ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
در كتاب (لالى الاخبار) روایت نموده كه مردى , ضعیفه صالحه اى را تزویج نمود و آن زن در نزد آن مرد در نهایت عفت بود.
روزى آن زن به آن مرد گفت كه آیا مى دانى و آیا ملتفت شده اى كه عفت من چقدر زیاد است ؟!
آن مرد گفت : بلى ، این قدر غرّه به خودت مشو؛ كه عفت و صلاح تو از جانب من است . چه آنكه من خودم چون عفیف و صالح هستم تو هم عفیفه و صالحه مى باشى .

زن گفت كه : چنین نیست كه تو مى گویى ؛ زنها اگر بخواهند بى عفتى كنند مردها جلوگیرى از آنها نمى توانند كرد.

پس آن مرد گفت : بسم الله ! من تو را مرخص نمودم ؛ از خانه بیرون رو و هر كار كه دلت مى خواهد بنما.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.