تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر فخر

چشم به راه

قصل 48 - بیان : (تفسیر الشریعة و الطریقة و الحقیقة ): 
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اعلم ان الشریعة و الطریقة و الحقیقة اسماء صادقة على حقیقة واحدة هى حقیقة الشرع المحمدى صلى الله علیه و آله باعتبارات مختلفة ، و لا فرق بینها الا باعتبار المقامات ، لانه عند التحقیق : الشرع كاللوزة على القشر و اللب و لب اللب . فالقشر كالشریعة ، و اللب كالطریقة ، و لب اللب كالحقیقة ، فهى باطن الباطن ، و اللوزة جامعة للكل . و یظهر ذلك فى مثل الصلاة ، فانها خدمة و قربة و وصلة ، فالخدمة مرتبة الشریعة ، و القربة مرتبة الطریقة ، و الوصلة مرتبة الحقیقة ، و اسم الصلاة جامع للكل . و من هنا قیل : الشریعة ان تعبده ، و الطریقة ان تحضره ، و الحقیقة ان تشهده . و قیل : ان الشریعة ان تقیم امره ، و الطریقة ان تقوم بامره ، و الحقیقة ان تقوم به . و هذا المعنى هو المذكور فى الحدیث ، فان الاقوال هى التى تجب اقامتها، والافعال هى الامر الذى یقام به الاقوال ، و الاحوال هى التى نتصف بها.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

بیان : بدان كه شریعت و طریقت و حقیقت نامهایى است كه بر حقیقت واحدى صادق است و آن حقیقت شرع محمدى صلى الله علیه و آله است كه به اعتبارات مختلف بر آن صدق مى شود و فرقى میان آن ها جز به اعتبار مقامات نیست . زیرا با نظر تحقیق به دست مى آید كه شرع مانند بادامى است كه شامل پوست و مغز و مغز مغز است . بنابراین پوست مثل شریعت و مغز مثل طریقت و مغز مغز مثل حقیقت است كه باطن باطن است ، و بادام شامل همه اینهاست .
این مطلب در مثال نماز روشن مى شود، زیرا نماز خدمت است و قربت است و وصلت . خدمت مرتبه شریعت است ، قربت (نزدیكى به خدا) مرتبه طریقت و وصلت مرتبه حقیقت مى باشد و عنوان نماز شامل همه این هاست . از همین رو است كه گفته اند: شریعت عبادت خداست ، طریقت حضور در برابر خداست و حقیقت شهود پروردگار متعال است . و گفته اند:
شریعت آن است كه فرمانش را بپا دارى ،
طریقت آن است كه به فرمانش برخیزى
و حقیقت آن است كه به خود او بپا باشى .
و این معنى همانى است كه در حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و حدیث مذكور است ، چه اقوال همان است كه اقامه آن ها واجب است ، و افعال آن امرى است كه اقوال بدان سبب بپا مى شود، و احوال آن است كه بدان گفته ها متصف گردى .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:بی عنوان-شاید - فخر نکن - آدم تولید شده از یک قطره گندیده
این مطلب را چند ماه قبل نوشته بودم شاید مقداری كهنه بنظر بیاد
.....خیلی به علم ودانسته هات نناز! چهار تا فرمول کپی شده از اینجا و آنجا را برخ میکشی؟ زمانی که اینرا بفهمی که نادانسته هات از دانسته هات بیشترند، تازه آنوقت ،ای!...میشود گفت که سرت را براهی درست گرداندی. حالا مانده تا پاهات هم در راه شوند!
     دانسته هات به آدم حال نمیدهند، آدم کیف نمیکند، به سر ذوق نمی آورد! مگه چند سال فرصت بودن در این مسافرخانه هست؟!!

                             علم رسمی سر بسر قیل است و قال
                                 نه از آن کیفیتی حاصل نه حال
                                 طبع را افسردگی بخشد مدام
                                   مولوی باور ندارد این کلام

عشق و حال و کیفیت زندگی ... چند می ارزد؟! اصلا دوست داری تا کجا بروی؟ مهم نیست، یعنی مهم است، فوقش میخوای بشوی انیشتاین! خوب بشو خوبه! بالاتر هم ، خوبتر ولی نناز . نمیدانم از کی شنیده و یا کجا خوانده ام که یکی از بزرگترین دانشمندان عصر خویش مثلا مثل بوعلی یا... که نمیتوان شان علمی شان را نادیده گرفت، در آخر عمر ( زمانی که در حد کمال عقلی بود باصطلاح ) همواره با حسرتی جانسوز میگفت : << کاش و ای کاش، در حال ، من با اخلاص و ایمان پیره زنان کوره دهات نیشابور می مردم!!!!>>


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها