چشم به راه

شعر میلادیه حضرت رسول از محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

  توضیح : متن خلاصه شده کنفرانس  در یکی از اردوهای دوستانه که برای انتشار ویرایش گردید ..... مقدمه ;کم ارتباط : این بخش در محمود زارعبرنامه کنفرانس نبوده است... واگویه ای بود و بس...
مـــزایای فوق العـــــاده ٔ بی شعـــــوری
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع: ٱثار مسبط ! ( تلفظ کنید مثبت ) چاپلوسی در معیشت ( وانعکاس آن در فیش حقوق و مزایا - فوق العاده ها )
     یکی در حسرت فهم درست مُرد و در تب و تاب است و میگوید و مینالد که : مردم اندر حسرت فهم درست ! این یکی مزایای بی شعوری را لابد نمیدانست. حسن کم دانستن در رگ و پی اش رسوخ نکرده بود. وه که در چه بهشتی است آنکس که نمی فهمد !!

بیا تا یکسری موضوعات را برایت ردیف کنم ؛ همینجور تیتری . که اغلب همان موضوعاتی است که قلقلکم میدهند تا بنویسمشان و به تصویر در آرمشان ؛ مثل مثلا :
   - درد سرهای زیاد دانستن یا گرفتاری های زیاد فهمیدن یا آنکه
   - حسن کم دانستن
   - محاسن بیشعوری
   - مزایای چاپلوسی در سیستم های ( اگر واقعا بتوان این ادارَک ها (درست تلفظ کنید = اداره ها ) را دارای سیستم دانست ) اداری و دستگاههای اجرایی مملکت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:این خانه تکانی عید همیشه برای من - جدای از ریخت و پاش کل خانه - محاسن زیادی هم داشت و یکی از آنها اینکه اکثر یادداشت ها و تکه کاغدهایی که گاهی مینوشتم و یا خاطره هایی ر که جالب بود و مینگاشتم و یا پاره شعری و ... را خانم توی یک کیسه نایلونی ریخته و در اتاق مطالعه خود من گذاشته - که البته احدی حق تغییرات در آنرا ندارد - بعد من یکی دو ساعتی وقت اختصاص داده و تمام آنها را زیر و رو کرده و خیلی چیزهای جالبی پیدا میشود . امسال ازجمله آن چیزها دستخط های 20 سال ( حدودا بیست سال پیش ) من بود که خیلی برایم جالب و باعث تداعی خاطرات زیادی شد . این هم نمونه ای از آن تکه کاغذهاست :


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


بسم الله الرحمن الرحیم
یک دیدار و چندین روایت ! در نشستی صمیمی با: استاد محمدرضا اسحاقی هنرمند برجسته موسیقی سنتی مازندران + دانلود یک اثر از ایشان با نام زمستان  .بقلم محمود زارع ( وبلاگ ساری )

هیچکس در پیش خود چیزی نشد
هیچ آهن خنجر تیزی نشد
هیچ حلوایی نشد استاد کار
تا که شاگرد شکر ریزی نشد
ریاضت همان است که باید شاگردی کرد!

    جملات فوق کلامی بود در بدو ورود ما ؛  از استاد محمدرضا اسحاقی ؛ که  اهل منطقه شرق مازندران و ساکن روستای گرجی استاد محمدرضا اسحاقیمحله بهشهر و یکی از میراث داران بزرگ موسیقی فولکلوریک و اصیل مازندرانی که قریب به 6 دهه از عمر ایشان میگذرد.
     اسحاقی صدای گرم و چهره نافذی دارد. وی بیشتر روایت خوان است و منظومه هایی مانند طالبا ؛ حیدربیک و صنمبر ؛ روایت هژبرسهم الممالک ؛حقانی و مسکین و ....  را بازآفرینی و اجرا میکند. خودش میگوید که بیش از یکصد روایت را در سینه دارد و حتی روی آنها کارهایی را هم انجام داده است. میگوید گهگاهی شعر مازندرانی هم می سراید .
     میگوید تعزیه خوان هم هست و درمناسبتهای مختلفی به اجرای تعزیه پرداخته و لذا به آوازهای تعزیه تسلطی تقریبا کامل دارد.
     اسحاقی در ساختن دوتارمازندرانی و کمانچه نیز تبحری کامل داشته بطوری که ساخته های او در منطقه از شهرت خاصی برخوردارست.
     بعد از اوایل ماه مبارک رمضان بر حسب تصادف تلویزیون را تماشا میکردم ( چون حداکثر در شبانه روز شاید بطور متوسط حتی 15 دقیقه هم تلویزیون را تماشا نمیکنم و اگر هم گهگاهی بچه ها اجازه دهند شبکه چهار آنهم بعضی از سخنرانیها را می بینم ) برنامه تحت عنوان احتمالا ماه آسمانی را می دیدم. گزارشی از استاد اسحاقی هنرمند مازنی را داشت پخش میکرد بخصوص آوازهایی از او را که در تیراژ پایانی برنامه هم بخش کوتاهی از آن وجود دارد. این برنامه در همین بخش بدلم نشست. مثل تمام کارهایی را که اگر اعتقاد و باور داشته باشم برای حصول به آن بعد از توکل تلاش خاصی را می نمایم . ترتیب ملاقات با این هنرمند مشهور اما ناشناس با من بعد از این برنامه تنها دو ساعت گذشت که با هماهنگی با چهار نفر از ساری و روستاههای سورک و سمسکنده ؛ راهی گرجی محله بهشهر شدیم و بدیدار صمیمی با استاد پیر اسحاقی رسیدیم.
     بسیار صمیمی و خودمانی با ما برخورد کرد. باو گفتم خداوند شاید بمصلحت خیلی چیزها از جمله سرمایه بمن نداده باشد اما دو نعمت بزرگ را بمن عطا کرده که قدرش را هر روز بیشتر میدانم و سنگینی اش را هم البته هر لحظه بیشتر احساس میکنم. یکی درک و شناخت افراد از طریق صدا و دیگری رحم و جذبه از طریق سیما و جبین که تاکنون باندازه ذره ای و خردلی هم این دو خصیصه بمن دروغ نگفته اند. من بهمین دو دلیل و البته یکی دو انگیزه دیگر نزد جنابعالی آمده ام تا ببینمت و ... شما البته تا حدود زیادی هم در صدا و هم در چهره شبیه مرحوم ابوی من هم هستید و بخصوص در این پیراهن آبی که اکثر اوقات تن پوش شماست ... به کجا دارم میروم !!!! بالاخره بگذریم که باید همه را گذارد و گذر کرد و....


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شعری از بابا محمود با عنوان " دردانه زهراء , حسین "
خدا با شفاعت حسین (ع) می پذیرد



با تو چه كرده ام خدا , كه نگاهم نمی كنی
حتی دمی نظر به گریه و آهم نمی كنی

می دانیم مرا كه شدم تیره روز عشق تو
دیگر چرا نظر به شب  سیاهم نمی كنی

گم كرده راه , محمود بوَد , غمخوار وی توئی
از بهر چه دست هدایت , براهم نمی كنی

گفتی که ماوآ , در جان دلشکستگان , کنی
دل بشكسته ام  کنون , لیک باز نگاهم نمی كنی

من خلقی ام که خویش بتبارک الله ستوده ای 
گویا کنون حساب به یك پر كاهم نمی كنی

گر شاهد آورم , دل شکسته ام , كه من عاشق توام
دانم بصدق, باور بشهادتِ گواهم , نمی كنی

محمود عاقبت بگریه گفت , بگو من چه كرده ام
گفتا بی معرفت, شفیع چرا دُردانه زهرایم نمیکنی


دردانه زهراء , حسین ...
سروده ای ناقابل  از محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

.

محمود و سروش. معلم کلاه
.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

اهم مطالب این شماره 24 :             ساری,گاهنوشته های محمود زارع                                    
1- شایعات از لابلای روزنامه های داخلی و خارجی www.mzare.ir
2- ایران و جهان در سه روز گذشته
3- مجلس هفدهم و مکتب خانه !
- وقتیکه آخوند چوب برمیدارد شاگرد باید حساب کارشان را بکنند.
- ادامه اختلاف دولت و مجلس بنفع کیست؟
- آنجا که مرده شوی هم بحال مرده گریه میکند
- با این قانون مطبوعات یاد ساعد و قوام و اقبال بخیر !
4- دولت جدید آمریکا کاری برای ما نخواهد کرد
- آمریکا میخواهد ایران را در حال بیم و امید نگه دارد. ولی با این سیاست آمریکا باد میکارد و طوفان درو خواهد کرد.
- تا ایران بیکی از دو بلوک نپیوندد مشکل نفت حل نمیگردد.
- قوام السلطنه و اموال او از گزند حوادث مصون است
5- آمریکا انگلیسها را آزمایش میکند و میزان مقاومت آنها را می سنجد.آیا دکتر مصدق مکی را برای جانشینی خود درنظر گرفته است؟
6- چرا توده ای ها خود را به موش مردگی زده اند؟www.mzare.ir ایران بکشورهای منطقه کمونیست صادر میکند!
7- جلسه محرمانه با حضور اعلیحضرت تشکیل شد.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.



فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز



لینکها در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:این هم از دفترچه نوشته های چند سال پیشم بود که هر از چندگاهی مینوشتم . پس از جستجو در گذشته ها پیدا کردم و برای دوستان خودمانی تر قرار میدهم امیدوارم حداقل وقت آنان را برای این خطورات ذهنی نوشته شده ضایع نکرده باشم . خودم که بعد دهه هایی دوباره مرور میکنم خوشم می آید . برای عنوان آن زیاد جدی نگیرید هرچه که دوست دارید میتوانید این عنوان را اسن یا نام بدهید . من قبلا گذاشته بودم این هم قابل تامل !



از اینکه احساس نامحرمی میکنم در عذابم ، ناراحتم. انگور نشده میخواهم مویز شوم! دارم خودم را به سالوسی توجیه میکنم که یعنی از تو دور نیستم . ولی نامحرمم ، میدانم،
دارم یواش یواش حسود میشوم. از اینکه مورد توجه نیستیم داریم هدر میشویم.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:معشوقه های زمینی ارضاء كننده نیستند. تمام نیازهای بشر را پاسخ نمیدهند و نمیتوانند. مرا راضی نمیكنند . هر چه گذشت تشنه تر بودم . میخواستم و نمیدانستم كه بدنبال سرابم! بهانه ها . نارضایتی ها و.... همه بیانگر دروغین بودن معشوقه های زمینی اند! وجودم چیز دیگری را میخواست .....

معشوقه میهمان داریم و معشوقه میزبان ! از فرط با میزبان بودن ندیدیمش و بدنبال معشوقه میهمان بودیم و میهمان هم چند روزه است! هر از گاهی شاید در خانه دیگری مهمان شود. میزبان سرمایه مان است. با این سرمایه كسبی نكردیم . ضریب تورم هم ضرر دیگری برای عدم استفاده . هزینه فرصتهای از دست رفته هم ضرر عدم النفع . وای خدایااین چه كوری در عین داشتن چشمهای درشت باندازه چشمهای گوساله بود؟! دو تا دو تا برایم شد شش تا ! عشق بینش میخواهد و شجاعت!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:توضیحات:در راستای حل و کشف این معماها، اصل قضیه ای بنام این که : خلاصه من برای چه خلق شده ام و هدف از خلقتم چه بود ؟! مدتهای مدیدی این موضوع که : ما خلقناالجن و الانس الا لعیبدون ، ذهنم را بخود مشغول داشت و قانع نمیشدم که عبودیت که همان روح و گوهر گرانبهای دینداری است به همین اعمال معمولی مانند نماز و روزه و امثالهم که بیشتر در ظواهر مساله و احکام فقهی خلاصه میشد ، خلاصه شود. ما را خداوند خلق کرد که او را عبادت کنیم ؟!! اولین سوالی که بذهنم میرسید این بود که این چه نیازی است که خداوند " صمد " بعبودیت ما دارد؟! ...
میخواهم بگویم که این اعمال مثلا ثواب ما در یک حسابی جداگانه از خود ما نگه داشته نمیشود . در واقع ما بانک خودمان هستیم و آن دفتر و یا آن صندوقچه و یا آن ترازو در خود ما ذخیره است و این همان نکته ظریفی است که در عین سادگی ، غالب ما از آن غافلیم و تصور میکنیم که این دفتر و صندوق و یا ترازو در بیرون از ما و در جایی قرار دارد و اعمال ما در آن ریخته و بایگانی شده و نگهداری و ثبت و ضبط میشود و روزی بخود ما عرضه میشود!
بلی و اما در عین حال خیر ! ظرافت کار در جایگاهی است که ما تصور میکنیم یعنی مقر آن ترازو و مقر آن کتاب یا سفره یا صندوق ! و ظرافت موضوع همین است که محل و ممر و مقر و محمل این صندوقچه در خود ماست. این نحوه تصور خیلی تفاوت ایجاد میکند . یعنی اصولا در نوع و نحوه اعمال و کردار و حتی تصورات و ذهنیات ما اثر مستقیمی خواهد داشت . محمود زارع www.mzare.ir



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع: تداعی ها ، خیلی با اهمیت است که نسبت به امر تداعی در معانی ، تداعی در خاطره ها ، تداعی در ... هشیارتر برخورد کنیم.
     اگر یک حادثه ای در دل یک واقعه مهم بوجود آید، بواسطه یادآوری واقعه اصلی، آن حادثه نیز بطور طبیعی تداعی میشود. آیا نمیتوان از این وضعیت در امر آموزش( آموزشهائی که نیاز به کاربد حافظه در آن بیشتر است) استفاده موثری کرد؟! فی المثل چنانچه آموزشهای مهم را بهمراه یک حادثه یا آفرینش یک واقعه یا خلق یک وضعیتی که خود آن نیز جنبه آموزشی داشته باشد، همراه کنیم، هر دو آموزش هم در حافظه ماندگاری بیشتری می یابد و هم موثرتر میباشد.
     تداعی معانی و خاطره ها غوغا میکند. در طول زندگی برای شما یکدفعه خاطره هائی بیاد می اید که بطور عادی و معمول توجه و تمرکز و تصورات شما در راستای آن نبوده، شما داشتید. مثلا به گل و انواع آنها و بوهای مختلف و مقایسه و تاثیر آنها فکر میکردید یا گفتگو میکردید. بدون پیش زمینه ای و یا فراخوانی در ذهن یک دفعه خاطره اولین هدیه ای که از یک دوست که آنهم یک گل بود بیاد و خاطر شما می آید.
     معمولا بشر در برابر دانسته های خود ( یعنی علم خود ) غیر قابل دفاع باید باشد. چرا که اگر موضوعی برای آدمی با اهمیت باشد ، آنرا حتی با جان و دل در خود هضم میکند. اکثرا فراموش کاریها ( عرض کردم اکثر نه بطور مطلق ) و ندانم کاریها و نافهمی ها در اثر کم اهمیت بودن یا کم اهمیت دانستن به آنها ، تبلور می یابد. و دهها و هزاران حرف و حدیث دیگر در این راستا...
                                          (
۳/۴/۷۹ محمود زارع)
ارسال در تاریخ سه شنبه بیست و سوم فروردین 1384 توسط محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
محمود زارعساری گاهنوشتهای محمود زارع:پراکنده نوشته هایم را در مورد موضوعات مختلف که بصورت کوتاه بوده جمع آوری نموده و در اینجا تحت عنوان " دقائق قلم " آورده باشد که مفید واقع شود. غالب این مطالب بصورت باصطلاح خودجوش و لحظاتی بود که پر بود از نوشتن برای من ! محمود زارع (مازندران . ساری . سوربن)

     لفظ ماء ۶۳ بار در قرآن شریف آمده است!
آیا ۶۳ درصد اشیاء ؛ چیزها؛ جانوران و انسانها و... را آب تشكیل میدهد؟
و ... آیا حیات و زندگی جهانیان با ۶۳ درصد به آب بستگی دارد
و ۳۷ درصد به مابقی عناصر؟!
آنقدر اهمیت آب برای بشر خاكی بیان شده است كه اگر خوب نمی دانستیم ؛ فكر میكردیم كه بجای خاك ؛ از آب خلق شده ایم ! البته از یك نظر چرا ! آب همان خاك است و خاك هم همان آب!
...خطورات ذهنی هراز چندگاهی بود!

شنبه 18 فروردین 1386


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:اهم مطالب این شماره : ( سه شنبه 22 مهر 1331 )ساری,گاهنوشته های محمود زارع
- ایران  و  دنیا  در سه روز گذشته
-  شایعات از لابلای روزنامه های داخلی و خارجی - یک مسافر مرموز در  تهران  ؛  
- مصدق تنهاست , روزنامه ها اطرافیان دکتر مصدق را بخودخواهی  و عدم لیاقت متهم میکنند , آیا بحل مساله نفت امیدی هست ؟! مذاکرات  نفت باز هم به نتیجه نخواهد رسید , انگلیسیها میگویند که مصدق میخواهد 20 میلیون لیره را بگیرد بعد بریش ما بخندد؛ خودداری آمریکا از پرداخت وام 25 میلیون دلاری بایران طی 3 سال ,
- معنی شرکت سران حزب توده در کنگره حزب کمونیست شوروی چیست ؟ چطور شد که مسکو فعالیت سران حزب توده  را در شوروی تایید کرد ؟   
- من بتنهایی از اقیانوس کبیر عبور کرده ام !


لینک دانلود در ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

با کلیک روی +1 به این مطلب امتیاز دهید

 ن و قسم به قلم و آنچه خواهد نگاشت
1376/10/03 *

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مدتی قبل به لطف وعنایت حضرت پروردگار مصمم شدم که مجوز انتشار یک نشریه ای را از وزارت ارشاد دریافت داشته وکار مطبوعاتی را البته بر اساس سوابق ذهنی وفکری و بویژه انگیزشی خود شروع کنم .

     البته این انگیزه ازدوران کودکی دروجود من بشدت وجود داشت وخیلی به کار نویسندگی و کار با قلم علا قه داشتم البته بدلیل کم توجهی به این استعداد خدادادی خیلی نتوانستم در پرورش آن توفیق یابم ولی حس غریبی دراین خصوص در من وجود داشت که گهگاهی به اشکال متفاوت ومتناسب با حال وهوای روحی وفکری و محیط و موقعیتی که در آن قرار می گرفته ایم این استعداد را به فعل در آورده و بروز میدادم که حاصلش را می توان در پراکنده نوشته های من مشاهده کنید. که گاه به ضرورت تحصیلی می نوشتم مانند جزواتی که برای تحقیق در دروس خاصی از سر تکلیف و البته شوق و علاقه تهیه و تدوین کرده ام؛ جزواتی یا بهتر بگویم مقالاتی مانند بهره و ربا وامثالهم و یا ضرورتهای اداری و شغلی مانند تحلیلهای مختلف بودجه ای و برنامه ای و...
و یا تکالیف تعهدی تحقیقی که چند نمونه بر اساس قرارداد منعقده با جهاد سازندگی انجام داده ام که میتوان به مشارکت در طرح مطالعاتی توسعه روستائی ( که بخش قابل توجهی از کار بر دوش من بود که در سال 1372 و 73 مشغول بوده ام ) و طرح زمینه یابی گاوداریهای صنعتی در دو شهرستان ساری و قائمشهر بطور جداگانه و یا طرح مطالعه خانه همیار روستای اسلام آباد ساری یا مشارکت 50 درصدی در طرح مطالعاتی زمینه یابی تشکیل تعاونیهای بازرگانی و... و مهمتر از همه این نوشته ها مطالبی است که در مجموعه ای بنام " نامه ای به پسرم سروش " گردآوری کرده ام که در واقع گفتگوهای بخشی از اوقات تنهائی من بوده است.
بهر حال موضوع نگارش و نوشتن با توجه باینکه وضع اجتماعی و نفوذ مقررات قانونی در این نوع کارها بویژه در بعد از انقلاب , ضرورت اقدام قانونی را بعنوان پایه کار الزام آور می نمود, مرا واداشت تا درخواستی را در حدود یکی دو ماه قبل به اداره کل ارشاد اسلامی  استان دادم که هنوز جواب نداده اند


