چشم به راه

فصل فى البیعمال شبهه ناک
هر مسلمانى كه خرید و فروخت كند، بر وى واجب است و فریضه كه علم بیع بیاموزد، بحكم آن خبر كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " طلب العلم فریضة على كلّ مسلم "

....  و درین باب آنچه مهم است و لابد باید كه بداند كه با پنج كس معاملت نباید كرد: با كودك و با دیوانه و با نابینا و با بنده و با حرام خوار.

اما كودك نابالغ بیع وى باطل بود اگر چه بدستورى ولىّ باشد. و بیع دیوانه همچنین، هر كه ازیشان چیزى فرا ستاند در ضمان وى باشد اگر تلف آید، و هر چه بایشان دهد و هلاك شود بر ایشان تاوان نبود، كه وى خود ضایع كرد كه بایشان داد. اما بنده خرید و فروخت وى بى دستورى سید باطل بود، و چون دستورى نیافته باشد هر كه چیزى از وى فراستاند در ضمان وى بود، و اگر بوى دهد تاوان نتواند خواست، تا آن گه كه از بندگى آزاد شود. اما نابینا معاملت با وى بظاهر مذهب باطل باشد مگر وكیلى بینا فرا كند و آنچه فراستاند در ضمان وى شود كه وى مكلف است و آزاد. اما حرام خواران چون تركان و ظالمان و دزدان و كسانى كه ربوا دهند و رشوت ستانند، هر چند كه معاملت با ایشان روا نیست، اما بظاهر شرع درست باشد، پس اگر داند بحقیقت كه آنچه میفروشد ملك وى نیست بیع باطل بود، و اگر در شك بود بیع درست است، اما از شبهت خالى نبود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نویسنده: دکتر علی نصیری
اشاره:آیت الله معرفت که در نوشته های خود از جمله التمهید فی علوم القرآن، جلد پنجم و علوم قرآن و التأویل فی المختلف المذاهب و الآراء به موضوع مجاز در قرآن پرداخته است، در این مقاله « نگاهی نو به دلایل منکران وجود مجاز در قرآن » دارد و به نقد و بررسی آن ها و سرانجام اثبات وجود مجاز در قرآن می پردازد.
قرآن
چکیده
یکی از مباحث جنجال برانگیز که در گذشته مطرح بود و در برخی نوشته های عصر حاضر نیز قابل توجه است، مسأله وجود مجاز و استعاره در قرآن است که بیشتر با بها ندادن به آن، از کنارش گذشته اند، زیرا استعمال مجاز و کنایه و استعاره و دیگر محسنات بدیعی در قرآن، از بارزترین جنبه های اعجاز بیانی قرآن شناخته شده است و تمامی بُلَغا و اُدَبا بر آن اتفاق نظر دارند. البته منکران به شبهاتی دست یازیده اند که بیشتر جنبه کلامی دارد تا جنبه ادبی و بلاغی.
1. برخی مجاز را برابر کذب دانسته اند.
2. برخی آن را حالتی اضطراری گرفته اند و گفته اند متکلم آنگاه به مجاز روی می آورد که از آوردن حقیقت در تنگنا قرار گرفته باشد، حال آن که هر گونه کذب یا عجز از ساحت قدس الاهی به دور است.
3. برخی از سلفیون و نیز افراطیون اهل کشف و شهود، بدین دلیل وجود مجاز را در قرآن منکر شده اند که موجب نفی معانی و سلب حقایق از صفات عالیه ذات جمال و کمال می شود.
تمامی این شبهات از منظر محققان و فرهیختگان اهل ادب و معرفت، فاقد وجاهت علمی است، زیرا مجاز نه کذب است، نه حالت ضرورت دارد. هر گونه نفی صفت، هم به معنای نفی « مفاهیم ترکیبی - اقترانی » است و صفات حق در « عین بساطت عینیت ذاتی » دارد، و این نه تعطیل بلکه نفی تشبیه است. تفصیل مطالب در این مقاله بیان شده است.
والعصمة لله.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت سه چیز مهلك است:
یكى بخل مطاع یعنى كه تو بفرمان وى كار كنى و با وى خلاف نكنى،
دیگر هواى باطل كه از پى آن فرا شوى،
سدیگر عجب مرد بخویشتن.
صدقه

یحیى زكریا بر ابلیس رسید، گفت اى ابلیس تو كرا دوستر دارى و كرا دشمن تر؟
گفت پارساى بخیل را دوستر دارم كه عمل او ببخل باطل گردد،
و فاسق سخى را دشمن تر دارم كه سخاوت او را از دست من برهاند و جان ببرد .

و بزبان اشارت گویند بخل توانگران بمنع نعمت است و بخل درویشان بمنع همت.

وَ اللَهُ یَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلًا و اللَه شما را وعده میدهد آمرزش از خود و افزونى پاداش صدقه بر سر، بیامرزد بفضل خود، و پاداش صدقه دهد در دنیا،كه هم در مال بیفزاید و هم در روزى، همانست كه جاى دیگر گفت وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ شَی ءٍ فَهُوَ یُخْلِفُهُ وَ هُوَ خَیْرُ الرَازِقِینَ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِ وَ الْأَذى
اى شما كه مؤمنانید و گرویدگانید مواساة كه با درویشان كنید از فرائض زكاة و تطوّع صدقات و انواع برّ و مكرمات، نگرید تا منّ و اذى فرا پى آن ندارید، و درویش را نرنجانید، بآنك روى ترش كنید، و پیشانى فراهم كشید، و سخن با وى بعنف گوئید، و وى را بدان عطا كار فرمائید، و بسبب درویشى خوار دارید، و بچشم حقارت بوى نگرید، كه اگر چنین كنید عمل شما باطل شود و ثواب آن ضایع گردد.
والله واسع علیم
.....  و گفته اند منت بر نهادن آنست كه چون صدقه داد باز گوید كه من با فلان نیكى كردم، و او را بپاى آوردم، و شكستگى وى را جبر كردم. و اذى نمودن آنست كه احسان خود با درویش فاكسى گوید كه درویش نخواهد كه آن كس از حال وى خبر دارد و نام و ننگ وى داند.

كَالَذِی یُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَاسِ الآیة... كابطال الذى ینفق ماله رئاء الناس و هو المنافق یعطى، لیوم انه مؤمن. میگوید شما كه مؤمنان اید صدقات خویش بمنّ و اذى باطل مكنید چنانك آن منافق كه ایمان بخداى و روز رستاخیز ندارد صدقات خود بریاء مردم باطل میكند، و ریاء وى آنست كه بمردم مى نماید كه وى مؤمن است بآن صدقه كه میدهد، پس رب العالمین این منافق را و آن منت بر نهنده را مثل زد گفت " فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ " اى فمثل صدقته، مثل صدقه ایشان راست مثل سنگى نرم است سخت كه بر آن خاك خشك باشد و بارانى تیز بوى رسد، چنانك از آن خاك بر سنگ هیچیز بنماند و نتوانند كه از آن چیزى با دست آرند، فردا در قیامت كردارهاى ایشان همه باطل و نیست شود، و نتوانند كه از ثواب آن نفقه ایشان چیزى با دست آرند. اینست كه اللَه گفت لا یَقْدِرُونَ عَلى شَی ءٍ مِمَا كَسَبُوا همانست كه جاى دیگر گفت مَثَلُ الَذِینَ كَفَرُوا بِرَبِهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَتْ بِهِ الرِیحُ فِی یَوْمٍ عاصِفٍ لا یَقْدِرُونَ مِمَا كَسَبُوا عَلى شَی ءٍ جاى دیگر گفت وَ الَذِینَ كَفَرُوا أَعْمالُهُمْ كَسَرابٍ بِقِیعَةٍ الآیة.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مَثَلُ الَذِینَ یُنْفِقُونَ الآیة... مثل در قرآن بر دو معنى است، هر جا كه آن را جواب نیست مثل صفت است، چنان كه گفت مَثَلُ ربالْجَنَةِ الَتِی... آن را جواب نكرد بمعنى صفت است، و هر جا كه مثل گفت و آن را جواب داد، چنانك اینجا، مثل بمعنى شبه است. و در آیت اضمار است اى: ( مثل نفقة الذین ینفقون) نمون نفقه ایشان كه هزینه میكنند بر غازیان، و بر تن خویش در غزاها از بهر خدا، كَمَثَلِ حَبَةٍ برسان دانه است كه از دست كارنده هفت خوشه رویاند، در هر خوشه صد دانه، چنانك یكى به هفتصد میرساند، رب العالمین با صدقه بنده مؤمن كه در راه خدا بود همین كند، یكى به هفتاد رساند وز هفتاد به هفتصد وز هفتصد بآنچه كس نداند مگر اللَه

اینست كه رب العزة گفت: وَ اللَهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ اهل معانى گفتند اختلاف جزاء اعمال بندگان دلیل است، بر اختلاف اعمال ایشان و تفاوت نیات در آن، هر چه مخالفت نفس در آن تمامتر و اخلاص در آن بیشتر و رضاء خدا بآن نزدیكتر، جزاء آن نیكوتر و تمامتر، ازینجاست كه جزاء اعمال جایى عَشْرُ أَمْثالِها گفت، جایى جایى أَضْعافاً كَثِیرَةً.

" سبعمائة " و خلاف نیست كه نیّت و اخلاص سابقان در طاعت ، تمامتر است از نیت و اعمال مقتصدان، و نیّت مقتصدان تمامتر از نیت ظالمان، پس جزاء ایشان لا محالة تمامتر بود از جزاء اینان.

ضحاك گفت من اخرج درهما من ماله ابتغاء مرضات اللَه فله فى الدنیا بكل درهم سبعمائة درهم خلفا عاجلا و الفا الف درهما یوم القیمة وَ اللَهُ واسِعٌ عَلِیمٌ وسع كل شى ء رحمة و علما، اللَه فراخ رحمت است و همه دان.

رحمت و علم وى بهر چیز رسیده، ذره از موجودات از علم و رحمت وى خالى نه، عموم رحمت را گفت رَحْمَتِی وَسِعَتْ كُلَ شَی ءٍ كمال علم را گفت قَدْ أَحاطَ بِكُلِ شَی ءٍ عِلْماً الَذِینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ فِی سَبِیلِ اللَهِ این نفقت درین هر دو آیة صدقه است از بهر خدا، و پیش از زكاة مفروضة فرو آمد.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

یُؤْتِی الْحِكْمَةَ مَنْ یَشاءُ ... گفته اند كه حكمت را حقیقتى است و ثمرتى ، اما حقیقت حكمت شناختن كارى است سزاى آن كار، و بنهادن چیزى است بر جاى آن چیز ، و شناخت هر كس در قالب آن كس، و بدیدن آخر هر سخنى با اول آن ، و شناختن باطن هر سخنى در ظاهر آن ،
حکمت
و ثمره حكمت وزن معاملت با خلق نگه داشتن است میان شفقت و مداهنت ، و وزن معاملت با خود نگه داشتن است میان بیم و امید ، و وزن معاملت با حق نگه داشتن است میان هیبت و انس ، حكمت آن نور است كه چون شعاع آن بر تو زد ، زبان بصواب ذكر بیاراید ، و دل بصواب فكر بیاراید ، و اركان بصواب حركت بیاراید.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
ولیّهم و مولاهم و والیهم و متولیهم از روى معنى همه یكسان اند، میگوید اللَه خداوند مؤمنان است ، كار ساز و یارى دهنده ایشانست، و راهنماى و دلگشاى دوست ایشانست.
رزاق

در بعضى اخبار مى آید از رسول خدا صلّى اللَه علیه و آله و سلم كه گفت كسى كه كعبه مشرف معظم خراب كند و سنگ از سنگ جدا كند و آتش در آن زند در معصیت چنان نباشد كه بدوستى از دوستان اللَه استخفاف كند،
اعرابیى حاضر بود، گفت یا رسول اللَه این دوستان اللَه كه اند؟
گفت مؤمنان همه دوستان خدااند و اولیاء وى، نخوانده اى این آیت كه اللَهُ وَلِیُ الَذِینَ آمَنُوا
نظیرش آنست كه گفت جل جلاله ذلِكَ بِأَنَ اللَهَ مَوْلَى الَذِینَ آمَنُوا وَ أَنَ الْكافِرِینَ لا مَوْلى لَهُمْ میگوید اللَه یار و دوست مؤمنانست و كافران را نه.
و نه خود درین جهان دوست و كار ساز مؤمنانست كه در آن جهان همچنانست، چنانك گفت " نَحْنُ أَوْلِیاؤُكُمْ فِی الْحَیاةِ الدُنْیا وَ فِی الْآخِرَةِ "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
مَّن ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضَاعِفَهُ لَهُ أَضْعَافًا كَثِیرَةً وَاللّهُ یَقْبِضُ وَیَبْسُطُ وَإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ ﴿245﴾
كیست آن كس كه به [بندگان] خدا وام نیكویى دهد تا [خدا] آن را براى او چند برابر بیفزاید و خداست كه [در معیشت بندگان] تنگى و گشایش پدید مى‏ آورد و به سوى او بازگردانده مى‏شوید (245)
کونوا مع الصادقین
قوله تعالى:
مَنْ ذَا الَذِی یُقْرِضُ اللَهَ كیست آنك خداى را وامى دهد؟
قَرْضاً حَسَناً وامى نیكو
فَیُضاعِفَهُ لَهُ تا وى را آن وام توى بر توى كند
أَضْعافاً كَثِیرَةً تویهاى فراوان
وَ اللَهُ یَقْبِضُ وَ یَبْصُطُ و اللَه میگیرد روزى، بر كس كس تنگ مى كند، و میگشاید روزى، بر كس كس فراخ میكند،
وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ و با وى خواهند گردانید شما را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ الآیة...
بزبان اشارت محافظت اندر نماز آنست كه چون بنده بحضرت نماز در آید، بهیبت درآید، و چون بیرون شود بتعظیم بیرون شود، و تا در نماز باشد به نعت ادب بود، تن بر ظاهر خدمت داشته و دل در حقائق وصلت بسته، و سر با روح مناجات آرام گرفته، المصلى یناجى ربه.
ان الله بصیر بالعباد

بو بكر شبلى رحمة اللَه گفت اگر مرا مخیر كنند میان آنك در نماز شوم یا در بهشت شوم، آن بهشت براین نماز اختیار نكنم، كه آن بهشت اگر چند ناز و نعمت است، این نماز راز ولى نعمت است، آن نزهت گاه آب و گل است و این تماشاگاه جان و دل است، آن مرغ بریان است در روضه رضوان، و ابن روح و ریحان در بستان جانان.

تماشا را یكى بخرام در بستان آن جانان ببین در زیر پاى خویش جان افشان آن جانان مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم از هیچ مقام آن نشان نداد كه از نماز داد بآنچه گفت: " جعلت قرّة عینى فى الصلاة " روشنایى چشم من از میان نواختها و نیكوئیها مشغولى بوى است و راز دارى با وى.

اینك دل من تو در میانش بنگر
تا هست بجز تو هیچ مقصود دگر؟


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: حافِظُوا عَلَى الصَلَواتِ اى واظبوا على الصّلوات المكتوبة بمواقیتها، و حدودها و جمیع ما یجب فیها من حقوقها
میگوید: بپاى دارید نمازهاى فریضه، و حقوق و حدود آن بشناسید، و بوقت خویش بجاى ارید. و آن پنج نماز است به پنج وقت، .....
و اوقات این نماز پنچ گانه مختلف است و بیان آن هم در قرآن است و هم در سنت قال اللَه تعالى: فَسُبْحانَ اللَهِ حِینَ تُمْسُونَ وَ حِینَ تُصْبِحُونَ وَ لَهُ الْحَمْدُ فِی السَماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ عَشِیًا وَ حِینَ تُظْهِرُونَ حین تمسون وقت نماز شام و خفتن است و حین تصبحون وقت نماز بامداد، و عَشِیًا نماز دیگر و حِینَ تُظْهِرُونَ نماز پیشین.
نیرنگ در قرآن
جاى دیگر گفت فسبّح بحمد ربك قبل طلوع الشمس. وقت نماز بامداد است، و قبل غروبها، نماز دیگر، و من آناء اللیل نماز شام و خفتن و اطراف النهار نماز پیشین. این بیان اوقات نمازست از كتاب خداى عز و جل
اما از جهت سنت آنست كه ابن عباس روایت كرد از مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم قال " امّنى جبرئیل عند باب البیت، فصلّى بى الظهر حین زالت الشمس و الفى ء مثل الشراك، و صلى بى العصر، حین كان كل شى ء بقدر ظلّه، و صلى المغرب حین افطر الصائم، و صلّى العشاء حین غاب الشفق، و صلى الصبح، حین حرم الطعام والشراب على الصائم، و صلى الظهر فى الیوم الثانى، حین كان كل شی ء بقدر ظلّه، وقت العصر بالامس، و صلى العصر حین صار ظل كل شی ء مثله، و صلى المغرب للوقت الاول، لم یؤخرها عنه، و صلى العشاء حین ذهب ثلث اللیل، و صلى الصبح حین اسفر، ثم التفت الى فقال یا محمد: هذا وقت الانبیاء قبلك و الوقت ما بین هذا الوقتین

معنى محافظت بپاى داشتن این نمازهاست باین وقتهاى معین و حقوق آن بتمامى بجاى آوردن. مصطفى گفت: كسى كه در نماز تأخیر افكند و حقوق آن بجاى نیارد او را منافق نام كرد،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قوله تعالى: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ الآیة...
اصل جناح از جنوح است، معنى جنوح میل است. جنح اى مال و جنح نام پاره ایست از شب، و هر جا كه لا جُناحَ گفت معنى آنست كه بر آن كس از نام كژى چیزى نیست و بر وى بزه مندى نیست.
قرآن

مفسران گفتند این آیت بدان آمد كه چون مصطفى تهدید داد و بترسانید ایشان را كه طلاق بسیار گویند و زن بسیار خواهند، بآنچه گفت : " ان اللَه یبغض كل مطلاق ذواق " و گفت " ابغض الحلال الى اللَه الطلاق " و گفت " ما بال قوم یلعبون بحدود اللَه یقولون طلقتك راجعتك " مسلمانان چون این تهدید شنیدند، گمان بردند كه هر آن كس كه زن خود را طلاق دهد بزه كار شود و تنگیى عظیم بر دل ایشان آمد.

بدین معنى رب العالمین گفت: لا جُناحَ عَلَیْكُمْ إِنْ طَلَقْتُمُ النِساءَ نه چنانست كه شما گمان مى برید كه بهر حال كه طلاق دهید، بزه كار شوید، نیست بر شما تنگیى و بزه كاره اى، چون ایشان را طلاق دهید بوقت حاجت و بر وجه مندوب. و باشد كه خود فراق به بود از امساك، چون سازگارى و مهربانى نبود، و ذلك فى قوله فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ پس گفت: ما لَمْ تَمَسُوهُنَ معنى آنست كه تا آن گه كه زن را نپاسیده باشید ما لم تماسوهن " تا آن وقت كه با آن زن هام پوست نبوده باشید "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَالْوَالِدَاتُ یُرْضِعْنَ أَوْلاَدَهُنَّ حَوْلَیْنِ كَامِلَیْنِ لِمَنْ أَرَادَ أَن یُتِمَّ الرَّضَاعَةَ وَعلَى الْمَوْلُودِ لَهُ رِزْقُهُنَّ وَكِسْوَتُهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ لاَ تُكَلَّفُ نَفْسٌ إِلاَّ وُسْعَهَا لاَ تُضَآرَّ وَالِدَةٌ بِوَلَدِهَا وَلاَ مَوْلُودٌ لَّهُ بِوَلَدِهِ وَعَلَى الْوَارِثِ مِثْلُ ذَلِكَ فَإِنْ أَرَادَا فِصَالًا عَن تَرَاضٍ مِّنْهُمَا وَتَشَاوُرٍ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْهِمَا وَإِنْ أَرَدتُّمْ أَن تَسْتَرْضِعُواْ أَوْلاَدَكُمْ فَلاَ جُنَاحَ عَلَیْكُمْ إِذَا سَلَّمْتُم مَّآ آتَیْتُم بِالْمَعْرُوفِ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ ﴿233﴾
شیر مادر

و مادران [باید] فرزندان خود را دو سال تمام شیر دهند [این حكم] براى كسى است كه بخواهد دوران شیرخوارگى را تكمیل كند و خوراك و پوشاك آنان [=مادران] به طور شایسته بر عهده پدر است هیچ كس جز به قدر وسعش مكلف نمى‏شود هیچ مادرى نباید به سبب فرزندش زیان ببیند و هیچ پدرى [نیز] نباید به خاطر فرزندش [ضرر ببیند] و مانند همین [احكام] بر عهده وارث [نیز] هست پس اگر [پدر و مادر] بخواهند با رضایت و صوابدید یكدیگر كودك را [زودتر] از شیر بازگیرند گناهى بر آن دو نیست و اگر خواستید براى فرزندان خود دایه بگیرید بر شما گناهى نیست به شرط آنكه چیزى را كه پرداخت آن را به عهده گرفته ‏اید به طور شایسته بپردازید و از خدا پروا كنید و بدانید كه خداوند به آنچه انجام مى‏دهید بیناست
(233)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: الطَلاقُ مَرَتانِ الآیة...
حكم طلاق در روزگار جاهلیت و در ابتداء اسلام پیش از نزول این آیت آن بود كه هر آن كس كه زن خویش را طلاق دادى اگر یكى و بیشتر، طلاق را حصرى و حدى نبود، و مرد را حق رجعت بود در روزگار عدّة، .... و در آن حال این آیت آمد و حدّ طلاق پیدا شد و به باز آمد.
آه

گفتند یا رسول اللَه الطَلاقُ مَرَتانِ و این الثالثة؟ این دو طلاق است كه گفت ذكر سیم كجاست؟ گفت: فَإِمْساكٌ بِمَعْرُوفٍ أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ این تسریح نام سدیگر طلاق است. و نامهاى طلاق در قرآن سه است: طلاق و فراق و سراح " طلقوهن و فارقوهن و سرحوهن "
 
معنى آیت آنست كه طلاق كه بوى رجعت توان كرد دو است، بعد از آن دو طلاق امساك است با خود گرفتن بلفظ مراجعت، أَوْ تَسْرِیحٌ بِإِحْسانٍ یا گسیل كردن بآنك فرو گذارد تا عدت بسر آید و بینونت حاصل شود، پس چون عدت بسر آمد و بینونت حاصل شد و خواهد كه وى را با خود گیرد بلفظ مراجعت كار بر نیاید. كه نكاح تازه باید كرد. اما اگر این دو طلاق گفت و پیش از آنك عدّت بسر آید یا نه كه بعد از آنك عدت بسر آید و نكاح تازه كند وى را طلاق سوّم دهد بینونت كبرى حاصل شود. و تا آن زن بنكاح بشوهرى دیگر نرسد بهیچ وجه وى را با خود نتواند گرفت.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
لِّلَّذِینَ یُؤْلُونَ مِن نِّسَآئِهِمْ تَرَبُّصُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ فَإِنْ فَآؤُوا فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ ﴿226﴾
براى كسانى كه به ترك همخوابگى با زنان خود سوگند مى‏خورند [=ایلاء] چهار ماه انتظار [و مهلت] است پس اگر [به آشتى] بازآمدند خداوند آمرزنده مهربان است (226)
حضرت داوود
قوله تعالى:
لِلَذِینَ یُؤْلُونَ ایشانراست كه سوگند خورند
مِنْ نِسائِهِمْ از زنان خویش دور بودن را و باز ایستادن را از رسیدن بایشان،
تَرَبصُُ أَرْبَعَةِ أَشْهُرٍ درنگ چهار ماه
فَإِنْ فاؤُ اگر باز آیند
فَإِنَ اللَهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ اللَه آمرزگارست و بخشاینده.

وَ إِنْ عَزَمُوا الطَلاقَ و اگر عزم كنند طلاق دادن را
فَإِنَ اللَهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ خداى شنوا است سوگند را و داناست عزیمت را.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ مردى آمد بر رسول خدا نام وى ثابت بن الدحداح گفت یا رسول اللَه! زنان را در حال حیض نزدیكى كنیم و پاسیم یا نه؟ كه بگذاریم ایشان را در وقت حیض و نپاسیم؟ آیت آمد وَ یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذىً، فَاعْتَزِلُوا النِساءَ فِی الْمَحِیضِ
هوای نفس

حیض و محیض یكى است، همچون كیل و مكیل و عیش و معیش. و معنى حیض رفتن خون است، یعنى آن دم معروف سیاه رنگ، بحرانى كه از قعر رحم برآمد، كمینه آن یك شبانروزست و مهینه پانزده شبانروز، و غالب آن شش یا هفت روز است، و هر چه نه از قعر رحم بیامد و نه سیاه رنگ بود آن را دم استحاضه گویند. و احكام حیض در آن نرود.
....
فاطمة بنت ابى حبیش گفت یا رسول اللَه من زنى مستحاضه ام نماز بگذارم در حال استحاضه یا نه؟ رسول خدا گفت دم حیض دم سیاه است معروف كه در آن نماز نگذارند، چون آن باشد نماز مگذار، و اما چون دم استحاضه باشد وضو كن و نماز كن، كه آن رگى است كه روان میشود، و نماز منافى آن نیست ابن عباس گفت آن رگ در ادنى الرحم است نه در قعر رحم، و حكم مستحاضه آنست كه خویشتن را بشوید و استوار به بندد، و هر نماز فریضه را بعد از دخول وقت وضو كند، و بعد از وضو البته در نماز تأخیر نكند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ الآیة...
شراب اهل غفلت را و سر انجام وصفت اینست كه گفتیم، بار خداى را عز و جل بر روى زمین بندگانى اند كه آشامنده شراب معرفت اند، و مست از جام محبت. هر چند كه از حقیقت آن شراب در دنیا جز بویى نه، و از حقیقت آن مستى جز نمایشى نه، زانك دنیا زندان است، زندان چند بر تابد؟
هجرت

امروز چندانست، باش تا فردا كه مجمع روح و ریحان بود، و معركه وصال جانان، و رهى در حق نگران.

امید وصال تو مرا عمر بیفزود
خود وصل چه چیزست چو امید چنین است


شوریده بكلبه خمار شد، در مى داشت بوى داد. گفت: باین یك درم مرا شراب ده! خمار گفت: مرا شراب نماند. آن شوریده گفت: من خود مردى شوریده ام، طاقت حقیقت شراب ندارم! قطره بنماى تا از آن بویى بمن رسد، بینى كه از آن چند مستى كنم! و چه شور انگیزم! سبحان اللَه! این چه برقیست كه از ازل تابید، دو گیتى بسوخت. و هیچ نپائید؟
یكى را شراب حیرت از كاس هیبت داد، مست حیرت شد گفت :


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:النوبة الاولى
یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ كَبِیرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَیَسْأَلُونَكَ مَاذَا یُنفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ یُبیِّنُ اللّهُ لَكُمُ الآیَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ ﴿219﴾
درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند بگو در آن دوگناهى بزرك و سودهایى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است و از تو مى‏پرسند چه چیزى انفاق كنند بگو مازاد [بر نیازمندى خود] را این گونه خداوند آیات [خود را] براى شما روشن مى‏گرداند باشد كه بیندیشید (219)
امید وصال
قوله تعالى:
یَسْئَلُونَكَ ترا مى پرسند
عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ از مى و قمار
قُلْ بگوى
فِیهِما إِثْمٌ كَبِیرٌ در مى و قمار بزه بزرگ است
وَ مَنافِعُ لِلنَاسِ و مردمان را در آن منفعتهاست،
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما اما بزه مندى آن مهتر است از منفعت آن،
وَ یَسْئَلُونَكَ و ترا مى پرسند
ما ذا یُنْفِقُونَ كه چند نفقه كنیم
قُلِ الْعَفْوَ بگوى آنچه بسر آید از شما و ازیشان كه داشت ایشان واجب است بر شما،
كَذلِكَ چنین
هن یُبَیِنُ اللَهُ لَكُمُ الْآیاتِ پیدا میكند خداى شما را سخنان خویش، و نشانهاى مهربانى خویش.
لَعَلَكُمْ تَتَفَكَرُونَ تا مگر در اندیشید در آن منتها كه وى را بر شماست.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثانیة
قوله تعالى: یَسْئَلُونَكَ ما ذا یُنْفِقُونَ الآیة...
فرمان آمد در قرآن چند جایگه كه أَنْفِقُوا مِمَا رَزَقَكُمُ اللَهُ و أَنْفِقُوا مِمَا رَزَقْناكُمْ نفقت كنید، و از آنچه شما را روزى كردیم چیزى بیرون دهید، پرسیدند كه چه دهیم؟ و چند دهیم؟ و فرا كه دهیم؟ و این پرسنده گویند كه عمرو بن الجموح بوده درین آیت جواب آمد كه فرا كه دهید: گفت هر چه نفقت كنید از مال خیر اینجا بمعنى مال است، فَلِلْوالِدَیْنِ یعنى على الوالدین، ابتدا به پدر و مادر كنید، و این یكى در نفقات واجب منسوخ گشت، اكنون نفقه پدر و مادر بر فرزندان واجب است، و زكاة و صدقه و وصیّت ایشان را حرام.
دیده

دلیل قرآن بر وجوب نفقه پدر و مادر آنست كه گفت: وَ قَضى رَبُكَ أَلَا تَعْبُدُوا إِلَا إِیَاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً و من الاحسان الانفاق علیهما.

و دلیل سنت آنست كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت ان اطیب ما یأكل الرجل من كسبه و انّ ولده من كسبه.
وَ الْأَقْرَبِینَ و خویشاوندان یعنى ایشان كه نه وارثان اند، و فاضلتر آنست، كه احسان با پیوستگى خویش كند، و صدقه بایشان دهد، اگر چه با ایشان بخصومت بود، كه مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت " افضل الصدقة على ذى الرحم الكاشح "


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:..... أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَةَ الآیة...
... میگوید شما كه مؤمنانید مى پندارید كه بى رنجى و بلائى كه بشما رسد در بهشت شدید؟
جاى دیگر گفت أَ یَطْمَعُ كُلُ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ یُدْخَلَ جَنَةَ نَعِیمٍ؟ كَلَا! هر كس پندارد و طمع دارد كه در بهشت شود رنج نابرده و بار بلانا كشیده كلا! نه چنانست كه مى پندارند و طمع دارند،
والله غفور رحیم

همانست كه در خبر مى آید " الاحمق من اتبع نفسه هواها و تمنى على اللَه وَ لَمَا یَأْتِكُمْ مَثَلُ الَذِینَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ الآیة... مضوا من قبلكم.
اى و لم یصبكم مثل الذى اصابهم، فتصبروا كما صبروا، میگوید پندارید كه در بهشت شوید و هنوز بشما نرسید آنچه بگروه پیشینیان رسید، و در صبر بر بلاها رنجها نه كشیدید چنانك ایشان كشیدند. و انگه تفسیر كرد كه ایشان را چه رسد.

مَسَتْهُمُ الْبَأْساءُ بایشان رسید درویشى و ناكامى و سختى وَ الضَرَاءُ و بیمارى و شكستگى اندام و گرسنگى گفته اند كه بأساء رنج تن بود، و ضراء زیان مال، ...

خواص گفته كه این بلاوبى كامى و درویشى و بى نوایى در دنیا لبسه مؤمنان است، و حیلت پیغامبران، و زینت عارفان، و رأس المال صدّیقان، فرعونى كه مطرود مملكت بود او را چهار صد سال عمر بود، كه هرگز او را تبى نگرفت، و رنجى نرسید و بى كامى ندید، و در آن تمرد و طغیان خود میگفت " أَنَا رَبُكُمُ الْأَعْلى" ما عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلهٍ غَیْرِی "  حال آن دشمن چنین بود، و حال مصطفى بر خلاف این بود! ...


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ الآیة...
الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم

آنجا كه عنایت است پیروزى را چه نهایت است،
فضل خدا نهانى نیست، و بر فعل وى چون و چرایى نیست
و معرفت وى جز عطائى نیست،
بو جهل قرشى .... در آتش قطعیت سوختند،
و ذره معرفت ازیشان دریغ داشتند، و طلیعت آن دولت باستقبال صهیب و بلال به روم و حبشه فرستادند،
و قرآن مجید جلوه گاه ایشان كردند كه وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَهِ.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ ﴿207﴾
و از میان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [این] بندگان مهربان است (207)
یا رب
قوله تعالى:
وَ مِنَ النَاسِ و از مردمان كسست
مَنْ یَشْرِی نَفْسَهُ كه خویشتن را مى خرد و دنیا مى فروشد
ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَهِ اسلام را و جستن خشنودى خداى را
وَ اللَهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ و اللَه سخت مهربان بخشاینده است بر رهیكان.

یا أَیُهَا الَذِینَ آمَنُوا اى ایشان كه بگرویدند و پیغام رسان را استوار گرفتند
ادْخُلُوا فِی السِلْمِ در صلح شید كَافَةً همگان بیكبار
وَ لا تَتَبِعُوا خُطُواتِ الشَیْطانِ و بر پى گامهاى دیو مروید و خلاف مجوئید
إِنَهُ لَكُمْ عَدُوٌ مُبِینٌ كه شیطان شما را دشمنى است آشكارا.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

وَ مِنَ النَاسِ مَنْ یُعْجِبُكَ قَوْلُهُ الآیة...
این در شأن مردى آمد از قریش، ازین منافقى، نیكوسخنى، بد فعلى، كه منظرى شیرین داشت و سخنى نرم و زبانى خوش اما كافر دل بود، و سوگند خوار و سخت خصومت و بد سیرت. آمد بر مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم و سوگند یاد كرد كه من ترا دوست دارم و بر دین توام. و مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم او را بدین بنواخت و نزدیك خود كرد، و سخنش خوش آمد. گویند كه اخنس بن شریق بود و گویند كه ثعلبه بود.
الله

وَ یُشْهِدُ اللَهَ عَلى ما فِی قَلْبِهِ و آن گه خداى را مر گواه گرفتى كه آنچه میگویم راست است و دروغ بود و یُشْهِدُ اللَهَ خوانده اند بفتح یا و رفع هاء اللَه و معنى آنست كه خداى گواه است پنهان بد او در دل او.
وَ هُوَ أَلَدُ الْخِصامِ قال شدید القسوة فى معصیة اللَه، جدل بالباطل، عالم اللسان، جاهل للعلم، یتكلم بالحكمة و یعمل بالخطیئة. قال النبى : " انّ ابغض الرجال الى اللَه الالدّ الخصم "

وَ إِذا تَوَلَى سَعى فِی الْأَرْضِ الآیة...
دو معنى گفته اند این را، یكى آنست كه چون بر گردد از تو این منافق در زمین تباه كارى كند، كه جایى بگذشت و كشت زارى را دید، و آتش در آن زد، و چهار پاى را بكشت.
معنى دیگر آنست كه این منافق چون والى شود و او را ولایتى و عملى بود بیداد كند و فساد جوید تا اللَه تعالى بشومى وى باران باز گیرد، تا چهار پایان نیست شوند و كشت زار خشك گردد و تباه شود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الاولى
فَإِذَا قَضَیْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن یَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا وَمَا لَهُ فِی الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ ﴿200﴾
و چون آداب ویژه حج‏خود را به جاى آوردید همان گونه كه پدران خود را به یاد مى ‏آورید یا با یادكردنى بیشتر خدا را به یاد آورید و از مردم كسى است كه مى‏ گوید پروردگارا به ما در همین دنیا عطا كن و حال آنكه براى او در آخرت نصیبى نیست (200)
الله

قوله تعالى:
فَإِذا قَضَیْتُمْ مَناسِكَكُمْ چون فارغ شوید از مناسك حج خویش
فَاذْكُرُوا اللَهَ یاد كنید و بستائید خداى را
كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ چنانك پدران خود را مى ستائید و یاد میكنید،
أَوْ أَشَدَ ذِكْراً و در افزونى و نیكویى ذكر سخت تر از آن،
فَمِنَ النَاسِ مَنْ یَقُولُ از مردمان كس است كه میگوید
رَبَنا خداوند
ما آتِنا فِی الدُنْیا ما را از دنیا چیزى بخش در دنیا
وَ ما لَهُ فِی الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ... و او را در خیر آن جهان هیچ نصیب نه.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: وَ أَتِمُوا الْحَجَ وَ الْعُمْرَةَ لِلَهِ الآیة...
...معنى حدیث آنست كه خداوند بزرگوار كردگار نامبردار بآدم صفى وحى فرستاد، كه اى آدم منم خداوند جهان و جهانیان، آفریدگار همگان، پادشاه كامران، منم خداوند بكة، نشینندگان در آن همسایگان منند، و زوّار آن وفد من اند، و مهمانان من اند، و در پناه من اند، باهل آسمان و زمین آبادان دارم و بزرگ گردانم این بقعه، تا از هر سویى و هر قطرى جوك جوك مى آیند مویهاشان از هم بر كرده، و رویها گرد گرفته از رنج راه، تكبیر گویان و لبیك زنان، روى بدان صحراى مبارك نهاده، و بخون قربان زمین آن رنگین كرده،
مناجات موسی

اى آدم! هر كه این خانه را زیارت كند، و در آن مخلص بود، وى مهمان منست، و از كسان منست، و از نزدیكان بمن است. سزاى جلال من آنست كه وى را گرامى كنم، و با تحفه رحمت و عطاء مغفرت باز گردانم،

اى آدم! در فرزندان تو پیغامبریست نام وى ابراهیم، خلیل من و گزیده من، بدست وى بنیاد این خانه بر آرم، و عمارت فرمایم، و شرف آن پیدا كنم، و سقایه آن پدید آرم، و حرم آن را نشان كنم، و پرستش خود در آن وى را بیاموزم. پس از وى جهانیان را فرا عمارت آن دارم، و توقیر و تعظیم آن در دلشان نهم، تا نوبت به محمد عربى رسد، خاتم پیغامبران، و چراغ زمین و آسمان، مولد و منشأ وى گردانم، مهبط وحى منزل كرامت وى كنم، سقایة و نقابة و ولایت آن بدست وى مقرر كنم، وانگه مؤمنانرا از اطراف عالم عشق آن در دل نهم، تا سر و پاى برهنه، ضیاع و اسباب بگذاشته، جان بر كف دست نهاده، مویها از هم بر كرده، رویها گرد گرفته، همى روند و گرد آن خانه طواف میكنند، و از ما آمرزش میخواهند.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات