چشم به راه

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:... كعب عجره گفت رسول خدا روزى یاران را گفت " ما تقولون فى رجل قتل فى سبیل اللَه "چه گوئید بمردى كه در راه خدا كشته شود؟ یاران گفتند اللَه و رسوله اعلم خدا و رسول او داناتر، رسول گفت : ذلك فى الجنة . آن مرد در بهشت است ،
یا غفور

دیگر باره گفت: چه گوئید بمردى كه بمیرد و دو مرد عدل گویند لا نعلم منه الا خیرا نشناسیم و ندانیم ازین مرد جز پارسایى و نیك مردى؟ یاران گفتند اللَه داناتر بحال وى و رسول او، گفت : ذاك فى الجنة. در بهشت است،

سدیگر بار گفت، چه گوئید در مردى كه بمیرد و دو گواه عدل گویند كه در وى هیچ خیر نبود؟ یاران همه گفتند ذاك فى النار در دوزخ باشد. رسول گفت " بئسما قلتم عبد مذنب و ربّ غفور " بد سخنى كه گفتید در حق وى، و بد اندیشه كه كردید و بد گمانى كه بردید، بنده گنه كار و خدایى آمرزگار، بنده جفا كار و خدایى وفادار " قُلْ كُلٌ یَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ"


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسم الله الرحمن الرحیم

محمود زارع

بنام خداوند بسیار بردبار و صبور و شكیبا ! شكیبا بر چه ؟! صبور بر پلشتیهای بشر !

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:خدایا ! هیچ موجودی را نمیتوان ( حتی بوسیله قیاس مجازی برای تقریب اذهان آدمیزادگان ) بتصور نشست كه شبیه تو صبر و تحمل داشته باشد . حقا كه خدائی تنها ترا سزاست. قهرت هم جز از روی مهر نیست.

     اما راستی چگونه تو ، خائن را متحملی و مجال و فرصت باو میدهی ؟ و لابد از علم تست! میدانی چیزهائی را كه ما نمیدانیم وگرنه ..... وگرنه چه ؟! ..... فلانی! بحث و جدل با خدا هم.....! عجبا در عین شیرینی و لطف و مهر ؛ دشوار و هراساننده و سهمگین... تنها مقام در برابرت ؛ جز تسلیم و رضا نیست. فضولی در كارتو ؛ موقوف ما!

     اما ای عزیز جلیل ! خیلی مكاری ! نمیدانم ! همین دانستن ندانستن ادعای بزرگی است . مدعی حتی ندانستن هم نیستیم كه بینه ای برای این مدعا نداریم. اصلا با تو نباید حرف زد ؛ با تو باید عشق كرد؛ گفتگوی با تو ؛ كلام عشق و شیدائی است. جز این ؛ همه خواب و مستی است.

     با تو نیز باید از تو گفت ؛ نه از خود كه خودی نیست! گفتم كه مكاری ! با ایماء و اشاره و حتی به تصریح گفتی كه چه بگوئیم ؛ بگوئیم ؟! ... بگوئی !

     الآن دارم كم كمك میفهمم كه راست راستی تنهائی . فقط توئی ؛ كسی نیست . یگانه ای ؛ ما كشفت نكردیم؛ تو كشف كردی ؛ هم خود را برای ما ؛ اگر مائی و منی هم باشد كه نیست. كه این هم اگر از سر اجبار نوشتن به كتابت رفت و گرنه .....! راستی تو نیز فهماندی ؛ ما نفهمیدیم.


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

با +1 به مطلب امتیاز دهید
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:* یا وكیل! توكل مرا به خودت، قطع مفرمای!

حسبنا لله نعم الوكیل
نعم المولی و نعم النّصیر.

* ولی، چاره چیست؟! خواندیم و شنیدیم و گفته اند و با تمام گوشت وپوستمان حس میكنیم كه؛ تو دوستداری؛ صدای استثغاثه بندگانترا بشنوی!  تو دوستداری بندگانت ازتو بخواهند! این چه بزرگی و بزرگواری است كه توجهت را از ناسپاسان نیز بر نمیگیری؛ و بقول آن نکته گوی كه" پرده ناموس بندگان(حتی) به گناه فاحش ندری و رزق و روزی آنانرا به سبب ناسپاسی شان قطع ننمایی. خدایا! تو چه و كه هستی؟ ! به تو حیرت, و در نهایت,عجز و ناتوانی , در درك حتی , جلوه ای از جلوات یك صفت ذاتیات بر ما , كه ما چه هستیم و تو چه و كه و كجائی؟!!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

با +1 به مطلب امتیاز دهید
*   ای‌ كامل‌ ! سبك‌ سری‌ هامان‌ را ببخش‌، چه‌ اگر بار داشتیم‌ و پر ازمعرفت‌، همچو سپیدار سر بالا و مغرور نبودیم‌ و بلكه‌همچون‌ شاخی‌ پر از میوه‌ سر بزیر و متواضع‌ و فروتن‌می‌بودیم‌.
*   الهی‌ ! یقین‌ مان‌ كامل‌ كن‌، چه‌ آنكه‌؛ می‌دانیم‌ كسی‌ را پاداش‌ سزاست‌ كه‌ باور كند به‌ محض‌ خواستن‌، عطا حتمی‌ است ‌اینكه‌ در ظن‌ و تردید و گمان‌ و خیال‌ باشیم‌ كه‌ آیامی‌دهد یا نمی‌دهد؛ این‌ خود از نقص‌ یقین‌ است‌.راستی‌ كسی‌ كه‌ باور ندارد اجابت‌ خواسته‌اش‌ حتمی‌است‌، شایسته‌ آنست‌ كه‌.... !! ولی‌ تو خدایی‌ كه‌ نخواسته ‌هم‌ دادی‌ و بقولی‌.... ما نبودیم‌ و تقاضامان‌ نبود - لطف‌ توناگفته‌ ما می‌شنود.

*   ای‌ قریب‌ ! این‌ غریب‌ در دیار غربت‌ را دریاب‌ و از درد تنهایی ‌رهایی‌ بخش‌، ای‌ نزدیكتر از ما به‌ ما، ما را در دائره‌ قرب ‌خود راه‌ بخش‌ !

*   پروردگارا ! ایمان‌ به‌ تو، ایمان‌ به‌ هر‌ آنچه‌ که نازل‌ فرمودی‌ و عمل‌ وشكر این‌ ایمان‌ و انزال‌ را، بما عنایت‌ فرمای‌ و توفیق‌ متابعت‌ شایسته‌ و بایسته‌, از رسول‌ مكرمت‌ را نیز رفیق ‌راهمان‌ ساز و در مقام‌ شاهدین‌ و گواهان‌ مان‌ بنویس‌.

*      ای‌ نیرومندترین‌ ! دو نیروی‌ عقل‌ و هوا بیهوده‌ در ما به‌ جدال‌ با هم ‌مشغولند، چون‌ ما به‌ لطف‌ تو امید آن‌ داریم‌ كه‌خاطرخواه‌ تو باشیم‌.


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

با +1 به مطلب امتیاز دهید
بسم الله الرّحمن الرّحیم
این متن دل گفته هایی بود که سالیانی قبل با جمع آوری از لابلای دفترچه های یادداشت یکجا تنظیم نموده بودم.(محمود زارع )

حكایت‌ آورده‌اند كه‌ حق‌ تعالی‌ می‌فرماید  :
     ‌ای‌ بنده‌ من‌، حاجت‌ تو را درحالت‌ دعا و ناله‌ زود بر آوردمی‌، اما در اجابت‌ جهت‌ آن‌تأخیر می‌افتد تا بسیار بنالی‌ كه‌ آواز و ناله‌ تو مرا خوش ‌می‌آید، مثلا: دو گدا بر در شخصی‌ آمدند، یكی‌ مطلوب‌ ومحبوب‌ است‌ و آن‌ دیگری‌ عظیم‌ مبغوض‌ است‌. خداوندخانه‌ گوید به‌ غلام‌ كه‌ زود، بی‌ تاخیر، به‌ آن‌ مبغوض‌ نان‌پاره‌ بده‌ تا از در ما زود آواره‌ شود، و آن‌ دیگر را كه‌محبوب‌ است‌ وعده‌ دهد كه‌ هنوز نان‌ نپخته‌اند، صبر كن‌تا نان‌ برسد.1

     حال خدایا ! نمیدانیم‌ مبغوض‌ درگاهیم‌ یا مطلوب !


ادامه مطلب


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


همه پیوندها