چشم به راه


O اندوه و تاسف من از این است كه بى خردان و نابكاران این امت را به دست گیرند و مال خدا را دست به دست گردانند و بندگان او را به بندگى خود گیرند و با صالحان بستیزند و تبهكاران را دار و دسته خود كنند.

اسى ان یلى امر هذه الامه سفهاوها و فجارها، فیتخذوا مال الله دولا، و عباده خولا، و الصالحین حربا، و الفاسقین جزبا .
ساری , گاهنوشته های محمود زارع

O اى مالك ! خویشتن را از خودپسندى ، و اعتماد به چیزى كه تو را به خودپسندى مى اندازد و علاقه به تملق گویى دیگران برحذر دار؛ زیرا این كارها مطمئن ترین فرصت براى شیطان است تا كارهاى خوب نیكوكاران را محو و نابود سازد.



ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

O ابن ابى الحدیدساری , گاهنوشته های محمود زارع(علی علیه السلام)
جانم به فدایت (( على )) كه شجاعت و رقت در دل ، زورمندى در بازو و جهانى تاثر در چشم دارى ...، و در سوگ كسى اشك مى ریزى كه در جهان ، دو تن را بیش از همه دوست داشت : یكى دخترش فاطمه (علیه السلام ) و دیگرى همسر او  .

این بزرگ مرد عالم اسلام على (علیه السلام ) بر دل ها حكومت مى كرد و نه تنها در آن زمان ، بلكه قرن ها بعد نیز در حكومت او خللى پدید نیامده است .

على (علیه السلام ) را بر دیگر مسلمانان مزایایى است ، على زاده كعبه است ؛ از این رو بسیارى از مورخان و پژوهندگان او را (( فرزند كعبه )) خوانده اند. چرا كه مادرش او را در كعبه ، این مكان مقدس مسلمین ، زاده است ،... على (علیه السلام ) نخستین مردى است كه به اسلام گرویده است .


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
علـــــی آن شیـــر خـــدا شـــاه عــــرب
الفتـــــی داشتـــــه بـا ایـــن دل شــــب
شـــب ز اســـرار علـــــی آگـــــاه است
دل شـــب محــــرم ســــراللـــه اسـت

شـــب شنفتـــه ست مناجات علــی
جوشــش چشمـــه‌ی عشــق ازلـی
شــاه را دیده به نوشینــی خـــواب
روی بــــــر سینــه دیــوار خـــــراب

قلعــه بانی که به قصـر افــــــلاک
ســر دهـــد ناله‌ی زندانیِ خاک
اشکبــاری که چـو شمع بیـزار
مــــی‌فشاند زر و می گرید زار

دردمـدی که چو لب بگشاید
در و دـــیوار بـــه زنهـــار آیــد


ادامه شعر .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع: بخشی از حدیث شریف کساء
ساری , گاهنوشته های محمود زارع (پنج تن آل عبا)

اَللّهُمَّ اِنَّ هؤُلاَّءِ اَهْلُ بَیْتى وَخاَّصَّتى وَحاَّمَّتى لَحْمُهُمْ لَحْمى وَدَمُهُمْ دَمى یُؤْلِمُنى ما یُؤْلِمُهُمْ وَیَحْزُنُنى ما یَحْزُنُهُمْ اَنَا حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَهُمْ وَسِلْمٌ لِمَنْ سالَمَهُمْ وَعَدُوُّ لِمَنْ عاداهُمْ وَمُحِبُّ لِمَنْ اَحَبَّهُمْ اِنَّهُمْ مِنّى وَ اَنَا مِنْهُمْ فَاجْعَلْ صَلَواتِکَ وَبَرَکاتِکَ وَرَحْمَتَکَ وَغُفْرانَکَ وَرِضْوانَکَ عَلَىَّ وَعَلَیْهِمْ وَاَذْهِبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَطَهِّرْهُمْ تَطْهیراً
...

( پیامبر صلی الله علیه و آله ) دو طرف کساء را گرفت و با دست راست بسوى آسمان اشاره کرد و فرمود:
خدایا اینانند خاندان من و خواص و نزدیکانم ؛ گوشتشان گوشت من و خونشان خون من است . مى آزارد مرا هرچه ایشان را بیازارد وبه اندوه مى اندازد مرا هر چه ایشان را به اندوه در آورد . من در جنگم با هر که با ایشان بجنگد و در صلحم با هر که با ایشان درصلح است و دشمنم با هر کس که با ایشان دشمنى کند و دوستم با هر کس که ایشان را دوست دارد. اینان از منند و من از ایشانم . پس بفرست درودهاى خود و برکت هایت و مهرت و آمرزشت و خوشنودیت را بر من و بر ایشان و دور کن از ایشان پلیدى را و پاکیزه شان کن بخوبى ...


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خورشید کمال است نبی , ماه , ولی
اسلام محمد است و ایمان علی
گر بیّنه بر امامتش میطلبی
بنگر که زبینات اسماست جلی

ساری , گاهنوشته های محمود زارع (مولا علی)

در بخش قبلی شعر فوق را ذکر کردیم و شاید بعضی از مخاطبین همینطوری ساده بعنوان یک رباعی بدان نظری سطحی کرده اند در صورتی که با توجه بشرحی که دادیم و مختصری هم که ذیلا خواهیم آورد باید متوجه شوید که این رباعی بسیار دقیق و عمیق بیان شده است. شما نباید حرف و سخن و نوشته همه را همانند هم تصور کنید و و فکر کنید که بقیه هم همینجوری سطحی مطلب مینگارند ...

 قبلا توضیح دادیم که در اصطلاح ارباب علم اعداد اسامی حروف را هر گاه تقطیع کنیم اول آنرا " زبر " مینامند و حرفهای بعدش را " بینه " میگویند.فی المثل در باب کلمه « علی » که دارای سه حرف است ( "ع" و "ل" و "ی" ) اسم حرف اول که (عین) است موقعی که تقطیع نمائیم اینگونه میشود که ( ع ی ن ) اولی آن (ع) زبر است و دوم و سومش که (ی) و (ن) است بینه میباشد و همچنین اسم حرف دوم آنرا که (لام) باشد وقتی تقطیع کنیم چنین میشود که ( ل ا م ) پس اولی آن که (ل) باشد زبر است و حرف دوم و سوم آن که ( الف و میم ) باشد بینه گفته میشود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عدد عکس ابجدیساری , گاهنوشته های محمود زارع(گل)
در عدد عکس ابجدی ( غ ) را یکی میگیرند تا ( الف ) که هزار میشود و نظیره ابجدی بجهت استخراج اسماء کاربرد دارد که آنرا " حروف منکوره " میگویند .
حروف منکوره چنین است که تمام ابجد را بر دو قسم تقسیم نموده که در اینصورت هر قسمتی چهارده حرف میشود که اول قسم اول نظیره اول قسم دوم است که همینطور تا آخر حروف منظور میشود.
با این وصف ( س ) نظیره ( الف ) و (ع ) نظیره ( ب ) و همینطور ادامه داده تا آخر که ( غ ) میشود نظیره ( ن ) !


اقسام ابجد
ابجد در واقع بر دو قسم ( شرقی و غربی ) بوده که طریق مشهور همان ابجد شرقی است. اما در ابجد غربی صاد مهمله را شصت (60) ؛ ضاد معجمه را نود (90) ؛ سین مهمله را سیصد (300) ؛ ظاء معجمه را هشتصد (800) ؛ عین معجمه را نهصد (900) ؛ شین معجمه را هزار (1000) منظور میکنیم و بقیه مشهور موافق است.  با این حساب روش اینچنین میشود که :
( ابجد – هوز – حطی – کلمن – سعفص – قرست – ثخذ – ظغش )

همینطور ابجد بر دو قسم معمول بنام ابجد کبیر و ابجد صغیر نیز تقسیم میگردد که قسم کبیر آن مشهور میباشد. ابجد صغیر را که " فواضل الدور " هم گفته میشود بدین طریق است که هر حرفی از حروف که بیش از دوازده (12) باشد , دوازده را از آن کسر و آنچه باقی میماند, عدد آن حساب میکنند و همچنین هر چه که از شصت (60) زیادتر باشد , شصت را از آن کم و باقیمانده را عدد آن حساب میکنند. در این روش از یک تا ده (10) در واقع بحال خود باقیست و شصت (60) ساقط است.

برای وضوح بیشتربا توجه به بیان فوق بطور خلاصه ابجد صغیر بشکل زیر ترتیب می یابد:

الف = 1 ؛ ب = 2 ؛ ج = 3 ؛ د = 4 ؛ ه = 5 ؛ و = 6 ؛ ز = 7 ؛ ح = 8 ؛ ط = 9 ؛ ی = 10 ؛ ک = 8 ؛ ل = 6 ؛ م = 4 ؛ ن = 2 ؛ س = ساقط
ع = 10 ؛ ف = 8 ؛ ص = 6 ؛ ق = 4 ؛ ر = 8 ؛ ش = ساقط ؛ ت = 4 ؛ ث = 8 ؛ خ = ساقط ؛ ذ = 4 ؛ ض = 8 ؛ ظ = ساقط ؛ غ = 4
 
پس هر عددی که در فوق بوده بعد از وضع شصت است و آنچه در پایین است از " ک " تا آخر بعد از وضع دوازده ؛ پس از هر یک تا هزار از هر حرف تا دوازده و شصت آنچه باشد را افکنده و باقی را مینویسیم.

البته دو نوع ابجد دیگر هم هست که یکی " ابجد وسیط " و دیگری بنام " جامع اکبر " مسمی است.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(باد بهار)
از پیامبرخدا (ص) نقل شد که آنحضرت فرموده اند:
« باد بهار را غنیمت شمارید،پس همان كاری كه با درختان می كند، با بدن های شما نیز همان كار را می نماید. و از باد پاییز بپرهیزید، پس همان كاری كه با درختان می كند بر بدن های شما نیز همان تأثیر را دارد.» (1)


از حضرت مولا امیرالمومنین علیه السلام نیز وارد شده که :
« از باد در اول آن بپرهیزید(فصل پاییز) ولی در آخر، آن را احساس نمایید (فصل بهار).
پس باد همان تأثیری كه بر درختان دارد، در بدن ها نیز همان تأثیر را بر جای می گذارد.
باد در آغاز آن،باعث زرد شدن و ریزش برگ درختان می گردد، اما در آخر، باعث رویش و شكوفه دادن درختان می گردد.» (2)

جناب مولوی هم بر اساس همین روایت بود که چنین سرود:
گفت پیغامبر با اصحاب کبار
تن مــپوشــانیــد از باد بهــار
آنچه با برگ درختان می کند
با تن و جان شما آن می کند



---------------------
(1) .
" اغتنموا برد الرّبیع فانّه یعمل بابدانكم كما یعمل باشجاركم و اجتنبوا برد الخریف فانّه یعمل بابدانكم كما یعمل باشجاركم. "
(2) . إتّقوا البرد فی أوله ، و تلقّوه فی آخره ، فإنه یعمل فی الأبدان كعمله فی الأشجار ، أوله یحرق ، و آخره یورق.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:فروتنی و مولای متقیان حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مولا علی و فروتنی)

قرآن کریم : انّه لا یحب المستکبرین - همانا خداوند مستکبرین را دوست ندارد.

* چه کسی حق دارد بالاتر از دیگران بنشیند؟!
حضرت فرمود : در صدر و بالای مجلس نباید کسی بنشیند مگر آنکه در او سه جهت بوده باشد :

اول) بتواند به پرسشهای اهل مجلس پاسخ بگوید.
دوم) هنگامی که اهل مجلس از سخن گفتن عاجز شوند , او بتواند سخن بگوید.
سوم) بتواند حضار را بخیر و صلاح راهنمایی کند .

* هر که بر مردم بزرگی کند خوار گردد.
« من تکبرالناس ذل / غررالحکم »


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

کیمیای عمل
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(عمل بقرآن)
ساری , گاهنوشته های محمود زارع:نقلست از فضیل بن عیاض که گفته بود :
خواندن یک آیه از کتاب خدا و عمل نمودن به محتوای آن آیه صحیح تر و درست تر است در نزد من از هزار هزار ختم قرآن کریم !

خواندن قرآن تمامش نیست بهر مردگان
قلبهای مرده را با آن بباید زنده کرد
آنکه آیاتش تلاوت با دلی خاضع بود
قلب ظلمانی خود را اختر تابنده کرد


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری , گاهنوشته های محمود زارع:من البته سند این حدیث را ندیده ام اما محتوای آنرا در تفسیر آیتی از آیات حق بسیار جالب دیده ام و آن اینکه گویند روزی حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام در بین اصحاب فرمود که :

ساری , گاهنوشته های محمود زارع(تفسیر فمن یعمل مثقال دره خیرا یره)

من در همه عمر خویش , در حق کسی نه نیکی کرده ام و نه بدی !


اصحاب گفتند : ای امیر المومنین ما معنی این سخن شما را نمی دانیم ( حیف که چه کسی توانست علی را فهمد ! ) خواستند که خود حضرت از معنی حرف خویش پرده بگشاید !

حضرت مولی الموحدین قرآن بحق ناطق فرمود :

هر که در حق کسی نیکی میکند در واقع امر جزای آن نیکی نیر به خود وی باز میگردد پس بحقیقت در حق خود نیکی کرده باشد . و هر کسی در حق کسی بدی میکند ؛ سزای آن بدی بخودش باز میگردد لذا در حقیقت در حق خویش بدی کرده باشد .

و فرمود : این سخن معنی این آیت است که حق سبحانه تعالی میفرماید :


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع

یا اََیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ اِنَّ بَعضَ الظَّنِّ اِثمٌ .
ای کسانی که ایمان آورده‌اید‏ از بسیاری از ظنّ و گمان، دوری نمایند. همانا بعضی از گمان‌ها گناه است.
( حجرات - 12 )

لَولـا إِذ سَمِعتُمُوهُ ظَنَّ المُؤمِنُونَ وَ المُؤمِناتُ بِاََنفُسِهِم خَیراً وَ قالُوا هذا اِفكٌ مُبِینٌ.
چرا هنگامى كه آن ( گزارش بهتان) را شنیدید مردان و زنان مؤمن گمان نیك به خود نبردند و نگفتند این بهتانى آشكار است

( نور - 12 )

قال رسول الله (صلی الله علیه وآله): إِنَّ الجُبنَ وَالبُخلَ وَالحِرصَ غَرِیزَةٌ وَاحِدَةٌ یَجمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ.
همانا ترس و بخل و حرص، یك خصلتند كه ریشه آنها سوء ظن و بدگمانی است.

(بحار الانوار، ج 73، ص 30)

قال الامام علی (علیه السلام): اِطرَحُوا سُوءَ الظَّنِّ بَینَكُم، فَإِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ نَهَی عَن ذَلِكَ.
سوء ظن و بدبینی نسبت به یكدیگر را دور افكنید؛ زیرا خدای عزوجل از این امر نهی فرموده است.
(الخصال، ص 624)

قال الامام علی
(علیه السلام): لا دِینَ لِمُسِئِ الظَّنِّ.
برای بد گمان دینی نیست ( بدگمان اصلا دین ندارد).

(غرر الحكم، ح 10511)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1360) علامتها ان تکون فی سنه کثیره الزلازل و البرد .
« نشانه آن (بانگ آسمانی) آنست که در سالی که سرما و زلزله بسیار فراوان باشد واقع می شود[44]
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« زراره » روزی از امام صادق (ع) پرسید: آیا آن بانگ آسمانی عمومی است یا خصوصی؟
فرمود: عمومی است،هر قومی آن را به زبان خود می شنود.
زراره از روی تعجب پرسید: هنگامی که جبرئیل امین برای قائم (عج) با نام و نشان با چنین وضعی ندا کند، دیگر چه کسی با او مخالفت می کند؟!
امام صادق (ع) در پاسخ فرمود:

 چقدر مرد مؤمن و زن مؤمنه، که در دوران غیبت او حیران و نگران و سرگردان می شوند ! چون یأس و نومیدی آنها به حد اعلی می رسد بانگ آسمانی سر داده می شود که از دور نیز همانند نزدیک شنیده میشود، این بانگ برای مؤمنان رحمت و برای کافران عذابی سخت خواهد بود.

1361) لایدعهم ابلیس حتی ینادی فی آخر النهار یشکک الناس .
« شیطان آنها را ترك نمی کند، بلکه در آخر همان روز بانگی برآورده آنها را دچار شک و تردید می کند.» [45] €

یکبار دیگر یکی از یاران امام صادق (ع) از پیشگاه آن حضرت پرسید: ما در شگفتیم که حضرت قائم (عج) پس از خسف لشکر سفیانی در بیداء و بانگ آسمانی و عجایب دیگر، چگونه ممکن است گروهی پیدا شده، روی در روی او بایستند؟!
فرمود :

1362) ان الشیطان لایدعهم حتی ینادی کما نادی برسول الله (ص) یوم العقبه .
« شیطان آنها را فرو گذار نمی کند و بر آنها بانگ می زند چنانکه در روز عقبه برای رسول اکرم (ص) بانگ زد.» [46]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آنگاه رسول اکرم (ص) وضع عمومی اسلام را در میان ما چنین توصیف می کند:
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
1185) الغرباء فی الدنیا اربعه: قرآن فی جوف ظالم، و مسجد فی نادی قوم لایصلی فیه، و مصحف فی بیت لایقرافیه، و رجل صالح مع قوم سوء .

« غریب در دنیا چهار نفر است €:
1-    قرآن در سینه شخص ستمگر
2-    مسجد در محله ایکه نماز نمی خوانند
3-    مصحف شریف در خانه ایکه تلاوت نمی شود
4-    و مرد صالح در میان قوم ناشایست. »

 پیامبر خوبان حضرت ختمی مرتبت محمدبن عبدالله(ص) فرمود :
به سوی مــرگ بشتابید پیش از آنکه شش واقعه شما را در یابد:
1 - حکومت سفیهان،
2- زیــاد شــدن پلیـــس،
3- سبک شمـــردن خــــون،
4- قطع رحم (گسسته شدن رشته خویشاوندی)،
5- آغـــــاز تـــــلاوت قــــــــــرآن بــــا نــــــــــــی،
6- جلو انداختن کسی که برتر و داناتر آنها نیست ...

1186) یمر الرجل بالمسجد فلا یصلی فیه رکعتین .
« مرد وارد مسجد می شود و دو رکعت نماز در آن نمی گذارد.» [11]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

آخرین قسمت از جلد دوم این مجموعه: و فى بحر المعارف و خلاصة المناقب عن النبى صلى الله علیه و آله : اذا كان یوم القیامة یصعد على بن ابى طالب علیه السلام على الفردوس و هو جبل عال فى الجنة و فوقه عرش رب العالمین و من سفحه یتفجر الانهار و تتفرق فى الجنان و هو جالس على كرسى من نور یجرى بین یدیه التسنیم ، لا یجوز على الصراط احد الا و معه براة بولایته و ولایة ذریته و اهل بیته ، و هو مشرف على الجنة فیدخل محبیه الجنة و مبغضیه النار. (رك : ص 681.)
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در بحر المعارف و خلاصة المناقب از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت است كه : چون روز قیامت شود على بن ابى طالب علیه السلام بر فردوس - كه كوهى بلند در بهشت است و عرش پروردگار عالمیان بالاى آن قرار دارد و از دامن آن نهرها جارى و دربهشتها پراكنده مى شود - بالا مى رود و بر كرسى اى از نور مى نشیند و چشمه تسنیم در برابر او جارى است ، هیچكس بر صراط عبور نكند مگر آن كه براتى از ولایت او و اولاد و خاندانش با او باشد، و حضرتش مشرف بر بهشت مى باشد پس دوستانش را به بهشت و دشمنانش را به دوزخ داخل مى سازد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...ععع و فى تاویل الایات عن الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام انه جاء ابن الكواء الى امیرالمومنین علیه السلام فقال : یا امیرالمومنین ، ما معنى قوله عز و جل و على الاعراف رجال یعرفون كلا بسیماهم ؟( اعراف ، 46.) فقال : نحن على الاعراف ، نعرف انصارنا بسیماهم ، و نحن الاعراف الذین لا یعرف الله الا بسبیل معرفتنا، و نحن الاعراف یعرفنا الله عز و جل یوم القیامة على الصراط الناس ، فلا یدخل الجنة الا من عرفنا و عرفناه ، و لا یدخل النار الا من انكرنا و انكرناه . ان الله عز و جل لو شاء لعرف العباد نفسه و لكن جعلنا ابوابه و صراطه و سبیله و وجهه الذى یوتى منه ، فمن عدل عن ولایتنا و فضل علینا فانهم عن الصراط لناكبون . (تاویل الایات ص 182. كافى ج 1، ص 184.) و ذكر بهذا المضمون اخبارا اخر.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در همان كتاب از كتاب كافى از امام صادق علیه السلام روایت است كه :
ابن كواء نزد امیرمومنان علیه السلام آمد و عرضه داشت :
اى امیرمومنان معناى این آیه چیست كه : و بر اعراف مردانى قرار دارند كه همه را به سیمایشان مى شناسند؟!
فرمود: ما بر اعراف قرار داریم كه یاران خود را از سیمایشان مى شناسیم ،
و ما اعرافیم ، كه خداوند جز از راه شناخت ما شناخته نمى گردد،
و ما اعرافیم كه خداوند در روز قیامت بر صراط، ما را به مردم مى شناساند، پس داخل بهشت نمى شود مگر آن كه ما را بشناسد و ما او را بشناسیم ، و داخل دوزخ نمى شود مگر آن كه به ما شناسا نبوده و ما نیز او را نشناسیم .
خداى بزرگ اگر مى خواست خود را به بندگان مى شناساند، ولى ما را درها و صراط و راه و چهره خود كه از آن به سوى او توجه مى شود قرار داد،
پس هر كه از ولایت ما عدول نموده و دیگران را بر ما برترى دهد چنین كسانى از راه منحرفند.
اخبار دیگرى نیز به همین مضمون آورده است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

1014) لترکبن سنن من کان قبلکم شبراً بشبر و ذراعاً بذراع، لو ان احدهم دخل فی جحر ضب لدخلتم فیه، و حتی ان احدهم لوجامع امراته فی الطریق لفعلتموه.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
« آنچه در میان اقوام گذشته واقع شده، مو به مو واقع خواهد شد، از هر راهی که آنها رفته اند شما نیز وجب به وجب و قدم به قدم از آن راه خواهید رفت، اگر یکی از آنها به لانه سوسماری وارد شده باشد، شما نیز انجام خواهید داد، اگر یکی از آنها با همسر خود در رهگذر تماس گرفته باشد شما نیز انجام خواهید داد.» [50]

1015) و رأیت الناس یتسافدون کما تتسافد البهائم، لاینکر احد منکرا تخوفا من الناس.
« مردم را می بینی که همانند چهارپایان به طور علنی روابط جنسی برقرار می کنند و کسی از ترس مردم نمیتواند آن را تقبیح کند.» [51]

امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام فرمود:
 در آستانه ظهور قائم (عج) سالهای فریبنده ایست. در آن سالها راستگو تکذیب می شود و دروغگو تصدیق می شود، افراد حیله گر مقرب و محترم می شوند، و اشخاص پست و فاقد صلاحیت سخنگو می گردند.

امیرمؤمنان (ع) می فرماید:
1016) یصبح الامر بالمعروف ذلیلا، والفاسق فیما لایحب الله محمودا .
« کسیکه امر به معروف کند خوار می شود و کسیکه مرتکب گناه شود مورد ستایش قرار می گیرد[52]
€
1017) ولایزداد الامر الا شده، ولا الدنیا الا ادبارا
« هر روزی که می گذرد اوضاع سخت تر می شود و دنیا بیشتر پشت کند[53]

1018) لیأتین علی الناس زمان، یضرف فیه الفاجر، و یقرب فیه الماجن، و یضعف فیه المنصف.€
« برای مردم زمانی پیش آید که فاجران مورد احترام قرار گیرند، و ندیمان (دلقکها) مقرب شوند و منصفان زبون گردند.» [54]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...فقال رسول الله صلى الله علیه و آله : اقبل انا یومئذ بریطة من نور، على تاج الملك و اكلیل الكرامة ، واخى على بن ابى طالب علیه السلام امامى و معه لوائى و هو لواء الحمد، مكتوب علیه : لا اله الا الله ، (محمد و على و شیعته هم الفائزون ) المفلحون هم الفائزون بالله . فاذا مررنا بالنبیین قالوا: هذان ملكان مقربان لم نعرفهما و لم نرهما، و اذا مررنا بالملائكة قالوا: هذان نبیان مرسلان لم نرهما و لم نعرفهما، حتى اعلوالدرجة و على ینبعنى حتى اذا صرت فى اعلى درجة و على اسفل منى بدرجة و بیده لوائى ، فلا یبقى یومئذ ملك و لا نبى و لا صدیق و لا شهید و لا مومن الا رفعوا رووسهم الینا یقولون : طوبى لهذین العبدین ما اكرمهما على الله ! فیاتى النداء من عند الله یسمع النبیون و الخلایق : هذا محمد (ص )حبیبى ، و هذا على ولیى ، طوبى لمن احبه ، و ویل لمن ابغضه و كذب علیه .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: من در آن روز با لباسى از نور در بر و تاج حكومت و افسر كرامت بر سر پیش مى آیم و برادرم على بن ابى طالب علیه السلام با پرچم من یعنى لواى حمد كه به دست دارد پیشاپیش من حركت مى كند كه بر آن پرچم نوشته :
هیچ معبودى جز الله نیست ، ( محمد و على و شیعیان او رستگارانند ). رستگاران آنانند كه به خدا رستگار شده اند.
چون بر پیامبران بگذریم گویند: اینها دو فرشته مقرب اند كه تا حال آن ها را نشناخته و ندیده بودیم .
و چون بر فرشتگان بگذریم گویند: اینها دو پیامبر مرسل اند كه تا حال آن ها را ندیده و نشناخته بودیم ،
و مى آیم تا این كه بر آن درجه بالا مى روم و على هم به دنبال من است ، تا این كه چون بر بالاترین درجه قرار گیرم و على هم در پله پایین من بایستد و لواى من هم به دست اوست ، در آن روز هیچ فرشته و پیامبر و صدیق و شهید و مومنى نماند جز این كه سر خود را به سوى ما بردارند و گویند: خوشا حال این دو بنده ، چقدر نزد خدا گرامى اند!
پس از سوى خدا به طورى كه همه پیامبران و خلایق بشنوند ندا آید:
این محمد صلى الله علیه و آله حبیب من ، و این على ولى من است ، خوشا حال كسى كه او را دوست داشته ، و واى بر كسى كه با او دشمنى ورزیده و بر او دروغ بسته (یا او را تكذیب نموده ) است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (87): (تفویض امور قیامت به امیرمومنان علیه السلام )
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...اما آن كه امور روز قیامت مفوض به آن جناب است اخبار بسیار دلالت بر آن دارد و این ضعیف بعضى از آن ها را ذكر مى نماید. و اعلم ایها (الاخ ) الموید بنور على الذى هو الصراط المستقیم و النبا العظیم ان مقامات یوم الدین سبعة : اللواء و حاملة على علیه السلام ، و الحوض و على علیه السلام ساقیه ، و المیزان و على علیه السلام و الیه ، و الصراط و على علیه السلام معطى براته ، و رجال الاعراف و هو علیه ، و الجنة و النار و مفاتیحهما بیده و امرهما الیه . فعلم ان یوم القیامة مبسوط بآل محمد صلى الله علیه وآله ، فاللواء لهم ، و و الحوض لهم ، و الوسیلة لهم ، و الشفاعة لهم ، فهى الذادة و القادة و السادة ، و الولاة و الحماة ، و الهداة و الدعاة ، فالمنزلة لهم ، و الشرف لهم ، و الولایة و الجنة و النار لهم و الیهم ، و شهادة الانبیاء بالتبلیغ لهم ، و حشر الخلایق و حسابهم علیهم ، و خطاب الله یوم القیامة لهم ، و الدرجة العلیا لهم ، و رضوان الجنة و خازن النار ممتثلان بامرهم ، ماموران بطاعتهم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

... اى برادرى كه به نور على علیه السلام كه راه راست و خبر بزرگ است مویدى ، بدان كه مقامات روز جزا هفت است :
1 - لواء (پرچم ) كه حامل آن على علیه السلام است .
2 - حوض ، كه على علیه السلام ساقى آن است .
3- میزان ، كه على علیه السلام والى آن است .
4 - صراط، كه على علیه السلام دهنده جواز عبور از آن است .
5 - رجال اعراف ، كه همان حضرت است كه بر اعراف قرار دارد.
6 و 7 - بهشت و دوزخ ، كه كلید آن دو به دست اوست .

پس دانسته شد كه روز قیامت گسترده است به آل محمد صلى الله علیه و آله ، چرا كه لواء، حوض ، وسیله ، شفاعت از آن ایشان است ، پس آنانند راننده و پیشبرنده و سروران و والیان و پاسداران و رهنمایان و دعوت كنندگان ؛ پس منزلت ، شرافت ، ولایت ، بهشت و دوزخ همه و همه از آن ایشان و به سوى ایشان ، گواهى انبیا و تبلیغ براى ایشان ، حشر خلایق و حسابشان بر عهده ایشان ، خطاب خداوند در قیامت با ایشان ، و درجه و منزلت والا براى ایشان است ؛ رضوان بهشت و خازن دوزخ به فرمان ایشان و مامور به اطاعت ایشانند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام علی (علیه‌ السلام):
حُسْنُ السِّیاسَةِ قِوامُ الرَّعِیَّةِ.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

سیاستِ نیکو مایۀ استواری مردم است.

غررالحکم و دررالکلم، ح 4818
Good politics are the source of people's steadfastness.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشته های محمود زارع
امام باقر (ع) :
501) یبعث الله قائم آل محمد فی عصبه لهم ادق فی اعین الناس من الکحل، فاذا خرجوا بکی لهم الناس، لایرون الا انهم یختطفون. یفتح الله لهم مشارق الارض و مغاربها... الا: هم المؤمنون حقا.. الا ان الجهاد فی آخرالزمان .

« خداوند قائم آل محمد (ص) را بر می انگیزد برای عموم ستمگران در میان گروهی که از نظر مردم کمتر از سرمه در چشم به شمار می آیند. چون آنها ظاهر شوند مردم به حال آنها گریه می کنند. مردم چیزی نمی بینند جز اینکه کشته می شوند!. خداوند شرق و غرب جهان را به دست آنها فتح می کند. آگاه باشید که مؤمن حقیقی آنها هستند. و بدانید که جهاد واقعی در آخرالزمان است.» [60]

و در وصف یاران آن حضرت فرمود :
502) ویجیء والله ثلاثمئه و بضعه عشر رجلا، منهم خمسون امراه، یجتمعون فی مکه .
« به خدا سوگند که سیصد و ده و اندی نفر می آیند که در میان آنها پنجاه زن هست و در مکه گرد می آیند .» [61]

 حضرت امام صادق علیه السلام :
برای او کنزهائی در طالقان هست که این کنزها از طلا و نقره نیست، بلکه مردانی است که دلهای آنها چون قطعه های آهن است که هرگز شک وتردید در آنها راه ندارد. آنها در اعتقاد خود در مورد خدا از سنگ سخت تر هستند، اگر به کوهها هجوم ببرند آنها را از پای در آورند، با پرچمهای خود به هیچ کشوری روی نمی آورند جز اینکه آن را فتح نموده (مظاهر کفر را از بین می برند)، بر فراز اسبهای نجیب خود دست بر زین اسب امام (ع) می کشند و تبرك می جویند. آنها به هنگام نبرد پروانه وار شمع وجود امام (ع) را در میان گرفته، محافظت می کنند. و هر چه امام اراده کند از او کفایت می کنند. مردان شب زنده داری که شبها نمی خوابند و زمزمه نمازشان چون نغمه زنبوران از کندو به گوش می رسد. شبها را با شب زنده داری سپری می کنند و بر فراز اسبها خدا را تسبیح می گویند. آنها در برابر فرمان امامشان از بنده مطیع، مطیع تر هستند. گوئی دلهای آنها مشعلی نورانی است، و آنها از ترس پروردگار خود نگرانند. شعار آنها« یا لثارات الحسین » (ای خونخواهان حسینی) است. رعب و وحشت آنها مسافت یکماه جلوتر از خودشان پیش می رود، و آنها فوج فوج به سوی مولی حرکت می کنند. خداوند به وسیله آنها امام حق را یاری می فرماید

« امام باقر (ع) در تفسیر آیه شریفه « و لیئن اخرنا عنهم العذاب الی امه معدوده » فرموه است که : منظور از« امت معدوده » اصحاب حضرت مهدی (عج) در آخرالزمان است. و منظور از« مایحبسه » ظهور قائم (عج) و یا نزول عذاب به دست آن حضرت است که معنی آیه چنین خواهد بود .« اگر عذاب را از آنها تا امتی محدود (یاران حضرت مهدی (ع) در آخرالزمان) تأخیر بیندازیم، خواهند گفت: چه چیز او را مانع می شود که ظاهر شود و عذاب خدا را بر ما نازل کند .» [ 62]

« قرآن کریم در پاسخ آنها می فرماید: (آگاه باش هنگامیکه عذاب فرود آید، از آنها برگردانده نمی شود، و کیفری که استهزاء و مسخره می کردند به آنها می رسد).» [ 63]

امام صادق (ع) می فرماید :
505) اما انی لو ادرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الامر .
« به خدا سوگند، من اگر آن روز را درك می کردم جانم را برای حضرت صاحب الامر (عج) فدا می کردم.» [67]

506) یقف بین الرکن و المقام، فیصرح صرخه فیقول: یا معاشر نقبائی، و اهل خاصتی و من ادخرهم الله لنصرتی قبل ظهوری علی وجه الارض: انتونی طائعین!. فترد صیحته علیهم و هم فی محاریبهم وعلی فرشهم فی شرق الارض و مغربها، فیسمعونه فی صیحه واحده فی اذن کل رجل، فیجیئون نحوها .

« در میان رکن و مقام می ایستد، آنگاه بانگ بر می آورد: ای فرماندهان من!، ای نزدیکان من!، ای کسانیکه خداوند پیش از ظهور من آنها را برای یاری من در روی زمین ذخیره کرده است!، به سوی من بشتابید و به فرمان من گردن نهید. صدای آنحضرت در شرق و غرب جهان به گوش یارانش می رسد، و آنها که در محرابهای خود و یا بر فراز رختخواب های خود هستند، در یک لحظه بانگ امام را می شنوند و به سوی او می شتباند.» [68]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...فمن ذا ینال معرفتنا، او بیان درجتنا، او یشهد كرامتنا، او یدرك منزلتنا؟ حارت الالباب و العقول ، و تاهت الافهام فیما اقول ، تصاغرت العظماء، و تقاصرت العلماء، و كلت الشعراء، و خرست البلغاء، و الكنت الخطباء، و عجزت ، الفصحاء، و تواضعت الارض و السماء عن وصف شان الاولیاء. و هل یعرف او یوصف او یعلم او یفهم او یدرك او یملك شان من هو نقطة الكاینات ، و قطب الدایرات ، و سر الممكنات ، و شعاع جلال الكبریاء، و شرف الارض و السماء؟ جل مقام آل محمد صلى الله علیه و آله عن وصف الواصفین ، و نعت الناعتین ، و ان یقاس بهم احد من العالمین . و كیف ؟ و هم النور الاول ، و الكلمة العلیا، و التسمیة البیضاء، و الوحدانیة الكبرى التى اعرض عنها من ادبر و تولى ، و حجاب الله الاعظم الاعلى . فاین الاخبار (ب : الاختیار.) من هذا؟ و این العقول من هذا؟ و من (ذا عرف من ) عرف او وصف من وصف ، ظنوا ان ذلك من غیر آل محمد صلى الله علیه و آله كذبوا و زلت اقدامهم ، و اتخذوا العجل ربا، و الشیطان حزبا. كل ذلك بغضة لبیت الصفوة ، و دار العصمة ، و حسدا لمعدن الرسالة و الحكمة ، و زین لهم الشیطان اعمالهم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
پس كیست كه به معرفت ما دست یابد، یا بیان درجه ما تواند، یا كرامت ما را شاهد باشد، یا منزلت ما را در یابد؟ عقلها و خردها متحیرند، فهم ها در آن چه مى گویم سرگشته اند، بزرگان كوچك ، دانشمندان نارسا، شاعران گنگ ، زبان آوران لال ، سخن گویان كند، شیوایان ناتوان ، زمین و آسمان فرویند از توصیف شان اولیا.
مگر مى شود شناخت یا وصف كرد یا دانست یا فهمید یا درك كرد یا بدست آورد شان كسى را كه نقطه كاینات ، محور دایرات ، سرّ ممكنات ، شعاع جلال كبریا و شرف زمین و آسمان است ؟!
مقام آل محمد صلى الله علیه و آله والاتر است از وصف توصیف كنندگان و ستودن ستایندگان ، و از این كه احدى از جهانیان با آنان مقایسه گردد.
چگونه شود و حال آن كه آنان نور نخستین ، كلمه برتر، نام گذارى روشن ، و وحدانیت بزرگى هستند كه معرضان و پشت كنندگان از آن اعراض نمودند، و حجاب بزرگتر و برتر خدایند؟!
پس كجا مى توان از آن خبر داد و عقلها كجا مى توانند بدان راه یابند؟!
و كیست آن كه بشناسد و كیست آن كه وصف كند؟!
پندارند كه این مقام در غیر آل محمد صلى الله علیه واله وجود دارد، دروغ گفته اند و گامهاشان لغزیده است ، گوساله را پروردگار و شیطان را حزب خود گرفتند.
همه این ها به خاطر كینه بابیت برگزیدگى و خانه عصمت و پاكیزگى و از روى حد باكان رسالت و حكمت بود و شیطان نیز كردارشان را در نظرشان زینت داد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

رسول اکرم (ص) می فرمایند:
348) المهدی من ولدی الذی یفتح الله به مشارق الارض و مغاربها، داك الذی یغیب عن اولیائه غیبه لایثبت علی القول بامامته الا من امتحن الله قلبه للایمان .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

« مهدی از اولاد منست، خداوند به وسیله او مشرقها و مغربهای زمین را فتح می کند. مهدی همانست که از دوستان خود ناپدید می شود یک ناپدید شدنی که بر اعتقاد خود در امامت استوار نمی ماند جز کسی که خداوند دلش را برای ایمان آزموده است[1]

349) ان اعظم الناس یقیناً قوم یکونون فی آخرالزمان، لم یلحقوا النبی، و حجب عنهم الحجه، فآمنوا بسواد فی بیاض .

« والاترین مردم از نظر یقین، قومی هستند در آخرالزمان، که پیامبر را درك نکرده اند و حجت خدا از آنها مخفی شده، آنها به مرکب سیاه روی کاغذ سفید ایمان آورده اند[2]


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...اى عزیز! شیخ عزیز نسفى در مقصد الاقصى این مذهب را ذكر نموده و از كلام وى ظاهر مى شود كه مذهب اهل تصوف است ، زیرا كه گفته است كه : آن گنج پنهان ذات خداى است و ذات خداى دریاى اول است و روح اضافى دریاى دوم است و ملكوت دریاى سیم و ملك دریاى چهارم .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

روح اضافى كه دریاى دوم است جوهر اول عالم كبیر است ، و روح اضافى اسامى بسیار دارد: جوهر اول و عقل اول و روح اعظم و روح اضافى و روح محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و نور محمد (ى ) صلى الله علیه و آله و مانند این آمده است و موجودات از این چهار دریا بیش نیست . و علما و حكما و اهل وحدت و اهل تصوف را اتفاق است كه این چهار دریا هست ، اما علما مى گویند كه دریاى اول كه ذات خداى تعالى و تقدس است این سه دریاى دیگر را بیافرید، یعنى از نیست هست گردانید، و باز در آن وقت كه خواهد این هست را نیست گرداند.

اهل حكمت و اهل وحدت مى گویند كه امكان ندارد كه نیست هست شود و امكان ندارد كه هست نیست گردد، و نیست هست همیشه نیست باشد و هست همیشه هست بود.
اهل تصوف مراهل وحدت را مى گویند كه عالم پس چون ظاهر شد؟
اهل وحدت مراهل تصوف را مى گویند پیش شما چون پیدا آمد؟!
اهل تصوف مى گویند كه : سهل تسترى و شیبان راعى از خضر شنیدند كه خضر به ایشان گفت :
خلق الله محمدا - الحدیث و قدم تقدم . (ص 643)
اهل وحدت مى گویند كه : پیش ما آن است كه دریاى اول كه ذات خداى است گنج پنهان بود، خواست كه آشكارا گردد و شناخته شود، تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى دوم ظاهر شد. دریاى دوم تجلى كرد و از باطن به ظاهر آمد دریاى سیم و دریاى چهار ظاهر شدند، و این جمله در یك طرفة العین (بود بلكه كمتر از یك طرفة العین كما قال الله تعالى : و ما امرنا الا واحدة كلمح بالبصر او هو اقرب . (تلفیقى از آیه 50 سوره قمر و 77 سوره نحل) و مفردات عالم ملك و عالم ملكوت دایم در تجلى اند و از تجلى ایشان مركبات پیدا آمدند و مى آیند.
این است تمامى موجودات و این همه از تجلى دریاى اول ظاهر شدند در یك طرفة العین )، (قسمت میان كروشه از متن مصدر آورده شد) الا مركبات كه به تدریج پیدا مى آیند. یعنى دریاى اول كه گنج پنهان بود باطن خداى بود، آن باطن تجلى كرد از باطن به ظاهر آمده این همه ظاهر شدند، پس در وجود نیست الا باطن خداى و ظاهر خداى و به غیر وجود خداى وجود دیگر نیست و امكان ندارد كه باشد. (مقصد اقصى باب هشتم)


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:...و فى المكاتیب : در اخبار آمده است كه نور محمد صلى الله علیه و آله چون مرغ سفیدى در بحر رحمت كه نزدیك عرش است چهار صد هزار سال غوطه خورده و به چهار كلمه تسبیح مى كرد، و چون از آن بحر بیرون آمد او را صد و بیست و چهار هزار بال بود، از هر بالى قطره اى فروچكید و از هر قطره اى پیغمبرى مخلوق گشت .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى تاویل الایات و كتاب السماء و العالم من البحار عن مصباح الانوار للشیخ الطوسى (ره )( سابقا در پاورقى ص 435 گفتیم كه این كتاب از شیخ طوسى (ره ) نیست ، و باید دانست كه در (تاویل الایات هر جا از شیخ طوسى (ره ) بدون ذكر نام كتابى نقل مى كند از همین كتاب است كه انتسابش به شیخ (ره ) صحیح نمى باشد) باسناده عن انس ، عن النبى صلى الله علیه و آله قال : ان الله خلقنى و خلق علیا و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام قبل ان یخلق آدم حین لاسماء مبنیة و لا ارض مدحیة و لا ظلمة و لا نور و لا شمس و لا قمر و لا جنة و لا نار. فقال العباس : كیف كان بدء خلقكم یا رسول الله ؟ فقال : یا عم ، لما اراد الله ان یخلقنا تكلم بكلمة فخلق منها نورا، ثم تكلم بكلمة اخرى فخلق منها روحا، ثم خلط النور بالروح فخلقنى و خلق علیا و فاطمة و الحسن و الحسین علیهم السلام ، فكنا نسبحه حین لا تسبیح ، و نقدسه حین لاتقدیس .

و در تاویل الایات و كتاب آسمان و جهان بحار از مصباح الانوار شیخ طوسى (ره ) با سندش از انس ، از پیامبر صلى الله علیه و آله روایت كرده است كه فرمود: خداوند من و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را آفرید پیش از آن كه آدم را بیافریند آن گاه كه نه آسمانى برافراشته و نه زمینى گسترده و نه ظلمت و نور و نه خورشید و ماه و نه بهشت و دوزخى بود.
عباس گفت : اى رسول خدا، آغاز آفرینش شما چگونه بود؟
فرمود: اى عمو، چون خداوند خواست ما را بیافریند كلمه اى گفت و از آن نورى آفرید، سپس كلمه دیگرى گفت و از آن روحى آفرید، سپس نور را با روح آمیخت پس من و على و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام را آفرید، و ما خدا را تسبیح مى كردیم آن گاه كه تسبیحى نبود و او را تقدیس مى كردیم آن گاه كه تقدیسى وجود نداشت .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

همه پیوندها
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو