تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر مرشد

چشم به راه

رسالۀ چهارم در بیان مبداء و معاد بر قانون اهل حکمت
بسم اللّه الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:الحمدللّه رب العالمین و العاقبة للمتّقین، و الصلوة و السلام علی انبیائه و اولیائه خیر خلقه و علی آلهم و اصحابهم الطیّبین الطاهرین.
اما بعد، چنین گوید اضعف ضعفا و خادم فقراء، عزیز بن محمّد النسفی، که جماعت درویشان- کثّرهم اللّه- ازین بیچاره در خواست کردند که میباید که در مبداء و معاد بر قاعده و قانون اهل حکمت رساله ئی جمع کنید، در خواست ایشان را اجابت کردم و از خداوند تعالی مدد و یاری خواستم تا از خطا و زلل نگاه دارد «انّه علی ما یشاء قدیر و بالاجابة جدیر».

در بیان مبداء
بدان، اعزّک اللّه فی الدارین، که وجود از دو حال خالی نباشد، یا او را اوّل باشد یا نباشد. اگر نباشد، آن واجب الوجود لذاته است، و اگر باشد، آن ممکن الوجود لذاته است. و واجب الوجود لذاته خدای عالم است تعالی و تقدّس، و ممکن الوجود لذاته عالم خدای است. و این واجب الوجود لذاته که خدای عالم است، به نزدیک اهل حکمت موجب بالذات است، نه موجد مختار است. عقل اول از ذات او صادر شد، چنانکه شعاع آفتاب از قرص آفتاب، و چنانکه وجود معلول از وجود علّت. پس تا وجود علّت باشد وجود معلول هم باشد.

چون این مقدّمات معلوم کردی، اکنون بدان که اهل حکمت میگویند که از ذات باری تعالی و تقدّس یک جوهر بیش صادر نشد و نام آن جوهر عقل اوّل است. و عقل جوهری بسیط است و قابل تجزی و تقسیم نیست. پس از باری تعالی که احد حقیقی است احد حقیقی صادر شد، و آن عقل اوّل است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

در بیان مقام معلوم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بدان که اهل شریعت میگویند که این هر نه مرتبه عطائیاند، نه کسبی. و دین حنیف و دین قیم این است، و فطرة اللّه که جملۀ آدمیان را بر آن فطرة آفریده است، این مراتب ارواح است، هر یک را چنان که آفریدند آفریدند، در خلق خدای تبدیل نیست «فاقم وجهک للدّین حنیفاً فطرة اللّه الّتی فطر الناس علیها لاتبدیل لخلق اللّه ذلک الدّین القیم».

ای درویش! اگر چنان بودی که این مراتب کسبی بودندی، هر کس که کسب زیادت کردی، مقام او عالیتر شدی. عارف بکسب بمقام ولی رسیدی، و ولی بکسب بمقام نبی رسید، و در جمله مقامات همچنین میدان، امّا این جمله کسبی نیستند، عطائی اند.

ای درویش! اینچنین که مراتب ارواح را دانستی که هر یک را مقام معلوم است، و از مقام معلوم خود در نمیتواند گذشت، اقوال و افعال ایشان را همچنین میدان. هر یک را مقامی و مقداری معلوم است و از آن در نتواند گذشت «وکلّ شیء عنده بمقدار» یعنی هر روحی که باین عالم آید و بر مرکب قالب سوار شود او را حدّی پیداست و مقامی معلوم است که چند در قالب باشد و چند نفس زند، و چه خورد، و چند خورد، و چه گوید و چند گوید، و چه کند، و چند کند، و چه آموزد و چند آموزد، و در جملۀ کارها همچنین میدان. و علم خدای تعالی در ازل باین جمله محیط است، یعنی خدای تعالی در ازل بکلّیات و جزؤیات عالَم عالِم است «وانّ اللّه قد احاط بکلّ شیء».


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:پس آنگه خراب خرابه نشین ، جغد ، در بیان عذر خویش جهد كرد كه :


در خرابی جای می سازم به رنج
زانكه باشد در خرابه جای گنج

عشق گنجم در خرابی ره نمود            
سوی گنجم جز خرابی ره نبود

متمنی گنج در خرابه ها چه آرزوی لقای سیمرغ؟!

من نیم در عشق او مردانه ای
عشق گنجم باید و ویرانه ای

پایان كار جغد ولو با حصول مرادش یعنی یافتن گنج ، دستمایه پاسخ هدهد شد و گفت :
باید بهلی و بروی  ولو به آرزویت هم برسی!


ادامه مطلب...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... نمونه های زیادی را در تاریخ قیامها و... سراغ خواهید داشت یك نمونه جالبش ، یك سرباز پیامبر(ص) كه برای نرفتن به جهاد با رومیان بهانه و عذر آورده بود كه شنیده ام دختران رومی زیبارویند و من در تقوی خویش بیم دارم ... و خواست او را معذور دارد!!

     طوطی گفت : در بین طیور من خضر ایشانم؛ خضر بمفهوم سبزی و چون طوطی خویش را سبزپوش میدانست و برای كفایت راه خویش از نوشیدن جرعه ای از چشمه آب بقاء كه خضر نوشید برای خود سخن گفت و عذر خویش در تاب نیاوردی محضر سیمرغ بگفت.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ظرافت دیگر بعد از ضرورت تعیین رهبری؛ صفات مشخصه و وجه امتیاز این رهبر است كه عطار با برشمردن چندین مشخصه از زبان هدهد در این خصوص می فهماند كه رهبری در جامعه اولا متناسب با اهداف كلی جامعه و ثانیا دارای مشخصات و اختصاصات ( تخصص ها بمفهوم عام ) و ثالثا سوابق و تجربیات و كارآزمودگی و امتحان دادگی را داشته باشد، را باید حائز باشد. از جمله این مشخصات كه هد هد میگوید :

1- قاصد و همدم بودن سلیمان
2- پیك غیبی بودن
3- حامل كتاب و نامه سلیمان
4- نیاز سلیمان به هدهد بواسطه این امتیازات
5- مجرب در سیر و سفر و عالم و عالم دیدگی او.

     بعد از رهبری شرط پیروزی از زبان رهبر چنین بازگفته میشود : .....خود را از ننگ خودبینی نجات داده و جان بر سر رسیدن بمطلوب بگذارید...


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرغان بهانه جوی عطاریم یا سالک راستین راه الی الله



ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در تاریخ ادبیات و عرفان ما این عنوان ( هفت شهر عشق ) بیشتر با نام شیخ فریدالدین عطار همراه است. وی یك منظومه شیوا و دلپذیر كه در واقع با بن مایه های عرفانی و معنوی عجین شده است بنام " هفت شهر عشق " خلق و بیادگار گذارده است. در این اثر سیر بشر خاكی را از ابتداء تا انتهای مسیر سلوك بزبان نظم بتصویر میكشد و در این سیر و سلوك مراحل هفتگانه ای را تشریح مینماید. این مراحل را بیشتر با واژه " منازل " كه پرمعنی تر است در ادبیات عرفانی ایران زمین شناسانده اند. واژه هائی مانند : مرحله ؛ منزل ؛ وادی و... همردیف همین معانی هستند.


     این منظومه یك مثنوی است كه با استفاده از تمثیل مرغان و طیور ، منازل مختلف و هفتگانه سلوك الی الله را بصورت داستانی تشریح و تبیین نموده است. هدف سالك رسیدن به معشوق كه به سیمرغ تعبیر شده است میباشد. در این راه مرغان ، هدهد را رهبر راه پر پیچ و تاب خود می نمایند، چونكه میدانسته اند كه ؛


                                        طی این مرحله بی همرهی خضر مكن
                                        ظلمات است بترس از  خطر    گمراهی


 رهبر ( در طی مسیر سلوك ) در ادبیات عرفانی ما بعنوان پیر ، مرشد ، خضر راه ، قافله سالار ، جلودار، میر و... تعبیر و نامگذاری شده است. در این تمثیلات كه مرغان برای رسیدن به سیمرغ ، انجمنی تشكیل داده اند، پیر، مرشد ، راهنما هدهد است.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها