چشم به راه

عاشقان در دمی دو عید کنند
عنکبوتان مگس قدید کنند‏

هر زمان نو میشود دنیا و ما
بدان نور الله بصیرتک بنور العیان که در نظر اهل کشف و شهود، عالم هر لحظه ‏ای به حسب اقتضای ذاتی خود قطع نظر از موجد نموده، نیست می‏گردد، و به مدد وجودی که عبارت از نفس رحمانی است، هست می‏شود؛ و از سرعت انقضا و تجدد، محجوب زمان و مکان این معنا را در نمی‏یابد.

هر زمان نو می‏شود دنیا و ما
بی ‏خبر از نو شدن اندر بقا‏
آن ز تیری مستمر شکل آمده است
چون شررکش تیز جنبانی به دست‏‏
شاخ آتش را بجنبانی به ساز
در نظر آتش نماید بس دراز‏


عاشق کسی است  که حجب ظلمانی و نورانی به آتش محبت و عشق سوخته، به حقایق امور وصول یافته باشد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شرحی بر یک رباعی عرفانی‏
بسم الله الرحمن الرحیم، و به نستعین و علیه التوکل
حمد و سپاس و ثنای بی قیاس حضرت واجب الوجودی را که اعیان ممکنات را از عالم غیب و علم به نور تجلی شهودی، در عالم عین و شهادت منور گردانید؛ و صلوات بی ‏غایت بر روان پاک راه بین راهنما باد، که سالکان مسالک طریقت و حقیقت را به ارشاد و رشد و هدایت، به اعلی مراتب وصول رسانید، علیه من الصلوه ازکیها، و من التحیات اصفیها.
بنده پادشاه

اما بعد، سائل صاحب بصیرت مسعود سیرت از معنای این رباعی سوال فرموده بود که :

از پنجه پنج و شش در شش به در آی
وز کشمکش سپهر سرکش به در آی‏‏
خواهی که چشی ذوق خوشیهای عدم
از ناخوشی وجود خوش خوش به درآی‏‏


بدان ای عزیز که بر رای روشن اصحاب دانش هویدا و مبرهن است که تعلق روح انسانی بدین بدن خاکی به جهت کسب معرفت حقیقی است که :
و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (سوره ذاریات (51) آیه‏56.) ای: لیعرفون؛ و معرفت حقیقی کشفی به حصول موصول نمی‏گردد الا بعد از عروج از محابس تقیدات جسمانی و روحانی به اعلی مقامات اطلاقی، و این معنا به اتفاق کاملان میسر نمی‏گردد الا به ارشاد کامل عارف محقق، که طالب نیازمند را به طریق سلوک و مجاهده، به مقامات کشف و مشاهده تواند رسانید، که: هم قوم لایشقی جلیسهم (ر.ک: عوالی اللثانی، ج‏4، ص‏67-68.).


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ترجمه دوازدهم‏
در تحریر نبوت و رسالت و تصویر ولایت‏

ریا زاهد

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بیان شد این که مر حق تعالی راست ظاهری و باطنی. اما باطن شامل وحدت حقیقیه‏ ای است که مر غیب مطلق راست، و شامل کثرت علمیه ‏ای است که حضرت اعیان ثابته باشد.
اما ظاهر لامحاله خالی از کثرت نخواهد بود زیرا ظهور اسماء و صفات از جهت خصوصیات و تعیناتی که موجب تعددند بی این که هر یک از آن‏ها را صورتی باشد مخصوص خود، امکان نپذیرد، پس کثرت لازم است، و هر یک از آن‏ها طالب ظهور و سلطنت و احکام باشد، پس نزاع و تخاصم در اعیان خارجیه به علت احتجاب هر یک از آن‏ها از اسمی که در مظهر دیگر ظاهر است واقع افتاد.

لهذا امر الهی محتاج آمد به حکم عدلی در بین اعیان که حفظ نظام عالم کند در دنیا و آخرت و حکم نماید به واسطه رَبِّ خود که رَبُّ الأَرباب است در بین اسماء نیز به عدالت، هر یک را برساند به کمال ظاهر و باطن خود، و آن نبی حقیقی و قطب ازلی و ابدی است اولاً و آخراً، ظاهراً و باطناً، و آن حقیقت محمدیه صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم است چنان چه خود اشاره فرموده به قول خود:
کُنتُ نبیّاً وَ آدمُ بَینَ الماءِ وَ الطِّین (جامع الاسرار، ص 230) یعنی در بین علم و جسم.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدالله الذی کانت احدیته الذاتیه منقطعه الاشارات فتجلی بذاته لذاته فی ذاته، فاظهر اعیان الممکنات، ثم تدلی لاظهار کمال اسمائه، فظهر بصوره الحقایق فی مراتب التنزلات، و جعل الانسان فی شهود عکوس صور کمالات ذاته کالمرآت، فشهد فی هذه صوره محاسن وجهه، فاشتاق الی المدانات، فاخذ بالرجوع فدنی حتی وصل الی البدایه من النهایات، و الصلوه و السلام علی من هو مظهر آیات الکمالات، محمد المصطفی و آله و اصحاب ما دامت الارض و السموات !
پست و مست
اما بعد، یکی از برادران دینی معنای این دو بیت مثنوی معنوی حضرت مولوی العزیز را که :

چون که بی ‏رنگی اسیر رنگ شد
موسی ‏ای با موسی ‏ای در جنگ شد‏
چون به بی ‏رنگی رسی کان داشتی
موسی و فرعون دارند آشتی‏‏


ازاین فقیر حقیر، محمد لاهیجی نور بخشی التماس نمود، که آنچه زبان وقت املا نماید، در قید کتابت در آورده شود تا رفع شبهه طالبان صادق گردد.

بدان و صلک الله الی مراتب المشاهدات العیانیه، که ذات احدیت، به اعتبار انتفای اسماء و صفات، مقدس و معرا از جمع قیود و نسبت و اضافات است و این مرتبه را احدیت صرفه می‏نامند و بی ‏رنگی اشارات بدین معناست، چه در این مرتبه از قید و رنگ تقید بالکل مبرر است؛
و چون از آن مقام احدیت به مرتبه واحدیت که منشاء اسماء و صفات و نسب است، تنزل نمود، مقید به قیود و تعینات نسب اسمائی گشت؛
و هر چند از مرتبه اسماء و صفات به مراتب افعال و آثار تنزل می‏فرماید، تقید بیشتر می‏گردد و متلبس به لباس قیود تعینات بیشتر می‏گردد،
و اسیر رنگ شدن اشارات به این معناست؛ چه به رنگ جمیع مراتب تعینات و کثرات، اوست که برآمده و ظاهر شده است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ترجمه یازدهم‏قبص و بسط
در تقریر رجعت روح و مظاهر او به جانب او تعالی در وقت قیامت کبری‏
بیان شد که مر حق سبحانه را تجلیات ذاتیه و اسمائیه و صفاتیه است، و مر اسماء صفات را دولی است که حکم و سلطنت آن اسماء و صفات در عالم در وقت ظهور آن دول ظاهر شود، و لهذا الارتباط حضرت رسالت صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم فرماید:
مَن عَرَف نَفسَهُ فَقَد عَرَفَ رَبَّه (عوالی اللئالی، ج 4، ص 102.) و لا شک آخرت حاصل نشود مگر به ارتفاع حجب و ظهور حق به وحدت حقیقیه، چنان چه هر شیئی در آخرت بر حقیقت خود ظاهر آید و باطل از حق جدا گردد؛ زیرا روز فصل و قضا باشد و محل و مظهر این تجلی روح باشد.

پس واجب است که در وقت تجلی وحدت حقیقیه، روح فانی در حق شود و به فنای او جمیع مظاهر او فانی شوند؛
قال تعالی:
وَ نُفِخَ فِی الصّورِ فَصَعِقَ مَن فِی السَّمواتِ وَ مَن فِی الْأَرْضِ اءِلّا مَن شآءَ اللهُ (سوره زمر (39) آیه 68.) و آن‏ها کسانی باشند که برای آن‏ها قیامت کبری سبقت یافته و از این جاست که گفته ‏اند:
کُلّ شی‏ءٍ یَرجَعُ اءِلی‏ اَصلِهِ


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ترجمه دهم‏یار ملک
در تفسیر روح اعظم و مراتب و اسمای آن در عالم انسانی

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:بدان که روح اعظمی که در حقیقت همان روح انسانی است، مظهر است مر ذات الهی را از وجه ربوبیت؛ به علت این ممکن نیست جولان توسن عقل و خیال در میدان معرفت و شرح حال آن لا یَعلَمه الّا الله؛ و مر آن را در عالم کبیر مظاهر و اسماء باشد از عقل اول و قلم اعلی و نور و نفس کلیه و لوح محفوظ و غیر ذلِکَ‏

چنان چه تنبیه بر این کردیم که حقیقت انسانیه ظاهر است در این صور در عالم کبیر، هکذا مر آن را در عالم صغیر انسانی، مظاهر و اسماء به حسب ظهورات و مراتب آن باشد، و آن این است:
سرّ و مفی و قلب و روح و کلمه و رُوع (به ضم را) و فؤاد و صدر و عقل و نفس، چون که فرموده سبحانه تعالی:
فَاءِنَّهُ یَعلَمُ السِّرَّ وَ أَخفَی،( سوره طه (20) آیه 7.)
قُلِ الرُّوحُ مِن أَمرِ رَبّی،( سوره اسراء (17) آیه 85.)
اءنّ فِی ذلِکَ لَذِکری‏ لِمَن کانَ لَهُ قَلبٌ،( سوره ق (50) آیه 37.)
بِکَلِمةٍ مِّن اللهِ(سوره آل عمران (3) آیه 39.)
در شأن حضرت عیسی علیه‏السلام، مَا کَذَبَ الفُؤادُ مَا رَأَی‏،( سوره النجم (53) آیه 11.)
أَلم نَشرَح لَکَ صَدرَکَ،( سوره الشرح (94) آیه 1.)
وَ نفسٍ و مَا سَوَّاها(سوره الشمس (91) آیه 7.)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ترجمه نهم‏
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:در بیان خلافت محمدیه صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم و آن که او قطب اقطاب است‏.

سخن خدا

در حینی که مقرر شد مر هر اسمی از اسماء الهیه را صورتی است در علم، مسما به ماهیت و عین ثابته است و این که برای هر فردی از آن، صورت خارجیه ‏ای است که مسما به مظاهر و موجودات عینیه است، و این که آن اسماء، ارباب آن مظاهر و آن مظاهر، مربوب آن اسماء باشند، و دانستی که حقیقت محمدیه صلَّی اللهُ علَیهِ وَ آله و سَلَّم صورت اسم جامع الهی است و آن اسمِ جامع رَب الاسماست و از او فیض به جمیع اسماء رسد و اسماء همه از آن اسم استمداد نمایند، پس لازم است بدانی که آن حقیقت مربی صور کل عالم است به واسطه ربی که در آن ظاهر و رَبِّ الارباب است.

پس به صورت خارجیه که مناسب صور عالم است و آن صور مظهر اسم الظاهرند تربیت صور عالم فرماید، و به باطن صورت خارجیه تربیت باطن عالم فرماید؛ زیرا اوست صاحب اسم اعظم و مر او راست ربوبیت مطلقه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم، رب یسر و لاتعسر
حمد و سپاس بی حد بر حضرت احد صمد، و درود و ثنای بی‏عد بر پیغمبر ما محمد متواترا و متوالیا الی الابد؛ اما بعد، بدان ایدک الله بنصر من عنده که معنای این بیت که :

که قطره تا صدف را در نیابد-نگردد گوهر و روشن نتابد

ز دریای شهادت چون نهنگ لا برآرد هو
تیم فرض گردد نوح را در وقت طوفانش‏‏


موقوف است به دانستن بعضی از اصطلاحات صوفیه؛ و قبل از شروع در معنای بیت، آن مصطلحات ضروریه ذکر می‏شود تا طالب را در فهم معانی بصیرتی حاصل شود.

به اصطلاح این طایفه جمیع اشیاء غیبا کان او شهادة، ملکاکان او ملکوتا، نقوش اعتبارات هستی مطلقند که وجود حق عبارت از اوست، و در پرده صور جمیع مظاهر ذرات کاینات، آفتاب ذات است که جهت اظهار صفات مختفی و مستتر گشته است.

ما فی التستر بالاکوان من عجب
بل کونها عینها ممن‏تری عجبا‏


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو