ساری , گاهنوشته های محمود زارع:دوستی دارم که بدوستی اش بدلیل روشنی اش و بی شیله پیلگی اش مفتخرم که قلبی بی کین و جستجو در این که چه هستم با که هستم مرا دوست میدارد و حکیمی است برای خود خلاصه مدتی است میخواهد که آیا از اسم اعظم چیزی میدانم که وی را راهی باز شود . گرچه اگر طبیب بودمی خوی مداوا کردمی اما , از شنیده ها و خوانده ها و تحقیق کرده های خویش باز بگویم ولی بازکننده معلوم نیست که, باشد این عقد را و خود باید حکیمی کند و استقامت و استعانت تا بگشاید راهی را, تا برسد بروشنی و صدق ...
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

اما حکیم گرامی و پارسای عزیزم ؛ بسیار جستجوگر بودم بمانند تو آنهم از دوران نوجوانی ؛ هماره بدنبال راههای میانبری بودم ( که هنوز هم نبریده ام ) . گفته اند و نوشته اند , بسیار هم گفته اند اما بظن و تردید و اما و اگر و الا و والله !


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.