چشم به راه

روزى حضرت على علیه السلام مشاهده نمود زنى مشك آبى به دوش ‍ گرفته و مى رود. مشك آب را از او گرفت و به مقصد رساند؛ ضمنا از وضع او پرسش نمود.

رسیدگی بفقرا در حکومت علوی
زن گفت :
على بن ابى طالب همسرم را به ماءموریت فرستاد و او كشته شد و حال چند كودك یتیم برایم مانده و قدرت اداره زندگى آنان را ندارم . احتیاج وادارم كرده كه براى مردم خدمتكارى كنم .
على علیه السلام برگشت و آن شب را با ناراحتى گذراند. صبح زنبیل طعامى با خود برداشت و به طرف خانه زن روان شد. بین راه ، كسانى از على علیه السلام درخواست مى كردند زنبیل را بدهید ما حمل كنیم .
حضرت مى فرمود:
- روز قیامت اعمال مرا چه كسى به دوش مى گیرد؟
به خانه آن زن رسید و در زد. زن پرسید:


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سعدی

قارون گرفتمت که شدی از توانگری
سگ نیز با قلاده ی زرین ، همان سگ است


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سکون مفلس یا حصار روئین افلاس ... دریا ز پری یک نفس آرام ندارد !

ساری , گاهنوشتهای محمود زارع:وقتی دو صوفی با هم میرفتند یکی مفلس و دیگری پنج دینار داشت .

فقیر

مفلس مجرد و دلیر میرفت و باک نداشت و هرجا میرسید ایمن بود و جایگاه مخوف می خفت و می غلطید بمراد دل , ولی خداوند پنج دینار از بیم نخفتی و مضطرب بودی تا وقتی بسر چاهی رسیدند جایی مخوف و سر چند راهی بود ,
صوفی مجرد طعام بخورد و خوش بخفت و خداوند پنج دینار از بیم نتوانست بخوابد دایم میگفت چه کنم پنج دینار زر دارم و اینجا مخوف است و تو بخفتی و مرا خواب نمیگیرد یعنی نه خواب توانم کرد و نه جرات رفتن دارم .
صوفی مجرد گفت پنج دینار بمن ده بدو داد وی به ته چاه انداخت و گفت آسوده شدی ایمن بخواب و بنشین که مفلس در حصار روئین است !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

گر جلوه می نمائی و گر طعنه می زنی
مــا نیستیــم معتقـد شیـخ خــودپسـتد
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:
در علل الشرایع شیخ صدوق (ره) در جلد 1 و ص 63 روایتی عجیب و تامل برانگیز دیدم که بلادرنگ این بیت حافظ ما در ذهنم نقش بست که ؛
ما و می و زاهدان و تقوی
تا یــار ســـر کـــــدام دارد


......علت های عجیب در حکمت الهی... بگذریم بخشی از متن را با هم مرور میکنیم !
... ابوالحسن طاهرین محمدبن یونس بن حیات که مرد فقیهی است در اجازه ای که بمن در بلخ داد فرمود :
محمدبن عثمان هروی از ابومحمد حسن بن مهاجر از هشام بن خالد از حسن بن یحیی از صدقه بن عبدالله از هشام از انس از نبی اکرم صل الله علیه و آله نقل کرده که آنحضرت نیز از جبرئیل علیه السلام حکایت کردند که وی گفت :

خداوند تبارک تعالی فرمود :
کسی که به دوست و ولیّ من اهانت کند به محاربه با من برخاسته است


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

لِلْفُقَراءِ الَذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ ...
وصف الحال درویشان صحابه است و بیان سیرت ایشان، و تا بقیامت مرهم دل سوختگان و شكستگان، اول صفت ایشان اینست كه، أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَهِ اى وقفوا على حكم اللَه، فاحصروا نفوسهم على طاعته، و قلوبهم على معرفته، و ارواحهم على محبته، و اسرارهم على رؤیته.
عشق

بحكم اللَه فرو آمدند و بدان رضا دادند و استقبال فرمان كردند، نفس را بر طاعت داشته، و دل با معرفت پرداخته، و روح با محبت آرام گرفته، و سر در انتظار رویت مانده، بحكم آن كه رب العزة گفت لا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْباً فِی الْأَرْضِ چندان شغل افتاد ایشان را بحق كه نه با خلق پرداختند و نه با خود، نه در طلب روزى گام زدند، نه دل بر كسب و تجارت نهادند، همانست كه گفت جل جلاله لا تُلْهِیهِمْ تِجارَةٌ وَ لا بَیْعٌ عَنْ ذِكْرِ اللَهِ
جوانمردانى كه یاد اللَه ایشان را شعار و مهر اللَه ایشان را دثار،
بر درگاه خدمت ایشان را آرام و قرار، همت شان منزه از اغیار،
جمال فردوس اند و زین دار القرار، لختى مهاجر، لختى انصار


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:حقیقت عفت بازداشتن نفس است از فضول شهوات، و اقتصاد كردن بر آن قدر كه شرع دستورى داد در قرآن و در خبر. اما در قرآن: إِنَ لَكَ أَلَا تَجُوعَ فِیها وَ لا تَعْرى و در خبر مصطفى صلّى اللَه علیه و آله و سلم گفت اربع من جاوزهن ففیه الحساب: ما سد الجوع و كف العطشة و ستر العورة و اكن البدن

حکمت

هر چه زیادت ازین بود آن نه عفت باشد، كه آن فضول شهوت باشد، حلالها حساب و حرامها عذاب. و روى انه قال صلّى اللَه علیه و آله و سلم  لیس لابن آدم حق فیما سوى هذه الخصال: بیت یكنّه، و ثوب یوارى عورته و جرف الخبز و الماء یقال هى قطع الخبز الیابس الذى لیس بلین و لا ما دوم تَعْرِفُهُمْ بِسِیماهُمْ اى بطیب قلوبهم و بشاشة وجوههم و استقامة احوالهم و نور اسرارهم و جولان ارواحهم فى ملكوت ربهم.

چون درنگرى بایشان ایشان را بینى و شناسى بآن نشان كه بر ایشانست از خوش دلى و تازه رویى و قوت احوال و نور اسرار، با درویشى و گرسنگى در ساخته، و دل با راز حق پرداخته، و با خلق در تواضع و خشوع بیفزوده.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الشَیْطانُ یَعِدُكُمُ الْفَقْرَ لفقره، و اللَه عز و جل یعدكم المغفرة لكرمه.
شیطان كه خود از حق درویش است، مى وعده درویشى دهد، كه همان دارد و دستش بدان میرسد، خود خرمن سوخته است، دیگران را خرمن سوخته خواهد رب العالمین كه آمرزگارست و بنده نواز وعده مغفرت و كرم میدهد. آرى هر كس آن كند كه، سزاى اوست، وز كوزه همان برون تراود كه دروست. كُلٌ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ دعوت خداوند عزجلاله آنست كه گفت یَدْعُوكُمْ لِیَغْفِرَ لَكُمْ مِنْ ذُنُوبِكُمْ و دعوت شیطان، آنست كه گفت إِنَما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَكُونُوا مِنْ أَصْحابِ السَعِیرِ شیطان بر حرص و رغبت دنیا میخواند و این بحقیقت درویشى است، و اللَه بر قناعت و طلب عقبى میخواند و این عین توانگرى است.
هدایت

در دین وجه توانگرى مه، از آن كه در دنیا قانع بود، از خلق بى نیاز، و بدل با حق هام راز، و فردا در بستان فضل و كرم در بحر عیان غرقه نور اعظم.

شیخ الاسلام انصارى گفت قدس اللَه روحه توانگرى سه چیز است:
توانگرى مال، و
توانگرى خوى، و
توانگرى دل.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:امیرالمومنین (ع) در ضمن وصایایی به فرزندش محمد حنفیه فرمود :
ای فرزند من از آمال و آرزوها دوری کن ، آرزوهای دور و دراز از حماقت سرچشمه گرفته و موجب میشود که آدمی امور آخرت را به تعویق اندازد , یکی از بهترین لحظه های انسان در زندگی هم نشینی با مردمان شایسته است.

مجازات الهی

با اهل خیر مجالست کن تا در زمره آنان محسوب گردی ، و از اهل شر و فساد دوری کن
و با کسانی که تو را از یاد خدا و مرگ غافل میکنند ارتباط برقرار مکن و از آنان دوری گزین.

سوء ظن و بدگمانی بر تو غلبه نکند ، و اگر چنانچه سوء ظن بر تو غلبه کرد ، با هیچ دوستی نمی توانی زندگی کنی و باب ارتباط با خلق خدا را روی خود خواهی بست.

قلب خود را با ادب پاکیزه نگه دار ، همان طور که هیزم به وسیله آتش پاکیزه میگردد ، بهترین یاور آدمی ادب است ،
تجربه های نیک را باید از اشخاص عاقل آموخت ،
نظریات مردم را با یکدیگر بسنج و سپس نیکوتر آنها را که به حق نزدیک است برگزین ،
و آنچه را که موجب شک و تردید است دور بیفکن.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:سخن آن حضرت ( علی (ع) ) در بجا مصرف كردن مال و بودجه‏ ( بیت المال ) :
چون جمعى أصحاب آن حضرت در صفین دیدند معاویه به طرفداران خود أموال فراوان میدهد  و مردم هم دنیا طلبند گفتند یا أمیر المؤمنین از این مال عمومى عطا بده و باشراف و كسانى كه بیم میرود بمخالفت برخیزند بیشتر بده تا چون كار تو آماده و خوب شد به بهترین روشى كه داشتى از عدالت میان رعیت و تقسیم برابر باز گردد. 

امام علی و مصرف مال

فرمود (ع): شما بمن میگوئید بوسیله جور بر مسلمین یارى و پیروزى جویم؛ بخدا سوگند پیرامون آن نگردم تا در روزگار داستانسرائى است و تا اخترى در آسمان بدنبال اختر دیگریست و اگر مال مسلمانان از خودم هم بود بآنها برابر تقسیم میكردم با اینكه مال از آن خود آنها است !

سپس لحظه ای دم بست و خموشى گرفت- و باز فرمود:
هر كه مالى دارد مبادا تباه كند زیرا دادن تو مال را در مصرف بیوجه تبذیر است و اسراف، و آن نام صاحب مال را پیش مردم بلند میكند و پیش خدا پست میسازد هیچ كس مال خود را بناحق و ناأهل مصرف نكند جز اینكه از قدردانى آنان محروم گردد و خیرش براى دیگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى آنان محروم گردد و خیرش براى دیگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى بچشمش كشد همانا كه چاپلوسى و دروغ است و همانا مقصودش از رفیقش اینست كه بار دیگر عطائى از او ستاند و اگر رفیقش را لغزشى رسد و نیازمند كمك و پاداش او گردد او بدترین دوست و دردناكترین قرین باشد،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام علی (ع) فرمود: (در وصیتی به پسرش محمد حنفیّه )

کلام امام علی(ع) درباره ره ‏آورد شوم فقر

اى فرزند !
من از تهیدستى بر تو هراسناکم، از فقر به خدا پناه ببر،
که همانا فقـــر، دین انسان را ناقص،
و عقل را سرگردان،
و عامل دشمنى است.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مردى و زنى روزى غذا تناول مى كردند، و در سفره ایشان مرغ بریانى بود. پس سائلى به در خانه آمد. صاحب خانه به او بانگ زد و او را محروم ساخته ، از در خانه خود بیرونش كرد اتفاقا كه آن مرد مسكین شد و به واسطه عدم قدرت ، بر نفقه زوجه اش قادر نبود؛ او را طلاق گفت . آن زن به مرد دیگر شوهر كرد.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
پس از مدتى مدید روزى آن زن با شوهر ثانى خود مشغول به خوردن طعام شدند، و مرغ بریان كرده نزد ایشان در سفره بود كه ناگاه سائلى به در خانه آمد و چیزى خواست .

آن مرد گفت به زوجه خود كه : این مرغ را به سائل بده .
پس آن زن چون طعام را برد كه به مسائل بدهد، بدید كه آن سائل همان مرد اولى اوست !
بدون تكلم مرغ را به سائل داده برگشت ولى گریان بود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرگ بهتر است تا فقر !   
ساری گاهنوشتهای محمود زارعساری,گاهنوشتهای محمود زارع:جنگ بین فقر و غنا همواره وجود دارد – اصلا وجود این تفاوت خیلی ها را تا مرز بدبینی پیش برده است . خیلی ها زبان به کفر باز گشوده اند ؛ بعضی ها تا مرز انکار خداوندی پیش رفته اند ؛ فشار فقر و نداری ، از فشار قبر نیز شاید بیشتر باشد .   
بی سبب نیست که عده ای گفته اند که بهتر است آدمی بمیرد تا اینکه فقیر باشد. واقعا که فقر اگر از در وارد شود ، دین و اخلاق و معنویت از پنجره بیرون میرود! فقر نزدیک است که به کفر بیانجامد . اکثر انحرافاتی که امروزه مشاهده میکنیم بدلیل آن نیست که فلان نیرو برخورد نمیکند و فلان و بهمان ؛ دقیقتر اگر جستجو کنی همه ناشی از فقر است و بس. آن درصدهایی که از فرط رفاه بفساد می افتند همیشه بوده اند و و آنهم به دلیل فقر است منتها فقر فرهنگی و ... ولی مردمی که حاضرند برای مذهب جان بدهند چرا در بینشان انحرافات رواج یابد ؟! شک نکن بخاطر فقر میباشد و حالا باید حداقل رفاه که عزت یک فرد زیر سوال نرود و دیگه خود ر از دست رفته نداند و نخواهد که خویش را ارزان و گاه مفت عرضه کند باید فراهم شود... در آنصورت اگر باز این جامعه انحراف پیدا کرد آنموقع حق اعتراض داری والا حق نداری ... و بهمین سبب قسط از اهداف مهم بعثت انبیاء هست!
شاعری بنام ابوالقاسم لاهوتی میگوید ( تودهنی ) :
دارا که شود خسته ز آسیب ســــواری        ده دختر گلچهره بمالند تنــــــش را
مزدور که نعمت ده داراست چو میــرد           ده روز کسی نیست که دوزد کفنش را
نی کس که دهد لقمه نانی به یتیمش        نی جا، که بخدمت بگمارند زنــش را
با اینهمه هر بنده بگوید که خدا هست         بایست که با مشت بکوبی دهنــش را

(العیاذبالله)
ساری گاهنوشتهای محمود زارع
متن : محمود زارع سال 78
خط : استاد فلسفی
اقدام: فاطمه زارع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قصل 48 - بیان : (تفسیر الشریعة و الطریقة و الحقیقة ): 
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اعلم ان الشریعة و الطریقة و الحقیقة اسماء صادقة على حقیقة واحدة هى حقیقة الشرع المحمدى صلى الله علیه و آله باعتبارات مختلفة ، و لا فرق بینها الا باعتبار المقامات ، لانه عند التحقیق : الشرع كاللوزة على القشر و اللب و لب اللب . فالقشر كالشریعة ، و اللب كالطریقة ، و لب اللب كالحقیقة ، فهى باطن الباطن ، و اللوزة جامعة للكل . و یظهر ذلك فى مثل الصلاة ، فانها خدمة و قربة و وصلة ، فالخدمة مرتبة الشریعة ، و القربة مرتبة الطریقة ، و الوصلة مرتبة الحقیقة ، و اسم الصلاة جامع للكل . و من هنا قیل : الشریعة ان تعبده ، و الطریقة ان تحضره ، و الحقیقة ان تشهده . و قیل : ان الشریعة ان تقیم امره ، و الطریقة ان تقوم بامره ، و الحقیقة ان تقوم به . و هذا المعنى هو المذكور فى الحدیث ، فان الاقوال هى التى تجب اقامتها، والافعال هى الامر الذى یقام به الاقوال ، و الاحوال هى التى نتصف بها.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

بیان : بدان كه شریعت و طریقت و حقیقت نامهایى است كه بر حقیقت واحدى صادق است و آن حقیقت شرع محمدى صلى الله علیه و آله است كه به اعتبارات مختلف بر آن صدق مى شود و فرقى میان آن ها جز به اعتبار مقامات نیست . زیرا با نظر تحقیق به دست مى آید كه شرع مانند بادامى است كه شامل پوست و مغز و مغز مغز است . بنابراین پوست مثل شریعت و مغز مثل طریقت و مغز مغز مثل حقیقت است كه باطن باطن است ، و بادام شامل همه اینهاست .
این مطلب در مثال نماز روشن مى شود، زیرا نماز خدمت است و قربت است و وصلت . خدمت مرتبه شریعت است ، قربت (نزدیكى به خدا) مرتبه طریقت و وصلت مرتبه حقیقت مى باشد و عنوان نماز شامل همه این هاست . از همین رو است كه گفته اند: شریعت عبادت خداست ، طریقت حضور در برابر خداست و حقیقت شهود پروردگار متعال است . و گفته اند:
شریعت آن است كه فرمانش را بپا دارى ،
طریقت آن است كه به فرمانش برخیزى
و حقیقت آن است كه به خود او بپا باشى .
و این معنى همانى است كه در حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و افعال آن امرى است كه اقوال بدان سبب بپا مى شود، و احوال آن است كه بدان گفته ها متصف گردى .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:شانزدهم : ادب است . باید كه مرید مودب و مهذب الاخلاق باشد و درحضور شیخ به وقار و سكون و تعظیم بنشیند، تا از وى سخن نپرسد سخن نگوید، و آن چه بگوید به سكونت و رفق و راستى گوید، و اگر خلاف ادبى از او صادر شود به ظاهر و باطن استغفار نماید و به طریق احسن عذر خواهد.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
و من الادب استعظام ذنبه و ان قل . و فى الخبر: ان المومن یرى ذنبه كالجبل فوقه و یخاف ان یقع علیه . و المنافق یرى ذنبه كذباب مر على انفه .( امالى طوسى ج 2، ص 140، با اندكى تفاوت .)

و از ادب است بزرگ شمردن گناه خود هر چند كم باشد. و در خبر است كه : همانا مومن گناه خود را چون كوهى بالاى سر خود مى بیند و بیم آن دارد كه بر سرش فرود آید. و منافق گناه خود را چون پشه اى بیند كه بر بینى اش گذشته است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


ساری , گاهنوشته های محمود زارع:بی مقدمه و دردمندانه بگویم ... ؛ این روزها , امان از این روزها !! صحنه هایی را شاهد شده ام که ؛ ... ! جز رفتن بگوشه ای و ساری , گاهنوشته های محمود زارعترکاندن بغض و کم کردن ارتعاش هق هق که مجاورین نشوند و ... دیگه چه میتوان کرد؟!

اگر بگوئیم میگویند : چرا فلانی میگوید و چرا بر شاخه نشسته و بن می برد ؟!! ... دشمن سوء استفاده میکند ؟!! ( این دیگر از آن جور حرفهاست که همیشه گفته میشود اما تا کجا ؟!!...) 

اگر نگوئیم که : ... پس احساس پفیوزگری که به آدمی دست میدهد را چه کنیم که انگار همچون سیب زمینی که تازه آنهم خاصیت دارد و شکمی را برای اوقاتی سیر میکند ! ...

هر روزه فرزندانی از این مردم تنهایی و چندتایی با سر و وضعی واقعا نگران کننده و اعصاب خردکن به کارگاهها مراجعه میکنند و اغلب یا دانشجو هستند و یا از خانواده های فقیر و دچار مشکل و ...

میگویند : آقا ! حاج آقا ! کار ندارید ؟! ...

غم ,  آنجا آدمی را فرا میگیرد که میگویند از زندگی بریده ایم از دین و ایمان و مذهب ...
و اوج سوز و درد بخصوص آنجائیست که دختر خانمی میگویند : حاج آقا ؛ هر کاری که باشد ( ؟!!! ) میکنیم !!! ...

من یک پدرم ؛ ... من نیز دخترانی دارم ! تازه خود خداوند عزیز را بگواه میگیرم که مانند حیوان نیستم که تنها فرزندان خویش را پاره تن خویش بدانم و فرزند خویش بلکه بچه های مردم را نیز همچون بچه خویش تصور میکنم ...


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:یکی از محوری ترین وظائف هر حکومت و دولتی ریشه کنی فقر و مسکنت و نداری آحاد مردم میباشد .
در واقع ملاک مشروعیت هر سیستم حاکمیتی بویژه حکومت در مکتب عدل اسلامی - علوی هم این مساله میباشد . بخصوص آنکه فقر و ناداری اگر مورد توجه باالویت هر حکومت بخصوص حکومت مدعی دینی و مکتبی قرار نگیرد ؛ مستقیما در بی اعتبار کردن مذهب عامه مردم بی اندازه موثر خواهد افتاد و عواقب شوم آن که گسترش روزافزون انواع و اقسام نکبتهای اجتماعی و فردی مانند طلاق و ازهم پاشیدگی نظام خانواده و دزدی و قتل و غارت و دروغ و بداخلاقی و بی حوصلگی و نیز افزایش عصیانگری و ... که قصد آن ندارم اینها را توضیح دهم فقط خواستم اشاره ای کلی و مجمل به اصل قضیه داشته باشم که بیاییم اینقدر در بوق و شیپور مسائل و موارد غیرالویت دارد در اینجا و آنجا ندمیم ...!

یک فرد فقیر , یک خانواده فقیر و یک اجتماع فقر زده که روزافزون در آن فقر و ناداری و بیکاری روزافزون باشد ؛ وقایع  بسیار سنگین را باید شاهد باشیم  , هر چه فقر و بیکاری افزایش یابد , اخلاق ذمیمه و جرم و جنایت و لاقیدی و بی دینی افزایش می یابد ؛ و هر چه فقر و مسکنت افزایش رشد و توسعه فرهنگ نیز نزول میکند و ملت از همه جهت ملتی فقرزده و مفلوک و بی عزًت بار خواهد آمد ...


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:خدا نکنه که عزیزی ذلیل شود ...« بسم اله الذی لا یضر مع اسمه شیء فی الارض و لا فی السماء و هو السمیع العلیم » « به نام خدایی که با نام مقدسش هیچ چیزی نه در زمین و نه در آسمان زیان نمی رساند، و او شنوای داناست.
 

مردی از دولت به نکبت افتاده بود. روزی در آن حال عطسه ای زد . جمعی که نزدیک وی بودند گمان بردند که مگر بادی از او جدا شد . او را دشنام دادند و ناسزا گفتند.

بخندید و گفت عجب حالیست ؟ در ایام دولت اگر نفخی از من صادر میشد مردم آنرا عطسه میشمردند و ( رحمتک ا...) میگفتند . اکنون که در نکبتم , عطسه مرا ض رط ه می پندارند و ( لعنتک ا... ) میگویند !


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


این تصویر نماد بی عرضگی دولتی است که قرار بود با چاپلوسان دور و برش نفت را سر سفره آنان بیاورد !



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

باز بوی باورم خاکستریست
صفحه های دفترم خاکستریست

پیش از اینها حال دیگر داشتم
هر چه میگفتند باور داشتم

پیر ها زهر هلاهل خورده اند
عشق ورزان مهر باطل خورده اند

باز هم بحث عقیل و مرتضی ست
آهن تفدیده مولا کجاست؟

نه فقط حرفی از آهن مانده است
شمع بیت المال روشن مانده است

دستها را باز در شبهای سرد
"ها" کنید ای کودکان دوره گرد

مژدگانی ای خیابان خوابها
میرسد ته مانده بشقابها

در صفوف ایستاده بر نماز
ابن ملجم ها فراوانند باز

سر به لاک خویش بردید ای دریغ!
نان به نرخ روز خوردید ای دریغ!

گیر خواهد کرد روزی روزیت
در گلوی مال مردم خوارها

من به در گفتم ولیکن بشنوند
نکته ها را مو به مو دیوارها

با خودم گفتم تو عاشق نیستی
اگه از سر شقایق نیستی

غرقه در دریا شدن کار تو نیست
شیعه مولا شدن کار تو نیست

صحبت از عدل و عدالت نابجاست
سود در بازار این الوقت هاست...
منبع



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


چه میشه گفت ؟ یکی نوشته بود :
« کاریکاتوری که نمیشه بهش خندید  »



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:زنی میانسال که تنها 5 هزار تومان پول نقد به همراه دارد، حدود 12 روز است که در خیابان خاقانی بساط زندگی‌اش را پهن کرده است.

زنی با چهره‌ای حاکی از اینکه سختی بسیار کشیده، مدعی است که متولد 1336 در تهران است و تاکنون ازدواج نکرده، این زن حدود 12 روز است که در مرکز پایتخت، کنار خیابانی روبروی دانشگاه تربیت معلم، بساط زندگی خود را پهن کرده است.

این زن میانسال که مرغ و مرغابی‌ها، در اطرافش رژه می‌رفتند از مشکلاتش می‌گفت و دلی پر از درد از صاحبخانه و بیمارستانی که در آن بهیار بود، داشت. وسایلی از جمله گاز، یخچال، فرش و حتی دفترهای نقاشی‌ و هنر معرق‌کاری‌اش در گوشه خیابان به چشم می‌خورد.

این زن مدعی است: یک سال است بیمه‌ام تمام شده است و من جزء اخراجی‌های بیمارستان محسوب شدم و در حال حاضر خواهان مسکنی برای خودم هستم و از دولت تنها همین خواسته را دارم. ( نقل از سایتهای ایرانی )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از امیر مومنان (ع) : هلاکت خرد , بیشتر زیر برق طمع پدید آید.
چهار چیز از صفات نادان است :
اینکه بر کسی خشمناک شود که خشنودش نساخته است.
و با کسی همنشینی کند که او را بخود نزدیک نمیکند.
نزد کسی که بی نیازش نمیکند , اظهار فقر کند
و پیرامون چیزی که وی را نرسد , سخن گوید.

                                     کشکول شیخ بهایی ص 307 از انتشارات ارسطو چاپ چهارم 1363 



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها