ساری

النوبة الثالثة
قوله تعالى: یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِینَ،

محمد بشیر و نذیر است

هم فرمانست و هم تشریف و هم تهنیت،
فرمان خدا، تشریف بسزا، تهنیت زیبا،
فرمانى مهربار، تشریفى دلدار، تهنیتى بزرگوار.
مى ‏فرماید تا بنده را بخود نزدیك كند، تشریف میدهد تا رهى، دل بر مهر وى نهد، تهنیت مى‏كند تا صحبت وى جوید، كار آن رهى دارد كه در دل مهر وى دارد، از حقّ برو خورد كه دلى زنده دارد، یادگار كسى پذیرد كه از حقّ تشریفى دارد، با جهان و جهانیان روزگار بیگانه ‏وار گذارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

عقل و ثروت


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

سیری ناپذیر


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

قانونساری,گاه نوشته های محمود زارع:ابن خالویه که از مبرزین علمای نحویه امامیه بود گفته که شبی در محفل انس سیف الدوله بن حمدان جمعی از فضلاء حاضر بوده و از هر جایی سخن بمیان می آمد. وی از آن جمع پرسید :
آیا اسم (ممدودی) کشیده دراز در خاطر دارید که چون جمعش بنا کنند (مقصور) مختصر و کوتاه شود؟!

حاضران همگی یکرای گفتند ما را بر چنین اسمی اطلاعی نیست! سپس متوجه من شده و گفت ترا در این مساله چه جوابست؟!


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاه نوشته های محمود زارع:درباره محمود سلطان سبکتکین گفته اند که در سه مساله در تامّل و تفکر و نیز مرددّ بود:
نخست آنکه بداند آیا فرزند سبک تکین است یا نه ؟!
دوم آنکه آیا بغیر دنیا , نشئه دیگری واقعا وجود دارد یا نه ؟! درباره وقوع قیامت مردد بود!
و در نهایت آنکه آیا روایت مشهور « العلماء ورثه الانبیاء » صحت دارد یا خیر؟!

خواب و رویا

نوشته اند که شبی از شبها بر وفق عادت اغلب سلاطین ماضیه با لباس مبدّل از کوچه ای گذر میکرد. شخصی را به هیبت طالب علمی دید که از فرط فقر و فاقه (1) و نداشتن چراغ که بتواند در زیر روشنایی آن به تحقیق و مطالعه بپردازد. بهمین خاطر دید در دکانی ایستاده , کتاب در دست با نور چراغ مغازه بسختی در حال مطالعه میباشد! هر گاه مشتری برای آن دکان می آمد قدری دورتر میشد که مانع و مزاحم از کسب تاجر نشده و موجبات نارضایتی کاسب را فراهم ننماید.


ادامه مطلب ...


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

النوبة الثالثة
قوله تعالى: بِسْمِ اللَهِ الرَحْمنِ الرَحِیمِ
اسم جلیل، جلاله كبریاؤه، كبریاؤه سناؤه، و مجده عزه، و كونه ذاته، ازله ابده، و قدمه سرمده.
عظیم فى ملكوته، ملیك فى جبروته، مهیمن صمدى الذات، متوحد سرمدى الصفات:
ملیك فى السماء به افتخارى
عزیز القدر لیس له خفاء


چشم

نام خداوندى كه بهیچ چیز و هیچ كس نماند، بهیچ كار بهیچ وقت در نماند.
دشمن پرور است و دوست نواز، عیب پوش است و كارساز.
یاد او آئین زبان، و دیدار او زندگى جان، و دریافت او سرور جاودان.
پادشاه است بى سپاه، و استوار است بى گواه، از نهان آگاه، و مضطر را پناه.

خداوندى كه بعلم نزدیك است، و از وهم دور،
جوینده او كشته با جانست، و یافت او رستاخیز بى صور،
پس نه جوینده مغبون است و نه مزدور معذور.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

خر و حکمت
.
پند چه دهی و چه گویی سخن حکمت و علم
این خران را که چو خر یکسره از پند کرند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:مردی به حضرت امام حسین (ع) گفت : بنشینید تا با هم در موضوع دین مناظره و بحث كنیم، حضرت فرمود: من به دین خود بینا هستم و هدایت الهی بر من آشكار است، اگر شما از دین بی‌اطلاعید، خود در طلب آن بروید و بیاموزید. سپس فرمود: مرا با  مراء و خصومت چكار؟ این شیطان است كه در ضمیر آدمی وسوسه می‌كند و می‌گوید با مردم در امر دین مناظره كن و بحث نما تا درباره‌ات گمان ناتوانی و نادانی نبرند. الحدیث جلد 2  صفحه 52

امام حسین علیه السلام

 امام حسین (ع) روزى به ابن عباس فرمود: در باره چیزى كه به تو مربوط نیست سخن مگو زیرا میترسم به گناه دچار شوى. درباره چیزى كه مربوط بتو است نیز صحبت مكن مگر بدانى جاى صحبت كردن است بسا از گویندگان كه به حق سخن گفته ‏اند ولى سرزنش شده‏ اند با دو كس بحث و جدال مكن شخص حلیم و شخص سفیه. حلیم تو را عصبانى میكند و نادان اذیتت میكند، در پشت سر برادر مؤمن خود چیزى بگو كه دوست دارى او پشت سر تو بگوید. چنان عمل كن همانند مردى كه میداند از جرائمش بازخواست میكنند و پاداش كارهاى نیكش را میدهند و السلام.
سخن نافع بن جبیر به او رسید كه در باره معاویه گفته بود: معاویه به جهت حلم ساكت میماند و بواسطه داشتن علم سخن میگوید. امام علیه السلام فرمود بلكه خودخواهى موجب سخن گفتن او می ‏شود و فروماندن موجب سكوتش میگردد.     بحارالانوار جلد 17 ( جلد 2 صفحه 116  )  www.mzare.ir


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

 مولا علی (ع) :
هیچکس حیا نکند از اینکه اگر چیزی را نمی داند یاد بگیرد. مردان با ایمان چیزی را که نمی دانند با کمال صراحت می گویند نمی دانیم ، و از اینکه به نادانی خود اعتراف نمایند حیاء نمی کنند. 
الحدیث جلد1 ص 76
مولا علی (ع)
مولا علی (ع) :
هرکس به درآمدی که به کفاف زندگیش رسا باشد ( زندگیش بگذرد ) اکتفا کند از پریشان فکری رهیده و به دین وسیله آسایش خاطر خود را مرتب ساخته است.
الحدیث جلد 1 صفحه 91
 
 مولا علی (ع) :
بهترین مطالبی که شایسته است جوانان یاد گیرند چیزهایی است که در بزرگسالی مورد نیازشان باشد و بتوانند در زندگی اجتماعی از آموخته های دوران جوانی خود استفاده نمایند .       
الحدیث جلد 3 صفحه 4


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

علم و عمل

با علمت اگر عمل برابر گردد
کام دو جهان ترا میسر گردد

مغرور برین مشو که خواندی ورقی
زآن روز حذر کن که ورق برگردد


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مولا علی (ع) : دو رویی و نفاق آدمی ناشی از حقارت و ذلتی است که در درون خود احساس می کند.(1)           

نفاق

مولا علی (ع) : بزرگی پروردگار نزد تو ، پدیده ها را در چشمت کوچک می نماید.(2)
( کسی که خدا را شناخت ، دیگر بزرگی در نظرش وجود ندارد )


مولا علی (ع) : کسی که مرگ را با چشم یقین نگاه می کند آنرا نزدیک می بیند و کسی که با چشم آرزو می نگرد آنرا دور می بیند.(3)


مولا علی (ع) :
همانا مردم طلب علم و دانش را ترک کردند ، به واسطه آنچه که از عالم بی عمل دیدند.(4)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

مردم بدانید كه كمال دین در طلب علم است و بكار بستن آن، و راستى كه دانش جستن بر شما از طلب مال لازم‏تر است زیرا مال دنیا میان شما تقسیم است و براى شما ضمانت شده، دادگرى او را میان شما قسمت كرده و بزودى وفا كند براى شما بدان. و دانش براى شما نزد أهلش ذخیره است و مأمورید بطلب علم از آنها، بدنبالش بروید
علم و مولا علی
و بدانید كه مال بسیار دین را فاسد كند، دلها را سخت گرداند و علم بسیار توأم با عمل ؛ دین را اصلاح كند، و وسیله رفتن ببهشت باشد،
و خرج كردن , مال را بكاهد، و علم با خرج كردنش بیفزاید و خرج كردن علم اینست كه آن را در میان حافظان و راویانش منتشر كنى،
و بدانید كه همراهى با دانش و پیروى از آن ؛ دینى است كه براى خدا با آن دیندارى شود، و طاعت آن موجب كسب كردارهاى نیك گردد، و بدكرداریها را از میان ببرد و ذخیره مؤمنانست، و مایه سربلندى آنان در زندگى، و یاد(کرد) بخیر پس از مردن آنها،


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

امام علی (ع) : موقعی که جوانی را به سبب گناهانی که مرتکب شده است نکوهش و سرزنش می کنی مراقب باش که قسمتی از لغزشهای او را نادیده گیری و از تمام جهات مورد اعتراض و توبیخش قرار ندهی تا جوان به عکس العمل وارد نشود  و نخواهد از راه عناد  و لجاجت بر شما پیروز گردد .(1)

کینه

 مولا علی (ع) :
گفتار حکیمانه را از هرکس یاد بگیرید ،  ولو که گوینده ی آن از نظر مذهبی گمراه باشد .(2)

مولا علی (ع) :
گفتار صحیح را از هرکه که است قبول کنید.(3)

مولاعلی (ع) :
خداوند دوست دارد که مردم درباره  هم خوب فکر کنند و خیر خواه یکدیگر باشند .(4)


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (78): (حضور ائمه علیهم السلام بر بالین محتضر)
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:اى عزیز! چون سید مرتضى (ره ) به سبب بعضى قواعد كلامیه و علوم مقالیه شبهه بر وى عارض گشته و انكار حضور حضرت امیرالمومنین علیه السلام را در حین سوال نكیرین نموده ، (رسائل الشریف المرتضى ج 3، ص 133. در این مورد در كتاب الامام على بن ابى طالب علیه السلام تالیف محقق گرانقدر رحمانى همدانى بحث كافى شده است ، مراجعه شود) پس لازم دانسته كه رفع شبهه او را در این فصل نماید تا دیگران به شبهه نیفتند.
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و فى منهاج الحق و الیقین عن كتاب الاربعین عن اسحاق الارزق ، عن عبدالملك بن سلیمان قال : وجد فى ذخیرة حوارى عیسى علیه السلام فى رق مكتوبات بالقلم السریانى منقول عن التوراة ، و ذلك : لما تشاجر موسى و خضر علیهما السلام فى قصة السفینة و الغلام و الجدار و رجع موسى الى قومه ،فساله اخوه هارون عما استعمله من الجدار و شاهده من عجایب البحر، فقال موسى علیه السلام : بینما انا و الخضر على شاطى البحر اذ سقط بین ایدینا طایر فاخذ فى منقاره قطرة من ماء البحر ورمى (بها) نحو المشرق ، ثم اخذ ثانیة ورمى بها نحو المغرب ، ثم اخذ ثالثة ورمى بها نحو السماء، ثم اخذ رابعة ورمى بها نحو الارض ، ثم اخذ خامسة و القیها فى البحر. فبهت انا و الخضر من ذلك ، فسالته عنه ، فقال : لا اعلم . فبینانحن فى ذلك و اذا بصیاد یصید فى البحر، فنظر الینا و قال : مالى اراكما فى فكرة من امر الطایر؟ فقلنا: هو كذلك ، فقال : انا رجل صیاد فقد علمت اشارته و انتما نبیان لا تعلمان ! فقلنا: لا نعلم الا ما علمنا الله عز و جل ، فقال : هذا طایر فى البحر یسمى مسلما، لانه اذا صاح یقول فى صیاحه : مسلم مسلم ؛ فاشارته برمى الماء من منقاره نحو المغرب و المشرق و نحو السماء و الارض و فى البحر، یقول : یاتى فى آخر الزمان نبى یكون علم اهل السماوات و الارض و المشرق و المغرب عند علمه هذه القطرات الملقیات فى البحر، و یرث علمه ابن عمه و وصیه على بن ابى طالب علیه السلام . و عند ذلك سكن ما كنا فیه من التشاجر، و استقل كل واحد منا علمه . (بحار الانوار ج 26، ص 199. تاویل الایات ص 110.)

در كتاب منهاج الحق و الیقین از كتاب اربعین از اسحاق ازرق ، از عبدالملك بن سلیمان روایت نموده كه گفت : در ذخیره حواریون عیسى علیه السلام در ورقى با قلم سریانى به نقل از تورات این مطلب یافت شد كه :
چون میان موسى و خضر علیهماالسلام در داستان آن كشتى و پسر بچه و دیوار مشاجره و گفتگو در گرفت و موسى علیه السلام به سوى قوم خود بازگشت و برادرش هارون در مورد به كار گرفته شدن وى در تعمیر دیوار و آن چه از عجایب دریا مشاهده كرده بود از وى پرسش نمود،


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (77): (احاطه علمى امامان علیهم السلام در اخبار) ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و فى بصائر الدرجات قال ابوعبدالله علیه السلام : ان لله علمین : علم یعلمه ملائكته و رسله فنحن نعلمه ، و ما خرج من العلم الذى لا یعلمه غیره فالینا خرج . (بصائر الدرجات ص 112 با اندكى تلخیص) و بمضمونه روایات فى ذلك الكتاب .

و در بصائر الدرجات است كه امام صادق علیه السلام فرمود: همانا خدا را دو علم است : علمى كه فرشتگان و رسولان الهى آن را مى دانند، ما هم آن را مى دانیم ، و اما علومى كه صادر شده و جز او كسى نمى داند، آن علم به سوى ما صادر شده است . و به همین مضمون روایات دیگرى در آن كتاب آمده است .

و فى الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام یقول : ان عیسى بن مریم علیه السلام اعطى حرفین كان یعمل بهما، و اعطى موسى علیه السلام اربعة احرف ، و اعطى ابراهیم علیه السلام ثمانیة احرف ، و اعطى نوح علیه السلام خمسة عشر حرفا، و اعطى آدم علیه السلام خمسة و عشرین حرفا، فان الله تعالى جمع ذلك كله لمحمد صلى الله علیه و آله . و ان اسم الله الاعظم ثلاثة و سبعون حرفا، اعطى محمدا صلى الله علیه و آله اثنین و سبعین حرفا و حجب عنه حرف واحد. (كافى ج 1، ص 230.)

و در كافى از امام صادق علیه السلام روایت است كه مى فرمود: به عیسى بن مریم علیه السلام دو حرف ( از اسم اعظم ) داده شد كه با آن ها كار مى كرد (و معجزه مى نمود)، و به موسى علیه السلام چهار، به ابراهیم علیه السلام هشت ، به نوح علیه السلام پانزده و به آدم علیه السلام بیست و پنج حرف داده شده بود، و خداى متعال تمام اینها را یكجا براى محمد صلى الله علیه و آله گرد آورد. همانا اسم اعظم هفتاد و سه حرف است كه هفتاد و دو حرف آن را به محمد صلى الله علیه و آله داده و تنها یك حرف از او مستور مانده است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (76): (علت احاطه علم امامان علیهم السلام به جمیع حوادث ) ساری,گاهنوشته های محمود زارع
ساری گاهنوشتهای محمود زارع:و یمكن ان یقال علة كون علمهم محیطا بجمیع الحوادث ما كان و ما سیكون ، ان العلم بالشى ء اما ان یستفاد من الحس برویة او تجربة او سماع خبر او شهادة او اجتهاد او نحو ذلك ، و مثل هذا العلم لایكون الا متغیرا فاسدا محصورا متناهیا غیر محیط، لانه انما یتعلق بالشى ء فى زمان وجوده علم و قبل وجوده علم آخر و بعد وجوده علم ثالث ، و هذا كعلوم اكثر الناس .

و مى توان گفت : علت احاطه علم ایشان به جمیع حوادث گذشته و آینده آن است كه : علم به یك چیز یا از راه حس با دیدن یا تجربه یا شنیدن به طور خیر یا شهود و یا با اجتهاد و امثال اینها به دست مى آید، كه چنین علمى تغییرناپذیر و فاسد شدنى و محدود و متناهى و غیر محیط است ، زیرا هر چیزى در زمان وجودش یك علم بدان تعلق دارد و قبل از وجودش علمى دیگر بدان تعلق داشته و بعد از وجودش نیز علم دیگرى به آن تعلق مى گیرد، و این علم علوم اكثر مردم را تشكیل مى دهد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

ساری گاهنوشتهای محمود زارع:وفى بصائر الدرجات و الكافى عن ابى عبدالله علیه السلام انه قال : یا سلیمان ، ما جاء عن امیرالمومنین علیه السلام یوخذ به ، و مانهى عنه ینتهى عنه ، جرى له من الفضل ما جرى لرسول الله صلى الله علیه و آله ، و لرسول الله صلى الله علیه و آله الفضل على جمیع من خلق الله . المعیب على امیرالمومنین علیه السلام فى شى ء من احكامه كالمعیب على الله و على رسوله ، و الراد علیه فى صغیرة او كبیرة على حد الشرك بالله . كان امیرالمومنین علیه السلام باب الله الذى لا یوتى الا منه ، و سبیله الذى من سلك بغیره هلك ، و بذلك جرت الائمة واحدا بعد واحد، جعلهم الله اركان الارض ان تمید بهم ، و الحجة البالغة على من فوق الارض و من تحت الثرى .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع
و در بصائر الدرجات و كافى از امام صادق علیه السلام روایت است كه (به راوى ) فرمود: اى سلیمان ، آن چه از امیرمومنان علیه السلام رسیده باید گرفت ، و از آن چه نهى فرموده باید دست برداشت .

فضلى كه براى رسول خدا صلى الله علیه و آله جارى است براى آن حضرت نیز جارى است ، و رسول الله صلى الله علیه و آله بر تمام مخلوقات خدا فضیلت و برترى داشته است .
عیب گیرنده بر امیرمومنان علیه السلام در هر یك از احكامش چون عیب گیرنده بر خدا و رسول خدا صلى الله علیه واله است ، و رد كننده بر او در هر حكم خرد و كلانى در مرز شرك به خدا قرار دارد.
امیرمومنان علیه السلام آن در خداست كه جز از آن به سوى خدا راه نیست ، و آن راه خداست كه هر كه غیر آن پوید هلاك شود، امامان نیز یكى پس از دیگرى در همین مسیر قرار دارند، خداوند آنان را اركان و پایه هاى زمین قرار داده كه خلق را به اضطراب نیندازد، و ایشان را حجت بالغه و رساى بر تمام آفریدگان روى زمین و زیر خاك قرار داده است .


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (1-57): (حقیقت معرفت و اقسام آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:چون دانستى كه مقصود اصلى از ایجاد انسان علم به معرفت اسماء و صفات و افعال الهى است ، پس چاره اى از ذكر رسوم معرفت و بعضى از امور كه موجب تشویق طالب است نمى باشد.

اى عزیز! بدان كه : لا شى ء فى خزانة الله سبحانه اعلى و اعظم و اعز من المعرفة حتى قیل فى تعریفها: هى حیاة القلب بالمحیى ، كما قال الله تعالى : او من كان میتا فاحییناه و جعلنا له نورا یمشى به فى الناس كم مثله - (انعام ، 122.) الایة ، و كقوله تعالى : لنجیینه حیوة طیبة ، (نحل ، 97.) یعنى به تحقیق معرفته . و قال تعالى فى وصف قلب الكافر: اموات غیر احیاء و ما یشعرون .( نحل ، 21.) و لذا قیل : علیكم بالقلوب فاصفوها، فانها مواضع نظره و مواطن سره . .
ساری,گاهنوشته های محمود زارع

...چیزى در خزانه خداى سبحان برتر و بزرگتر و گران تر از معرفت نیست ، تا آن جا كه در تعریف آن گفته اند: معرفت ، حیات دل توسط احیا كننده است ، چنان كه خداى متعال فرموده : آیا كسى كه مرده بود پس او را زنده ساخته و براى او نورى قرار دادیم كه با آن در میان مردم راه مى رود مانند كسى است كه ... و نیز مانند آیه : همانا او را به حیاتى پاكیزه حیات بخشیم یعنى به تحقق معرفت او. و خداى متعال در وصف كافر فرموده : مردگانى هستند غیر مستعد براى حیات و نمى دانند كه .... از این رو گفته اند: به دلها بپردازید و آن ها را صاف و صیقلى كنید كه دلها محل نظر و جایگاه راز اویند.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (56): (معرفت نفس و مراتب آن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه آدمى بسیار منازل طى نموده تا به پایه انسانیت رسیده ، پسساری,گاهنوشته های محمود زارع بدان كه درسیر اجناس بالاثار نه در سیر اشخاص بالارواح ، على ما قالت التناسخیه . (تناسخیه گروهى هستند كه معتقدند ارواح پس از مرگ از شخصى به شخص دیگر منتقل مى شود و آن چه انسان از راحتى و آسایش یا رنج و مشقت در این دنیا مى بیند جزاى اعمالى است كه با بدن قبلى انجام داده است) و مقصود از این سیر آن است كه خود را باز بیند و به دیدار خود رسد كه هیچ عذاب اشد از مفارقت و نادیدن هویت خویش نیست . شما مى دانید كه اگر كسى فرزند خود را نمى بیند چگونه متالم است ، پس اگر كسى خود را گم كرده باشد و نیابد حال او چگونه باشد؟ این همه كد و تعب در مراتب هستى براى همین ارتكاب شده تا چهره خویش دیده شود، و این قصه در غیر پایه انسانیت به حصول نتواند رسید. كوى خودشناسى اینجاست ، اگر اینجا به خود رسید رسید، و اگر نرسید به حرمان جاوید موصوف گشت . و اگر چه قبل از انسانیت همچنین از خود محروم بوده لیكن در سیر بود به سوى انسانیت . آن جا محل خودشناسى است ، امیدوار بود، و اگر لذت وصل نداشت لذت امید داشت . بعد از آن كه در حد انسانیت درآمد و آن كار بهم نرسید و انسانیت باطل شد به موت ، آن هنگام الم فقد و الم یاس بهم منضم مى شود، و كس نبیند كه چه بر او مى رود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (49): (علم ظاهر و علم باطن )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! چون دانستى كه علم میراث انبیاء است پس بدان كه انبیاء علیهم السلام دو نوع علم ساری , گاهنوشته های محمود زارعمیراث گذاشته اند :
علم ظاهر و علم باطن .
اما علم ظاهر آن علم نافعى است كه صحابه از قول و فعل رسول الله صلى الله علیه و آله اخذ كرده اند، و تابعین و ائمه سلف تتبع آن نموده اند از علم كتاب و سنت ، و بدان عمل نموده اند.
و علم باطن ، معرفت آن معانى است كه بى واسطه جبرئیل علیه السلام از غیب الغیب در مقام او ادنى در حالت الى مع الله وقت (مرا با خدا وقتى است (كه هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى در آن حال به من نرسد)) وظیفه بدرقه جان رسول الله صلى الله علیه و آله كردند، (كه ) فاوحى الى عبده ما اوحى ،( نجم ، 10: پس وحى كرد به بنده اش آن چه را وحى كرد.) و از ولایت نبوت جرعه اى از جام مالامال بر سنت كرام بر جان جگر سوختگان اهل طلب مى ریختند كه : ما صب الله فى صدرى شیئا الا و قد صببت فى صدر على علیه السلام .

و همچنان كه علم ظاهر را انواع بسیار است ، انواع علم باطن زیاده از آن است چون علم اسلام ، و علم ایمان ، و علم احسان ، الاحسان ان تعبدالله تعالى كانك تراه ، فانك و ان لم تره فانه یراك ،( جامع الصغیر ج 1، ص 122.) و علم ورع ، و علم ایقان ، و علم عیان ، و علم عین ، و علم توبه ، و علم زهد، وعلم تقوى ، و علم اخلاص ، و علم معرفت نفس ، و علم صفات و آفات نفس ، و علم معرفت دل ، و علم صفات و اطوار و احوال دل ، و علم تزكیه و تربیت نفس ، و علم تصفیه و پرورش دل ، و علم معرفت سر و خاصیت آن ، و علم معرفت روح ، و علم تربیت و تجلیت روح ، و علم معرفت خفى و فواید آن ، و علم فرق میان خاطر نفسانى و شیطانى ، و عقلى و دلى و ایمانى ، و ملكى و روحانى ، و شیخى و رحمانى ، و علم فرق میان اشاره و الهام و خطاب و نداى هاتف و وحى و كلام حق ، و علم تهذیب اخلاق ، و علم تبدیل صفات ، و علم تخلق به اخلاق حق ، و علم مشاهدات و انواع آن ، و علم مكاشفات و تفاوت آن ، و علم توحید و مقامات آن ، و علم اسامى و صفات حق ، و علم صفات افعال ، و علم معانى صفات ، و علم تجلى صفات ، و علم تجلى ذات ، و علم احوال ، و علم قرب و بعد، و علم فناء، و علم بقاء، و علم سكر، و علم صحو، و علم معرفت و انواع آن ، و علم فناء الفناء، و علم بقاء البقاء، و علم وصول ، و غیر آن از انواع علوم لدنى و غیبى كه تعداد آن اطنابى دارد.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

فصل (48): (فضیلت علم شریعت )
ساری,گاهنوشته های محمود زارع:اى عزیز! در اول این رساله ذكر شد كه این ضعیف آن چه در این رساله ذكر مى نماید از مطالب حكمت اربعه عملیه است .
بدان كه اول مرتبه از مراتب حكمت اربعه علمیه تهذیب اخلاق ظاهر است به استعمال شرایع نبویه صلى الله علیه و آله و نوامیس الهیه كه تعبیر از این مرتبه به اتباع شارع در اوامر و نواهى مى نمایند، هم به قول و هم به فعل ،یعنى آن چه مى كنى از قول و فعل و آن چه نمى كنى باید به فرمان شارع باشد تا موجب ترقى گردد.
ساری , گاهنوشته های محمود زارع
و قال النبى صلى الله علیه و آله : و الذى نفسى بیده لا یستقیم ایمان احدكم حتى یستقیم قلبه ، و لایستقیم قلبه حتى یستقیم لسانه ، و لا یستقیم لسانه حتى یستقیم عمله .( محجة البیضاء ج 5، ص 193، با اندكى تفاوت)

و پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود:
سوگند به كسى كه جانم به دست اوست ایمان هیچ كدام از شما راست نیاید تا قلبش راست آید، و قلبش راست نیاید تا زبانش راست آید، و زبانش راست نیاید تا عملش راست آید.

قال رسول الله صلى الله علیه و آله : اجمعوا وضوءكم جمع الله شملكم ،( شهاب الاخبار ص 318،ش 507. قدسیه ص 28.) اشاره به آن است كه طهارت باطنى را با طهارت ظاهرى جمع كنید تا استقامت باطن حاصل آید، یا اشاره به آن است كه آب دست شستن را جمع كنید تا موجب التیام و الفت گردد ؛ بنابر دوم وضوء به فتح باید خواند. و بنابر معنى اول ، استقامت باطن آن است كه در جنب كلمه توحید، تعلقات روحانى و جسمانى منفى گردد، و نفى آن همه تعلقات استقامت احوال است . و دلیل بر استقامت احوال استقامت افعال است كه امتثال امر و نهى خداى تعالى است و تعظیم فرمان حضرت او عز و جل ذكره . و جز به استقامت افعال استقامت احوال معلوم نمى شود.


ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

چکیده‏ های درس مبانی فهم حدیث از درس 1 تا 15
محمود زارعساری,گاهنوشتهای محمود زارع: * دیروز فرصتی حاصل شد و داشتم دستی به سر و روی کتابخانه شخصی ام میکشیدم که ... چند سال پیش درسی در مقطع کارشناسی ارشد داشتیم بنام مبانی فهم حدیث ( که بسیار برای مطالعات دینی لازم و بجای خویش شریف و مهم هم میباشد ) ... که امروز مروری کردم بر آن جزوه ها ؛ که چکیده ای را یافتم ... برای اطلاع اجمالی از ماهیت این بحث , آنرا فاطمه خانم تعهد نموده تایپ و تنظیم و ...خلاصه اقدام نمایند و در معرض دید و نظر دوستان قرار بدهند .... ( طبق معمول قیچی سانسور هم در دستشان هست و خوب من بیچاره چه میتوانم با اینهمه زحمتی که بدیشان رجوع میدهم , بگویم ) ... از طرفی باید دانست ورود بماحث تخصصی دینی صلاحیت لازم را می طلبد ... که بهمین خاطر نباید بی گدار به آب زد و بسهولت خویش را علامه اغلب علوم و تخصص ها دانست... کرارا دیده ام در صفحاتی که بعضی از دوستان سوپر مذهبی اداره میکنند واقعا بی پایه و مایه و جسورانه در حوزه هایی وارد میشوند که اصلا شایسته نیست بدون زمینه وارد آن میدان بشوند ... فقط از خدا میخواهیم که باصطلاح  ابرو را درست نکرده آبرو بر باد ندهند یعنی همان چشمها را کور نکنند و ... باقی ماجرا ...!  محمود زارع  www.mzare.ir



ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

بسمه تعالی

پول ، شبه پول ، نقدینگی 

ساری,گاهنوشتهای محمود زارع:ما در تعریف پول ، آنرا بعنوان واسطه اصلی هرگونه مبادلات مطرح کردیم یا در واقع پول وسیله عمومی پرداخت هاست اما باید در نظر داشته باشیم که بخش اعظمی از انواع مبادلات درونی ما بین کشورها از طرق دیگر علی الخصوص از طریق چکهای صادر شده صورت می بندد . چکهای صادره بر اساس حسابداری جاری یعنی همان سپرده های دیداری مردم در نزد بانکها منظور ماست .

بدین سبب اگر ملاک اصلی در تعریف پول را همان نقش واسطه گری آن در مبادلات یا وسیله انواع پرداخت ها  ، بدانیم ، باید گفت که این سپرده ها ( سپرده های دیداری ، مردم نزد بانکها ) را نیز پول محسوب می کنیم . وقتی ما از سپرده های مورد بحث صحبت می کنیم منظور ما این است که این سپرده ها صرفا از طریق چک امکان نقل و انتقال پیدا می کنند . در تفهیم بیشتر مفهوم این سپرده ها ، اضافه می کنیم که منظور اصلی از سپرده های دیداری مردم در نزد بانکها فی الواقع همان تعهدی است که بانکها در برابر مشتریان برای پرداخت وجه نقد از طریق چک دارند ، نه آنکه پول مردم در نزد بانکها بصورت ذخیره در آمده باشد . چرا که پول موجود در شعبات بانکی بخش از بدهی بانکها به مشتریان می باشد .


ادامه مطلب.....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.
  • کل صفحات:2  
  • 1
  • 2
  •   

همه پیوندها