چشم به راه

نی
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... بشنو از نی چون حکایت میکند...

اینکه چرا آغاز مثنوی با " نی " شد عللی دارد که مهمترین همه خود ( نی ) میباشد.

نی افشاکننده راز درون ( نی زن ) است .
دیگر اینکه نی از خود خالیست و زبان ندارد و آنچه از وی شنیده از خود ( نی ) نیست بلکه از آن نی زنست .

منصور بد آن خواجه که در راه خدا
از بنیه تن جامه جان کرد جدا
منصور کجا گفت ( انا ) حق میگفت
منصور کجا بود خدا بود خدا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات !
پست و مست
اما بعد، یکی از برادران دینی معنای این دو بیت مثنوی معنوی حضرت مولوی العزیز را که :

چون که بی ‏رنگی اسیر رنگ شد
موسی ‏ای با موسی ‏ای در جنگ شد‏
چون به بی ‏رنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی‏‏


ازاین فقیر حقیر، محمد لاهیجی نور بخشی التماس نمود، که آنچه زبان وقت املا نماید، در قید کتابت در آورده شود تا رفع شبهه طالبان صادق گردد.

بدان و صلک الله الی مراتب المشاهدات العیانیه، که ذات احدیت، به اعتبار انتفای اسماء و صفات، مقدس و معرا از جمع قیود و نسبت و اضافات است و این مرتبه را احدیت صرفه می‏نامند و بی ‏رنگی اشارات بدین معناست، چه در این مرتبه از قید و رنگ تقید بالکل مبرر است؛
و چون از آن مقام احدیت به مرتبه واحدیت که منشاء اسماء و صفات و نسب است، تنزل نمود، مقید به قیود و تعینات نسب اسمائی گشت؛
و هر چند از مرتبه اسماء و صفات به مراتب افعال و آثار تنزل می‏فرماید، تقید بیشتر می‏گردد و متلبس به لباس قیود تعینات بیشتر می‏گردد،
و اسیر رنگ شدن اشارات به این معناست؛ چه به رنگ جمیع مراتب تعینات و کثرات، اوست که برآمده و ظاهر شده است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم، رب یسر و لاتعسر
حمد و سپاس بی حد بر حضرت احد صمد، و درود و ثنای بی‏عد بر پیغمبر ما محمد متواترا و متوالیا الی الابد؛ اما بعد، بدان ایدک الله بنصر من عنده که معنای این بیت که :

که قطره تا صدف را در نیابد-نگردد گوهر و روشن نتابد

ز دریای شهادت چون نهنگ لا برآرد هو
تیم فرض گردد نوح را در وقت طوفانش‏‏


موقوف است به دانستن بعضی از اصطلاحات صوفیه؛ و قبل از شروع در معنای بیت، آن مصطلحات ضروریه ذکر می‏شود تا طالب را در فهم معانی بصیرتی حاصل شود.

به اصطلاح این طایفه جمیع اشیاء غیبا کان او شهادة، ملکاکان او ملکوتا، نقوش اعتبارات هستی مطلقند که وجود حق عبارت از اوست، و در پرده صور جمیع مظاهر ذرات کاینات، آفتاب ذات است که جهت اظهار صفات مختفی و مستتر گشته است.

ما فی التستر بالاکوان من عجب
بل کونها عینها ممن‏تری عجبا‏


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از خداوند ولی‌التوفیق در خواستن توفیق رعایت ادب در همه حالها و بیان کردن وخامت ضررهای بی‌ادبی
( )
از خدا جوییم توفیق ادب .........
بی‌ادب محروم گشت از لطف رب

بی‌ادب تنها نه خود را داشت بد .   
بلک آتش در همه آفاق زد.......
مایده از آسمان در می‌رسید ....
بی‌شری و بیع و بی‌گفت و شنید

درمیان قوم موسی چند کس ....
بی‌ادب گفتند کو سیر و عدس...
منقطع شد خوان و نان از آسمان
ماند رنج زرع و بیل و داس‌مان....

باز عیسی چون شفاعت کرد حق
خوان فرستاد و غنیمت بر طبق..
باز گستاخان ادب بگذاشتند .....
چون گدایان زله‌ها برداشتند......

لابه کرده عیسی ایشان را که این
دایمست و کم نگردد از زمین.....
بدگمانی کردن و حرص‌آوری......
کفر باشد پیش خوان مهتری.....

زان گدارویان نادیده ز آز............
آن در رحمت بریشان شد فراز....
ابر بر ناید پی منع زکات ...........      امام صادق(ع) :بهترین چیزی که پدران برای فرزندان خود به ارث میگذارند ،
وز زنا افتد وبا اندر جهات..........
            ادب است نه مال ، زیرا مال از بین میرود و ادب باقی می ماند.
هر چه بر تو آید از ظلمات و غم .             کافی جلد 8 ص150 حدیث 132
آن ز بی‌باکی و گستاخیست هم
هر که بی‌باکی کند در راه دوست       رسول خدا(ص):فرزندان خود را احترام کنید و آنان را نیکو ادب کنید،
ره‌زن مردان شد و نامرد اوست..
             تا آمرزیده شوید. جامع الاخبار ص393 ، مکارم اخلاق ص222
از ادب بر نور گشتست این فلک
وز ادب معصوم و پاک آمد ملک..         امام على(ع):شما به كسب ادب ، نیازمندترید تا به كسب سیم و زر.
بد ز گستاخی کسوف آفتاب ....            غرر الحكم:ح 3835 ،عیون الحكم والمواعظ :ص 173ح 3609           
شد عزازیلی ز جرات رد باب.....

        " مولانا . دفتر اول "



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها