قتل سزاى به ستم كشتن
ساری , گاهنوشته های محمود زارع(مکافات عمل)
بعضى از ثقاه اخیار، یعنى حاج یوسف خان بن سپهدار طاب ثراه ، كه یكى از كاركنان سپهدار گفت كه :
من در بعضى سفرها در اثناى راه سواره عبورم بر شخص سید پیاده اى افتاد. چون آن سید مرا دید مانند خائفى به ملاقات من مامون گردید. و با آنكه او پیاده بود و من سواره با من همراه شد و در جلو اسب من افتاد و روانه گردید. چون این حالت را در او دیدم ، یقین كردم كه با او از طلا و نقره چیزى هست ، والا این قدر از تنها روى خائف نبود.


بقیه در ادامه مطلب .....


توجه: استفاده از تصویر برای سایتها و وبلاگها بدون انجام تغییر آزاد است؛ کپی برداری از متن با ذکر نام و درج لینک بلامانع میباشد. برای تبادل لینک بعد از برقرای لینک تارنمای ما؛اطلاع دهند تا بررسی شود.