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

با +1 به مطلب امتیاز دهید

*   مزیت نسبی  : مزیت نسبی هر کشور نسبت به یک کالا وقتی حاصل میشود که آن کالا در مقایسه با کالای تولید شده کشورهای دیگر ؛ دارای هزینه تمام شده کمتر و قیمت ارزانتر باشد.

*   بهره وری  :  دانش و تکنولوژی استفاده بهینه از منابع نیروی انسانی ؛ مهارتها؛ ماشین آلات و اطلاعات بمنظور حصول به بهترین نتایج است.

*      داده یا نهاده :  عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدماتی که برای تولید یک کالا مورد استفاده قرار میگیرد.

*   ستاده یا ستانده :  ستاده در هر بخش اقتصادی عبارتست از مقدار و یا ارزش کالاها و خدمات تولید شده که در سایر بخشها بعنوان مصارف واسطه و یا برای مصرف نهائی مورد استفاده قرار میگیرد.

*   خالص درآمد عوامل تولید از خارج : عبارتست از درآمدهای حاصل از کار و سرمایه اتباع کشور در خارج , منهای درآمد حاصل از کار و سرمایه اتباع سایر ممالک در کشور.

*   درآمد عوامل تولید : عبارتست از درآمد حاصل از کار , مالکیت و کارفرملئی که بترتیب بصورت مزد و حقوق , بهره , اجاره و سود به عوامل تولید تعلق میگیرد.

*   استهلاک سرمایه ثابت : ارزش یا هزینه جانشینی آن مقدار از دارائیهای ثابت است که در یک دوره حسابداری در نتیجه فرسودگی ضمن تولید, از مدافتادگی متعارف و خسارتهای اتفاقی از بین میرود.

*      امید زندگی : شماره سالهای زندگی که بطور متوسط هر فرد دارد.

*   قیمت تعادلی : قیمتی که در آن, مقدار تقاضای یک کالا کاملا برابر با مقدار عرضه آن است. معمولا به این قیمت؛ قیمت صاف کننده بازار نیز گفته میشود.

*   بار تکفل : در یک جامعه , کودکان زیر پانزده ( 15 ) سال و سالمندان بالای شصت و پنج ( 65 ) سال که جزء جمعیت فعال کشور محسوب نمیشوند, آنها را بار تکفل اقتصادی میگویند. مفروضا بار کفالت آنها بر دوش نیروههای فعال جامعه ( 65 – 15 سال ) میباشد.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بخشی دیگر از مصاحبه با محمود زارع

شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی )

قسمت دوم

تذکر: این مصاحبه در سالهای پیشین تهیه شده بود که قطعا اینجانب در شرائط کنونی تغییراتی را در بعضی از نظراتم دارم بخصوص درباره شخصیت شمس تبریزی که انشالله در جای خود بدان خواهم پرداخت.


س ) خلاصه هم بفرمایید قبول است !

ج ) بله ؛ حتما میدانید که مولوی ایرانی ایرانی است و زادگاهش در خراسان ایران بوده است ولی در طول زندگی اش بدلائل عدیده ای که غالبا اهل مطالعه و تحقیق میدانند مجبور به مهاجرت میشود و در قونیه مهاجری ایرانی است که موطن میگیرد. در قونیه آنزمان کلیساهایی بوده است ، دیر ها کنشت و کنیسا و ... هم بوده است و خود مولوی بدلیل اینکه بالاخره مفتی و عالم دینی بوده ، قطعا مراودات و رفت و آمدهایی هم با آنها داشته است . آنچه که من در اینجا میتوانم بگویم اینکه مولوی با مسیحیان البته در مقایسه با دیگران بخصوص با یهودیان و گبری ها که چندان رابطه مناسبی نداشته و حتی لحن تندی در باره آنها داشته است و تندی هایی دارد اما بجز در موارد اندکی با مسیحیان روابط خوبی داشته است . گویا از برخورد صبورانه و گاها بیغرضانه تر مسیحیان آنزمان البته ( نه مسیحیان غالبا سیاسی اینزمان ) هم خشنود بوده است و این موضوع در کنه اثار مولوی پیداست منتها باید اهل مطالعه مستمری باشی که بتوانی به این زوایا دست یابی


ادامه مطلب .........


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بخشی دیگر از مصاحبه با محمود زارع

شخصیتها : و بررسی نظریاتشان ( این جلسه مولوی )

قسمت اول

تذکر: این مصاحبه در سالهای پیشین تهیه شده بود که قطعا اینجانب در شرائط کنونی تغییراتی را در بعضی از نظراتم دارم بخصوص درباره شخصیت شمس تبریزی که انشالله در جای خود بدان خواهم پرداخت.

س)در باره شخصیتها!شما به کدامیک از شخصیتها بیشتر علاقمندید ؟

ج ) واضحتر بفرمایید . چون از نظر من هر موجودی دارای شخصیتی است . بعلاوه علاقمندی هم باید تفسیر مشخصی بگیرد . یعنی چه نوع علاقه ای ؟ در چه زمینه ای و در چه سطح و عمقی ؟ تازه کدام نوع از شخصیتها ؟ شخصیتهای انسانی یا غیر آن ؟! و ...

س)منظورم شخصیتهای انسانی اند ؟ یعنی از شخصیتهایی مانند فردوسی و سعدی و ...

ج) گرچه پاسخ مرا بروشنی نداده اید ولی من بر اساس فهمم از نظرشما توضیحی میدهم . بنظر من با توجه به همین درک خویش از مافی الضمیر (پرسش) شما ؛ میگویم که حافظ را دوست دارم ؛ خیلی ؛ اما مولوی برای من یه چیز دیگه است!


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نام اثر: راز دیگرگونگی
تالیف: محمود زارع ( مصاحبه )
نوع فایل : PDF
حجم : 202 کیلو بایت
بخشهایی از اثر : میخواهم اگر بتوانم بگویم , یک فرمول بشما بدم تا بر اساس آن شما در تجزیه و تحلیلمحمود زارع شخصیت مولوی از آن استفاده کنید و آن اینست که تمامی تمثیلاتی را که مولوی در مثنوی می آورد و بخصوص نتایجی را که از آنها میگیرد دقیقا دارد احوالات خودش را معرفی میکند. این فرمول در واقع برای تمامی شخصیتها و انسانها بنوعی میتواند صادق باشد . اگر مدحی گفته ، مادح خورشید مداح خود است . اگر ذمی رفته و اگر توصیفی درکار شده است و ... بر همین سبیل قاعدتا باید بگیرید. این اولین موضوع . موضوع دیگر که موضوع مهمی بوده است چرخش شخصیتی مولوی در دیدار و برخورد با شخصیتی همچون شمس بوده است . مولوی در دهه چهارم عمرش با کسی همچو شمس روبرو میشود که این برخورد در واقع نقطه عطف زندگی مولوی و سرآغاز تحول شخصیتی وی بوده است. شما تصور کنید اگر مولوی همان مفتی و فقیه قبل از دیدار با شمس بود خیلی هم که بالا میرفت میشد یک غزالی دیگر و حتی شاید به غزالی هم نمیرسید . اما و هزار اما ... نمیدانم دنبال این بحث را مفصل بگیرم و یا با ذکر تیترهایی خلاصه کنم . خوب در ظرف یک مصاحبه این جوری و با این قرار و مدار ما مشکل هست اما با توجه به قاعده ذکر شده نخست بهتر است از زبان خود مولوی استشهادی برای بیان این تحولات روحی و شخصیتی عجیب وی طرح نماییم. شما ببینید که خود آن بزرگوار میگوید که مثلا :
سجاده نشین باوقاری بودم
بازیچه کودکان کویم کردی
زاهد بودم ترانه گویم کردی
شروع برخورد خود با کسی چون شمس را که بنظر من چشم در چشم آفتاب دوخته بود را خود با این بیانات گاهی چه بگویم دردناک یا دردمند یا مظلومانه یا نه برعکس شورمندانه نه شوربختانه بزیبایی بیان میکند که همان حکایت تحولات درونی اش هست . خلاصه آنکه مولوی یی که می شناسیم و آنرا بخصوص در مثنوی و البته اوجش را در دیوان کبیر که به همین مناسبت به دیوان شمس هم شهره گشت ، می بینیم ، مولوی یی است که بعد از این دیدار مهمش با شمس و مواجهه اش با خورشید می بینیم .....
دانلود : کل اثر را در قالب PDF و با حجم 202 کیلو بایت و با لینک مستثیم دانلود نمایید.
Download






توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مشخصات: ساری گاهنوشتهای محمود زارع
مجله خواندنی های سال 1331 ( شماره 21 )

حجم فایل : 1.6 مگابایت
تعداد صفحات : 30 صفحه
فرمت : PDF
کپی رایت :
 وبلاگ ساری , گاهنوشتهای محمودزارع
http://mzare.mihanblog.com


لینک دانلود در گوگل سایت         Download  )

لینک دانلود در سایت ویکیو بوک    (  DOWNLOAD  )


اهم مطالب شماره 21 خواندنی ها سال 1331 :


ادامه مطلب .........


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

توكه بدخواه نداری!
تو كه كسی بدگویت نیست!
 تو كه دشمن نداری * كسی حسودیت را نمی كند* پس بدی!
 خوبی نداری! دوستی نمیدانی! شاید چیزی نداری كه به آن حسادت بورزند!
شاید شخصیتی ندار...! مردی...! و در یك كلام :....... شاید نامر... ؟!!!!
   عجب جبری؟!!!!!
بعضیها را مجبورم دوست داشته باشم . تعجب نكنید. فقط باور كنید . من اینجوریم دیگه . پیش خودم مجبورم دوستشان داشته باشم . اكثر آنهائی را كه از جهت میل و فكر و ... قبول ندارم ولی دوستشان دارم. این عدم مقبولیت است كه مرا مجبور میكند. وگرنه بطور ناب و بی اختیار و جبر دوستشان میداشتم.
ولی بعضیها هم آنقدر مخنث هستند كه آدمی نمیتواند موضعی در برابر دوستی { یعنی براساس معیار دوست داشتن یا (نداشتن ؟!) } اتخاذ كند. غلط بگم. اینكه نمیدانم آیا دوستشان دارم یا نه؟ یا اصلا میتوانم دوستشان داشته باشم یا نه؟ اینها دیگر عذاب دائمی منند!!!
غالب این مخنث های بشرح فوق مرا باشتباه و انحراف میاندازند. گناهانی ناخواسته و پشیمانیهای فراوان كه چرا در دلم گاهی سوءظن نسبت به این بندگان ( بندگانی كه خود شاید نمیدانند كه بنده خالقند ) پیدا میشود. نفسم میگوید . اسم ببر . چند تا همكار . چند تا فامیل و قوم و خویش . چند تا همسایه و.... ولی روحم میگوید . آلوده آنها نشو! من حرف نفسم را عمل نمیكنم . گرچه عمل به خواسته های نفس شیرین است!
راستی چرا بایستی بگونه ای زیست یا زندگی كرد كه موجب عذاب و گناه دیگران شد؟؟؟!!!! ساری , گاهنوشتهای محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:4  
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  •   

همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو