تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر فردوسی

چشم به راه

چاپلوس و دروغگو


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

غزنویان :
سلسله ترکان غُز - غزنویانماجرای حکیم فردوسی بزرگ)

 غزنویان در بزرگترین حد خود
 غزنویان در بزرگترین حد خود
1- محمود غزنوی
2-محمد غزنوی
3- مسعود غزنوی

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:غزنویان باعتبار منطقه ای که از آنجا بودند یعنی غزنه ( غزنین ) بدین نام خوانده میشوند . بنیانگذارشان فردی بنام آلپتکین بود. این طایفه در واقع اجدادشان در پی فتوحات اعراب مسلمان از اسراء یی بودند که برای بردگی و نوکری و کنیزی اخذ شده بودند و سامانیان را از تجارت این بردگان و کنیزکان سودها فراوانی میرسید و در ماورالنهر رفته رفته تعدادشان زیاد شد و حتی این بردگان ترک را تا بغداد هم تجارت میکردند و در دربار خلفای عباسی هم تعدادشان زیاد بود و  نسلهای بعدی آنان دیگر آن بردگان نخستین نبودند تا جائیکه بعضی از آنان بفرماندهان بعض از سپاهیان عباسی هم رسیده بودند یا عینا همین وضعیت در شرق هم در بخارا در دربار سامانی بوجود آمد و ترکان مراتبی از ترقی را بخصوص در نظامی گری طی کردند و به فرماندهی لشکرهایی از سپاه سامانی هم رسیده بودند.

ترکان غز از غلامان دولت سامانی بودند که در پی اختلاف با آنان از آنها جدا شده و در مناطقی تجمع کرده و رفته رفته قدرت گرفتند اما از جهت سیاسی مذهبی همانند سامانیان دربست تابع خلفای عباسی در بغداد بودند.
در سال 350 آلپ تکین که بمعنی برده چابک میباشد از غلامان امیر احمد سامانی است که در ادامه نوکری رشد کرد تا جایی که مقام دربان ارشد (حاجب بزرگ ) دربار سامانی را اخذ کرد. و بعد از اخلاصمندیهای متواتر و پی در پی در زمان امیر عبدالملک سامانی ,  بسپهسالاری رسید که در نیشابور مستقر بود اما حاکم و دستگاه سیاسی در بخارا استقرار داشت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب مشاهیر فرهنگ و ادب پارسیایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... !

همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(محمود) 16 / تیر / 1395 - ساری


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع: در چند اثر قدیمی تر سالهای دور اسامی اکثر مشاهیر و بزرگان علم و ادب مشاهیر فرهنگ و ادب پارسیایران را بترتیب حروف الفبا و قرنی که متولد شده و می زیسته اند بانحاء مختلفی احصاء کرده بودند که ما در اینجا در چند پست بتفکیک حرف اول نام آنها جمع بندی و نقل میکنیم. اکثر یا در واقع تمامی این اشخاص در فاصله قرون سوم تا چهاردهم هجری میزیسته اند . ما قبل از قرن سوم و همچنین بعد از قرن چهاردهم یا اطلاعات کمی از اشخاص داریم و یا آنکه نیستند که بنویسیم... !

همیشه در این فکر بوده ام که چرا بعد از این مشاهیر ما نه در جهان و نه بخصوص در ایران دیگر ادیبان و بزرگانی همانند این مشاهیر دیگر نداریم!!... در ذهنم خلجان میکند که عادی ترین دلیل و یا بدیهی ترین سببی که بذهن من میرسد برمیگردد به عاملی بنام زمان و زمانه و هر آنچه که ره آورد این زمان است و بخصوص هجوم مدرنیته و جزئی نگر شدن انسانها و بسیار جزء جزء شدن علوم که به تخصص های جزئی تفکیک شده است. بشر در بعد از این دوره ؛ در بزرگی کوتوله شده اما در کوتولگی متخصص تر!... بگذریم که مراد ما صرفا احصاء اسامی مشاهیر فرهنگ و ادب و حکمت پارسی گو میباشد. شرح آثار و زندگی نامه آنان را بگذار تا وقتی دگر اگر مجالی اخذ کردیم!(محمود)

« الف »
ساری,گاه نوشته های محمود زارع ابو حفض سغدی ( قرن سوم ) . شاعر . بعضی ها اعتقاد داشتند که ابو حفص حکیم بن احوص سغدی اولین شاعر پارسی زبان است و ظاهرا شعری را که بهمین مناسبت باو نسبت میدهند این بود :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

شاهنامه كه بزرگترین حماسه ملی ماست، مجموعه بی‌نظیری از همه وجوه زندگی ایرانی است. نه تنها شرح پهلوانی‌ها و ساری,گاهنوشته های محمود زارعجانبازی‌ها، جشن‌ها و سوگ‌ها، پیروزی و شكست‌هاست كه بیانگر تفكرات، اعتقادات و باورهای قوم ایرانی نیز هست.

در این میان، رگه‌هایی ناپیدا و ظریف از تفكرات عرفانی را نیز می‌توان در شاهنامه پیدا كرد. چنانچه، به شیوه برخی عارفان‌بزرگ، نظیر شیخ عطار، بنای كار را بر تاؤیل بگذاریم، بسیاری از داستان‌های شاهنامه، می‌توانند حامل مفاهیم رایج در ادب رسمی عرفانی باشند.

این مقاله، باچنین دیدگاهی شاهنامه حكیم طوس را بررسی كرده است.

شاهنامه یك اثر عرفانی نیست‌. اما، خاستگاه عرفان‌، فطرت خداجوی انسان است و هیچ دلی پیدا نمی‌شود كه در آن نشانی از تمایلات و تفكرات عرفانی نباشد.

هدف عرفان‌، این است كه از طریق خودشناسی‌، به خداشناسی و كمالی كه استعداد آن را دارد برسد. حماسه هم در جست و جوی كمال بشر است ولی مفهوم كمال حماسی با كمال عرفانی یكی نیست؛1 حماسه جای پای خود را بر خاك استوار كرده و لازمه زیستن بر خاك و عزت منشی و سروری جستن در زمین‌، توجه به طبیعت مادی وجود بشر است‌. مرد حماسه به تنی توانا نیاز دارد و سهم خود را از زندگی مادی به تمامی مطالبه می‌كند.

از سوی دیگر حماسه در ارتباط با قوم و قبیله و ملت معنا پیدا می‌كند. مرد حماسه نمی‌تواند و نمی‌باید تنها گلیم خویش را از آب بیرون بكشد. او همیشه همراه مردم است‌. به خاطر آنها زندگی می‌كند و می‌میرد. به عبارت دیگر، جهان‌بینی حماسه‌، دیدی برون‌گرایانه دارد و این دو ویژگی‌، یعنی توجه به حیات مادی و عنایت‌ و اهتمام به زندگی جمعی‌، با عرفان رسمی كه می‌كوشد با نفی استحقاق جسم برای بهره‌مندی از لذات مادی‌، فضایی وسیع‌تر برای طیران روح فراهم كند و جسم را بندی بر پای روح می‌داند و از سوی دیگر مكتبی است‌ فردی با تمایلات آشكارا درون‌گرایانه‌، منافات دارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها