سرّ تسلیم و رضا
یکی از رندان را مصیبتی سخت عارض شد و نوباوه ای خداداده که چند صباحی از عمرش نگذشته بود را بر سر حادثه ای از دست بداد.
دوستان بجهت تسلی خاطر بدیدارش می آمدند و خیلی پریشان و درهم نمی دیدندش
یکی که اهل معنا و دقت بود بوی گفت چگونه حالی است که با از دست دادن فرزند زبان بشکر و ثناء بذکر داری؟!
گفت من آنچه که خدا میخواهد را میخواهم !

چه دانم ناخوش کدامست و یا خوش
خوش است آنچه بر ما خدا می پسندد

در وادی تسلیم رضا اگر باشیم که رسیدن بدین جایگاه پای پرتوانی میخواهد میتوانیم بگوئیم که
مزن ز چون و چرا دم که بنده مقبل
قبول کرد بجان هر عمل که سلطان کرد

لا حول ولا قوه الا بالله العلی العظیم
پنجم دی نود و شش


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.