تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر مخاطب

چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... زمانی خوانده ام که بقراط گفت ؛ افکنده دست برمی خیزد اما افکنده سخن بر نخیزد .زخم زبان مردم را بوسیله سخن زشت بیشتر میتوان آزرد , اما آزارها به فعل و عمل را چاره میتوان کرد.

سخن زشت را گفته اند جراحت بدی است که درمان نپذیرد.
حکماء گفته اند , سخن باندازه گفتن , نصف دانش است . در امثال امده که " لسانی سبع ان ارسلته کلنی " بدینمعنی که " زبان من جانوری است که اگر رها نمایم خود مرا میخورد "
یا گفته اند که " راحه الانسان فی حفظ اللسان " چون بیش از اندازه سخن گویند , از پایه بیافتد

سخن گفتن آنگه باید , و چندانکه باید , و آنگاه که باید بباید گفتن تا سودمند بیافتد . زبان را گویند که از الماس تیزتر است و از شمشیر برنده تر . مار بدنهاد را با افسون سخن خوش از سوراخ خود بیرون میتوان آورد و کارهای مشکل را اصحاب تدبیر با سخن نیکو , بهتر میتوانند بگشایند .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مولا علی (ع) :
با ادب سخن بگو

با مخاطب خویش پسندیده و مودب سخن بگویید تا او نیز به شما با احترام جواب گوید.

« الحدیث جلد 3 صفحه 64 »


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 از نوشته های بابا در چند سال پیش میباشد لطفا تا آخر و با دقت این متن را مطالعه فرمایید برای من مهمه چون برنامه ای برای اینمحمود زارع شورای هماهنگی مدیران استان و شهرستانها سال 87 متن دارم ... و اگر نظری هم بود اعلام فرمایید . ضمنا متن اصلاح و بسیار کوتاه شده است. بابا که کلوب اجازه نمیده بیایم اما از خانم میترا و دوستان دیگه بابا میخواهم اگه مصلحت بدانند آنرا در معرض نظر مخاطبین کلوب هم قرار داده تا نظر آنها را هم بدانم ..." ف زارع "


اگر کاری دستت بود شاید مخاطب من تو باشی
هر حرفی را حقیقتی است كه لزوما در لفظ به تمام نمی آید
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... عده ای هم ؛ دوستند و ما هم نمیگوئیم كه نیستند و بقول خودهاشان غصه ما و مشكلات خوب و بد ما و حتی زندگی خصوصی ما میخورند ! ( مثل اینكه طبیعت بلطف همین غمخواری و احساس مسئولیتشان ؛ یك جفت چشمان درشت و تیز بین و البته برزخی بدانها بخشیده است كه همه چیز را میبینند - و خودهاشان البته كه استثنائیست بر مابقی خلق الله در حكم خالق حكیم كه ولا تجسسوا و... كه ایشان در عمل خود را مشمول این حكم نمیدانند -  تا پاسمان بدارند و غم و غصه ما را از سر دوستی بخورند !! البته در نزد این و آن با زبان گشادی به شیوه شكوه گوئیهای رایج مجلس گرمكن كه ننه باجی های قدیمی و حتی میس و بانوهای فعلی ما هم بدین سبك دلسوزیهائی را در پرونده زندگی خویش ( بتمامه وقت و سراسر  زندگی خویش) دارند و ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: اگر خود خواهیها نباشد، رشد و تکامل و توفیقات نیز بیشتر محمود زارع 90خواهد شد. مثلا، خودم یافته هائی در ذهن دارم که میترسم آنها را بنویسم. البته توجیهاتی برای خود و شما دارم. ولی اصل مطلب را که بیطرفانه ( کاری سخت ) بررسی میکنم مشاهده می کنم که چیزی جز خودخواهی نیست . که میترسم بنویسم و بعدها غلط از آب در آید و شمایان مرا مسخره کنید و بخندید و قضاوت نادرستی بنمائید. ولی یکی از توجیهات این است که چون تصور بر کج  فهمی خواننده میرود، برای حفظ شان و آبروی خود ، نمی نویسم. در صورتی که ، این یک توجیه برای... میباشد. از خدای سبحانه تعالی عاجزانه تقاضای توفیق و غلبه بر خودخواهیهای خویش را داریم. گرچه نام این کتاب را خطور گذاشتم و طبیعتا خوانندگان بایستی انتظار مطالب ارائه شده از روی تحقیق علمی را از آن نداشته باشندو صرفا هر آنچه که بلا فاصله بذهن میرسد را باید بنویسم ولی در اکثر اوقات احتیاطات زیادی میکنم و تمام آنچه که بذهن خطور میکند را نمینویسم. هنوز بر حب نفس غلبه نیافتم. راستی آیا لازم است هر آنچه که در ذهن خطور میکند را نوشت؟ اصلا هدفم نیز این نبود. نوعی تحمیل میتوان نامید. چه چیز را ، کار نویسندگی ، خطابه و... را ، شما را مجبور میکنند که هر آنچه خودشان رسیده اند را بخوانید، اینطور نیست؟ ! کمی باید تعدیل کرد... - محمود زارع سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384  ساری



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یک حرفهایی گاهی میزنم,گاهی دل گپ هایی برام پیش می آید قبلا دفترچه و بعدها سررسید و حالا وبلاگی دارم و یادداشت میکنم اما هرچه جلوتر می آئیم به مکانی که این نوشته ها را برای حفاظت,آرشیو,نگهداری اعتماد میکنم بیشتر ظنین میشوم مثلا یک موقع این سایت را فیلتر کنند و یا کلا خود سایت از دسترس خارج شود چی میشه؟ معلوم نیست تجدد همیشه بهتر باشدو اما
آدمها دو رو دارند ، یک رویشان به ماست و یک روی دیگرشان بخودشان !
به بعضی ها بعضی چیزها نمی آید . مثل مدیریت به ... !
گاهی شما را مخاطب قرار میدهند و در حال صحبت کردن هستند ولی در پس این هیبت ظاهر و شکل ظاهر کار ، حس میکنی که گوینده در واقع ترا بهانه یا وسیله قرار داده است و دارد برای دیگری حرف میزند ، اینرا آدم گاهی در چشم های مجریان بعضی از برنامه های تلویزیونی و در پس دیدگان مجریان حس میکنی . او دارد دیگری را ارضاء میکند ، فرضا رئیس خودش را . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که اگر در خارج از تلویزیون هم این رفتارها هنجار شود...
تک درخت بید مجنون در صحرائی غریب در غربت ایستاده است . نمیدانم بید مجنون من ... آیا شته ها در جانش چه میکنند... امان از رسوخ شته های ملوث در بدنه و تارو پود تک درخت بید مجنون من !
گاهی موقع به نوشتن ظنین میشوم !
محمود زارع   www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها