تبلیغات
چشم به راه - مطالب ابر علی

چشم به راه

فصل (59): (شرافت علم الهى بر سایر علوم )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون این مراتب دانسته شد، پس بدان كه علم الهى كه علم توحید است احاطه به جمیع علوم دارد، چنان كه متعلق او را كه ذات حق تعالى است احاطه است به جمیع اشیاء كه : ان الله بكل شى ء محیط،( فصلت ، 54: انه بكل شى ء محیط.) اولم یكف بربك انه على كل شى ء شهید. (فصلت ، 53.) همچنان كه سایر علوم را موضوع و مبادى و مسائل مى باشد این علم را نیز مى باشد. و موضوع این علم ، وجود حق تعالى است سبحانه . و مبادى او ماهیات حقایقى كه لازم وجود حق تعالى است ، و آن حقایق عبارت از (اسماء ذات و) اسماء صفات و اسماء افعالند. و مسایل او عبارت است از آن چه بدو مبین مى شود حقایق متعلقات این اسماء ثلاثه . و مرجع این همه به دو چیز است ، و هما معرفة ارتباط العالم بالحق ، و الحق بالعالم ، و ما یمكن معرفته من المجموع و ما یتعذر.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

...و آن دو شناخت ارتباط عالم به حق و ارتباط حق با عالم است ، و آن چه از مجموع كه شناخت آن ممكن یا ناممكن مى باشد.

و لابد است هر كسانى را كه طالب معرفت این مسائل و مبادى باشند مسلم داشتن از طایفه اهل الله كه عارفان علم الهى اند، تا وقتى كه وجه حقیقت این علم بر ایشان مبین گردد، یا به دلیل عقلى اگر چنانچه حال و وقت و مقام آن عارف و مخبر اقتضاى آن كند و اثبات آن به دلیل عقلى از وى مستفاد گردد؛ و یا سمعى (الف ،ب : سامع .) كه طالب به صحت (الف ،ب : صحبت) آن محقق گردد و (از) وجه حقیت (الف ،ب ، ج : حقیقت) آن تاثیرى در نفس خود یابد لایح گردد بى آن كه افتقارى باشد به سبب خارجى من المقدمات و الاقیسة ، همچنان كه شیخ كامل نجم الدین الكبرى در جواب امام فخر رازى كه پرسید: بم عرفت ربك ؟ گفت : بواردات ترد على القلوب ، فتعجز النفوس عن تكذیبها.( پروردگارت را به چه شناختى ؟....به وارداتى كه بر قلب وارد مى شود و نفوس از تكذیب آن در مى ماند)

پس از این مقدمات معلوم شد كه علم الهى اعرف و اشرف جمیع علوم است لشرف موضوعه و عزة مبادیه و مسایله . و علم حكمت و كلام اگر چه موضوع ایشان موضوع این علم است لكن در این دو علم از كیفیت وصول العبد الى ربه و القرب منه الذى هو المقصد الاعلى و المطلب الاسنى من تحصیل العلوم و الاعمال و الطاعات و العبادات (..وصول بنده به پروردگارش و نزدیكى به او كه مقصد اعلى و مطلب اسنى از تحصیل علوم و اعمال و طاعات و عبادات است .....) بحث نمى كنند. پس این علم ارفع و انفع بلكه صفاوه و نقاوه جمیع علوم است ، فلا مطمع للنجاة الا بحصوله و اقتنائه ، و لا فوز فى الدرجات الا بوصوله . (بنابر این جاى طمعى براى نجات جز با حصول و به دست آوردن آن نیست و دستیابى به درجات جز با وصول بدان صورت نبندد)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

نزول آیه ولایت در شآن حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام *
« انما ولیکم الله و رسوله والذین آمنوا الذین یقیمون الصلوه و یوتون الزکوه و هم راکعون »  سوره مائده آیه 55
ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول او و آن مومنانی هستند که نماز بپا داشته و بفقیران در حال رکوع زکوه میدهند.
این آیه مبارکه باتفاق جمهور مفسرین و محدثین , در شآن علی بن ابیطالب علیه السلام نازل شده است , از قبیل :

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

 1- امام فخر رازی در صفحه 431 جلد سیم تفسیر کبیر
 2 - امام ابواسحق ثعلبی در تفسیر کشف البیان
 3 - زمخشری در جلد اول کشاف
 4 - طبری در جلد شش تفسیر طبری
 5 - قاضی بیضاوی در جلد اول انوارالتنزیل
 6 - سیوطی در جلد دوم درالمنثور
 7 - امام نسائی در صحیح خود
 8 - ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه جلد سیم
 9 - سلیمان بلخی در ینابیع الموده
 10 - ابن صباغ مالکی در فصول المهمه .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه هفتم
...
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قبل از مباحث جلسه امروز ابتدا به نکته ای در ادامه بحث قبلی توجه فرمایید : ساری,گاهنوشته های محمود زارع
آیه تاویلی یا تاویل آیه ای از قرآن که درباره رجعت است . در آیه 85 سوره قصص داریم :
« ان الذی فرض علیک القرآن لرادّک الی معاد »
یعنی " در حقیقت همان کسی که این قرآن را بر تو فرض کرد یقینا ترا بسوی وعده گاه باز میگرداند "

حضرت امام جعفر صادق علیه السلام وقتی در مجلسی نام جابر ( جابر جعفی ) برده شد ضمن آنکه فرمود خداوند جابر را رحمت کند , بیان داشتند که جابر علمش آنچنان بالا بود که تاویل این آیه را میدانست !
( این مطلب نقل از قمی از پدرش بنقل از بزنطی از عمروبن شمر بود )

...

درباره انواع آیات در قرآن کریم که پیشترها در جلسه اول یا دوم بود که مطالبی نقل شد ولی در کتب عامه هم بنقل از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام آمده است که ایشان فرمودند کتاب خدا بر چهار قسم میباشد :

1) عبارات و الفاظ -----> برای عامه
2) اشــــــــــــارات -----> برای خواص
3) لــــــــطائــــف  -----> برای اولیاء
4) حـــقــــائـــــق  -----> برای انبیاء

***


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه ششم
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... یک نکته که در جلسه پیش امر کردید نظر معصوم (ع) درباره همین موضوع که خود حضراتشان عینا درباره ظاهر و باطن قرآن کریم که بر افراد قبلی و آنهایی که بعد آمده یا می آیند ولی اعمال مشابه آنان انجام میدهند , مربوط است را خواسته بودید که دیروز سندی نداشتم ولی قبل از شروع جلسه امروز این سند را ذکر کنیم و بگذریم و آن هم اینکه از حضرت امام باقر علیه السلام نقل شده که به حمران فرمودند :

« ظاهر قرآن آنانی هستند که قرآن درباره آنان نازل شده است و باطن قرآن کسانی هستند که اعمالی مانند آن افراد انجام داده اند که هر آنچه در خصوص آنان گفته شد , بر این افراد نیز صادق است »
(این روایت هم در تفسیر عیاشی آمده است در باره همین بحث ) ...

یک شبیه سازی دیگر از اسلوب قرآنی در نسبت دهی
عرض کردیم که وقتی با قرآن کریم محشور باشیم و دوست و بخصوص از خدای متعال بخواهیم که دیده ما را نسبت به لایه هایی بیشتر از معرفت قرآنی بینا کند , اگر از روی صدق و صفا باشه مطمئن باید بود که حضرت علیم نه حسود است و نه بخیل و ان شاء الله عنایت خواهد فرمود ...
در اینصورت بهتر است که ضمن درک مفاهیم حتی المقدور بدنبال کشف اسلوب هایی هم برای مطالعه در قرآن کریم باشیم چرا که در آنصورت سطح و بویژه عمق برداشتهای ما بشکل عجیبی از کلام الهی ارتقاء خواهد یافت ... قابلیت نشان بدهیم تا بیشتر بما بدهند ! چون نظام نظام خاصی است , برای معارف عالیتر لیاقت و ظرفیت شرط است و خداوند غیرت دارد و لذا بهر کسی داده نخواهد شد الا آنکه بحدی از قابلیت و لیاقت برسد و ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه چهارم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... حالا یک شان از جنبه تفسیری و برداشت از یک مساله را مرور میکنیم ؛
اینکه قبلا عرض کردیم حضرت امام صادق (ع) فرموده بود تاویل قرآن همانند یک جریان است همانند گردش ماه و خورشید و روز و شب که برخی اتفاق افتاد و برخی هم هنوز اتفاق نیفتاد ( نقل بمضمون ) و شیوه استنتاج از این برای موضوعی مانند شناخت و معرفت حق ائمه (ع) , از امام صادق (ع) نقلست ( در غیبت نعمانی) که
« هر که فقط حق علی (ع) را بشناسد و بمیرد و حق دیگر امامان را نشناسد بمرگ جاهلیت مرده است چرا که تاویل قرآن چون گذشت شب و روز در جریان است و بسان حرکت خورشید و ماه مستمر است . هر تاویلی که از آن شود اتفاق می افتد ولی بعضی از آنها اتفاق افتاده و بعضی هنوز اتفاق نیفتاده است. »

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

 ... فرمودید با توجه به این روایت از امام صادق (ع) مساله ساری و جاری بودن و یا همان پیوسته بودن آیات قرآن کریم چه معنایی دارد ! ...

این مطلب را در زمان ذکر آن روایت توضیحی مختصر دادیم ... حال توجه نمایید مثلا در آیاتی از قرآن مجید درباره فرد خاصی مطلبی نازل شد اما میدانیم که آن فرد حتما فرشته مرگ را ملاقات خواهد کرد و مردنیست خلاصه و دیگر آن آیه درباره ایشان موضوعیت نداشته یا از موضوعیت می افتد ...
لذاست که باید بباطن قرآن اعتقاد داشت و مساله باطن دار بودن مصحف شریف , همین مساله ساری و جاری بودن آنرا نیز ثابت میکند .
انتظار نداشته باشید که در فکر و خردورزی را ببندیم و انتظار داشته باشیم تا امام صادق علیه السلام بیایند اینجور نتیجه گیری ها که برمیگردد باستنتاجات معمولی عقلی را هم برای ما بازگو فرمایند. وقتی ایشان فرمودند آیات قرآن پیوسته و ساری و جاری است خوب باید بعنوان شاه کلید و جهت معرفت آنرا بگیریم و راه بیافتیم ...

ظاهر قرآن درباره افرادی که قبلا بودند نازل شد و تاویل آن برای افرادی که همانند آنان در پی و در پس از آن خواهند آمد میباشد , ... پس جریان نزول و تاویل داریم .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (56): (معرفت نفس و مراتب آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه آدمى بسیار منازل طى نموده تا به پایه انسانیت رسیده ، پسساری,گاهنوشته های محمود زارع بدان كه درسیر اجناس بالاثار نه در سیر اشخاص بالارواح ، على ما قالت التناسخیه . (تناسخیه گروهى هستند كه معتقدند ارواح پس از مرگ از شخصى به شخص دیگر منتقل مى شود و آن چه انسان از راحتى و آسایش یا رنج و مشقت در این دنیا مى بیند جزاى اعمالى است كه با بدن قبلى انجام داده است) و مقصود از این سیر آن است كه خود را باز بیند و به دیدار خود رسد كه هیچ عذاب اشد از مفارقت و نادیدن هویت خویش نیست . شما مى دانید كه اگر كسى فرزند خود را نمى بیند چگونه متالم است ، پس اگر كسى خود را گم كرده باشد و نیابد حال او چگونه باشد؟ این همه كد و تعب در مراتب هستى براى همین ارتكاب شده تا چهره خویش دیده شود، و این قصه در غیر پایه انسانیت به حصول نتواند رسید. كوى خودشناسى اینجاست ، اگر اینجا به خود رسید رسید، و اگر نرسید به حرمان جاوید موصوف گشت . و اگر چه قبل از انسانیت همچنین از خود محروم بوده لیكن در سیر بود به سوى انسانیت . آن جا محل خودشناسى است ، امیدوار بود، و اگر لذت وصل نداشت لذت امید داشت . بعد از آن كه در حد انسانیت درآمد و آن كار بهم نرسید و انسانیت باطل شد به موت ، آن هنگام الم فقد و الم یاس بهم منضم مى شود، و كس نبیند كه چه بر او مى رود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه سوم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... امان از پیام این آیت :
« الَّذِینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعًا ﴿کهف/104﴾ »
یعنی " [آنان] كسانى‏ اند كه كوشش ‏شان در زندگى دنیا به هدر رفته و خود مى ‏پندارند كه كار خوب انجام مى ‏دهند "

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

قبل از آن خداوند به پیامبرش میفرماید که :« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِینَ أَعْمَالًا » یعنی به امت " بگو آیا شما را از زیانكارترین مردم آگاه گردانم " ؟!

و بعد میفرماید یعنی بعد از آیه 104 در آیه 105 میفرماید :

« أُولَئِكَ الَّذِینَ كَفَرُوا بِآیَاتِ رَبِّهِمْ وَلِقَائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَلَا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ وَزْنًا »
یعنی " [آرى] آنان كسانى ‏اند كه آیات پروردگارشان و لقاى او را انكار كردند در نتیجه اعمالشان تباه گردید و روز قیامت براى آنها [قدر و] ارزشى نخواهیم نهاد "

... اگر مدایح خداوندی را در خصوص انسان در قرآن کریم در نظر بگیریم - کاش حوزه های ما این کارهای مفید را انجام میدادند کاش - و باور کنیم که چنین مدح و ثناهایی هم نسبت به انسانهایی هم هست که هست , بی شک برترین و لایق ترین انسانهایی که در دائره شمول این مدایح قرار میگیرند همانا انبیاء و اولیاء و اوصیاء در راس آن قرار دارند و مصادیق بارز آن همین ائمه هدی صلوات الله علیهم هستند !

... در این مقام اصلا و ابدا هیچ مقامی شایسته مقایسه با آنان نیست ! ... و این ظلم به آنان است که با دیگران مقایسه شوند... ! شما فکر میکنید مدح و ثنای بالا بلند حضرت متعال متوجه هر فرد خشن و بد دل و بدزبان و نبیذخور و هر ریاست طلب دشمن آل و عترت رسول - که خود یزدان پاک آنان را از هر رجس و پلیدی پاک گردانیده - , میشود ؟! ...

حاشا و کلا و لا والله ! ... بیخود هر ناپاک و پیراسته نشده ای را نمیتوان و نباید طرف خطاب مدیحتی حضرت محبوب قرار داد ولو آنکه بر کرسی خلافت رسول ختمی مرتبت هم تکیه زده باشند ! ...

... از این جهت هست که گفته اند و میگوییم که هر جا از مومنین و متقین و محسنین و امثالهم مدحی شده و ستایشی , در راس آن و شایسته ترین آنان وجود مقدس مولا امیرالمومنین علی بن ابیطالب منظور نظر حضرت حق بوده بلاشک ...

... میگویی نام مولا در مصحف نیامده ! کور باطنی و در دل مرض داری و خورشید را می بینی و دنبال نامش برای اثباتش میگردی ؟!


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه دوم
بسم الله الرحمن الرحیم
چگونگی تفسیر قرآن ( با خود قرآن یا با وصیاء )
...
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... یک بحثی را عده ای مطرح نموده اند که اگر صدقی در کار بود چندان اختلافی را بوجود نمی آورد . خلاصه آن بحث هم این بود که قرآن کریم " کتاب مبین " است و قرآن مجید " تبیانا لکل شئی " میباشد که البته این هر دو خصوصیت را خود قرآن عظیم درباره خویش ذکر فرموده است .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
در این بحث عده ای آن وجه و شکل شاق و شاذ آن را مطمح نظر قرار داده و شاید میخواستند بگویند که اصلا نیازی نیست که برای تفسیر قرآن کریم , بجز خود آیات قرآن , به احدی رجوع کنیم که عمده تمسک این عده همین موارد بود که عرض کردیم ...

در سوی دیگر ماجرا عده ای هم با تمسک به وصیت پیامبر (ص) در خصوص تفسیر قرآن که بحضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع) و همچنین بتبع آن ائمه اطهار از آل رسول مکرم (ص) توصیه نموده بودند را باز بشکل شاق و شاذ آن مطرح و اظهار میدارند که اصلا نیازی نیست که به غیر این جهت درک لایه هایی از مفاهیم آیات بخود قرآن هم مراجعه کرد و حتی روایاتی می آورند که چنین کاری نادرست میباشد !

اما این بنده هم زمانی می اندیشیدم که ؛ میتوان بین این دو نظریه بنحوی جمع کرد که مقصود اصلی هر دو گروه حاصل آید و نیز بنحوی که احدی خویش را بی نیاز از اوصیای بحق رسول (ص) جهت فهم دقیق قرآن کریم نداند ! و هم آنکه در بعضی از موارد با استناد به خود آیات قرآن بسیاری از معضلاتی که در راه فهم قرآن بوجود می آید را فهمید ! ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خلاصه جلسه اول
بسم الله الرحمن الرحیم
ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:... قرآن کریم بر حسب آنچه که از ائمه ( ع) بما رسیده به سبک و شیوه « به در می گوید تا دیوار بشنود » نازل شده است .ما این مطلب را در جای خود توضیح بیشتری خواهیم داد ...
 
ما در این تاملاتی که بلطف حق خواهیم داشت در واقع تمام امیدمان در وهله نخست به خود صاحب قرآن کریم است که آیه اش در آخر سوره عنکبوت میفرماید :
« وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ... » ( عنکبوت / 69 )
" و كسانى كه در راه ما كوشیده‏ اند به یقین راه‏هاى خود را بر آنان مى‏ نماییم ... "

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

و بعد به برکت حادثه بزرگ آن روز مبارک خاص در ایام خردی که ... و لبخند مهربان و ملیحش ... و عشق و دلبستگی به حضرتشان و گذشتگان و آیندگان او از اهل بیت پاکش و تا اولیای خاصش و ... بخصوص ارادت فوق العاده فلبی به میوه قلب او ... انبساطی که از فهم گاهگاهی بعضی از زوایا و بویژه بشارتی که از آنها و از ناحیه ذوات مقدسّه آنان به قلبمان میتابد , آنچنان مبتهجم میکند که اشک شوق و گرمی خاصی که ناشی از کرم حضرت دوست است را احساس میکنم ...

مطلب دیگر آنکه ؛ باید بدانیم که قرآن کریم نیاز به تبیین دارد که خود قرآن نیز به همین امر تصریح دارد :
« ... وَأَنزَلْنَا إِلَیْكَ الذِّكْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَفَكَّرُونَ » ( نحل / 44 )
" ... و این قرآن را به سوى تو فرود آوردیم تا براى مردم آنچه را به سوى ایشان نازل شده است توضیح دهى و امید كه آنان بیندیشند "

در واقع قرآن کریم بر پیامبر (ص) نازل شد و ایشان مخاطب خاص آیات میباشند و بمحض نزول حسب تصریح قرآن " وظیفه " خاص هم برای مخاطب خاص هم تعیین گردیده که همانا تبیین و تفسیر و شرح و بیان آن برای مردم است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:...در جلد نخست اصول کافی مرحوم کلینی (رض) در صفحه 159 درد دل مولای صبر و استقامت حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام بعد از پایان کار طاقت فرسای بامانت سپاری حضرت زهرا علیهاالسلام نزد پدر بزرگوارش را چنین نقل نمود که خطاب به پیامبر ختمی مرتبت عرضه داشت که دل هر بامعرفت به آن انوار پاک الهی را بدرد می آورد ... دل کوچک محمود که اصلا طاقت نقل و قرائتش را ندارد ... :
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« خدا چنین خواست که او زودتر از دیگران به رسول خدا بپیوندد،
پس از او شکیبایی من به پایان رسیده و خویشتن‌داری از دست رفته،
اما آنچنان که در جدایی تو صبر کردم در مرگ دخترت نیز جز صبر چاره‌ای ندارم
شکیبایی بر من سخت است.
پس از او آسمان و زمین در نظرم زشت می‌نماید


