چشم به راه

1788) کانی بالسفیانی قد طرح رحله فی رحبتکم، فینادی منادیه: من جاء براس کوفی فله الف درهم! فیثب الجار علی جاره، والاخ علی اخیه و یقول: هذا منهم فیضرب عنقه و یاخذ الف درهم!. اما ان امارتکم یومئد لاتکون الا لاولاد البغایا. کانی انظر الی صاحب البرقع رجل منکم و یقول بقولکم یعرفکم ولا تعرفونه، فیحوشکم فیغمزکم رجلا رجلاً. اما انه لایکون الا ابن بغی، لا یدع احد راه الا قتله اوصلبه! حتی ان الرجل یمر بالدره العظیمه مطروحه فی الارض فلا یتعرض لها من شده الخوف .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
« گوئی سفیانی را با چشم خود می بینم که در کوچه و بازار شما رحل خود را انداخته، منادی اش بانگ بر می آورد: هر کس سر یکی از کوفیان (شیعیان) را بیاورد هزار درهم جایزه دارد، آنگاه همسایه سرهمسایه اش، و برادر سر برادرش را بریده به جهت اخذ پاداش پیش او می برد و می گوید: اینهم از آنهاست. و هزار درهم را دریافت می کند. در آن ایام حکومت شما به دست حرامزادگان می افتد. گوئی آن مرد آبله رو (سفیانی) را می بینم که به عنوان یکی از شما و قائل به عقیده شما (یعنی به عنوان عرب و مسلمان) وارد صحنه شده، او شما را خوب می شناسد ولی شما او را نمی شناسید، پس شما را محاصره کرده یک یک دستگیره کرده نابود می سازد! او جز زنازاده نیست، احدی را نمی بیند جز اینکه گردن می زند یا به دار می آویزد. آنقدر خفقان می شود که انسان اشیاء بسیار گرانبهائی را در وسط راه می بیند و از شدت ترسش دست به آن نمی زند.» [120]

1789) ثم تنخسف البصره و تخرب، و یعم العراق خوف شدید لایکون معه قرار، و یقع الموت الدریع بعد ان یدخل جیشه الی بغداد فیبیحها ثلاثه ایام و یقتل من اهلها ستین الفا و یخرب دورها، ثم یقیم بها ثمانی عشره لیله فیقسم اموالها، و یکون اسلم مکان فیها الکرخ .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

تو مشغولی به حسن خود، چه غم داری ز کار ما
که هجــــــرانت چه میسازد همـــــــی با روزگار ما
چــــه ساغرها تهــــی کردــــیم بر یادت: که یک ذر
نه ســـــاکن گشت سوز دل، نه کمتر شد خمار ما

به هــــر جایی که مسکینی بیفتد دست گیرندش 
ولـــــی این مردمـــی ها خــــود نباشـــد در دیار ما
ز رویت پــــرده ی دوری زمانــــــی گـــر برافتـــــادی
همـــانا بشکفانیــــــدی گـــــل وصلی ز خــــــــار ما

تو همچون خرمن حسنی و ما چون خوشه چینانت
از آن خرمن چـه کم گشتی کــــه پر بودی کنــــار ما 


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

تو مشغولی به حسن خود، چه غم داری ز کار ما
که هجــــــرانت چه میسازد همـــــــی با روزگار ما
چــــه ساغرها تهــــی کردــــیم بر یادت: که یک ذر
نه ســـــاکن گشت سوز دل، نه کمتر شد خمار ما

به هــــر جایی که مسکینی بیفتد دست گیرندش 
ولـــــی این مردمـــی ها خــــود نباشـــد در دیار ما
ز رویت پــــرده ی دوری زمانــــــی گـــر برافتـــــادی
همـــانا بشکفانیــــــدی گـــــل وصلی ز خــــــــار ما

تو همچون خرمن حسنی و ما چون خوشه چینانت
از آن خرمن چـه کم گشتی کــــه پر بودی کنــــار ما


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو