چشم به راه

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...فقال رسول الله صلى الله علیه و آله : اقبل انا یومئذ بریطة من نور، على تاج الملك و اكلیل الكرامة ، واخى على بن ابى طالب علیه السلام امامى و معه لوائى و هو لواء الحمد، مكتوب علیه : لا اله الا الله ، (محمد و على و شیعته هم الفائزون ) المفلحون هم الفائزون بالله . فاذا مررنا بالنبیین قالوا: هذان ملكان مقربان لم نعرفهما و لم نرهما، و اذا مررنا بالملائكة قالوا: هذان نبیان مرسلان لم نرهما و لم نعرفهما، حتى اعلوالدرجة و على ینبعنى حتى اذا صرت فى اعلى درجة و على اسفل منى بدرجة و بیده لوائى ، فلا یبقى یومئذ ملك و لا نبى و لا صدیق و لا شهید و لا مومن الا رفعوا رووسهم الینا یقولون : طوبى لهذین العبدین ما اكرمهما على الله ! فیاتى النداء من عند الله یسمع النبیون و الخلایق : هذا محمد (ص )حبیبى ، و هذا على ولیى ، طوبى لمن احبه ، و ویل لمن ابغضه و كذب علیه .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: من در آن روز با لباسى از نور در بر و تاج حكومت و افسر كرامت بر سر پیش مى آیم و برادرم على بن ابى طالب علیه السلام با پرچم من یعنى لواى حمد كه به دست دارد پیشاپیش من حركت مى كند كه بر آن پرچم نوشته :
هیچ معبودى جز الله نیست ، ( محمد و على و شیعیان او رستگارانند ). رستگاران آنانند كه به خدا رستگار شده اند.
چون بر پیامبران بگذریم گویند: اینها دو فرشته مقرب اند كه تا حال آن ها را نشناخته و ندیده بودیم .
و چون بر فرشتگان بگذریم گویند: اینها دو پیامبر مرسل اند كه تا حال آن ها را ندیده و نشناخته بودیم ،
و مى آیم تا این كه بر آن درجه بالا مى روم و على هم به دنبال من است ، تا این كه چون بر بالاترین درجه قرار گیرم و على هم در پله پایین من بایستد و لواى من هم به دست اوست ، در آن روز هیچ فرشته و پیامبر و صدیق و شهید و مومنى نماند جز این كه سر خود را به سوى ما بردارند و گویند: خوشا حال این دو بنده ، چقدر نزد خدا گرامى اند!
پس از سوى خدا به طورى كه همه پیامبران و خلایق بشنوند ندا آید:
این محمد صلى الله علیه و آله حبیب من ، و این على ولى من است ، خوشا حال كسى كه او را دوست داشته ، و واى بر كسى كه با او دشمنى ورزیده و بر او دروغ بسته (یا او را تكذیب نموده ) است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

592) من ادرك منکم قائمنا فلیقل حین یراه: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه. و معدن العلم، و موضع الرساله .
« هر کس از شما قائم ما را درك کند، هر وقت او را ببیند، بگوید: السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و معدن العلم و موضع الرساله [80]
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در حدیث دیگری (حضرت امام صادق ) می فرماید :
596) ان القائم اذا خرج دخل المسجد الحرام، فیستقبل القبله و یجعل ظهره الی المقام ثم یصلی رکعتین، ثم یقوم فیقول: یا ایها الناس، انا اولی بآدم، انا اولی الناس بابراهیم، انا اولی باسماعیل، انا اولی الناس بمحمد ... و یدعو و یتضرع .

 نخستین چیزی که به زبان می آورد، تلاوت این آیه شریفه است :
[ بقیه الله خیرلکم ان کنتم مومنین]
سپس می فرماید :
« بقیه الله » من هستم، حجت خدا و جانشین او در میان شما، من هستم.

« هنگامی که قائم (عج) ظاهر شود، وارد مسجد الحرام می گردد و روی به سوی کعبه و پشت به مقام می کند و آنگاه دو رکعت نماز می خواند. و سپس می فرماید: ای مردم! من برای آدم از همه نزدیکترم، برای ابراهیم از همه نزدیکترم، برای اسماعیل از همه نزدیکترم، برای محمد (ص) از همه نزدیکترم ...  آنگاه دعا می خواند و با خدای خود مناجات می کند » [85]

پیشوای پنجم شیعیان داستان ظهور را چنین ترسیم می فرماید :
597) والله لکانی انظر الیه و قد اسند طهره الی الحجر، ثم یقول: یا ایها الناس، ان نستنصر الناس علی من ظلمنا و سلب حقنا. انا اهل بیت نبیکم محمد (ص) و نحن اولی الناس بمحمد. من یحاجنا فی الله فانا اولی الناس بالله، و من یحاجنا فی آدم فانا اولی الناس، بآدم، و من یحاجنا بنوح فانا اولی الناس بنوح، و من یحاجنا بابراهیم فانا اولی الناس بابراهیم، و من یحاجنا بمحمد فانا اولی الناس بمحمد، و من یحاجنا بالنبیین فانا اولی الناس بالنبیین، و من یحاجنا فی کتاب الله فانا اولی الناس بکتاب الله، الیس یقول الله فی محکم کتابه: [ان الله اصطفی آدم و نوحا و آل ابراهیم و آل عمران علی العالمین. ذریه بعضها من بعض، و الله سمیع علیم]؟!
فانا بقیه من آدم، و ذخیره من نوح، و مصطفی من ابراهیم، و صفوه من محمد (ص)... الا و من حاجتی فی سنه رسول الله فانا اولی الناس بسنه رسول الله، فاتشد الله من سمع کلامی الیوم، لما بلغ الشاهد منکم الغائب. و اسالکم بحق الله و رسوله و بحقی فان لی علیکم حق القربی من رسول الله، الا اعنتمونا و منعتمونا ممن یظلمنا، فقد اخفنا و ظلمنا، و طردنا من دیارنا و ابنائنا، و بغی علینا و دفعنا عن حقنا، فافتری اهل الباطل علینا فالله الله فینا لا تخذلونا، و انصرونا ینصرکم الله، انا نستصر الیوم کل مسلم!. ثم یدعو الناس الی کتاب الله و سنه نبیه و الولایه، و معه عهد درسول الله (ص). فیقوم رجل فینادی: ایها الناس، هذا طلبتکم قد جاء کم یدعوکم الی ما دعاکم الیه رسول الله (ص). فیقوم هو فیقول : انا ابن نبی الله، ادعوکم الی ما دعاکم الیه نی الله
.

« به خدا سوگند، گوئی می بینم او را که پشت خود را به « حجر الاسود » تکیه داده، می گوید :
ای مردم! ما از همه مردمان یاری می خواهیم علیه کسانیکه به ما ستم کردند و حق ما را غصب نمودند. ما اهلبیت پیامبر شما حضرت محمد (ص) هستیم، و ما نزدیکترین مردمان به او هستیم، هر کس با ما در مورد خدا محاجه کند، ما از همه به او نزدیکتریم. هر کس در مورد آدم محاجه کند، ما ازهمه به او نزدیکتریم، هر کس در مورد نوح محاجه کند، از همه به او نزدیکتریم، هر کس در مورد ابراهیم محاجه کند، از همه به او نزدیکتریم. هر کس در مورد محمد (ص) با ما محاجه کند، ما از همه به او نزدیکتریم. هر کس در مورد پیامبران با ما محاجه کند، ما از همه به او نزدیکتریم. هر کس در مورد کتاب خدا با ما محاجه کند، ما به کتاب خدا از همه نزدیکتریم. مگر نه اینست که قرآن کریم در آیات محکم قرآنش می فرماید :
( خدا، آدم و نوح و آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید، ذریه ایست که بعضی از آنها از بعضی دیگر است، و خدا شنوا و داناست.) [ 86]
من بازمانده آدم، ذخیره نوح، برگزیده ابراهیم و فشرده و از تبار محمد (ص) هستم. آگاه باشید که هر کس در مورد سنت پیامبر (ص) با من محاجه کند، من برای (احیا و اجرای) سنت پیامبر از همه شایسته ترم. پس شما را به خدا سوگند می دهم که هر کس امروز گفتار مرا می شنود به آنانکه امروز حضور ندارند برساند. شما را سوگند می دهم به حق خدا و حق رسول خدا و حق من، که حق ذوی القربی (خویشاوندی با رسول اکرم) بر گردن شما دارم، که ما را یاری کنید و از ما در برابر ستمگران حمایت کنید. که ما مورد وحشت و ستم قرار گرفتیم، از دیار و فرزندان خود دور افتادیم، به ما ستم کردند و ما را از حقوق خود محروم ساختند و اهل باطل به ما افتراء بستند. از خدا بترسید در حق ما، ما را خوار نسازید، ما را یاری کنید که خداوند شما را یاری کند، ما امروز از هر مسلمانی یاری می طلبیم.» [87]

آنگاه مردم را به سوی قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم (ص) و ولایت اهلبیت عصمت و طهارت، دعوت می کند. عهد و پیمان پیامبر (ص) نیز همراه او خواهد بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...فمن ذا ینال معرفتنا، او بیان درجتنا، او یشهد كرامتنا، او یدرك منزلتنا؟ حارت الالباب و العقول ، و تاهت الافهام فیما اقول ، تصاغرت العظماء، و تقاصرت العلماء، و كلت الشعراء، و خرست البلغاء، و الكنت الخطباء، و عجزت ، الفصحاء، و تواضعت الارض و السماء عن وصف شان الاولیاء. و هل یعرف او یوصف او یعلم او یفهم او یدرك او یملك شان من هو نقطة الكاینات ، و قطب الدایرات ، و سر الممكنات ، و شعاع جلال الكبریاء، و شرف الارض و السماء؟ جل مقام آل محمد صلى الله علیه و آله عن وصف الواصفین ، و نعت الناعتین ، و ان یقاس بهم احد من العالمین . و كیف ؟ و هم النور الاول ، و الكلمة العلیا، و التسمیة البیضاء، و الوحدانیة الكبرى التى اعرض عنها من ادبر و تولى ، و حجاب الله الاعظم الاعلى . فاین الاخبار (ب : الاختیار.) من هذا؟ و این العقول من هذا؟ و من (ذا عرف من ) عرف او وصف من وصف ، ظنوا ان ذلك من غیر آل محمد صلى الله علیه و آله كذبوا و زلت اقدامهم ، و اتخذوا العجل ربا، و الشیطان حزبا. كل ذلك بغضة لبیت الصفوة ، و دار العصمة ، و حسدا لمعدن الرسالة و الحكمة ، و زین لهم الشیطان اعمالهم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس كیست كه به معرفت ما دست یابد، یا بیان درجه ما تواند، یا كرامت ما را شاهد باشد، یا منزلت ما را در یابد؟ عقلها و خردها متحیرند، فهم ها در آن چه مى گویم سرگشته اند، بزرگان كوچك ، دانشمندان نارسا، شاعران گنگ ، زبان آوران لال ، سخن گویان كند، شیوایان ناتوان ، زمین و آسمان فرویند از توصیف شان اولیا.
مگر مى شود شناخت یا وصف كرد یا دانست یا فهمید یا درك كرد یا بدست آورد شان كسى را كه نقطه كاینات ، محور دایرات ، سرّ ممكنات ، شعاع جلال كبریا و شرف زمین و آسمان است ؟!
مقام آل محمد صلى الله علیه و آله والاتر است از وصف توصیف كنندگان و ستودن ستایندگان ، و از این كه احدى از جهانیان با آنان مقایسه گردد.
چگونه شود و حال آن كه آنان نور نخستین ، كلمه برتر، نام گذارى روشن ، و وحدانیت بزرگى هستند كه معرضان و پشت كنندگان از آن اعراض نمودند، و حجاب بزرگتر و برتر خدایند؟!
پس كجا مى توان از آن خبر داد و عقلها كجا مى توانند بدان راه یابند؟!
و كیست آن كه بشناسد و كیست آن كه وصف كند؟!
پندارند كه این مقام در غیر آل محمد صلى الله علیه واله وجود دارد، دروغ گفته اند و گامهاشان لغزیده است ، گوساله را پروردگار و شیطان را حزب خود گرفتند.
همه این ها به خاطر كینه بابیت برگزیدگى و خانه عصمت و پاكیزگى و از روى حد باكان رسالت و حكمت بود و شیطان نیز كردارشان را در نظرشان زینت داد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...اى عزیز! شیخ عزیز نسفى در مقصد الاقصى این مذهب را ذكر نموده و از كلام وى ظاهر مى شود كه مذهب اهل تصوف است ، زیرا كه گفته است كه : آن گنج پنهان ذات خداى است و ذات خداى دریاى اول است و روح اضافى دریاى دوم است و ملكوت دریاى سیم و ملك دریاى چهارم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

روح اضافى كه دریاى دوم است جوهر اول عالم كبیر است ، و روح اضافى اسامى بسیار دارد: جوهر اول و عقل اول و روح اعظم و روح اضافى و روح محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و نور محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و مانند این آمده است و موجودات از این چهار دریا بیش نیست . و علما و حكما و اهل وحدت و اهل تصوف را اتفاق است كه این چهار دریا هست ، اما علما مى گویند كه دریاى اول كه ذات خداى تعالى و تقدس است این سه دریاى دیگر را بیافرید، یعنى از نیست هست گردانید، و باز در آن وقت كه خواهد این هست را نیست گرداند.

اهل حكمت و اهل وحدت مى گویند كه امكان ندارد كه نیست هست شود و امكان ندارد كه هست نیست گردد، و نیست هست همیشه نیست باشد و هست همیشه هست بود.
اهل تصوف مراهل وحدت را مى گویند كه عالم پس چون ظاهر شد؟
اهل وحدت مراهل تصوف را مى گویند پیش شما چون پیدا آمد؟!
اهل تصوف مى گویند كه : سهل تسترى و شیبان راعى از خضر شنیدند كه خضر به ایشان گفت :
خلق الله محمدا - الحدیث و قدم تقدم . (ص 643)
اهل وحدت مى گویند كه : پیش ما آن است كه دریاى اول كه ذات خداى است گنج پنهان بود، خواست كه آشكارا گردد و شناخته شود، تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى دوم ظاهر شد. دریاى دوم تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى سیم و دریاى چهار ظاهر شدند، و این جمله در یك طرفة العین (بود بلكه كمتر از یك طرفة العین كما قال الله تعالى : و ما امرنا الا واحدة كلمح بالبصر او هو اقرب . (تلفیقى از آیه 50 سوره قمر و 77 سوره نحل) و مفردات عالم ملك و عالم ملكوت دایم در تجلى اند و از تجلى ایشان مركبات پیدا آمدند و مى آیند.
این است تمامى موجودات و این همه از تجلى دریاى اول ظاهر شدند در یك طرفة العین )، (قسمت میان كروشه از متن مصدر آورده شد) الا مركبات كه به تدریج پیدا مى آیند. یعنى دریاى اول كه گنج پنهان بود باطن خداى بود، آن باطن تجلى كرد از باطن به ظاهر آمده این همه ظاهر شدند، پس در وجود نیست الا باطن خداى و ظاهر خداى و به غیر وجود خداى وجود دیگر نیست و امكان ندارد كه باشد. (مقصد اقصى باب هشتم)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام زین العابدین (ع) می فرماید :
256) ان للقائم منا غیبتین، احداهما اطول من الاخری. اما الاولی فسته ایام، وسته اشهر، وست سنوات. و اما الاخری فیطول امدها حتی یخرج من هذا الامر اکثر من یقول به، فلا یثبت علیه الا من قوی یقینه، و صحت معرفته، و لم یجد فی نفسه حرجا مما قضینا، وسلم لنا اهل البیت.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« برای قائم ما دو غیبت است که یکی از آنها طولانی تر از دیگری است که غیبت اولی او شش روز و شش ماه و شش سال طول می کشد، اما دومی به قدری طول می کشد که بیشتر کسانی که به غیبت او ایمان داشتند از اعتقاد خود بر می گردند، فقط کسانی بر اعتقاد خود استوار می مانند که یقین محکم و شناخت صحیح داشته، تسلیم ما اهل بیت باشند و سخنان ما بر آنها گران نباشد. » [19]

کسی که از منبع وحی بیگانه باشد هرگز نمی تواند این چنین قاطعانه از آینده دور و از حوادث شخصی سخن بگوید، و کسی که ایمان استوار نداشته باشد هرگز در برابر چنین بزرگوارانی تسلیم نخواهد شد و داوری آنها بر او گران خواهد بود.

اما در مورد مدت غیبت اولی، آورده اند که: در شش روز اول، فقط خواص اهل بیت از آن آگاه شدند، و در شش ماه اول فقط خواص شیعه از ولادت حجت خدا مطلع شدند، و در مدت شش سال (تا وفات پدرش) گروه فراوانی از شیعیان از ولادت آن حضرت مطلع شده، به افتخار دیدارش نائل شدند، حتی برخی از دشمنان نیز او را دیدند، تا حجت بر آنها تمام شود. [ 20]

257) فی القائم منا سنه من سنه انبیاء: سنه من نوح، و سنه من ابراهیم، و سنه من موسی، و سنه من عیسی، و سنه من ایوب، و سنه من محمد. فاما من نوح فطول العمر. و اما من ابراهیم فخفاء الولاده و اعتزال الناس، و اما من موسی فخفاء الولاده و دوام خوفه و تعب شیعته من بعده مما لقوا من الاذی و الهوان الی ان اذن الله بظهوره و ایده علی عدوه. و اما من عیسی فاختلاف الناس فیه حتی قالت طائفه: ما ولد، و قالت طائفه: ولد وقتل و صلب، وقالت اخری: ما زال حیا یرزق. و اما من ایوب فالفرج بعد البلوی. و اما من محمد فالخروج بالسیف و الرعب، و قتل اعداء الله و اعداء رسوله، و الجبارین و الطواغیت، و انه لا ترد له رایه.

« در قائم ما شش نشانه از شش پیامبر است:
نشانه ای از حضرت نوح، نشانه ای از حضرت ابراهیم، نشانه ای از حضرت موسی، نشانه ای از حضرت عیسی، نشانه ای از حضرت ایوب و نشانه ای از حضرت محمد (ص)
-    اما نشانه اش از حضرت نوح طول عمر اوست.
-    اما نشانه اش از حضرت ابراهیم، تولد پنهان و گوشه گیری او از مردمان است.
-    اما نشانه اش از حضرت موسی، مخفی بودن ولادت و استمرار بیم او و شیعیانش و تحمل سختیها و رنجها از دشمنان است تا روزی که فرمان ظهور صادر شود و بر دشمنان چیره گردد.
-    اما نشانه اش از حضرت عیسی، اختلاف مردم است در حق او، که گروهی می گویند: متولد شده، گروهی می گویند: متولد شده و کشته شده و به دار آویخته شده است. و گروهی می گویند: زنده است و در نزد پروردگارش روزی داده می شود.
-    اما نشانه اش از حضرت ایوب، فرج بعد از شدت و گشایش بعد از گرفتاری است.
-    و اما نشانه اش از رسول اکرم (ص)، خروج او شمشیر به دست و رعب او در دل دشمنان، و کشتن دشمنان خدا و رسول (ص) و ستمگران و طاغوتها است. و اینکه هرگز پرچم او – شکست نمی خورد – و بر نمی گردد.
» [21]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...و فى المكاتیب : در اخبار آمده است كه نور محمد صلى الله علیه و آله چون مرغ سفیدى در بحر رحمت كه نزدیك عرش است چهار صد هزار سال غوطه خورده و به چهار كلمه تسبیح مى كرد، و چون از آن بحر بیرون آمد او را صد و بیست و چهار هزار بال بود، از هر بالى قطره اى فروچكید و از هر قطره اى پیغمبرى مخلوق گشت .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى تاویل الایات و كتاب السماء و العالم من البحار عن مصباح الانوار للشیخ الطوسى (ره )( سابقا در پاورقى ص 435 گفتیم كه این كتاب از شیخ طوسى (ره ) نیست ، و باید دانست كه در (تاویل الایات هر جا از شیخ طوسى (ره ) بدون ذكر نام كتابى نقل مى كند از همین كتاب است كه انتسابش به شیخ (ره ) صحیح نمى باشد) باسناده عن انس ، عن النبى صلى الله علیه و آله قال : ان الله خلقنى و خلق علیا و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام قبل ان یخلق آدم حین لاسماء مبنیة و لا ارض مدحیة و لا ظلمة و لا نور و لا شمس و لا قمر و لا جنة و لا نار. فقال العباس : كیف كان بدء خلقكم یا رسول الله ؟ فقال : یا عم ، لما اراد الله ان یخلقنا تكلم بكلمة فخلق منها نورا، ثم تكلم بكلمة اخرى فخلق منها روحا، ثم خلط النور بالروح فخلقنى و خلق علیا و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام ، فكنا نسبحه حین لا تسبیح ، و نقدسه حین لاتقدیس .

و در تاویل الایات و كتاب آسمان و جهان بحار از مصباح الانوار شیخ طوسى (ره ) با سندش از انس ، از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت كرده است كه فرمود: خداوند من و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را آفرید پیش از آن كه آدم را بیافریند آن گاه كه نه آسمانى برافراشته و نه زمینى گسترده و نه ظلمت و نور و نه خورشید و ماه و نه بهشت و دوزخى بود.
عباس گفت : اى رسول خدا، آغاز آفرینش شما چگونه بود؟
فرمود: اى عمو، چون خداوند خواست ما را بیافریند كلمه اى گفت و از آن نورى آفرید، سپس كلمه دیگرى گفت و از آن روحى آفرید، سپس نور را با روح آمیخت پس من و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را آفرید، و ما خدا را تسبیح مى كردیم آن گاه كه تسبیحى نبود و او را تقدیس مى كردیم آن گاه كه تقدیسى وجود نداشت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (85): ( انسان كامل مظهر اسماء و صفات الهى است )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! مجموع اسماء الله و صفات الله مركز و مقام ظهور آن ها وجود انسان كامل است ، همچنان كه روح تا در وجود خود به بدن تعلق نگیرد هیچ اعمال از او در وجود و ظهور نیاید، و بعد از تعلق ، همه خواص از او در وجود و ظهور آید، پس همچنین جمله اسماء و صفات الهى چون در عالم غیب الغیوب بالقوه اند هیچ اثرى از آن ها به وجود نیاید، پس چون تعلق به وجود انسانى یابند هر صفت به قدر توجه خاطر، خواص او به وجود آید.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
اى عزیز! هر چند كه همه ذرات موجودات به قبضه قدرت الله تعالى است اما هر ظهورى را مركزى مى باید، و مركز جمله ظهورات دل انسان كامل است كه جمله صفات حضرت (الهى ) را ظهور به واسطه دل انسان كامل است ، و لذا ورد فى الحدیث : قلب المومن مرآة الله ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن مراة المومن ، (جامع الصغیر ج 2، ص 184.) و: المومن اسم من اسماء الله . (در شمار اسماء حسنى) فالانسان الكامل مرآة الله .
دل مومن آینه خداست و مومن آینه مومن است و مومن نامى از نامهاى خداست . پس انسان كامل آینه خداست .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...انا الذى ارد المنافقین من حوض رسول الله صلى الله علیه وآله . انا باب فتح الله لعباده ، من دخله كان آمنا، و من خرج منه كان كافرا. انا الذى بیدى مفاتیح الجنان ، و مقالید النیران . انا الذى جهد الجبابرة باطفاء نور الله (كذا، و الصواب : نوره) و ادحاض حجته ، فابى الله لا ان یتم نوره و ولایته . اعطى الله نبیه نهر الكوثر و اعطانى نهر الحیاة . انا مع رسول الله صلى الله علیه وآله فى الارض ، فعرفنى الله ما یشاء، و منعنى مایشاء. انا قائم فى ظلمة خضر حیث لا روح تتحرك و لا نفس تتنفس غیرى . انا علم صامت ، انا قائم فى ظلمة خضر حیث لا روح تتحرك و لا نفس تتنفس غیرى . انا علم صامت ، و محمد علم ناطق . انا القرون الاولى . انا صاحب القرن . انا جاوزت موسى (كذا، والصواب : بموسى) فى البحر و اغرقت فرعون . انا عذاب یوم الظلة . انا الذى اعلم هماهم البهایم و منطق الطیر. انا آیات الله و حجج الله و امین الله . انا احیى و امیت ، و انا اخلق و ارزق . انا آیات الله و حجج الله و امین الله . انا احیى و امیت ، و انا اخلق و ارزق . انا السمیع العلیم . انا البصیر. انا الذى اجوز السماوات السبع و الارضین السبع فى طرفة العین . انا الاولى . انا الثانیة . انا ذوالقرنین ، كما قال رسول الله صلى الله علیه وآله : انك ذوالقرنین هذه الامة . (بحار ج 39، ص 41. و ذوقرنى صحیح است)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
من آنم كه منافقان را از حوض رسول خدا صلى الله علیه و آله دور مى سازم .
من درى هستم كه خداوند به روى بندگانش گشوده ، هر كه از آن وارد شود ایمن باشد و هر كه از آنبیرون شود كافر است .
من آنم كه كلیدهاى بهشت و دوزخ به دست من است ،
من آنم كه جباران كوشیدند تا نور خدا را (كه من باشم ) خاموش و حجت او راباطل سازند ولى خداوند نخواست جز این كه نور و ولایتش را كامل سازد.
خداوند به پیامبرش نهر كوثر را عطا نمود و به من نهر حیات را.
من در زمین با رسول خدا صلى الله علیه و آله بودم ، خداوند آن چه خواست به من شناساند و آن چه خواست از من دریغ داشت .
من در تاریكى خضر ایستاده بودم آن جا كه جز من نه روحى مى جنبید و نه جانى نفس مى زد.
من علم خاموشم و محمد صلى الله علیه و آله علم گویا.
من قرون اولیه ام .
من صاحب قرن (زمان ، یاشاخ ذوالقرنین ) هستم .
من موسى را از دریا عبور داده و فرعون را غرق ساختم .
من عذاب روز ظله ام (ابرى كه بر سر قوم شعیب سایه افكند و سپس بارانى از آتش بر آنان بارید).
من آنم كه همیشه چهارپایان و زبان پرندگان را میدانم .
من آیات و حجت ها و امین خدایم .
من مى میرانم و زنده مى كنم و مى آفرینم و روزى مى دهم .
منم شنوا و دانا، منم بصیر،
من آنم كه آسمانهاى هفتگانه و زمینهاى هفتگانه را در یك چشم بهم زدن مى پیمایم .
منم اولى ، منم دومى ،
منم ذوالقرنین چنان كه رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: همانا تو ذوالقرنین این امت مى باشى .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و ما رواه محمد بن العباس باسناده عن الرضا علیه السلام (فى المصدر: سمعت الرضا علیه السلام و هو یقول : قال ابى علیه السلام ...) و قد تلا هذه الایة : و انه فى ام الكتاب لدینا لعلى حكیم ، قال : على بن ابى طالب علیه السلام .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و نیز روایتى كه محمد بن عباس (ابن ماهیار) با سند خود از حضرت رضا علیه السلام آورده است كه حضرت این آیه را خواند و فرمود: مراد على بن ابى طالب علیه السلام است .

و روى عنه علیه السلام انه سئل : این ذكر على فى اما الكتاب ؟ فقال : فى قوله سبحانه : اهدنا الصراط المستقیم و هو على علیه السلام .

و از آن حضرت علیه السلام روایت است كه از حضرتش پرسش شد:
نام على در كجاى ام الكتاب ذكر شده است ؟
فرمود در قول خداى سبحان : ما را به راه راست هدایت كن كه آن (راه ) على علیه السلام است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (76): (علت احاطه علم امامان علیهم السلام به جمیع حوادث ) ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و یمكن ان یقال علة كون علمهم محیطا بجمیع الحوادث ما كان و ما سیكون ، ان العلم بالشى ء اما ان یستفاد من الحس برویة او تجربة او سماع خبر او شهادة او اجتهاد او نحو ذلك ، و مثل هذا العلم لایكون الا متغیرا فاسدا محصورا متناهیا غیر محیط، لانه انما یتعلق بالشى ء فى زمان وجوده علم و قبل وجوده علم آخر و بعد وجوده علم ثالث ، و هذا كعلوم اكثر الناس .

و مى توان گفت : علت احاطه علم ایشان به جمیع حوادث گذشته و آینده آن است كه : علم به یك چیز یا از راه حس با دیدن یا تجربه یا شنیدن به طور خیر یا شهود و یا با اجتهاد و امثال اینها به دست مى آید، كه چنین علمى تغییرناپذیر و فاسد شدنى و محدود و متناهى و غیر محیط است ، زیرا هر چیزى در زمان وجودش یك علم بدان تعلق دارد و قبل از وجودش علمى دیگر بدان تعلق داشته و بعد از وجودش نیز علم دیگرى به آن تعلق مى گیرد، و این علم علوم اكثر مردم را تشكیل مى دهد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 پیامبر اکرم (صلّی‌ الله‌ علیه‌ وآله):
عَیْنانِ لا تَمَسُّهُمَا النَّارُ: عَیْنٌ بَكَتْ مِنْ خَشیَةِ اللهِ، وَعَیْنٌ بَاتَتْ تَحْرُسُ فِی سَبِیلِ اللهِ.
دو چشم‌اند كه آتش به آنها نمی‌رسد:
چشمی كه از ترس خدا بگرید و
چشمی كه شبها در راه خدا نگهبانی دهد.
   " سنن ترمذی، ج 3، ص 96 "
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
.
There are two eyes that will not be touched by hell fire: the eye shedding tears out of fearing God and the eye guarding at nights for God's sake.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (75): (حدیث امیرمومنان علیه السلام در معرفت حضرتش به نورانیت )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و فى بصایر الانوار قال امیرالمومنین علیه السلام لسلمان و ابى ذر - رضى الله عنهما - حین سالاه عن معرفته بالنورانیة ، قال علیه السلام : معرفتى بالنورانیة معرفة الله عز و جل ، و معرفة الله عز و جل بالنورانیة هو الدین الخاص ، فمن اقام ولایتى فقد اقام الصلاة ، و المومن الممتحن الذى لایرد علیه شى ء من امرنا الا شرح الله صدره لقبوله ، و لم یشك و لم یرتد ؛ و من قال : لم و كیف ؟ فقد كفر، فسلم الله امره ، و نحن امر الله .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در بصائر الانوار روایت كرده است كه امیرمومنان علیه السلام در پاسخ سلمان و ابى ذر رضى الله عنهما كه از حضرتش درباره معرفت او به نورانیت پرسیده بودند،
فرمود: معرفت من به نورانیت معرفت خداى بزرگ است ، و معرفت خداى بزرگ به نورانیت همان دین خالص است ، پس هر كه ولایت مرا بپا دارد نماز را بپا داشته است ، و مومن آزموده كسى است كه چیزى از امر ما بر او وارد نمى شود جز آن كه خداوند سینه او را براى پذیرش آن گشاده ساخته و هرگز به ارتداد و كفر نگراید، و هر كه چون و چرا كند تحقیقا كفر ورزیده است ، پس باید كه در برابر امر خدا تسلیم باشى ، و ما امر خداییم .

و اعلم انى عبدالله عز و جل ، و جعلنى خلیفته على عباده و بلاده ، و امینه على خلقه و فى ارضه . لا تجعلونا اربابا و قولوا فى فضلنا ما شئتم ، فانكم لاتبلغون كنه ما فینا و لا نهایته ، فان الله عز و جل قد اعطانا اكبر و اعظم مما یصفه واصفكم او یخطر على قلب احدكم او یعرفه العارفون . فاذا عرفتمونا هكذا فانتم المومنون . انا و محمد صلى الله علیه و آله نور واحد من نور الله عز و جل ، فامر الله تبارك و تعالى ذلك النور الى ینشق ، فقال للنصف ، كن محمدا، و صار محمدا، و قال للنصف الاخر: كن علیا، صار علیا، و صار محمد الناطق ، وصرت انا الصامت .

و بدان كه من بنده خداى بزرگ مى باشم كه مرا خلیفه خود بر بندگان و سرزمینهاى خود و امین خویش بر آفریدگان و در زمینش قرار داده است . ما را رب نپندارید و هر چه درفضل ما خواستید، بگویید كه به كنه و حقیقت و نهایت آن چه در ماست نخواهید رسید، زیرا خداى بزرگ ، بزرگتر و عظیم تر از آن چه را كه توصیف كننده شما وصف كند یا بر قلب یكى از شما خطور نماید یاعارفان بشناسند به ما عطا فرموده است . پس چون ما را بدین گونه شناختید آن گاه مومن خواهید بود. من و محمد صلى الله علیه واله یك نور بودیم ، پس خداى متعال به آن نور امر نمود كه دو قسمت شود، سپس به نیمى فرمود: محمد باش ، محمد شد؛ و به نیم دیگر فرمود: على باش ، على شد؛ محمد صلى الله علیه و آله ماموریت گفتن یافت و من ماموریت سكوت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:مردى وارد شد كه به مردان مصرى شباهت داشت ، پیش آمد و بر رسول خدا سلام كرد و نشست و گفت :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
 اى رسول خدا من شنیده ام كه خداى متعال فرموده : همگى به ریسمان خدا چنگ زنید و تفرقه نكنید این ریسمانى است كه خدا ما را امرنموده تا به آن چنگ زده و از آن جدا نشویم چیست ؟
رسول خدا صلى الله علیه و آله لختى سر به زیر افكند سپس سر برداشت و به على بن ابى طالب اشاره نمود و فرمود: این ریسمان خداست كه هر كس بدان چنگ زند در دنیایش معصوم ( ومصون ) مى ماند و در آخرتش گمراه نمى گردد. " غیبت نعمانی "


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (70): (مقام و مرتبه انسان كامل )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون مراتب نبوت مطلقه و مقیده و كذلك الولایة المطلقة و المقیدة و خاتم النبوة و الولایة دانسته شد فاعلم ان الله تعالى ینظر بنظره الى العالم و عین العالم و هو الانسان الكامل ، فیرحمه بالوجود، كمال قال تعالى : لولاك لولاك لما خلقت الافلاك ، (در ص 452 گذشت) و قال الله تعالى : و ما ارسلناك الا رحمة للعالمین ، (انبیاء، 107.) و الیه اشار بعین الحیاة و قال : عین الحیاة هو باطن اسم الحى الذى من تحقق به شرب من ماء عین الحیاء الذى من شربه لایموت ابدا لكونه حیا بحیاء الحى ، و كل حى فى العالم یحیى بحیاة هذا الانسان ،لكون حیاته حیاة الحق .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
....پس بدان كه خداى متعال با نظر خویش به عالم و چشم عالم كه انسان كامل است نظر مى كند و او را با وجود بخشیدن مورد رحمت قرار میدهد، چنان كه فرموده :
اگر تو نبودى هرگز افلاك را نمى آفریدم
و فرموده : و تو را نفرستادیم مگر رحمت براى عالمیان .
و به همین معنى با تعبیر عین الحیاة اشاره نموده و گفته : عین الحیاة همان باطن اسم حى است كه هر كس به آن متحقق شود از آب عین الحیاة مى نوشد كه خورنده آن هرگز نمى میرد زیرا به حیات حضرت حى زنده مى گردد، و هر زنده اى در عالم به حیات این انسان زنده است ، چرا كه حیات او حیات حق مى باشد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اقول : لا ریب فیما قاله صلى الله علیه و آله ، لان ولایة على بن ابى طالب علیه السلام مع كل نبى من الانبیاء، فمن انكره فقد انكر ولایة كل نبى . و النبوة بدون الولایة غیر معقول .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
مولف : تردیدى در سخن حضرتش نیست ، زیرا ولایت على بن ابى طالب علیه السلام با هر یك از انبیا بوده است ، پس هر كه آن را انكار كند نبوت هر پیامبرى را انكار نموده است . و نبوت بدون ولایت نامعقول است .

وفى تاویل الایات فى تفسیر قوله تعالى : و بشر الذین امنوا ان لهم قدم صدق عند ربهم ، عن الكافى باسناده عن ابى عبدالله علیه السلام فى قول الله عز و جل : و بشر الذین آمنوا - الایة ، قال : ولایة امیرالمومنین علیه السلام .( تاویل الایات ) ص 217. كافى ) ج 1، ص 422. و آیه در سوره یونس ، 2.)

و در تفسیر آیه : و بشارت ده كسانى را كه ایمان آورده اند كه آنان را گامى استوار در نزد پروردگارشان هست از كافى با سندش از امام صادق علیه السلام روایت كرده است كه مراد ولایت امیرمومنان علیه السلام است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

انت اخى و وزیرى و وارثى و خلیفتى من بعدى
كفایة الطالب ص 205 (حدیث نبوى)
...(قبلا) آیاتى كه در باره ولایت و برترى على علیه السلام نازل شده از كتب عامه استخراج و ثبت گردید در این فصل نیز اغلب باحادیث نبوى از كتب معتبره اهل سنت اشاره میگردد تا هر گونه راه عذر و بهانه ‏اى براى آنان مسدود باشد.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

حدیث غدیر:علماء و مفسرین از عامه و خاصه نوشته‏ اند كه پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله موقع مراجعت از حجة الوداع در غدیر خم توقف نموده و پس از ایراد خطبه بمردم فرمود آیا من نسبت بشما اولى بتصرف نیستم؟عرض كردند چرا فرمود من كنت مولاه فهذا على مولاه .یعنى هر كس كه من مولا و صاحب اختیار او هستم این على مولاى او خواهد بود و بدین ترتیب او را بولایت و پیشوائى مردم منصوب گردانید (1) .

حدیث منزلت:احمد بن حنبل و شیخ سلیمان بلخى و ابن صباغ مالكى و دیگران نوشته ‏اند كه پیغمبر صلى الله علیه و آله بعلى علیه السلام فرمود:انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى (2) .

یعنى تو از من بمنزله هارونى از موسى جز اینكه پس از من پیغمبرى نخواهد بود،بحرانى در كتاب غایة المرام یكصد حدیث از عامه و هفتاد حدیث از خاصه دراینمورد نقل كرده است (3) .


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (63): (تذكر مجدد راجع به موضوع كتاب )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:مكرر این ضعیف بیان نمود كه در این رساله آن چه ذكر مى شود از حكمت اربعه عملیه (به پاورقى صفحه 13 از جلد اول مراجعه شود) بیرون نیست ، و آن چه ذكر مى نماید از این مطالب به اخبار و آثارى كه از كلام ائمه اطهار علیهم السلام در این باب وارد شده است بیان مى نماید تا مطالب باطن بدون شاهدى از ظاهر نباشد، هر چند این بى بضاعت را قابلیت این معنى نیست .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
با كدامین پاى اى كرم زمین
مى روى بالاى چرخ هفتمین


لیكن نظر به اینكه :

فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بكنند آن چه مسیحا مى كرد


خود را آلتى بى حس و جمادى بى ادراك مى داند، آن چه بر زبان حال جارى مى سازند و در مى آرند ثبت مى نماید در این اوراق .والله هو الملهم للخیر.


فصل(64): (نبوت و ولایت مطلقه و مقیده )
اى عزیز! بدان كه آدمى در علم معرفت و مغالطات از چهار قسم بیرون نیست :
قسم اول در علم توحید است ، و آن به واسطه انكار توحید است ، و دهریه و معطله و مشبهه و ملاحده در آن در غلط افتاده اند.
و قسم دیگر در ادیان است ، و آن به واسطه نشناختن انبیاء علیهم السلام است ، كه نصارى ویهود و ترسا و غیره ذلك از آن در غلط رفته اند.
و قسم ثالث اختلاف مذاهب است ، و آن به واسطه عدم معرفت امام زمان است .
و قسم رابع اختلاف لفظ است میان هر فرقه ، و آن به واسطه عدم معرفت اصطلاحات است .

و این ضعیف قسم ثالث را قبل از این ثابت نمود(به فصل 33، از جلد اول ص 394 به بعد مراجعه شود) كه ائمه اثناعشر علیهم السلام بعد از پیغمبر صلى الله علیه و آله خلیفه به حق آن جناب مى باشند. و اختلاف قسم رابع ضرر ندارد چه اشتباه در موضوع است . و قسم اول ان شاء الله بعد از مرتبه چهارم از حكمت اربعه عملیه بیاید در غایت بسط و ایضاح . و بعد از اثبات قسم سیم قسم دوم نیز ثابت است .
و الحال این ضعیف نبوت مطلقه و ولایت مطلقه ، و نبوت خاصه و ولایت خاصه را به تفصیل تمام ان شاء الله بیان مى نماید بعد از استمداد از باطن ولایت ، تا دیگران اعتقاد خود را درباره ایشان كامل گردانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

پیامبر (ص) :
اى پسر مسعود زمانى بر مردم بیاید که صبرکننده ى بر دینش مانند کسى است که آتش در دست خود بگیرد .

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله و سلّم أَنَّهُ قَالَ یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ الصَّابِرُ مِنْهُمْ عَلَى دِینِهِ کَالْقَابِضِ عَلَى الْجَمْرَةِ
بحار الأنوار ، مجلسی ، ج 22 ، ص 454 ( ساری , گاهنوشته های محمود زارع )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...در جلد نخست اصول کافی مرحوم کلینی (رض) در صفحه 159 درد دل مولای صبر و استقامت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام بعد از پایان کار طاقت فرسای بامانت سپاری حضرت زهرا علیهاالسلام نزد پدر بزرگوارش را چنین نقل نمود که خطاب به پیامبر ختمی مرتبت عرضه داشت که دل هر بامعرفت به آن انوار پاک الهی را بدرد می آورد ... دل کوچک محمود که اصلا طاقت نقل و قرائتش را ندارد ... :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد،
پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته،
اما آنچنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم
شکیبایی بر من سخت است.
پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (53-1): (نكوهش دنیا و غفلت از خداى متعال )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! حجابهاى ظلمانى از عالم جسمانیت است و هر یك از عالم جسمانیت روح را حجاب باشند كه به واسطه آن از مشاهده عالم ملكوت باز مى ماند. و همچنین عالم ملكوت و غیره نیز حجابى است از مشاهده جمال احدیت و ذوق مخاطبه حق و شرف قرب حق .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

آسوده بدم با تو فلك نپسندید
خوش بود مرا با تو زمانه نگذاشت


و بدین روزى چند كه روح تعلق به قالب گرفت ، با آن كه چندین هزار سال در خلوت خاص بى واسطه شرف قرب یافته بود، چندان حجاب پدید آورد كه به كلى آن دولت ها را فراموش كرد. نسوا الله فنسیهم .( توبه ، 67: خدا را از یاد بردند، خدا نیز آنان را به فراموشى سپرد) آن جا یحبهم و یحبونه (مائده ، 54: (خدا آنان را دوست مى دارد و آنان نیز خدا را).) فرمود، اینجا نسوا الله فنسیهم . بلى :
هر چه هست از قامت ناساز بى اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالاى كس كوتاه نیست


غافل مشو از تقدیم و تاخیر یحبهم و نسوا الله .

اى عزیز! چون آدمى را براى عبودیت آفریده اند حق عبودیت آن است كه یك نفس از ذكر معبود غافل نباشد به جهت آن كه رب عز و جل پیوسته به ربوبیت ایستادگى مى نماید. نعوذ بالله اگر یك طرفة العین نظر عنایت از عالم باز دارد وجود عالم از هم بریزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (50): (هدف خلقت ، معرفت حق و اتصال به حضرت اوست )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! داود علیه السلام سوال كرد كه : الهى در آفرینش آدم چه حكمت بود؟ خطاب در رسید كه : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف ، فخلقت الخلق لان اعرف .( مقصد اقصى فصل اول و در آن لكى اعرف است)من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ، پس خلق را آفریدم تا شناخته گردم .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
و فى كتاب اسرار الامامة : اشتهریین الرواة ان داود علیه السلام قال فى بعض مناجاته : یا الهى لم خلقت العالم و ما فیه ؟ قال : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف .


در كتاب اسرار الامامة گوید:
میان راویان مشهور است كه داود علیه السلام در یكى ازمناجاتهاى خود عرضه داشت :
خداى من ! چرا عالم و آن چه را كه در آن است آفریدى ؟
فرمود: من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم .

اتانى هواه قبل ان اعرف الهواء(ج : الهوى)
فصادف قلبى خالیا فتمكنا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مدح علی  و آل علی  بر سر    زبان   ماست

گویا  زبان  برای  همین  در  دهان   ماست  ...

ساری , گاهنوشته های محمود زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در عین الحیاة از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به سند معتبر منقول است كه :
ساری , گاهنوشته های محمود زارعایمان ده پایه دارد مانند نردبانى كه بر او بالا روند، و سلمان در پایه دهم است ، و ابوذر در پایه نهم ، و مقداد در پایه هشتم و از این حدیث نیز معنى لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان معلوم مى گردد.

اى عزیز! موسى علیه السلام با وجود رسالت و مرتبه اولوالعزمى كه داشت متحمل جرعه اى از علوم خضر علیه السلام نشد.
و در عین الحیاة در ترجمه این فقره : یا اباذر، اذا دخل النور القلب انقى (در عین الحیاة : انفسخ و در امالى طوسى : انفتح) و استوسع . قلت : فما علامة ذلك بابى انت وامى یا رسول الله ؟ قال : الانابة الى دار الخلود، و التجافى عن دار الغرور، و الاستعداد للموت .

اى اباذر، هرگاه نور وارد قلب شود دل پاكیزه و گشاده گردد.
گفتم : پدر و مادرم فدایت اى رسول خدا، علامت آن چیست ؟
فرمود: میل به سراى جاوید، و دل كندن از سراى فریب ، و آمادگى براى مردن .

گفته است : ایمان بعضى مانند پیاله اى است كه گنجایش اندكى از علوم و معارف دارد. اگر زیاده از قدر حوصله اش (بر آن ) بریزند از سر بدر رود. و از بسیارى عبادات و كمالات ، وسعت زیاده مى شود و استعداد قبول معارف بیشتر مى شود تا آن كه به منزله دریائى مى شود كه هرچند نهرهاى حقایق بر او ریزند مطلقا او را از جا بدر نمى آورد. آن انوار معنوى است به سبب آن كه این گشاده مى شود..( عین الحیاة ص 367، در آن چنین است : آن انوار معنوى سبب گشادگى مى شود این گشادگى سبب ادراك قبول مى گردد.....)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic