عنوان فوق از قضایای اساسی و مهمّ فلسفه الهی است که ربطی وثیق با حکمت عالی و الهیات به معنای اعم دارد، حکمتی که در آن از امور عامه نظیر وجود و موجود، واجب و ممکن، علت و معلول و وحدت و کثرت و امثال این مسائل بحث می‏شود که به موضوع خاصی یا حقیقتی معین - ذهنی یا عینی - اختصاص ندارند.

کل من علیها فان

از باب مقدمه باید اشاره کرد [که‏] از مسائل مورد اختلاف بین حکمای اسلام و فلاسفه مسلمان، مسأله اصالت وجود یا اصالت ماهیت است، بدین معنا که آیا آنچه در خارج و عین تحقق دارد وجود است و در نتیجه ماهیت، امری است اعتباری که از وجودِ محدود مقیّد و متعیّن به تعینی که آن را از غیر خود، از حیث جنس و نوع جدا می‏نماید انتزاع می‏گردد؟

یا آنکه امر متحقق در ظرف عین، خارج، نفس الامر و واقع، ماهیت است و وجودْ مفهومی ‏اعتباری و خارج از آن، که از آن انتزاع شده و بر آن حمل می‏گردد؟ (به عبارت دیگر از خارج محمول‏هاست نه از محمولات بالضمیمه).

بنابراین رأی (دوم) مثلا ماهیت آتش هنگامی‏ که در خارج تحقق یابد و آثار ویژه آن مثل روشنایی و سوزاندن و گرما بر آن مترتب شود، مفهوم وجود از آن انتزاع شده و بر آن حمل می‏گردد و گفته می‏شود: آتش موجود است و الاّ (اگر چنان تحقق خارجی و ترتب آثار در بین نباشد) گویند: آتش معدوم است.

نظریه اصالت ماهیت و اعتباری بودن وجود در جمیع موجودات، حتی در واجب تعالی، ظاهرا تا اوائل قرن یازدهم هجری نزد حکما مشهور بوده است.
(گر چه قول به اصالت ماهیت در آثار برخی فیلسوفان سده دهم نظیر میرداماد و میرفندرسکی صریحا به چشم می‏خورد، اما مستفاد از آثار بیشتر حکمای مشائی از شیخ الرئیس و بهمنیار گرفته تا متأخران، قول به اصالت وجود است. (در این مورد ر.ک: هستی از نظر فلسفه و عرفان سید جلال الدین آشتیانی، ص 71-66).) و شبهه حکیم ابن کمونه در توحید نیز مبتنی بر همین مذهب است.(شبهه مزبور بدین صورت تقریر شده: چه مانع دارد که در ظرف تحقق و نفس الامر و واقع، دو هویت مجهولة الکنه (نامعلوم از لحاظ حقیقت) که هر دو بسیط و متباین به تمام الذاتند وجود داشته باشند و صفت وجوب وجود از هر دو انتزاع شده و بر هر دو - به نحو حمل خارج محمول بر منشأ انتزاعش - حمل گردد (نه از باب حمل محمولات بالضمیمه بر موضوعشان) چون ذات آنها به حسب فرض بسیط است و ترکیبی در آنها نیست، چرا که ترکیب ملازم امکان است، در حالی که فرض ما وجوب آن دو است.لازم به ذکر است که حل این شبهه در زمان طرح خود بر استادان حکمت دشوار آمد و این دشواری چند قرن ادامه پیدا کرد، تا اینکه در اوایل جزء اول اسفار به افتخار الشیاطین معروف گشت و از اساتید خود در حکمت شنیدم که محقق خوانساری صاحب مشارق الشموس که به عقل یازدهم ملقب بوده، گفته است:
اگر حضرت حجت عجل اللّه تعالی فرجه الشریف ظهور کنند معجزه ای جز جواب شبهه ابن کمونه از ایشان طلب نمی کنم.(مؤلف))


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.