در بیان درجۀ عوامّ
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بدان که فرزند چون بحدّ تمییز رسید، باید که در عبادات موافقت پدر و مادر کند، و اگر نکند، پدر و مادر بفرمایند تا بکند. و این موافقت کردن را اسلام گویند. و چون بحدّ عقل رسید بعد از اسلام شش چیز دیگر بر فرزند فرض شود. اول ایمان: باید که او را در هستی و یگانگی خدای و در نبوت انبیا هیچ شکی نباشد، و بیقین بداند که انبیا هر چه گفتند راست گفتند و از خدا گفتند. دوم امتثال اوامر. سوم اجتناب نواهی. چهارم توبه، یعنی اگر امری از اوامر فرو گذارد یا بنهی از نواهی اقدام نماید، درحال توبه کند و توبه آن است که از کرده پشیمان شود، و نیت کند که من بعد هرگز آن کار نکند. پنجم کسب، یعنی حرفتی بیاموزد و بکاری مشغول شود که آن کار سبب معاش وی گردد، تا از طمع خلاص یابد و ایمان وی بسلامت ماند؛ که ایمان هر که بزیان رفت بشومی طمع بزیان رفت. ششم تقوی، یعنی در کسب احتیاط کند تا بر وجه مشروع باشد، و ازمال حرام و مال شبهه، و مال پادشاهان و مال ظالمان پرهیز کند و در اقوال و افعال احتیاط کند تا باخلاص باشد و از ریا و سمعه دور بود.

ای درویش! این شش چیز عام بود در حق جمله مسلمانان، و این درجۀ عوامّ است. پس هر که میخواهد که ازدرجۀ عوامّ بدرجۀ خواصّ برسد، باید که عمل خواصّ پیش گیرد، و عمل خواصّ سلوک است یا بطریق تحصیل و تکرار، یا بطریق مجاهده و اذکار. و ما درین رساله طریق مجاهده و اذکار بیان خواهیم کرد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.