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
امیرالمومنین مولا علی علیه السلام :
هر فریب خورده ای را نمیشود سرزنش کرد .
نهج البلاغه / حکمت 15



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (53-1): (نكوهش دنیا و غفلت از خداى متعال )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! حجابهاى ظلمانى از عالم جسمانیت است و هر یك از عالم جسمانیت روح را حجاب باشند كه به واسطه آن از مشاهده عالم ملكوت باز مى ماند. و همچنین عالم ملكوت و غیره نیز حجابى است از مشاهده جمال احدیت و ذوق مخاطبه حق و شرف قرب حق .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

آسوده بدم با تو فلك نپسندید
خوش بود مرا با تو زمانه نگذاشت


و بدین روزى چند كه روح تعلق به قالب گرفت ، با آن كه چندین هزار سال در خلوت خاص بى واسطه شرف قرب یافته بود، چندان حجاب پدید آورد كه به كلى آن دولت ها را فراموش كرد. نسوا الله فنسیهم .( توبه ، 67: خدا را از یاد بردند، خدا نیز آنان را به فراموشى سپرد) آن جا یحبهم و یحبونه (مائده ، 54: (خدا آنان را دوست مى دارد و آنان نیز خدا را).) فرمود، اینجا نسوا الله فنسیهم . بلى :
هر چه هست از قامت ناساز بى اندام ماست
ورنه تشریف تو بر بالاى كس كوتاه نیست


غافل مشو از تقدیم و تاخیر یحبهم و نسوا الله .

اى عزیز! چون آدمى را براى عبودیت آفریده اند حق عبودیت آن است كه یك نفس از ذكر معبود غافل نباشد به جهت آن كه رب عز و جل پیوسته به ربوبیت ایستادگى مى نماید. نعوذ بالله اگر یك طرفة العین نظر عنایت از عالم باز دارد وجود عالم از هم بریزد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (50): (هدف خلقت ، معرفت حق و اتصال به حضرت اوست )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! داود علیه السلام سوال كرد كه : الهى در آفرینش آدم چه حكمت بود؟ خطاب در رسید كه : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف ، فخلقت الخلق لان اعرف .( مقصد اقصى فصل اول و در آن لكى اعرف است)من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم ، پس خلق را آفریدم تا شناخته گردم .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
و فى كتاب اسرار الامامة : اشتهریین الرواة ان داود علیه السلام قال فى بعض مناجاته : یا الهى لم خلقت العالم و ما فیه ؟ قال : كنت كنزا مخفیا فاحببت ان اعرف .


در كتاب اسرار الامامة گوید:
میان راویان مشهور است كه داود علیه السلام در یكى ازمناجاتهاى خود عرضه داشت :
خداى من ! چرا عالم و آن چه را كه در آن است آفریدى ؟
فرمود: من گنجى پنهان بودم ، دوست داشتم شناخته شوم .

اتانى هواه قبل ان اعرف الهواء(ج : الهوى)
فصادف قلبى خالیا فتمكنا


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع:در عین الحیاة از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام به سند معتبر منقول است كه :
ساری , گاهنوشته های محمود زارعایمان ده پایه دارد مانند نردبانى كه بر او بالا روند، و سلمان در پایه دهم است ، و ابوذر در پایه نهم ، و مقداد در پایه هشتم و از این حدیث نیز معنى لو علم ابوذر ما فى قلب سلمان معلوم مى گردد.

اى عزیز! موسى علیه السلام با وجود رسالت و مرتبه اولوالعزمى كه داشت متحمل جرعه اى از علوم خضر علیه السلام نشد.
و در عین الحیاة در ترجمه این فقره : یا اباذر، اذا دخل النور القلب انقى (در عین الحیاة : انفسخ و در امالى طوسى : انفتح) و استوسع . قلت : فما علامة ذلك بابى انت وامى یا رسول الله ؟ قال : الانابة الى دار الخلود، و التجافى عن دار الغرور، و الاستعداد للموت .

اى اباذر، هرگاه نور وارد قلب شود دل پاكیزه و گشاده گردد.
گفتم : پدر و مادرم فدایت اى رسول خدا، علامت آن چیست ؟
فرمود: میل به سراى جاوید، و دل كندن از سراى فریب ، و آمادگى براى مردن .

گفته است : ایمان بعضى مانند پیاله اى است كه گنجایش اندكى از علوم و معارف دارد. اگر زیاده از قدر حوصله اش (بر آن ) بریزند از سر بدر رود. و از بسیارى عبادات و كمالات ، وسعت زیاده مى شود و استعداد قبول معارف بیشتر مى شود تا آن كه به منزله دریائى مى شود كه هرچند نهرهاى حقایق بر او ریزند مطلقا او را از جا بدر نمى آورد. آن انوار معنوى است به سبب آن كه این گشاده مى شود..( عین الحیاة ص 367، در آن چنین است : آن انوار معنوى سبب گشادگى مى شود این گشادگى سبب ادراك قبول مى گردد.....)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (49): (علم ظاهر و علم باطن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه علم میراث انبیاء است پس بدان كه انبیاء علیهم السلام دو نوع علم ساری , گاهنوشته های محمود زارعمیراث گذاشته اند :
علم ظاهر و علم باطن .
اما علم ظاهر آن علم نافعى است كه صحابه از قول و فعل رسول الله صلى الله علیه و آله اخذ كرده اند، و تابعین و ائمه سلف تتبع آن نموده اند از علم كتاب و سنت ، و بدان عمل نموده اند.
و علم باطن ، معرفت آن معانى است كه بى واسطه جبرئیل علیه السلام از غیب الغیب در مقام او ادنى در حالت الى مع الله وقت (مرا با خدا وقتى است (كه هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى در آن حال به من نرسد)) وظیفه بدرقه جان رسول الله صلى الله علیه و آله كردند، (كه ) فاوحى الى عبده ما اوحى ،( نجم ، 10: پس وحى كرد به بنده اش آن چه را وحى كرد.) و از ولایت نبوت جرعه اى از جام مالامال بر سنت كرام بر جان جگر سوختگان اهل طلب مى ریختند كه : ما صب الله فى صدرى شیئا الا و قد صببت فى صدر على علیه السلام .

و همچنان كه علم ظاهر را انواع بسیار است ، انواع علم باطن زیاده از آن است چون علم اسلام ، و علم ایمان ، و علم احسان ، الاحسان ان تعبدالله تعالى كانك تراه ، فانك و ان لم تره فانه یراك ،( جامع الصغیر ج 1، ص 122.) و علم ورع ، و علم ایقان ، و علم عیان ، و علم عین ، و علم توبه ، و علم زهد، وعلم تقوى ، و علم اخلاص ، و علم معرفت نفس ، و علم صفات و آفات نفس ، و علم معرفت دل ، و علم صفات و اطوار و احوال دل ، و علم تزكیه و تربیت نفس ، و علم تصفیه و پرورش دل ، و علم معرفت سر و خاصیت آن ، و علم معرفت روح ، و علم تربیت و تجلیت روح ، و علم معرفت خفى و فواید آن ، و علم فرق میان خاطر نفسانى و شیطانى ، و عقلى و دلى و ایمانى ، و ملكى و روحانى ، و شیخى و رحمانى ، و علم فرق میان اشاره و الهام و خطاب و نداى هاتف و وحى و كلام حق ، و علم تهذیب اخلاق ، و علم تبدیل صفات ، و علم تخلق به اخلاق حق ، و علم مشاهدات و انواع آن ، و علم مكاشفات و تفاوت آن ، و علم توحید و مقامات آن ، و علم اسامى و صفات حق ، و علم صفات افعال ، و علم معانى صفات ، و علم تجلى صفات ، و علم تجلى ذات ، و علم احوال ، و علم قرب و بعد، و علم فناء، و علم بقاء، و علم سكر، و علم صحو، و علم معرفت و انواع آن ، و علم فناء الفناء، و علم بقاء البقاء، و علم وصول ، و غیر آن از انواع علوم لدنى و غیبى كه تعداد آن اطنابى دارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

    پیامبر صلى الله علیه و آله:
    اَلصِّدقُ طُمَنینَةٌ وَ الكَذِبُ ریبَةٌ؛ (01)
    راستگویى [مایه] آرامش و دروغگویى [مایه] تشویش است.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع
    پیامبر صلى الله علیه و آله:
    اِعلَم اَنَّ الصِّدقَ مُبارَكٌ وَ الكِذبَ مَشؤومٌ؛ (02)
    بدان كه راستگویى، پر بركت است و دروغگویى، شوم.


    پیامبر صلى الله علیه و آله:
    إِنَّ اللّه عَزَّوَجَلَّ أَحَبَّ الكَذِبَ فِى الصَّلاحِ وَأبغَضَ الصِّدقَ فِى الفَسادِ؛ (03)
    خداوند عزوجل، دروغى را كه باعث صلح و آشتى شود دوست دارد و از راستى كه باعث فتنه شود بیزار است.



ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع: شناخت خدا بالاترین معرفتهاست . باید خود را شناخت تا خدا را بشناسیم!

حضرت مولا علی (ع ) چگونه خدا را شناخت؟

فرموده که خدا را به :
1- گردانیدن تصمیم ها ( = یكی پیمان می بندد و تصمیم بر دوستی میگیرد و مدتی بعد میگرداند!)
2- گشودن پیمانها (= لازمه گردانیدن تصمیم ها عهدشكنی است!)
3- شكستن اراده ها ( =.......................................................)
شناختم .

ساری , گاهنوشته های محمود زارع


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:قرآن مجید بنا بنقل شیخ بهایی در کشکول دارای 76.440 کلمه است و مجموعا 246.867 حرف است شرح حروف در پاورقی آمده است.

قرآن کریم شامل 114 سوره است که 82 سوره آن مکی و در مکه نازل شده است و 32 سوره آن در مدینه نازل شد که به آنها سوره های مدنی میگویند.

در قرآن مجید تصریح شده است که 83 پیامبر برای دفع مشکلات خود و مردم خداوند را به لفظ " ربً " خوانده اند که دعای آنان مستجاب شده است.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

آگاهان علوم ریاضی اسلامی با محاسبه حساب جمل لفظ " رب " را با نامهای " محمد " ( 92 ) و " علی " ( 110 ) تطبیق داده اند . یعنی لفظ رب با حساب ابجد میشود ( 202 ) , محمد و علی هم میشود ( 202 ) . کلمه " رب " از حروف اسم اعظم خداوند و از اسماء جمالی است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

کل دوازده بند فصیده محتشم کاشانی درباره امام حسین و کربلا در ساری , گاهنوشته های محمود زارع

ساری , گاهنوشته های محمود زارع

باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه وچه عزا وچه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان وخلق جهان جمله درهم است
گویا طلوع می کند از مغرب افتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن وملک بر ادمیان نوحه می کنند
گویا عزای اشرف اولاد ادم است
خورشید اسمان وزمین نور مشرقین
پرورده کنار رسول خدا حسین

 


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

الف اول علیست جل و جلال       آنکه در وصف اوست ناطقه لال
ب  بود  باعث دو  کون  علی       بجز او نیست ایزد متعال
ت   تولا  مکن    بغیر    علی       تا رساند ترا بجاه و جلال
ث  ثنای علی خدا گفته است     ثابت است این سخن بر اهل کمال
ج جان و جهان طفیل علیست     جان فدا کن اگر تراست مجال
ح  حمایل  بروز حشر علیست     حمد او گوی ای حمیده خصال
خ خلیفه علی بحکم نبی است    خصم را این هوس خیال محال
د دولت طلب ز ناد علی              دال او هست چون بدولت دال
ذ  ذرات    با    علی    نازند         ذات او را از آنکه نیست مثال
ر                                            ریخت جبرییل را ازو پر و بال
ز  زبان  را   گشا   بمدح   علی     زانکه خوشتر بود  ز آب زلال
س  سپاس  علی  و  آل  علی     ساز ورد زبان خود مه و سال
ش  شکرریز   شو   بمدح  علی    شکر او گوی و باش فارغبال
ص  صرف   علی   و   آلش   به    صد هزاران هزار مال و منال
ض  ضرب  علی  عمرانست        ضابط ملک به ز رستم زال
ط  طلب از علی وصال علی        طالب حق بحق بود ابدال
ظ ظلوم و جهول خصم علیست    ظلم بر دوستان او اضلال
ع  عین علیست   عین الله         عارفان عالمند نی جهال
غ غایب علیست در همه علم     غیر او در حساب خواب و خیال
ف                                          فانظروا بالغد و والا صال
ق                                          قاضی شرع و قاتل دجال
ک کافی و کارساز علیست         کاملان را بگاه استکمال
ل لطف  علی  محبان را             لازم دشمنان اوست وبال
م منت مکش ز غیر علی           مالک ملک اوست در همه حال
ن نبی و علی ولیست ولی         نیست غیر از نبی باو امثال
و وقف ظهور نور علیست            وای آنکس کزو نهفت جمال
ه                                           همه قرآن چه نور و چه انفال
                                             لافتی خوان اگر نگشتی لال
ی یقینم  بآل یاسین  است        یا علی دست ما و دامن آل
بنده ی تست  قاسم کاهی        سر خود کرده در رهت پامال
ساقی کوثری و میخواهم            از کفت کاسه های مالامال
تا بود عشق و حس در عالم       تا بود زیب و حسن از خط و خال
باد چون خارجی دل پرخون         باد چون لاله روی آتش آل
                          " مولوی قاسم کاهی بخارایی"
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
توجه : نقل مطالب یا اشعار از دیگران لزوما بمعنی تایید همه متن آن از سوی مدیر این وبلاگ نمیباشد ! ضمنا حذف یکی دو بیت یا مصرع تعمدی بوده و نزد ما محفوظ میباشد ( ف.ز )



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
.
زهی خورشید را داده رخ تو حسن و زیبایی
در لطف تو کس بر من نبندد گر تو بگشایی

به زیورها نکورویان بیارایند  گر خود را
تو بی‌زیور چنان خوبی که عالم را بیارایی
تو را همتا کجا باشد که در باغ جمال تو
کند پسته شکرریزی کند سنبل سمن سایی

اگر نز بهر آن باشد که در پایت فتد روزی
که باشد گل که در بستان برآرد سر به رعنایی
هم از آثار روی تست اگر گل راست بازاری
ادب نبود تو را گفتن که چون گل حورسیمایی

اگر روزی ز درویشی دلی بردی زیان نبود
که گر دولت بود یک شب به وصلش جان بیفزایی
چه باشد حال مسکینی که او را با غنای تو
نه استحقاق وصل تست و نی از تو شکیبایی

من مسکین بدین حضرت به صد اندیشه می‌آیم
ز بیم آنکه گویندم که حضرت را نمی‌شایی
اگر چه دیده‌ی مردم بماند خیره در رویت
ببخشی دیده را صد نور اگر تو روی بنمایی

تو از من نیستی غایب که اندر جان خیال تو
مرا در دل چو اندیشه است و در دیده چو بینایی
مرا با تو وصال ای جان میسر کی شود هرگز
که من از خود روم آن دم که گویندم تو می‌آیی

چنان شیرینی ای خسرو که چون فرهاد در کویت
جهانی چون مگس جمعند بر دکان حلوایی
کنون ای
سیف فرغانی که پایت خسته شد در ره
برو بار سر از گردن بیفگن تا بیاسایی



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

(در آخر این خطبه حضرت با بن عبّاس فرموده: یا ابن عبّاس تلك شقشقة هدرت ثمَّ قرّت، شقشقه در لغت مانند شش گوسفند است كه شتر در وقت هیجان و نفس زدن آنرا از دهان بیرون مى آورد و در زیر گلو صدا میكند و در اوّلین مرتبه بیننده آنرا با زبان اشتباه مى نماید، امیر المؤمنین در جواب ابن عبّاس فرمود:شكایت كردن از سه خلیفه در اینجا كه از روى ظلم و ستم بر من تقدّم جستند از جهت هیجان و بشوق هدایت خلق بود كه گفته شد، گویا شقشقه شتر صدا كرد و در جاى خود باز ایستاد یعنى هر وقت و همیشه از این قبیل سخنان گفته نمى شود):

ساری , گاهنوشتهای محمود زارع

 (*) آگاه باش سوگند بخدا كه پسر ابى قحافه (1) خلافت را مانند پیراهنى پوشید و حال آنكه مى دانست من براى خلافت مانند قطب وسط آسیا هستم ؛علوم و معارف از سر چشمه فیض من مانند سیل سرازیر میشود، هیچ پرواز كننده در فضاى علم و دانش به اوج رفعت من نمى رسد

(*) پس جامه خلافت را رها و پهلو از آن تهى نمودم و در كار خود اندیشه مى كردم كه آیا بدون دست (2) حمله كرده یا آنكه بر تاریكى كورى (و گمراهى خلق) صبر كنم كه در آن پیران را فرسوده، جوانان را پژمرده و پیر ساخته، مؤمن رنج مى كشد تا بمیرد،

(*) دیدم صبر كردن خردمندیست، پس صبر كردم در حالتى كه چشمانم را خاشاك و غبار و گلویم را استخوان گرفته بود (*) میراث خود را تاراج رفته مى دیدم (4).

(*) تا اینكه اوّلى (ابى بكر) راه خود را بانتهاء رسانده (5) خلافت را بعد از خود به آغوش ابن خطّاب (عمر) انداخت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:از پیامبر اکرم(ص) روایتست که فرمود:«...هرکه بدخوست خود را در شکنجه دارد و هر که با مردمان درافتد بى ‏آبرو شود واحترامش برافتد ! و در ادامه فرمود: پیوسته جَبرَئیل مرا باز میداشت از درافتادن با مردمان، چنانى که بازمیداشت از میخوارى و پرستش بتان» (1)

امام جعفر بن محمّدٍ الصّادق علیه السّلام ؛ قالَ:« لا تُمارِیَنَّ حَلیماً وَ لا سفیهاً، فَإنَّ الحَلیمَ یَقلیکَ وَ السّفیهَ یُؤذیکَ ؛ یعنی : هرگز مِراء (بحث و جدل) مکن با کسی، چه حلیم (بردبار) و باخرد باشد و چه سفیه (احمق) و لئیم (پست) و بی خرد‏؛ چه آنکه، دانا و حلیم، کینه ات را به دل می گیرد، و سفیه و لئیم با دشمنی یا توهین به تو، آزارت می دهد!» (2)


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.


السلام ای عالم اسرار رب‌العالمین
وارث علم پیمبر فارس میدان دین
السلام ای بارگاهت خلق‌را دارالسلام
آستان رویت بطرف آستین روح‌الامین
السلام ای پیکر زایر نوازت زیر خاک
از پی جنت خریدن خلق را گنج زمین
السلام ای آهن دیوار تیغت آمده
قبله‌ی اسلام را از چارحد حصن حصین


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها