن شنیدند همه در خشم شدند و كراهیت نمودند، گفتند : هل رأیت انسانا قط من غیر اب ؟ هرگز هیچ مردم دیدى كه بى پدر باشد؟ اگر چنین است كه تو مى گویى مثال این با ما نماى!
رب العالمین بجواب ایشان و حجت بر ایشان این آیت فرستاد، گفت: قیاس خلق عیسى (ع) بى پدر همچون قیاس خلق آدم بى پدر و بى مادر است.

إِنَ مَثَلَ عِیسى عِنْدَ اللَهِ
میگوید سان و صفت عیسى بنزدیك خدا و در حكم وى همچون سان و صفت آدم است. آدم را از خاك بیافرید و قالب وى بساخت، و روزگارى آن جسد بى روح میان مكّه و طائف چنان كه در خبر است بگذاشت، آن گه آن جسد را گفت كه: اى آدم باش بشرى زنده گویا، نه پدر بود نه مادر، همچنین باد را گفت: عیسى باش، پدر نه بود و مادر بود، یعنى در تخلیق بنزدیك اللَه در قدرت او هر دو یكى اند. چنان كه آفرینش آدم بى پدر و مادر بر وى دشخوار نبود، آفرینش عیسى (ع) بى پدر دشخوار نبود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها