تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر فرار

چشم به راه

آن‌چه در جامعه و منطقه‌ی ما و در جهان می‌گذرد ما را راضی نمی‌کند، ولی ما نه تسلیم می‌شویم و نه فرار می‌کنیم، بلکه می‌کوشیم این وضع را تغییر دهیم.

امام موسی صدر

کسانی که می‌خواهند محیط خود را تغییر دهند، به دو دسته تقسیم می‌شوند:
دسته‌ی اول کسانی هستند که اسلحه‌ی دیگران را به عاریت می‌گیرند.
بعضی از احزابی که ما با آن‌ها ارتباطی نداریم و به آن‌ها عقیده نداریم، کسانی هستند که… سعی کردند اسلحه‌ی دیگران را در راه تغییر جامعه‌ی خود به کار گیرند.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:حکایت آن سگ تازی را شنیده اید که از او پرسیدند چرا روباه را نگرفتی؟ گفت من برای نان صاحب خود می دویدم اما او برای جان خویش می دوید !
نزاع سرمایه داری و سوسیالیزم در دنیای امروز مبتنی بر این اصل ساده است . تا وقتی نان صاحب سگ با نان و جان خود سگ یکی نشود البته کار دنیا دست روباها خواهد بود که برای جان خود می دوند ! و بر سگها مباهات میکنند که به گردشان هم نخواهند رسید . اما روزی که سگ صاحب نان خود شد و جانش متعلق بخودش گردید مطمئن باشید اگر از روباه تندتر نرود از او عقب نخواهد افتاد .( هفت شهر عشق اویسی)



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

محمود زارع 91ساری,گاهنوشته های محمود زارع:شما چه میدانید و شاید خودم چه میدانم که با نوشته هایم ,آنهم در این حجم ,بدون اینکه بدانم یا بخواهم بدانم, دارم از احساس بیهودگی فرار میکنم .

میگویند نویسنده خوب
,زیاد نمی نویسد. البته این مقیاس همیشه درستی نیست . به نسبت تفاوتی که انسانها با هم دارند,هم کیفیت و هم کمیت و حجم کارشان متفاوت میتواند باشد. ولی پر بیراه هم نگفته اند .

 من جدای از اینکه احساس شبیه کسی که انگار مثل سگی هار و زخم خورده و کینه توز و خشمگین در کمین و تعقیب او هست و سریع می رود و می دود
,می نویسد , می خواند,حتی سریع زندگی میکند,لذا زود عمرش به پایان می رسد,یعنی سریع زندگی میکند و زود هم می میرد,می مانم . شاید بدون اینکه حتی بدانم دارم بهمان سرعت از بیهوده گی فرار میکنم . شاید بد نباشد ولی برایم راضی کننده نیست. چون آنوقت, این جور نوشتن ,صرفا از سر نیاز و ضرورت می باشد, نه از روی تعهد, چه میدانم .

 چه تعهدی دارم اینقدر ذهنم را متمرکز کنم تا حتی نوشته های خودم را هم بفهمم. راستی آیا می دانستید که من برای نوشته های خودم البته در بعضی مواقع
, نیز برای مطالعه نیاز به تامل و تعمق دارم و بعضی از اوقات ,اصلا بدون چند بار مرور کردن , نمیتوانم متوجه شوم که یعنی چه و چه نوشتم,فرقی نمیکند . گویا دارم چیزی را میخوانم که تا حالا نخوانده بودم .

 خوب راست هم هست دیگه . من تازه اگر هنر کرده باشم آنها را نوشته ام
,نخوانده ام یعنی نخوانده بودم که. پس پیشنهاد بدی نمی تواند باشد که اولین خواننده اثر خود ,نویسنده اثر باشد. اگر چنین چیزی نباشد معلوم میشود که نوشته مربوطه فاقد ارزش خواندن نزد نویسنده است . آنوقت چه انتظاری از دیگران داری که بعنوان مخاطب آنرا بخوانند و نظر هم بدهند< آنهم لابد با اشتهاء >

محمود زارع- ساری . سوربن


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مرغ همسایه غازه یا ....؟!
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:توجه: این مقاله قبلا در هفتم مهر 86 ( 4 سال پیش در بلاگفا منتشر شده بود که متاسفانه بدلیل عدم رعایت امانت مدیر بلاگفا در تغییرات بی اجازه وبلاگ و حذف امکانات و مطالب بی اجازه وبلاگ خودم را از آنجا بسته و به میهن بلاگ آمدیم )
          تعجب میکنیم که ایرانیهای خارج نشین و بخصوص تحصیلکرده هایی که باصطلاح اپوزسیون سیاسی و حتی فرهنگی کشور ما را تشکیل میدهند و مرتب حجاب و زنان باحجاب را بتمسخر و استهزاء میگیرند و آزادی زن را در رهایی از قید روسری و یا چادر میدانند و حتی معتقدند که مردان مسلمان ایرانی با این رفتار و خواسته خود از زنان ، آنها را تحقیر کرده و نیز موضوع کتک کاری و ضرب وشتم زنان را از سوی مردان مسلمان نقطه ضعف فرهنگ اسلامی تلقی کرده ( البته بناصواب ) و بدتر آنکه در برابر ؛ نحوه تعامل با زنان را در فرهنگ آمریکایی ( بعنوان نماد فرهنگ غربی همواره مورد ستایش قرار میدهند ) را به ادامه نظر یک بانوی دانشمند آمریکایی ارجاع میدهیم که ببینند که خانم ماریا روی ( را اصلا کمترین شباهتی با مثلا خانم دکتر زهره طلوعی کرد نژاد ما یا الهه بقراط و امثالهم نیست که از آزادی زن تنها عریانی را مورد ستایش -  البته در عمل -  قرار دهد و ... ) منصفانه و محققانه به نقد رفتار خشونت آمیز با زنان در فرهنگ آمریکایی می پردازد .


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها