قتل دختر ساطرون پادشاه
در (حبیب السیر)...حكایت كنند كه :

دار مکافات

ساطرون سلطان عظیمى بود و در شهرى از شهرهاى كنار فرات بود. به نحوى با سطوت بود كه شاپور ذوالاكتاف از او پاس مى برد.

شاپور با قیصر روم صلح نمود میل به تسخیر ساطرون را نمود. لشكر كشیده دور حصار شهرش آمد. دید راه راست دستبرد ندارد. متحیر شد.

دختر ساطرون از بالاى قلعه چشمش به شاپور افتاده فریفته او شد. نامه اى به شاپور نوشت كه اگر مرا در حباله خود در آورى ، من راه فتح قلعه را به تو بنمایم .

شاپور قبول نمود. دختر ساطرون راه تسخیر قلعه را به لشكریان تعلیم كرد. شبانه شاپور و لشكریانش وارد قلعه شدند و شاپور ساطرون را به قتل رسانید. و سر او را بر نیزه زد و به تمام اهل شهر نمایان كرد. اهل شهر تماما منقاد شاپور شدند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.